نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله سازمانهای کامیاب امروز سازمانهای یادگیرنده و دانش آفرین

اختصاصی از نیک فایل دانلود مقاله سازمانهای کامیاب امروز سازمانهای یادگیرنده و دانش آفرین دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله سازمانهای کامیاب امروز سازمانهای یادگیرنده و دانش آفرین


دانلود مقاله سازمانهای کامیاب امروز سازمانهای یادگیرنده و دانش آفرین

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word
تعداد صفحه:224

فهرست مطالب :

سازمانهای کامیاب امروز. ۵
سازمانهای یادگیرنده و دانش آفرین. ۵
سازمانهای یادگیرنده. ۶
ویژگیهای سازمانهای یادگیرنده. ۹
فصل پنجم. ۲۹
مدیریت کیفیت فراگیر. ۲۹
مقدمه: علما و مشاهیر TQM کیستند؟. ۲۹
ده فرمان TQM… 30
معیارهای مدیریت کیفیت فراگیر (TQM) 32
معیارها: ۳۲
معیار اول: حمایت و رهبری مدیریت عالی سازمان: ۳۲
معیار دوم: برنامه ریزی استراتژیک.. ۳۳
معیار سوم: تمرکز بر روی مشتری (مشتری مداری): ۳۴
معیار چهارم: شناسایی و آموزش کارکنان: ۳۴
معیار پنجم: توانمندسازی (قدرتمندسازی) کارکنان و کار تیمی: ۳۵
معیار ششم: اندازه گیری و تجزیه و تحلیل کیفیت: ۳۶
معیار هفتم: بیمه کیفیت.. ۳۶
معیار هشتم: پیامدهای بهبود کیفیت و بهره وری: ۳۷
مدیریت کیفیت فراگیر (TQM) در آموزش و پرورش… ۳۹
مفاهیم اصلی مدیریت کیفیت فراگیر (مکف) ۴۰
مفاهیم قابل کاربرد مکف در آموزش و پرورش… ۴۵
تعریف مدیریت کیفیت فراگیر. ۴۷
نظریه اقتضا: ۴۹
سبک رهبری اثر بخشی از دیدگاه فیدلر. ۵۲
سبک رهبری اثر بخش از دیدگاه هرسی و بلنچارد. ۵۲
رهبری اثر بخش از دیدگاه هریسون. ۵۲
سیستم باز و بسته. ۵۴
سیستم بسته. ۵۴
سبک رهبری اثربخش از دیدگاه ادیزز. ۵۵
سبک رهبری اثربخش در شرایط تغییر و تحول. ۵۵
نیاز به راهبردهای اقتضایی.. ۵۸
وظایف مدیران آموزشی.. ۶۰
تحلیل در مورد (P.SDC.RB) در آموزش وپرورش… ۷۱
حالت خلاقیت و جریان سینکتیکس… ۷۸
فصل ششم: مطالعه موردی.. ۸۰
مقدمه: ۸۱
بیان مسئله. ۸۳
اهداف پژوهش… ۹۱
سوالات ویژه. ۹۲
بحث و نتیجه گیری.. ۹۳
محدودیتهای تحقیق. ۹۵
پیشنهادات.. ۹۶
پرسش های اساسی پژوهش: ۱۰۲
نتایج پژوهش: ۱۰۴
بحث و نتیجه گیری: ۱۰۶
پیشنهادهایی برای مدیران و مسئولان آموزشی: ۱۰۹
فصل هفتم. ۱۱۴
(نقش کلیدی دانش و معرفت در مدیریت آموزشی) ۱۱۴
نقش مدیر در نوآوری های آموزشی.. ۱۱۴
فناوری آموزشی در آموزش فناوری.. ۱۲۶
بررسی ویژگی های استفاده از سیستم های آموزشی به کمک رایانه در آموزش فناوری.. ۱۲۶
مقدمه ای بر علم و فناوری.. ۱۲۷
نگاهی به سیستم های آموزش به کمک رایانه. ۱۳۲
کاربرد ضبط ویدئویی در تحقیقات آموزشی.. ۱۴۴
قابلیت اتکا و درجه صحت ضبط ویدیویی.. ۱۵۳
استقرار دستاورد کیفیت SAQA بر حسب الگوهای QMS برتر. ۱۵۶
بحث مدیریت کیفیت.. ۱۵۶
مدیریت کیفیت کل (TQM) 157
تطابق با ویژگی ها (CTS) 160
SAQA، NQF و کیفیت.. ۱۶۲
توضیح معیارهای مرکزی.. ۱۶۸
معیار ۲: سیستم های مدیریت کیفیت.. ۱۷۳
فصل نهم. ۱۷۷
چه ارتباطی بین مدیریت آموزشی و الگوی کاوشگری در تدریس وجود دارد؟. ۱۷۷
دو دیدگاه متفاوت در مورد فرایند تولید و آموزش علوم. ۱۷۸
حل مساله به عنوان یک نظریه آموزش و یادگیری پویا ۱۸۴
بخش اول. ۱۹۰
روشهای گردآوری اطلاعات: ۱۹۰
از چه طریق اطلاعاتتان را تجزیه و تحلیل می کنید؟. ۱۹۲
ضرورت تحقیق و پژوهش… ۱۹۳
نتیجه گیری و پیشنهاد برای مدیران آموزش و پرورش… ۱۹۵
مقدمه. ۱۹۹
تعریف مدیریت آموزشی.. ۲۰۱
مشهورترین تعاریف مدیریت.. ۲۰۱
تعاریف مربوط به مدیریت آموزشی.. ۲۰۳
تعریف مدیریت آموزشی.. ۲۰۵
ویژگی یک مدیر موفق: ۲۰۸
تحقیق بنیادی: ۲۱۰
تحقیق کاربردی.. ۲۱۱
منابع و مراجع برای انتخاب موضوع تحقیق. ۲۱۱
تئوری سیستمی مدیریت.. ۲۱۳
اصل اول – آگاهی استفاده از زمان. ۲۱۳
اصل دوم – قانون ۸۰ روی ۲۰٫ ۲۱۴
اصل سوم – حسابداری زمان. ۲۱۴
اصل چهارم – انجام هر کار در زمان خود. ۲۱۴
اصل پنجم – اولویت بندی امور اجرایی.. ۲۱۵
اصل ششم – برنامه ریزی استفاده از زمان. ۲۱۵
اصل هفتم – مدیریت اجرای برنامه. ۲۱۶
اصل هشتم – کنترل زمان. ۲۱۶
سازماندهی زمان کار. ۲۱۹
سازماندهی زمان از طریق مشارکتی.. ۲۲۱
سازماندهی زمان از طریق اشتغال مشارکتی.. ۲۲۲
سازماندهی زمان از طریق کار دوره ای.. ۲۲۲
سازماندهی زمان کار بر حسب ساعت کاری انعطاف پذیر. ۲۲۳
سازماندهی زمان کار بر حسب هفته. ۲۲۴

چکیده :

