پاورپوینتی زیبا و جذاب در 35 اسلاید قابل ویرایش
پاورپوینت پیام آسمانی نهم درس 4 ( خورشید پنهان )
پاورپوینتی زیبا و جذاب در 35 اسلاید قابل ویرایش
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
رستم و سهراب
کنون رزم ویروس و رستم شنو دگرها شنیدستی این هم شنو
که اسفندیارش یک دیسک داد بگفتا به رستم که ای نیکزاد
در این دیسک باشد یکی فایل ناب که بگرفتم از سایت افراسیاب
چنین گفت رستم به اسفندیار که من گشنمه نون سنگک بیار
جوابش چنین داد خندان طرف که من نون سنگک ندارم به کف
برو حال می کن بدین دیسک هان! که هم نون و هب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش شتابان به دیدار رایانه اش
چو آمد به نزد مینی تاوراش بزد ضربه بر دکمه پاور اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مَر آن دیسک را در درایو اش گذاشت
نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت یکى لیست از نقشه دیسکت گرفت
در آن دیسک دیدش یکی فایل بود بزد اینتر آنجا و اِجرا نمود
کز آن یک دموشد پس از آن عیان ابا فیلم و موزیک و شرح و بیان
به ناگه چنان سیستمش کرد هنگ که رستم در آن ماند مهبوت و مَنگ
چو رستم دگر باره ریست نمود همى کرد هنگ و همان شد که بود
تهمتن کلافه شد و داد زد ز بخت بد خویش فریاد زد
چو تهمینه فریاد رستم شنود بیامد که لیسانس رایانه بود
بدو گفت همه مشکلش وز آن دیسک و برنامه ى خوشگلش
چو رستم بدو داد قیچی و ریش یکی دیسک راه انداز آورد پیش
یکى تول کیت اَندر دیسک بود بر اورد آنرا و اِجرا نمود
همى گشت تول کیت هارد اَندرش چو کودک که گردد پى مادرش
به ناگه یکى رمز ویروس یافت پى حذف اِمضاى ایشان شتافت
چو ویروس را نیک بشناختش مَر از بوت سکتور بر انداختش
یکى ضربه زد به سرش تول کیت که هر بایت آن گشت هشتادبیت
به خاک اَندر اَفکند ویروس را تهمتن به رایانه زد بوس را
چنین گفت تهمینه به شوهرش که این بار بگذشت از پل خرش
دگر باره امّا خریت مکن ز رایانه اصلاً تو صحبت مکن
اسفندیار
به معنای آفریدهی مقدس. لقب آن تَهْم یعنی دلیر است. پسر گشتاسب. او برای گسترش دین بهی بسیار میکوشد و جنگها میکند. از جمله، ارجاسب، شاه هونها را شکست میدهد. به واسطهی دانهی اناری که زرتشت به او میدهد، روئین تن میشود. اسفندیار جوانی شایسته و نیرومند است که حسادت اطرافیان خود را برمیانگیزد و از او نزد پدر بدگویی میکنند. گشتاسب به خاطر سعایت اطرافیان به اسفندیار بدگمان میشود و به خیال اینکه او در فکر تاج و تخت است دستور میدهد پسر را در غل و زنجیر به دژ گنبدان ببرند و در آنجا او را به چهار میخ آهنین ببندند. ارجاسب، شاه هونها که از تغییر دین گشتاسب آگاه شده به بهانهی بازگرداندن دین قبلی به حمله میبرد. در این نبرد بسیاری کشته میشوند و سپاه ایران شکست میخورد. گشتاسب کسی را نزد اسفندیار میفرستد و عذر گذشته میخواهد و از او میخواهد به کمکش بیاید. اسفندیار که ابتدا از پدر دلآزرده است نمیپذیرد، اما سرانجام قبول میکند و نزد پدر میاید و ارجاسب را شکست میدهد. اما گشتاسب اهدای تاج و تخت خود به او را منوط میکند به نجات دو خواهر اسفندیار که نزد ارجاسب اسیرند. اسفندیار میپذیرد و در راه رسیدن به روئین دژ که کاخ ارجاسب است از هفت خوان میگذرد. خوان نخست، کشتن دو گرگ غول پیکر؛ خوان دوم، کشتن دو شیر غول پیکر؛ خوان سوم، کشتن اژدهای کشف رود، که اسفندیار برای از بین بردن این اژدها درون صندوقی آهنی پنهان شد و بعد از اینکه اژدها صندوق را به دندان گرفت از آن خارج شده و اژدها را کشت. خوان چهارم، کشتن زن جادو؛ خوان پنجم، کشتن سیمرغ و دو فرزند او، که اسفندیار برای کشتن سیمرغ در صندوقی پنهان شد که روی یک گردونه بود و گرداگرد آن را شمشیر نشانده بودند. بال سیمرغ به هنگام حمله به صندوق در شمشیرها گیر کرد و زخمی شد. اسفندیار نیز از صندوق درآمده و او را به قتل رساند؛ خوان ششم، گذشتن از بیابان پر از برف؛ و خوان هفتم، گذشتن از صحرای سوزان بود. او پس از گذار از هفت خوان، لشکر ایران را به روئین دژ میرساند، اما در مییابد که با جنگ نمیتواند وارد دژ شود. بنابراین به جامهی بازرگانان درآمده، هشتاد جفت صندوق بر پشت هشتاد شتر استوار میکند و 160 دلاور را در آنها پنهان میسازد. بیست دلاور دیگر نیز به جامهی ساربانان درمیآیند. بقیهی لشکر نیز تحت فرمان پشوتن منتظر علامت اسفندیار میمانند. او بر بیست شتر نیز حریر و ابریشم و گوهر بار میکند و وارد دژ میشود. چند روز بعد اسفندیار ساکنان دژ را به مهمانی دعوت میکند و به بهانهی مهرگان آتشی برپا میسازد. پشوتن با دیدن آتش لشکر را به سمت دژ میکشد و به نبرد با سرداران ارجاسب میپردازد. ارجاسب نیز به خیال آنکه دژ در امان است، تمام لشکر را برای کمک به سربازان بیرون میفرستد. با خالی شدن دژ، اسفندیار دلاوران را از صندوقها درآورده و دژ را تسخیر میکند، خواهرانش را نجات میدهد و گنج های دژ را برداشته و به نزد پدر میرود. اما گشتاسب حاضر نمیشود سلطنت را به او واگذار کند و او را به سیستان میفرستد تا رستم را دست بسته به نزد او بیاورد. اسفندیار از رستم میخواهد که خود را دست بسته تسلیم گشتاسب کند، اما رستم این خفت را نمیپذیرد و اسفندیار مجبور به نبرد تن به تن با او میشود. رستم که پیرمردی است، چون میبیند که نزدیک است از اسفندیار شکست بخورد، از سیمرغ کمک میطلبد و او راز روئینتنی و نقطهی ضعف اسفندیار را به او میگوید و تیری از گز به رستم داد تا به کمک آن اسفندیار را نابود کند. در نبرد بعدی رستم تیر گز را به چشم اسفندیار میزند که تنها نقطهی آسیبپذیر اوست و باعث مرگ او میشود. پس از آنکه اسفندیار تیر را

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
بخش اول
درس اول :
عصر حافظ ( دوران شکوه و شکست )
تاثیر حمله مغول و تاتار درزمینه های فکری و فرهنگی
1. پریشانی اندیشه 2. سستی بنیان های فلسفی
3. رواج خرافات 4. دل سپاری قضا و قدر
5. بی توجهی به دنیا
تاثیر حمله مغول درادبیات و ذوق ایرانیان
1. رواج و اژه های مغولی 2. دل مردگی و بی سرانجامی
3. پژمردگی ذوق ها و عواطف شاعران
تاثیر حمله مغول در مذهب و عقاید با وجود بی تعصبی و بی عقیدگی برخی ایلخانان
گسترش و تبلیغ مذهب زرتشتیان و مسیحیان
گسترش مذهب شیعه و تشکیل حکومت محلی آن ها مثل سربداران در خراسان – مر عشیان در مازندران
ارزنده ترین آثار هنر اسلامی 1. شاهنامه بایسنقری (بطور کامل )
عصر مغول 2. برگهای از قرآن بایسنقری در کتابخانه آستان قدس
شبه قاره هند
آسیای صغیر
مراکز ادبی عصر حافظ آذربایجان
اصفهان
فلات مرکزی ایران
پارس
موضوع عمومی شعر در عصر حافظ :
ضعف قصیده ( حمد و نعت و منقبت ، شکایت مسائ اجتماعی .....)