تعریف سازمان عبارت است از کوشش جمعی و عمدی عده ای از افراد بر اساس روابط منظم و منطقی برای رسیدن به هدف مشترکی که هر یک از افراد به تنهایی از رسیدن به آن عاجزند با یکدیگر همکاری و مساعدت می نمایند.
سازمانهای یادگیرنده سازمانهایی هستند که در آنها افراد به طور مستمر تواناییهای خود را افزون می سازند تا به نتایجی که مدنظر است دست یابند، جایی که الگوهای جدید تفکر رشد می یابند، اندیشه های جمعی و گروهی ترویج می شوند و افراد چگونگی آموختن را به اتفاق هم می آموزند.
سازمانهای یادگیرنده را به تعبیری دیگر می توان سازمانهای دانش آفرین نامید، سازمانهایی که در آنها خلق دانش و آگاهیهای جدید، ابداعات و ابتکارات یک کار تخصصی و اختصاصی نیست، بلکه نوعی رفتار همگانی و روشی است که همه اعضای سازمان بدان عمل می کنند. به عبارت دیگر سازمان دانش آفرین سازمانی است که هر فردی در آن انسانی خلاق و دانش آفرین است. در این سازمان تفکر، بحثهای جمعی، و کشف نظریات و افکار نو تشویق می شوند و نوآوران پرورش می یابند.
سازمانهایی با چنین ویژگیها و خصوصیات سازمانهایی آرمانی و خواستنی هستند، اما چگونه می توان به چنین سازمانهایی دست یافت و چطور می توان چنین سازمانهایی را طراحی و ایجاد نمود؟ چه برنامه ها و سیاستهایی باید اعمال شوند تا سازمانها به این وضعیت مطلوب انتقال یابند؟
آنچه در مورد این سازمانها ارائه شده بیشتر جنبه فلسفی و نگرشهای کلی داشته و کمتر به جنبه های عملی و کاربردی اشاره گردیده است. در مورد تعریف این گونه سازمانها بطور عملی و کاربردی تعریفی وجود ندارد، از نظر مدیریت رهنمود های روشن و صریحی بیان نشده و از نظر ابزار سنجش و ارزیابی این گونه سازمانها نیز وسیله ای در دست نیست. با توجه به ابهامات ونارساییهایی که موضوع سازمانهای یادگیرنده را احاطه کرده است، در این مقاله کوشش شده تا ضمن تشریح مفاهیم و موازین عملی و کاربردی آنها نیز حتی المقدور تبیین و ارائه گردد.
سازمانهای یادگیرنده
یادگیری را به گونه مختلف تعریف کرده اند، اما در تمامی این تعاریف تغییر رفتار به عنوان اساسی ترین رکن قلمداد گردیده است. یادگیری فرایندی است که در آن رفتارها و پندارهای افراد تغییر می یابد و به گونه های دیگر عمل می کنند. بدین ترتیب فرایند یادگیری هنگامی تحقق می یابد که تغییری در رفتارها و عملکرد افراد مشاهده شود.
گاهی مستقیما قابل مشاهده اند و گاهی به طور غیر مستقیم احساس می شوند از این رو تغییر در ادراکات، نحوه تفکر و به خاطر سپردن و تشخیص افراد هم در دایره آثار یادگیری قرار می گیرد.
سازمان یادگیرنده نیز در فراگیری از همین تعریف تبعیت می کند، بدین معنی که چنین سازمانی در طول زمان تغییر می کند و عملکرد هایش متحول می شوند. سازمان یادگیرنده سازمانی است که عملکردهایش پس از طریق آگاه کردن بهتر، بهبود می یابد و اصلاح می شود و از طریق فرایند ارتباط دامنه رفتارهای بالقوه اش را تغییر می دهد و تأثیر می بخشد.  سازمان ها زمانی یادگیرنده و دانش آفرین شمرده می شوند که بتوانند استنباطاتی را از تاریخ و تجربیات خود را بخاطر بیاورند و آنها را به صورت کاربردی راهنمای رفتارهایشان قرار دهند
یادگیری سازمانی فرایند یافتن خطاها و اشتباهات و رفع و اصلاح آنهاست. یادگیری سازمانی از طریق مشترک و همذهنی، الگوهای ذهنی و دانش، ایجاد می شود و بر تجربه و آگاهیهای گذشته و رویدادهای پیشین استوار است. همان گونه که از این تعاریف استنباط می شود یادگیری سازمانی فرایندی است که با کسب دانش و بهبود عملکرد در طرق مختلف رخ می دهد. به طور کلی می توان سازمان یادگیرنده را سازمانی دانست که در ایجاد، کسب، انتقال دانش مهارت داشته و تغییر و اصلاح رفتارهایش به کمک آگاهیهای جدید مکتسبه عمل کند. در این تعریف از سازمان یادگیرنده، ایجاد و خلق و نوآوری و خلاق بودن رکن اساسی را تشکیل می دهد. اما آفرینندگی و کسب دانش به تنهایی برای آنکه سازمانی یادگیرنده شود، کافی نیستَ، بلکه سازمان باید بتواند آن دانش را در رفتارها و عملکردهایش بکار گیرد و بهبود و اصلاح فعالیتهایی که به کمک آنها میسر سازد. به عنوان مثال امروزه در اغلب دانشکده های مدیریت مغرب زمین مدیریت کیفیت جامع تدریس و روشهای مختلف آن به عنوان دانش و آگاهی در سازمان آنها موجود است، اما دانشکده هایی که از آن در فعالیتهایشان نام می برند، معدود و انگشت شمارند. سازمانهای مشاوره ای روشهای مختلف مدیریت نوین و سازماندهی جدید را به خود عرضه می کنند و این بدان معناست که آنها از این شیوه ها آگاهند، ولی سازمانهای خود آنها عموما از تشکیلاتی قدیمی استفاده می کنند.
سازمانهای موفق و کامیاب امروز، سازمانهایی هستند که دانش جدید را خلق یا کسب کرده و آن را به طرق و شیوه های کاربردی برای بهبود فعالیتهایشان تبدیل نموده اند. آنها از شیوه های نو و خلاق برای اصلاح ساختار و عملکردشان بهره گرفته و از این رو می توانند برای ما سرمشق و الگو باشند.
ویژگیهای سازمانهای یادگیرنده
شاید با توصیف ویژگیها و خصوصیات سازمانهای یادگیرنده بتوان شمه کاملتری از این نوع سازمانها بدست داد و آنها را بهتر شناخت. سازمان یادگیرنده سازمانی است که به عنوان یک کل و مجموعه هماهنگ یاد می گیرد و پیش می رود. او خود راه را می یابد و جلو می رود، از تجربه ها همچون انسانی خردمند پند می آموزد و مسیر خود را تصحیح می کند. کسی او را کنترل نمی کند و مهارش را به این سو و آن سو نمی کشاند، سازمان یادگیرنده خود کنترل و خود فراگیرنده است و مسیر خویش را می یابد و به سوی هدف پیش می رود.