ابتکار در دو زمینه
الف ) تقلید از شیوه و سبک استادان پیش
تقلید به دو صورت ب) جوابگویی اشعار مشهور با همان وزن و قافیه
داستانسرایی به تقلید از : نظامی
در قصاید : خاقانی – اموزی – جمال الدین
در غزل : سعدی – امیر خسرو – ظهیر
بهترین تقلید ها از : عبید زاکانی – حافظ
سرودن منظومه حماسی : به تقلید از شاهنامه فردوسی
ضعیف تر شدن محتوا
9. شعر از نظر محتوا دور شدن از پختگی عصر مولوی و سعدی
رواج ساقی نامه – معما – ماده تاریخ
عبید زاکانی
10. رواج طنز اجتماعی سبماق اطعمه
حافظ
1.تباهی زبان شعر هم در لفظ و هم درساخت و کلام
11. زبان شعر عصر حافظ : 2. گسترش و عمومیت یافتن شعر و ادب در کوچه و بازار
3.وجود عرفان و ر غبت شاعران به طرح مسائل اجتماعی و حافظ باعث نجات زبان و فرهنگ فارسی شد.
فخرالدین عراقی : ( عارفی از سلسله سوختگان )
قرن 7 قبل از حمله مغول نام :ابراهیم محل تولد : روستای کمجان از فراهان نسبتها : همادنی – فراهانی – عراقی ( سکونت درعراق عجم )
آشنایی او با آثار محی الدین عربی از طریق صدالدین قونوی درقونیه : آشنایی با مولوی
آثار :
دیوان : 5 هزار بیت – قالبهای قصیده ، از همه بیشتر غزل ، مثنوی ، ترانه و قطعه
عشاق نامه : ده نامه : قالب مثنوی و غزل به وزن حدیقه سنایی – شاعر هر فصل را با مبحث عرفانی آغاز و با تمثیل و حکایت به پایان می برد.
لمعات : نثر ونظم – موضوع عرفان وسیر وسلوک عارفانه مهم ترین شرح برآن : اشعه اللمعات از جامی
شعر و نثر عراقی : گرم و دلپذیر کلام : ساده و استوار مثنوی و قصاید بیشتر رنگ حکمت و تحقیق و غزل شور و نشاط عارفانه
درس دوم
خواجوی کرمانی ( تحل بند شاعران ) قرن (8)
سعدی خواجو حافظ
- از بزرگان : خراجگان کرمان
- تخلص شعری او : خواجو
- تخلص تحل بند شاعران : به دلیل هنرنمایی در شعر
- شاعر معاصر او : حافظ صنایع الکمال
1. دیوان : قصاید غزلیات ، قطعات ، ترجیع و رباعیات ( 2 بخش ) بدایع الجمال
سام نامه همای و همایون گل ونوروز
آثار 2. شش مثنوی روفته الانوار کمال نامه گوهر نامه
- رساله اللبادیه : مناظره نی و بوریا
3.آثار منثور : ( 3 مناظره ) : نثر مزین و آمیخته به شعر - سبع المثانی : مناظره شمشیر وقلم
- شمس و سحاب
شعر و عرفان خواجو :
- قصاید : توحید و نعت و منقبت زهد و پند
- قطعات : مسائل اجتماعی و انتقادی
- قصیده به تقلید از سنایی در غزل از سعدی
درحماسه از فردوسی داستان غنایی از نظامی
ابن یمین (قطعه سرایی فارسی )
- شاعر شیعه مذهب عصر سربداران - تولد : قریه فریوممد جرین خراسان
- مردی قانع و گوشه گیر و دهقان پیشه - هنر او : خلث قطعات مشتمل بر پند و اندرز
موضوع قصیده : مدح و منقبت امامان شیعه
موضوع غزل : عشق و دلدادگی
- در شعر او قناعت پیشگی و بی اعتمادی دنیا تاکید شده
سیف فرغانی ( انتقاد اجتماعی )
- نیمه اول قرن 7 همزمان حمله مغول
تولد : فذغانه در ماوراء النهر علت شهرت
مولانه : مقالات نداشته
شاعران معاصر
سعدی : ستایش او و مکاتبه با او
فکر وشعر او
1. سبک شاعری : خراسانی هم در لفظ و هم در ساخت و دیدگاه
2. قصاید او به تقلید : رودکی ، انوری ، خاقانی ، سنایی ، عطار و کمال
3. ردیف های دشوار و هنرنمایی شاعرانه
4. غزل او در جواب سعدی
5. قالب قصیده را برای بیان انتقادهای کوبنده و طرح دیدگاههای اجتماعی و اخلاقی می سرود.