سازمان یادگیرنده درد و عشق آموختن دارد - سازمان یادگیرنده نیاز به آموختن را احساس می کند و در پی یادگیری است. سازمان یادگیرنده همچون انسانی است که به علت نیاز شوق آموختن دارد. سازمان اگر احساس کند که برای بقا، برای ادامه حیات و برای رشد در یک محیط مشحون از رقابت و تلاش باید بیاموزد، مسلما به دنبال یادگیری روانه خواهد شد و اگر چنین نیازی را احساس نکند انگیزه ای برای آموختن نخواهد داشت. سازمانی که حیاتش وابسته به بودجه ای است که به طور ثابت دریافت می کند، سازمانی که رقابتی را احساس نمی کند، سازمانی در قبال مسئولیتی که بر عهده دارد از نظر عملکردها مورد سوال قرار نمی گیرد، سازمانی که ارزیابی نمی شود و از حمایتی غیر منطقی برخوردار است نیازی به یاد گرفتن نخواهد داشت و در پی آموختن نخواهد رفت. بنابراین برای آنکه سازمانهایی یادگیرنده داشته باشیم باید آنها را در محیطی رقابت آمیز رشد دهیم و با دادن استقلال عمل به آنها محیطی فراهم آوریم تا موسسات خود را بیابند و خود اتکا شوند. سازمانها باید دائما تحت ارزیابی باشند و عملکردهایشان وارسی شود، در قبال مسئولیتی که بر عهده دارند مستمراً مورد پرسش قرار گیرند و هیچ سازمانی بیهوده حمایت نشود. در چنین فضایی سازمان درصدد یادگیری برخواهد آمد و برای حفظ خود می آموزد و آموخته هایش را بکار می گیرد، این سازمان در آموختن خودانگیز خواهد بود و عشق آموختن در آن درونی خواهد شد.
سازمان یادگیرنده با مشکلات مأنوس و خوگیر نمی شود - سازمان یادگیرنده حساس و هشیار است. به محض آنکه مشکلی را حس کرد در پی رفع آن بر می آید و برای هر مسئله ای راه چاره ای جستجو می کند. به دنبال راه حلهای نو تکاپو می کند و مشکلات را به عنوان تقدیر محتوم تلقی نمی کند و نمی پذیرد. برخی از سازمانها چنان با مشکل مأنوس و مألوف می شوند که بتدریج آن را طبیعی می پندارند و از احساس مشکلات قاصر و ناتوان می گردند. سازمانی با این خصوصیت هیچگاه یادگیرنده نخواهد شد و آرام آرام بدون آنکه احساس کند به سراشیبی سقوط و نزول خواهد افتاد. سازمان یادگیرنده باید ساز و کارهای هشداردهنده را در خود تقویت کند به طوری که قادر باشد مشکلایت را که به طور بطی و تدریجی به درون سازمان رخنه می کنند شناسایی کند و با آنها به مقابله برخیزد. سازمان یادگیرنده باید مشکلات را دریابد و بتواند آنها را ریشه یابی و تحلیل کند. نشانه های مشکل که مکانیسمهای هشداردهنده آنها را حس می کنند در حکم عوارض و رویه های مشکل می باشند در حالی که سازمان برای حل آنها نیاز به شناخت ریشه ها و اصل مشکلات دارد. از این رو سازمان یادگیرنده باید بتوانند احساس و سپس ادراک نماید، بدین معنی که عوارض را دریابد و ریشه ها و علت العلل آنها را شناسایی کند. گاهی وقتها احساس مشکلات لازم است مدیران خود را به جای مشتریانشان قرار دهند یا از دریچه چشم کارکنانشان به سازمان نگاه کنند باید سازمان را از نزدیک تجربه کنند و ضعفها و قوتهای آن را واقع بینانه دریابند.
سازمان یادگیرنده کارکنانی یادگیرنده و خلاق دارد – سازمان از طریق کارکنان و اعضایش تحقق می یابد. اگرچه یادگیری افراد برای یادگیری سازمانی کافی نیست، اما شرط لازم سازمان یادگیرنده کارکنان و یادگیرنده است. در سازمانهای یادگیرنده باید افراد به توانمندیهای خود واقف شوند و آنها را توسعه و بهبود بخشند و خود را غنی و غنی تر سازند. در همه انسانها نیروهای خلاقه شگفت آوری نهفته است که اگر بتوانیم آنها را بشناسیم سازمان از این نیروها بهره بسیاری خواهد برد. هر گاه انسانی تواناییها و استعدادهایش را شناخت و به رشد و توسعه همت گماشت به طور دائم فرا می گیرد و خلاق و آفریننده میگردد. از چنین انسانهایی است که سازمان یادگیرنده ایجاد می شود و سازمان رشد یافته و خلاق فراتر از انسان دانش آموخته و ماهر است. چنین فردی واکنشی عمل نمی کند، بلکه فعال و آفریننده و صرفا منفعل از محیط و پاسخگو به شرایط نیست بلکه محیط می سازد و آن را در جهت هدفهای خود تغییر می دهد و سازگاری با محیط، محیط را با خود سازگار می کند. زمانی که چنین انسانهایی در سازمان پرورش یافتند و چهره سازی آنان شکل یافت، گام مهمی در یادگیری سازمانی برداشته شده است. انسانهای یادگیرنده خلاق روح سازمان و انسانهای خلاق محیط متحول را می شناسند و از تغییرات مستمر آن به نفع اهداف خود بهره می گیرند. یادگیری در این میان انتقال اطلاعات و گردآوری داده ها نیست، بلکه توسعه تواناییها و آموختن مولد و پویاست.
انسانهای خلاق و فراگیرنده در یک فرایند دائمی یادگیری زندگی می کنند، آنها می آموزند و تجربه می کنند و با دانستن ارضا می شوند. برای آنان یادگیری و آگاه شدن هدف مقدسی محسوب می شود و نفس یاد گرفتن بر ایشان لازم است. انسانهای خلاق می آموزند که چگونه تغییرات و تحولات را بپذیرند و از آنها بهره برداری کنند. مقاومت در برابر دانش زیبنده انسانهای نوآور و خلاق نیست. هر پدیده نو انسان فراگیرنده را به اندیشه وامی دارد و او از هر حادثه ای تجربه می آموزد. خلاصه آنها تلاشها در سازمان یادگیرنده در جهت توسعه و رشد کارکنان و پروش انسانهای خلاق و فراگیرنده است. رشد اعضای سازمان تعالی سازمان و نیل به اهداف آن را بهمراه دارد و بدون اعضای شایسته، سازمان پیشتاز بوجود نخواهد آمد.
سازمان یادگیرنده از الگوی ذهنی پوینده ای برخوردار است - سازمان یادگیرنده باید به ساز و کار آشنا باشد تا الگوهای ذهنی خود را نسبت به مسائل شناسایی کند و آنها را دائما مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد. شکست سازمانها عدم سازگاری الگوی ذهنی آنها با واقعیات محیطی است. الگوی ذهنی سازمان نحوه نگرش و تحقق سازمان را نشان می دهد. این الگو چگونگی برخورد سازمان با مسائل پیرامونی خود را مشخص می سازد و توفیق سازمان را در آینده رقم می زند. ممکن است الگوی ذهنی سازمانی نسبت به مشتریانش «عدم اعتماد» باشد یا الگوی ذهنی سازمان دیگری «اعتماد و اطمینان به مشتریان» باشد. هر یک از این دو الگوی ذهنی رفتارهای خاص بوجود می آورند و هر یک از این دو سازمان عملکردهای خاصی را از خود بروز می دهند. الگوهای ذهنی می توانند موجب پیشرفت و رشد سازمان باشند و همچنین قادرند سازمان را به ورطه نیستی بکشانند. الگوهای ذهنی عوامل قدرتمند و نافذی در رفتارها و عملکرد سازمان می باشند و با تغییر این الگوها عملکردها نیز دستخوش تغییر و دگرگونی می شوند. یک پدیده واحد و یک اتفاق یکسان از سوی دو سازمان با دو الگوی ذهنی متفاوت، به طور مختلف درک می شود و واکنش های متفاوتی را ایجاد می کند.
سازمانها برای رشد و ترقی در دنیای متحول و دگرگون شونده امروز نیازمند شناخت، ارزیابی و تعدیل و تکمیل الگوهای ذهنی خود هستند. برای نمونه، کارخانه های اتومبیل سازی در برخی از کشورها با این الگوی ذهنی که مشتریان خواهان اتومبیلهای شیک و بزرگ هستند، شروع به کار نمودند و در کار خود موفق هم بودند اما از آنجایی که این الگوی ذهنی نمی توانست دائماً پاسخگوی محیط باشد با تغییر الگوی مصرف مشتریان کارخانه های مذکور بازار خود را از دست دادند در همین ایام کارخانه های خودروسازی با الگوی ذهنی متفاوت که کم مصرف بودن، ارزان بودن و کوچک بودن خودروها را اولویت مشتریان قلمداد می کردند بازار را بخود اختصاص دادند.
برای آنکه سازمانها موفق باشند، لازم است الگوهای ذهنی واقع بینانه ای داشته باشند، آنها را با اطلاعات بروز درآورند و بکوشند تا پویایی و انعطاف آنها همواره حفظ گردد. برای سازمان هیچ چیز خطرناکتر از الگوی ذهنی خشک و غیر قابل انعطافی نیست که دنیای پیرامون خود را از یاد برده باشد. نکته دیگر در مورد الگوهای ذهنی، هماهنگی آنها با آینده ها و در نظر داشتن وقایع و اتفاقاتی است که امکان وقوعشان در آینده متصور است.
برای سازمانها این خطر وجود دارد که با گذشت زمان بتدریج شیفته الگوی ذهنی خود شوند و در تغییر و تکامل آن قدمی برندارند و آخرالامر نیز با الگوهای نامناسب به نابودی کشیده شوند. در یکی از شرکتهای بزرگ نفتی برای برنامه ریزی گروهی ستادی تشکیل می شود، این ستاد از شیوه برنامه ریزی سناریوها برای کار خود استفاده می کند، اما این سناریوها برای مدیران ارشد شرکت عملی تشخیص داده نمی شود و از آنها استقبال نمی کنند. ستاد برنامه ریزی که رشد و پیشرفت آینده شرکت را در گروه تغییر ذهنیتهای سنتی مدیران می داند، از مدیران می خواهد شرایطی را که در آینده برای ادامه کار موفق آنها لازم است توصیف کنند. نکته جالب آن است که مدیران به بیان شرایطی می پردازند که با توجه به شرایط آینده برای ستاد برنامه ریزی به مثابه افسانه های کودکان است. آنها چنان به الگوهای ذهنی سنتی خود دلبسته بودند که واقعیات را نمی دیدند و یا نمی خواستند ببینند. آنها تصور می کردند که تجارت نفت در آینده نیز همانند گذشته خواهد بود و این الگوی ذهنی خطا در صورتی که برنامه ها را شکل می داد مسلما به نتایج مثبتی  منجر نمی شد. ستاد برنامه ریزی کار تغییر الگوی ذهنی مدیران را به کمک جلسات بحث و گفتگو و با بیان شرایط آینده آغاز کرد. در این جلسات به مدیران گفته می شد که باید خود را برای آینده ای آماده کنند که در آن تغییر و بی ثباتی قیمتها امری اجتناب ناپذیر است، آینده ای که در آن نرخ رشد پایین خواهد بود و کمبود عرضه امری طبیعی است. البته مدیران به راحتی از الگوهای ذهنی قبلی خود دست نمی کشیدند، ولی ستاد برنامه ریزی موفق شد الگوهای جدید ذهنی را مطرح کند و به همین دلیل موجبات موفقیت شرکت را بین سایر رقبا فراهم ساخت.
سازمان یادگیرنده تجربه و علم را بکار می گیرد - سازمان یادگیرنده از تجربه های خود پند می گیرد، اما صرفا بر تجربه ها متکی نیست. تاکید بیش از حد بر تجربه های گذشته از سر ساده اندیشی و زودباوری است و سازمان فعال سازمانی است که علم را بر تجربه مقدم می دارد و از آمیختن این دو با هم بیشترین نتیجه را می گیرد. منابع و امکانات سازمان پردازش و محدودند، هیچگاه مصلحت نیست با تجربه و خطا سازمان یاد بگیرد، این یادگیری بسیار پرهزینه است و کارکرد سازمان را مبهم می سازد. اگر تصمیم گیریها در سازمان صرفا بر اساس تجربه و خطا صورت پذیرد، ممکن است سازمان رو به نابودی کشانده شود. سازمان باید به کمک دانش و تخصص افراد خود گزینه های موفق در آینده را برآورد کند و با تجربه ها و زمینه های گذشته به تصمیمی بخردانه دست یازد. استفاده از دانش در تصمیم گیریهای سازمانی به سازمان دقت و هزینه های کمتر ارزانی می دارد و بکارگیری تجربه ها، تصمیمات متخذه را واقع بینانه و هماهنگ با محیطهای سازمان می سازد. دانش و علم روزنه هایی به آینده می گشاید و تجربه ها پندهای گذشته را برای سازمان مرور می کنند و با این دو تصمیم های لازم اتخاذ شود.