- عشق به امامان شیعه بخصوص امام حسین (ع) و رثای شهیدان کربلا
عبید زاکانی ( شیخ طبعی آگاه) قرن (8)
تولد : قزوین لقب زاکانی : از خاندان زاکانیان ( از اعراب بنی خفاجه ) بود آل اینجو و آل مظفر رامدح می کرد. هنر عبد : نکته یابی و انتقاد های ظریف اجتماعی
شیوه شاعری :
سخنان طنز آمیز او خنده آور ورکیک و اصطلاح جویانه و خیر خواهانه
چهراه ادبی ممتاز او در آثار طنز آمیز او ( نظم و نثر )
زبن تلخ و گزنده طنز آمیز او نشاندهنده شدت فساد اخلاق آن زمان
هزلیات او به شیوه سعدی و سوزنی ( قرن 6) است.
آثار او:
1. جدی : دیوان قصیده و غزل ترجیع و ترکیب رباعیات و مثنوی عشاق نامه : 3 هزار بیت
1. نظم : موش و گربه ( اثری سیاسی : زیرا دربیان حال ابواسحاق اینجو در برابر
2. طنز : مبارزالدین محمد فرمانروای کرمان ) حکایتی تمثیلی در انتقاد از اوضاع جامعه
2.نثر : اخلاق الاشراف – صد پند – رساله دلگشا – رساله تصریفات
درس سوم حافظ ( رند فرزانه شیراز )
نام : خواجه شمس الدین محمد شیرازی : حافظ
لقب : لسان الغیب
علت فال گرفتن از دیوان حافظ : آشنایی او با علوم قرآنی ( مثل قرائت ، تفسیر ، کلام و فلسفه )
در دربار ابواسحاق اینجو ، شاه شجاع مظفری و حاجی قوام الدین
1. شاه شیخ ابواسحاق : با او به حرمت رفتار می کرد .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 4
زبان شناسی چیست ؟
سطوح زبان شناسی :
1) واچ شناسی : مطالعه صداهای زبان و قواعد ترکیب آنها به منظور ساخت های آوایی زبان
2) دستور زبان : صرف - نحو
3) معنا شناسی : بررسی معنا انواع تک واژه ها ، کلمه و ....
بررسی حوزه ی معنایی کلمه ها (تضمن، ترادف ، تضاد)
هنگام مطالعه ی زبان فارسی درسطح واچ شناسی در می یابیم که این زبان 29 واچ دارد و واچ های مزبور طبق قواعد این زبان با هم ترکیب می شوند و ساخت هایی آوایی می سازند.
واچ ها آواهای زبان هستند . واچ آوایی است که می تواند در یک سخت آوایی جانشین آوای دیگر شود و آن ساخت را به ساخت دیگری تبدیل کند. مثلاً آوای «ر» که می تواند در ساخت آوایی «زاد» جانشین آوای «د» شود و آن را به ساخت آوایی «زا» تبدیل کند. نظام آوای از همین واچ ساخته شده است.
زبان شناسی
زبانشناسی عبارت است ازبررسی علمی زبان البته قبل از اینکه علم زبانشناسی بوجودآید زبان بررسی می شد اما به صورت علمی یعنی مشاهده، توصیف و تحلیل بعد ازعلم زبانشناسی مورد توجه قرار گرفت.
یکی از مباحث اصلی زبانشناسی واجشناسی است.