سازمان یادگیرنده علت مشکلات را در خود جستجو می کند- اغلب انسانها تمایل به آن دارند و ناکامی و شکستهای خود را به عوامل خارجی و غیر قابل کنترل نسبت دهند و موفقیتها را حاصل تلاش و عملکرد خود نشان دهند که این گرایش موجب می شود تا انسان علل مشکلات را در خارج از خود جستجو کند و خود را بری از هرگونه کاستی و ضعف فردی بداند و هیچگاه ارزیابی درستی از تواناییها و ضعفهای خود نخواهد داشت و مالاً انسان موفقی نخواهد بود. سازمان یادگیرنده دچار این مشکل می شوند، بدین ترتیب که مسائل و مشکلات را به عوامل غیر قابل کنترل و خارج از سازمان نسبت می دهند و در هر مشکلی سازمان را از قصور و سستی تبرئه می کنند. این گونه برخوردها موجب می شود هیچگاه علل مشکلات در سازمان و عملکردهای آن جستجو نشود و تحلیل درستی از مسائل و ضعفهای سازمان بعمل نیاید. سازمان یادگیرنده  در زمان بروز هر مشکلی به بررسی نقش خود در ایجاد و حل آن مشکل بپردازد و بدون جهت گیری تعصب آلود مشکل را مشخص کند. چنین سازمانی به ضعفهای خود پی خواهد برد و درصدد رفع آنها برخواهد آمد. اگر سازمان نقصها و کاستیهای خود را نپذیرد هیچگاه یادگیرنده نخواهد شد. سازمان یادگیرنده  باید کمبودها را شناسایی کند و برای رفع و جبران آنها مجهز شود و آماده شدن همان یادگیری و آموختن است در حالی که اگر سازمان مشکلات را به عوامل خارجی از خود منتسب نکند مشکلی نمی بیند تا به رفع آن بپردازد و انگیزه و رغبتی به آموختن پیدا نمی کند. سازمانی که ضعف خود را در پیش رو می بیند مسائل اقتصادی را به بی ثباتی بازار نسبت می دهد، سازمانی که ناتوانی خود در برآورد درست شرایط تکنولوژیک می بیند به ضعف خارق العاده صنعت مربوط می سازد و سازمانی که به  بی خبری خویش از ارزشها و هنجارهای اجتماعی را به دگرگونی اوضاع منتسب می سازد، هیچگاه یادگیرنده نخواهد شد، زیرا هیچگاه نقصی در خود نمی بیند که به رفع آن همت گمارد.
سازمان یادگیرنده یادگیری گروهی را تسهیل و ترغیب می کند - سازمان یادگیرنده با استفاده از مباحثه و مناظره یادگیری گروهی را ترویج و در سازمان استمرار می بخشد. باید به گروههای سازمانی تفهیم شود که تلاشهای آنان به عنوان یک گروه بیش از جمع مساعی تک تک آنهاست. گروههای هماهنگ و منسجم می توانند یاد بگیرند و یادگیری آنان نیرویی شگفت آور برای رشد و پیشرفت سازمان ارزانی می دارد. گروهها برای یادگیری جدی مباحثه و گفتگو داشته باشند، بحث و گفتگو موجب می شود تا افراد گروهها از برداشت دیگران نسبت به اندیشه های خود آگاه شوند. بحث و گفتگو زبان مشترکی را میان اعضای گروه ایجاد می کند و از تفاوتها و افتراقهای بین آنان می کاهد. بحث و گفتگو تجربه ها و دانش افراد را به یکدیگر انتقال می دهد و مجموعه ای از تجربه و دانش ایجاد می کند و روابط میان اعضا را استحکام و توازن می بخشد. برای آنکه مباحثه ثمربخش گردد، باید اعضا پیشفرمهای خود را به کنار نهند و با ذهنی باز به مباحثه بنشینند. این بدان معنی نیست که از نظریات خود چشم بپوشند، بلکه باید از نگرشهای خود آگاه باشند و بتوانند مدتی آنها را به حالت تعلیق درآورند. در چنین حالتی لازم نیست اعضا نسبت به نظریات خود حساسیت نشان دهند و از آنها دفاع کند، بلکه در محیطی آرام نظریات سیلان پیدا می کند و آزادانه رد و بدل می شوند. نکته دیگر در ثمربخش شدن مباحثه نحوه نگرش افراد به یکدیگر است. در گروهی که به بحث می نشینند اعضا باید یکدیگر را همتا و همکار بپندارند و رابطه زیردست و زبردست به کنار گذشته شود. ما با همکاران و دوستان خود خیلی راحت تر از زیردستان و فرادستانمان ارتباط برقرار می سازیم و بحث می کنیم. به همچنین اگر اعضای گروه یکدیگر را دوست و همکار ببینند مسلما مباحثه ای آزادتر و پربارتر بین آنان جریان پیدا خواهد کرد. اگرچه این مسئله ساده به نظر می آید اما در عمل بسیار مشکل است زیرا افراد خود را در سطوح مختلفی احساس می کنند و این نابرابری در سطوح موجب اختلال در بحث می گردد. حرمت بیش از حد به نظریات بالادست و ترس از او موجب می شود زیردست به بحث واقعی نپردازد و سلطه بالادست بر زیردست سبب می شود تا ارتباطی آزاد بین آنان برقرار نگردد. سرانجام برای موثر بودن مباحثه باید فردی جلسه بحث را هدایت کند و اجازه ندهد اعضا از موضوع و زمینه اصلی خارج شوند. افراد عموما علاقه مندند راجع به چیزهایی که می دانند بحث کنند و این نکته مثبتی است. اما اگرآنچه آنها مایلند درباره آن سخن بگویند خارج از هدف جلسه باشد، هماهنگ کننده باید افراد را به سوی هدف و موضوع اصلی بحث هدایت کند. هماهنگ کننده بحث باید از توقف بحث نیز جلوگیری کند و نگذارد بحثها بدون نتیجه خاتمه یابد. هماهنگ کننده می باید افراد را به گفتگو و ارائه نظر ترغیب کند و نگذارد جلسه تحت تسلط یک نفر درآید و ضایعه گروه اندیشی بروز کند. البته پس از آنکه جلسات بحث تداوم یافت و اعضای گروه به فرایند مباحثه آشنا شدند نقش هماهنگ کننده کمرنگ می شود و گاهی جلسات بدون وی هم قابل برگزاری خواهد بود.
رکن دیگر یادگیری گروهی مناظره است. مناظره جزء لازم و مکمل مباحثه می باشد. در مناظره نظریات متفاوت بیان می شود و هر کسی از نظر خود در مقابل نظر مخالف دفاع می کند. بر خلاف مباحثه که کوشش می شد تا نظریات مطرح شده و به اعضای گروه انتقال یابد در مناظره سعی می شود تا نظریات ارزیابی شده و به تصمیمی منجر شود. در مناظره هدف اصلی جمع آوری دانش و اطلاعات نسیت، بلکه نقادی و صرافی نظریات و ارزیابی آنها به منظور دستیابی به نظر برتر است.
یک گروه یادگیرنده باید از مباحثه و مناظره اعضای خود با هم بهره گیرد و یادگیری گروهی را از این طریق عملی و میسر سازد. این کار باید منظما و به طور دائم انجام گیرد تا درکی عمیقتر از مسائل سازمان حاصل شود و گروههایی آگاه و نقاد پرورش پیدا کنند، گروههایی که می توانند سازمان یادگیرنده را بسازند. نکته مهم در مناظره ایجاد این فضا در جلسات است که هدف مناظره پیروزی یک طرف و شکست طرف دیگر نیست، زیرا اگر این چنین حالتی بر گروه چیره شود، نتایج مورد نظر به هیچ رو حاصل نخواهد شد. باید هدف جلسات مناظره رسیدن به تفاهم در مورد یک گزینه برتر باشد نه گزینه ای که مربوط به یک فرد است. باید شرایطی فراهم آید که در این جلسات افراد با نظریاتشان ارزیابی نشوند، بلکه نظرات جدا از یک تفاوت مورد ارزیابی قرار گیرد. نقش هدایت کننده جلسات برای تحقق این هدف در جلسات مناظره بسیار حساس و مهم است.

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سازمانهای کامیاب امروز سازمانهای یادگیرنده و دانش آفرین

دانلود تحقیق عبدالمالک ریگی

اختصاصی از نیک فایل دانلود تحقیق عبدالمالک ریگی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق عبدالمالک ریگی


دانلود تحقیق عبدالمالک ریگی

١ _ رهبر گروه تروریستی جند الله دستگیر شد .
 
٢ _ ریگی کیست؟  عبدالمالک ریگی احتمالا متولد سال 1358 است. "ریگی " یکی از قبایل بلوچستان است، مانند قبایلی چون براهوئی، مری، ناروئی، شهنوازی، کهرازهی، گمشادزهی، بارکزهی. او یکی از اعضای طایفه ریگی است.
عبدالمالک تحصیلات کلاسیک ندارد و تنها چند سال در یکی از حوزه های علمیه اهل سنت مشغول به تحصیل بوده که البته از آنجا نیز اخراج شده است. ریگی خودش را "خادم جندالله " میخواند. او دارای سابقه شرارت و یک مورد چاقو کشی بخاطر مسائل قبیله ای در داخل شهر زاهدان است و به همین خاطر مدتی هم زندانی شد اما بعد از آزادی خود را زندانی سیاسی معرفی نمود.
بنا به گفته خودش از سن نوزده سالگی اسلحه به دست گرفته و به عملیات تروریستی پرداخته است. گفته می شود ریگی پیش از آغاز فعالیت های تروریستی برای جلب حمایت علمای اهل سنت منطقه -که به مولوی ها مشهور هستند - نزد آن ها رفت اما آن ها برای حرفهایش اهمیتی قائل نشدند.
گزینه بعدی ریگی قاچاقچیان عمده مواد مخدر بودند. آن ها به دلیل اینکه علاقه داشتند جبهه تازه ای در برابر نیروهای انتظامی و امنیتی استان به وجود آید از ریگی استقبال کردند و با در اختیار گذاشتن اسلحه و پول به حمایت از او برخواستند.
به این ترتیب ریگی گروه خود را پایه گذاری کرد. گروهی که پس از نخستین حمله تروریستی نام "جندالله " را بر خود گذاشت. این گروه هدف اصلی خود را "دفاع ازحقوق ملی و مذهبی قوم بلوچ و اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان اعلام کرده " اما بسیاری از مردم غیر نظامی منطقه نیز قربانی عملیات تروریستی او و گروهش شده اند.
جندالله پس از مدتی نام "جنبش مقاومت ملی ایران! " را بر خود گذاشت. این تغییر نام نمایانگر تغییر حامیان و خط دهندگان اصلی به گروه ریگی بود. پس از این تغییر نام بود که صدا و عکس ریگی به بسامد برخی شبکه های تلویزیونی سلطنت طلب تبدیل شد . جالب اینکه یکی از مجریان این شبکه ها در مصاحبه های مکرر خود با ریگی او را "دکتر ریگی " نامید!
یکی از مجاری تبلیغاتی ریگی رادیو صدای بلوچ است که از استکهلم سوئد پخش می شود. گروه ریگی علاوه بر آن بارها از شبکه العربیه که مالک اصلی آن حاکمان عربستان سعودی هستند به عنوان بلندگوی تبلیغاتی خود استفاده کرده است. این شبکه در اقدامی بحث بر انگیز تصاویر کشته شدن مرزبانان به گروگان گرفته شده ایرانی را پخش کرد. العربیه پیش از آن اقدام مشابهی را نیز در مورد گروگان های غربی اسیر القاعده انجام داده بود.گروه "جندالله " در سال 1384 شمسی 9 مرزبان ایرانی رابه گروگان گرفت و در قبال آزادی آنها خواهان آزادی برخی از اعضای گروه خود شد که در دادگاه های انقلاب به عنوان مفسد فی‌الارض به اعدام محکوم شده بودند.
جندالله همچنین در حمله ای که بعدها به کشتار تاسوکی معروف شد 21 تن از مردم غیر نظامی را به قتل رساند.
دربهمن ماه سال 1385 شمسی شهر زاهدان شاهد انفجار بمب هایی بود که هدف آنها اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان بودند. در این بمب گذاریها یازده تن از پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند.
ریگی همچنین باصدای آمریکا مصاحبه داشته‌است. این مصاحبه از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران به دلیل حمایت علنی از تروریسم و نقض قرارداد الجزیره به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
اردیبهشت 1385 شانزده سرباز و پرسنل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در حمله اعضای جندالله به یک پاسگاه درسراوان به گروگان گرفته شدند. این گروه خواستار آزادی برادر عبدالمالک ریگی شد و دو تن از گروگانها را به شهادت رساند.

 

 

 

شامل 15 صفحه wrod


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق عبدالمالک ریگی

دانلود تحقیق تفاوت ولایت و وکالت چیست و آیا فقیه حاکم اسلامی وکالت دارد یا ولایت

اختصاصی از نیک فایل دانلود تحقیق تفاوت ولایت و وکالت چیست و آیا فقیه حاکم اسلامی وکالت دارد یا ولایت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق تفاوت ولایت و وکالت چیست و آیا فقیه حاکم اسلامی وکالت دارد یا ولایت


دانلود تحقیق تفاوت ولایت و وکالت چیست و آیا  فقیه حاکم اسلامی وکالت دارد یا ولایت

با توجه به ساختار ولایت و وکالت، چند تفاوت میان این دو عنوان وجود دارد:

1ـ در وکالت، وکیل طبق قرار دادهای طرفین، اقدام به انجام امور می نماید و وکالت تنها حقی بشری است اما در ولایت، علاوه بر حق بشری جنبة الهی آن مورد نظر است.

2ـ در وکالت، وکیل خود را ملزم می کند که از موکل خویش حمایت کند هر چند موکل او در موردی به خطا باشد. اما در مسألة ولایت، گر چه مردم به حاکم رأی می دهند و حکومتش را کار آمد می کنند اما با این حال حاکم علیه کسانی که مرتکب خطا شوند طبق مصلحتهای کلی اقدام می کند و در این موارد مردم حق عزل ندارند.

3ـ در یک کار می توان چند وکیل گرفت و در حکومت نمی توان چند ولی وحاکم تعیین نمود.

4ـ در وکالت می توان حتی کافر را وکیل قرار داد اما در ولایت حاکم نظام اسلامی حتماً باید مسلمان عادل باشد.

5ـ وکیل بر موکلان خود حق امر و نهی ندارد اما ولی حاکم حق امر و نهی دارد.

6ـ وکیل نمی تواند در اموریکه بر او واگذار شده به دیگری حق تصرف و اختیار بدهد اما حاکم می تواند در دایرة حکومت و ولایت خویش چنین اقدامی را انجام دهد و تصرف در برخی از امور را به دیگری تفویض نماید.

اما در ولایت فقیه باید گفت: اگر چه تحقق خارجی و اقتدار عینی ولی فقیه در اداره حکومت مشروط به پذیرش مردم است، اما مشروعیت ولایت فقیه پیش از پذیرش مردم ثابت بوده و این غیر از پذیرشی است که در عقد وکالت وجود دارد. زیرا شخص وکیل پیش از قرارداد وکالت حق مشروعی ندارد، بنابراین، همانگونه که بیعت مردم با پیامبر اسلام (ص) و امیرالمؤمنین u  در صدر اسلام قرار داد عقد وکالت نبود. رأی دادن به فقیه جامع الشرائط نیز پذیرش ولایت اوست نه عقد وکالت .

آیا قائل شدن ولایت مطلقه برای یک فقیه به معنای حکومت استبدادی نیست که یک فرد تمام امور حکومتی را دست داشته باشد؟ و آیا این خود نوعی حکومت دیکتاتوری نیست؟      

اوّلاً: ولایت مطلقه به معنای حاکمیت جبارانه وحاکمیت بی قید وشرط نیست به این معنی که ولی فقیه بدون قید و شرطی به دلخواه خویش ولایتش را اعمال می نماید چنانکه برخی ولایت مطلقه را به همین معنی گرفته وسعی در ارائه چهره ای دیکتاتور مآبانه از فقیه داشته اند.