واجشناسی چیست؟ بشر از طریق تولید آواهای معنی دار با یکدیگر ارتباط برقرار می کند. پس چنانچه کسی عطسه کند اگر چه مفهوم غیر زبانی آن به منزله ی نوعی ناراحتی جسمی است از آواهای نا مفهومی است که در زبان شناسی مد نظر نمی باشد.
در واج شناسی به تجزیه و تحلیل و توصیف آواهای معنی دار زبان انسان می پردازد.
واج چیست؟ واج آوایی است که گوینده ی بومی یک زبان آن را جز معنی داری از
زبان خود می داند و می تواند به وسیله ی آن کلمات را از یکدیگر تمیزدهد مثلا
در زبان فارسی کلمه های «پدر»و«پسر» از هم متمایز و دارای دو معنی جدا هستند
وشخصی که زبان مادری او فارسی است می تواند این دو واژه را خارج از بافت سخن صرفا به وسیله ی فرق بین آواهای "د"و"س"از یکدیگر تشخیص دهد.
پس می توان گفت واج کوچکترین واحد صوتی در نظام واجی یک زبان است که بتواند با جابه جا شدن، تمایز معنایی ایجاد کند مثلا کلمه "مار"(mar) دارای سه واج وکلمه "مرد" (mard)دارای چهار واج است که واج "a"درکلمه مرد مستتر است.
با این اوصاف زبانی که فاقد هر نوع واج است همان زبان اشاره ای می باشد که یکی از جالبترین پدیده های جامعه شناسی زبان است اگرچه" اشاره " زبان بین المللی نیست به نظر می رسد که این زبان می توانست زبانی بین المللی باشدزیرا زبان اشاره لال بازی نیست بلکه به تمام معنی زبانی است با نحو ومعنی شناسی خاص خود که اکنون زبان شناسان به تحقیقات وسیعی در آن سرگرمند.
تک واژ:
کوچکترین واحد معنی دار در هر زبان را تک واژ گویند برای مثال ،کلمه ی دانشگاه دارای سه تک واژ "دان" و"ش"و"گاه" می باشد.
مصوت (واکه) : واحدی تمایز دهنده در نظام آوایی یک زبان که به هنگام تلفظ باهیچ مانعی برخورد نمی کند. ً ٌ ٍ َ ِ ُ
صامت (همخوان) : واحدی تمایز دهنده در نظام آوایی یک زبان که به هنگام تلفظ در مسیر دهان با مانعی برخورد می کند مانند "د- ز - ت و..."
واک : کیفیتی است صوتی که از طریق لرزش تار آواها ایجاد می شود.
وکدار: آوایی که در هنگام تلفظ آن تارهای صوتی به لرزه در می آیند مانند" ب - د - گ-و -ز - ژ -خ - م - ن - ر -ی و همه ی مصوت ها که واکدار هستند "
بی واک : آوایی که در تلفظ آن تارهای صوتی به لرزه در نمی آیند مانند" پ - ت - ک - ق-ف -س -ش -ح - چ "
چگونگی تشخیص آوای واکدار و بی واک:
چنانچه برگه کاغذی را در برابر دهان قرار دهیم اگر واج بی واکی را از دهان خارج کنیم برگهع ی کاغذ بیشتر به لرزش در می آید واگر واج واکداری از دهان خارج کنیم برگه کاغذ کمتر به لرزش در می آید.