بلکه ولایت مطلقه ولایتی است که مشروط به قوانین شریعت بوده و همه قوانین و اهدافی که خداوند در مسیر سعادتمندی جامعه و مردم بدان نظر دارد توسط حاکم اسلامی اعمال و اجرا می گردد.

ثانیاً: از شرائط مهم ولایت فقیه، عدالت وتقوا می باشد که به سبب برخورداری فقیه از چنین ویژگیها هرگز زمینه ای برای استبداد نخواهد بود بلکه به سبب همین عوامل قدرت، وسیله ای در جهت خدمت و تلاش در مسیر قسط و عدالت و آزادی و ارتقای معنوی و مادی بشر خواهد بود. به عبارت دیگر شخصیتی اخلاقی ولی فقیه خود مانع ظهور استبداد و دیکتاتوری می شود. (1)

بنابراین اگر روزی رهبری لغزش پیدا کند و از قدرت سوء استفاده نماید خود به خود معزول است.

(1)(اندیشه حوزه، شماره اول تابستان 78)

ثالثاً: همانگونه که رهبری توسط مجلس خبرگان به رهبری منصوب می شود. همان مجلس خبرگان بر عملکرد رهبر نظارت می کنند و در صورت از دست دادن شرایط رهبر توسط خبرگان برکنار می شود. پس با وجود چنین قوه نظارتی قوی، هرگز رهبر و ولی فقیه به دیکتاتوری و استبداد گرایش نمی یابد.

چرا در حکومت اسلامی حاکمیت از آنِ فقیه است آیا غیر فقیه (غیر روحانی) نمی تواند رهبر باشد؟

در حکومت اسلامی شرایطی که برای زمامدار و حاکم ضروری است ناشی از طبیعت طرز حکومت اسلامی است. پس از شرایط عامه مثل عقل و تدبیر دو شرط اساسی وجود دارد که عبارتند از: 1ـ علم به قانون 2ـ عدالت

1ـ چون حکومت اسلامی حکومت قوانین الهی است بنابراین حاکم باید احکام اسلامی و دستورات الهی را بداند و در این زمینه ضمن برخورداری از تخصص، قدرت استخراج احکام را از قرآن و روایات معصومین (ع) داشته باشد. که به چنین شخصی فقیه گفته می شود.

همچنین زمامدار و حاکم بایستی از کمال اعتقادی و اخلاقی برخوردار و عادل باشد و دامنش به معاصی آلوده نباشد. به عبارت دیگر کسی که می خواهد حدود الهی را جاری کند یعنی قانون جزای اسلامی را به مورد اجرا گذارد و متصدی بیت المال و خرج و دخل مملکت شود و خداوند اختیار اداره بندگانش را به او بدهد باید معصیت کار نباشد «سخنان مقام معظم رهبری روزنامه جمهوری اسلامی 28/2/1364» (و لا ینال عهدی الظالمین) بقره / 124

از آنجایی که حاکمیت از آنِ فقیه عادل است بنابراین شخص عادلی که فقیه باشد صلاحیت رهبری دارد. نه شخص عادل غیر فقیه. اگر چه عدالت او مورد تأیید باشد. چون عدالت در کنار فقاهت شرط ولایت می باشد.

چرا باید ولی فقیه حاکمیت داشته باشد و شخصاً در رأس حکومت و قدرت باشد آیا بهتر نیست رهبر نظارت کند؟ اساساً رابطة ولایت و قدرت چیست؟

براساس آنچه در باب مطلقه بودن ولایت یاد می شود نکته در خورتوجه این است که مطلقه بودن ولایت در تفکر اسلامی، جنبة ثبوتی حاکمیت است؛ یعنی مطلقه بودن لازمة جوهری و ذاتی در حکومت اسلامی و نوع حکومت است اما این مسئله کفایت نمی کند، بلکه باید این ولایت مطلقه جنبه اثباتی هم پیدا کند جنبه اثباتی قضیه منوط به دو مقوله قدرت و اختیارات است؛ یعنی حاکم اسلامی برای اعمال ولایت مطلقه باید از دو اهرم قدرت و اختیارات برخوردار باشد.

ولی فقیه تا دارای قدرت نباشد نمی تواند درعصر غلبه ایدئولوژیهای الحادی اهداف بنیادی شریعت اسلام را جامة عمل بپوشاند زیرا اجرای ولایت و صدور فرمانهای حکومتی نیاز به قدرت واختیارات اجرایی می باشد، که طبیعتاً‌ شخصی که صرفاً جایگاه نظارتی داشته باشد در کاستیها و انحرافات حکومتی جزتذکر لسانی قدرت دیگری ندارد. و این به مانند نداشتن ولایت است. لذا لازمة ولایت قدرت است. اما در حکومت اسلامی قدرت در دست حاکم اسلامی هدف نیست بلکه وسیله می باشد. که از آن به عنوان وسیله ای برای دستیابی به اهداف والای دین بهره برداری می نماید.وهمانگونه که امیرالمؤمنین u در نهج البلاغه می فرماید: خدایا تو می دانی، آنچه را که ما در صدد کسب آنیم هرگز برای ریاست و سلطنت و کسب اقتدار دنیوی نیست تا به وسیلة آن دنیای پست را به چنگ آوریم، بلکه برای این است که بیانهای روشن دینت را بنمایانیم و ایجاد اصلاح کنیم در شهرهای تو تا در پرتو آن مظلومان از بندگانت در امنیت قرار گیرند، و حدود تعطیل شده را اجرا کنیم تا به واجبات و مستحبات و احکامت عمل شود. (نهج البلاغه صبحی صالح ص78)

بنابراین هدف از حاکمیت و اقتدار ولی فقیه امنیت، سعادت ، عزّت، رفاه و عدالت وسیادت جامعه اسلامی و اجرای حدود الهی می باشد.

چرا رأی مردم به رهبری و انتخاب ولایت فقیه با واسطه انجام می شود؟ آیا بهتر نیست انتخاب رهبر مستقیماً به مردم واگذار شود؟

ازآنجایی که رهبر باید دارای شرایط ویژه و خاصی باشد. و سازو کار تحصیل آن شرایط دشوار می باشد. مثلاً مردم چگونه می توانند از بین فقها عدالت، تقوا و فقاهت آنها را کشف کنند. بنابراین شناخت وبدست آوردن شرایط ولی فقیه از عهده عموم مردم برخاسته نیست. چرا که انتخاب فقیه جامع الشرایط کاری دقیق و تخصصی است. بر این اساس جهت اطمینان بخش بودن انتخاب رهبر، قانون اساسی انتخاب یا انتصاب رهبر را به خبرگان واگذار نموده است اما همین خبرگان توسط مردم انتخاب می شوند. در واقع خبرگان وکیل مردم در انتخاب رهبر می باشند.ضمن اینکه انتخاب و رأی غیر مستقیم در بسیاری از کشورهای جهان مرسوم است.

چرا رهبری شورایی نیست ،آیا بهتر نیست شورایی مرکب از فقهای عادل امر رهبری را بر عهده گیرند؟

اوّلاً: شیوه رهبری شورایی در آیات وروایات مورد تأیید قرار نگرفته است. به عنوان نمونه از امام هشتم نقل شده است در پاسخ به این پرسش که چرا امام و رهبر باید یکی باشد و نمی تواند متعدد باشد؟ حضرت دلایل متعددی فرمودند: یکی آنکه اگر امام یا رهبر یکی باشد تدابیر گوناگون ندارد ولی دو نفر یا بیشتر نمی توانند در همه امور با هم اتفاق نظر داشته باشند…… و اگر هر دو اختلاف نظر داشته باشند. مشاجره و فساد به جامعه را می یابد. (عیون اخبار الرضا ج 2 ص56)

 

 

 

 

شامل 14 صفحه Wrod


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق تفاوت ولایت و وکالت چیست و آیا فقیه حاکم اسلامی وکالت دارد یا ولایت

مقاله در مورد معرفی و آشنایی با استان چهارمحال و بختیاری

اختصاصی از نیک فایل مقاله در مورد معرفی و آشنایی با استان چهارمحال و بختیاری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله در مورد معرفی و آشنایی با استان چهارمحال و بختیاری


مقاله در مورد معرفی و آشنایی با استان چهارمحال و بختیاری

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 12

 

معرفی و آشنایی با استان چهارمحال و بختیاری

موقعیت جغرافیایی

این استان با 16533 کیلومتر مربع وسعت از جمله مناطق کوهستانی جنوب غربی ایران محسوب می شود و بین 31 درجه و 40 دقیقه تا 42 درجه و 4 دقیقه عرض شمالی و 49 درجه و 32 دقیقه تا 51 درجه و 21 دقیقه طول شرقی گرینویچ قرار دارد.

مرکز استان (شهرکرد) با 2150 متر ارتفاع در میان مراکز استانها، بلندترین است (به همین سبب به بام ایران اشتهار یافته است) و در فاصله 520 کیلومتری تهران قرار دارد.

ویژگی های طبیعی

شکل طبیعی استان بر مبنای ارتفاعات میانی رشته کوه زاگرس استوار گشته است.

انباشت برف در ارتفاعات استان سبب شده معروفترین رودخانه های دایمی جنوب غربی و مرکزی ایران یعنی کارون، زاینده رود و دزاز ارتفاعات این استان سرچشمه گیرند.

فرونشست های بوجود آمده همزمان با حرکات زمین ساختی زاگرس و آب حاصل از ذوب برف کوههای بلند، تالابهای متعددی را در استان تشکیل داده است که زیستگاه انواع پوشش گیاهی- جانوری می باشد.

جنگلهای بلوط، زالزالک و برخی دیگر از گیاهان پهن برگ و نیز آبشار ها، غارها، چشمه سارهای با دبی آب فراوان، مناطق حفاظت شده، گردشگاهها و گردابها از دیگر عوامل طبیعی و اکوتوریسم استان محسوب می گردند.

در مجموع استان در حال حاضر دارای بیش از 250 جاذبه شناخته شده طبعیی، تاریخی و مذهبی می باشد.

جنگلهای استان

جنگلهای استان از نظر جغرافیایی در ردیف جنگلهای غرب و جنوب غرب کشور محسوب می شوند.

مساحت جنگلهای استان در حدود 307 هزار هکتار است و به صورت نواری از کوههای بازفت (شهرستان کوهرنگ) شروع و به ارتفاعات فلارد (شهرستان لردگان) ختم می شوند.

پنج منطقه بازفت، اردل، لردگان، دوراهان و فلارد کانونهای عمده جنگلهای استان هستند.

98 درصد پوشش عمده جنگلی را در این مناطق، بلوط غرب تشکیل می دهد.

دیگر گونه های جنگلی عبارتند از:

زبان گنجشک، پسته وحشی، زالزالک، گردو، کیکم، بادام، انجیر کوهی، سماق و..

ارتفاعات استان

کوههای یلند زاگرس به صورت نواری در تمام استان از شمال غرب تا جنوب شرق امتداد دارند. بطوری که 76 درصد مساحت استان را کوهها و تپه ها تشکیل می دهد.

معروفترین ارتفاعات استان زردکوه می باشد و مرتفعترین قله آن کلونجی نام دارد.

ارتفاعات زردکوه به دلیل یخچالها و شکل خاص مورد توجه کوهنوردان کشور است که در فصول مختلف به قلل آن صعود می کنند.

در مسیر صعود به ارتفاعات هفت تنان و شاه شهیدان سه جان پناه برای کوهنوردان احداث گردیده است.

جاذبه های طبیعی

تالاب چغاخورتالاب بین المللی و زیبای چغاخور با مساحتی حدود 2300 هکتار در دامنه ارتفاعات برآفتاب و کلار (3830 متر ارتفاع) در نزدیکی شهر بلداجی واقع گردیده است. این تالاب در مسیر جاده شهرکرد- خوزستان قرار گرفته و از شهرکرد 65 کیلومتر فاصله دارد.

فضای وسیع و هوای لطیف و چشم اندازهای بدیع همراه با آواز و پرواز پرندگان مهاجر و بومی این تالاب را در ردیف یکی از کانونهای مهم جذب گردشگری در استان قرار داده است.

ویژگی منحصر به فرد تالاب، زیست نوعی ماهی از خانواده گامبوزیا (ماهی گورخری) در این مکان است. بهترین فصول بازدید از این تالاب بهار و تابستان است. تالابهای گندمان و سولقان دیگر تالابهای دائمی استان می باشند که در نزدیکی این تالاب واقعند.

 

چشمه دیمه:چشمه دیمه، سرچشمه اصلی زاینده رود قبل از ایجاد تونلهای کوهرنگ، در ده کیلومتری چلگرد و در مجاورت روستای دیمه واقع گردیده است. آب این چشمه از گواراترین آبهای جهان است و خواص درمانی (جلوگیری از پوسیدگی دندان و درمان سنگ کلیه) نیز دارد.

در نزدیکی این چشمه کارخانه آب معدنی دیمه قرار دارد. که محصولات آن به خارج از کشور صادر می گردد و در بازار داخلی نیز وجود دارد. همچنین چندین کارخانه د یگر در دست احداث است.

مناظر زیبا و چشمگیر و فضاسازی های اطراف چشمه، این مکان را در ردیف زیباترین گردشگاههای شهرستان کوهرنگ قرار داده است.

بهترین فصول بازدید از این جاذبه بهار و تابستان است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


مقاله در مورد معرفی و آشنایی با استان چهارمحال و بختیاری

فایل فلش فارسی نوکیا nokia 2720a rm-519 ورژن 09.85

اختصاصی از نیک فایل فایل فلش فارسی نوکیا nokia 2720a rm-519 ورژن 09.85 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

موضوع :

فایل فلش فارسی نوکیا nokia 2720a rm-519 ورژن 09.85 

 

2720a.RM-519_09.85.zip 

تست شده و بدون اشکال

این فایل زبان فارسی را پشتیبانی می کند

میتوانید فایل را با لینک مستقیم دانلود نمایید

 


دانلود با لینک مستقیم


فایل فلش فارسی نوکیا nokia 2720a rm-519 ورژن 09.85