حسن ختام اینکه هدف اساسی واجشناسی عبارت است ازارائه ی صورت واجی تکواژها ویک رشته قواعد مرتب که بتواند قوانین کلی واجی زبان وصورت آوایی آن را تعیین کنند.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
زندگـی نامه سعـدی
ابو محـمد مشرف الدین ( شرف الدین ) مصلح بن عـبدالله بن شرف الدین شیرازی، مـلـقب به ملـک الکـلام و افصح المتکـلمین بی شک یکی از بزرگـترین شاعـران ایران است کـه بـعـد از فردوسی آسمان ادب فارسی را به نور خـیره کنندهً خـود روشن ساخـت. این روشنی با چـنان نیرویی هـمراه بود که هـنوز پـس از گـشت هـفت قـرن تمام از تاثـیر آن کـاسته نشده و این اثـر پارسی هـنوز پابرجـا و استوار است. از احـوال شاعـر در ابتدای زندگـیش اطـلاعی در دست نـیست، اما آنچـه مسلم است، دانش وسیعـی اندوخـته بود. در حدود سال 606 هـجـری در شهـر شیراز در خـاندانی کـه هـمه از عالمان دین بودند، چـشم به جـهان گـشود. مقـدمات عـلوم ادبی و شرعـی را در شیراز آموخت و سپس در حدود سال 620 برای اتمام تحـصیلات به بغـداد رفت و در مدرسه نظامیه آن شهـر به تحـصیل پـرداخت.مرا در نظامیه آواز بودشب و روز تـلقـین و تکـرار بود
بعـد از این سفـر سعـدی به حـجاز، شام، لبـنان، و روم رفته چـنان کـه در این ابـیات مشخص است :در اقصای عـالم بگـشتم بسیبسر بردم ایام با هـر کسی
تمتع به هـر گوشه ای یافتمز هـر خرمنی خوشه ای یافتمسفـری کـه سعـدی در حـدود سال 620 آغـاز کرده بود، مقارن سال 655 با بازگـشت به شیراز پایان گـرفت و از آن پس زندگـی را به آزادگـی و ارشاد و خـدمت خـلق گـردانـید. سـعـدی عـمر خـود را به سرودن غـزل ها و قـصائد و تالیفات رسالات مختـلف و وعـظ می گـذراند. در این دوره یکـبار نـیز سفری به مکـه کرد و از راه تـبریز به شیراز بازگـشت. نکـته مهـم در زندگی سعـدی این است که در زمان زندگـیش شهـرت و اعـتبار خاصی گـرفت و سخـنانش مورد استـقبال شاعـران هـم عصرش قرار گرفت، آنچـنانکـه یکی از آنهـا بنام سیف الدین محـمد فرغـانی، چـنان شیفـته آثـار سعـدی بود کـه عـلاوه بر استـقبال از چـندین غـزل او چـند قصیده هـم در مدح او ساخته و برای او فرستاده که یکی از نمونه های آن در اینجا است :به جـای سخن گـر به تو جـان فرستمچـنان دان که زیره به کرمان فرستمسعـدی هـمچـنان به اندوختن و سرودن روزگـار می گـرانید و عـمر پـربار خـود را بدین گـونه سپـری می کـرد اما این بزرگ هـمواره سعـی و تلاش خـود را کافـی ندانسته، چـنانکـه در آغاز گـلستان می گـوید :یک شب تاًمل ایام گـشته می کـردم و بر عـمر تـلف کرده خـود تاًسف می خورم و سنگ سراچـه دل را به الماس آب دیده می سفتم و این ابیات را مناسب حال خـود یافتم.
هـردم از عـمر می رود نفسیچـون نگـه می کنم نمانده بسی
ای که پـنجاه رفت و در خـوابیمگـر این پـنج روزه در یابی
خـجـل آنکـس کـه رفت و کار نساختکوس رحـلت زدند و بار نساختبه تصریح خـود شاعـر این ابـیات مناسب حال او در تاًسف بر عـمر از دست رفته و اشاره به پـنجاه سالگـی وی، سروده شده است و چـون آنهـا را با دو بـیت زیر که هـم در مقـدمهً گـلستان از باب ذکـر تاریخ تالیف کـتاب آمده است :در این مدت که ما را وقـت خـوش بودز هـجـرت ششصد و پنجاه و شش بود
مراد ما نصیحت بود گـفتـیمحوالت با خدا کردیم و رفـتیمسعـدی هـم در شعـر و هـم در نـثر سخـن فارسی را به کمال رسانده است و از میان آثـار منظوم او، گـذشته از غـزلیات و قصائد مثـنوی مشهـوری که به سعـدی نامه و بوستان شهـرت دارد، این منظومه در اخـلاق و تربـیت و وعـظ است و در ده باب تـنظیم شده است : 1 - عـدل 2 - احـسان 3 - عـشق - 4 - تواضع 5 - رضا 6 - ذکـر 7 - تربـیت 8 - شکـر 9 - توبه 10 - مناجات و ختم کتاب.مهـمترین اثـر سعـدی در نثـر، کتاب گـلستان است که دارای یک دیباچـه و هـشت باب است : سیرت پادشاهـان، اخلاق درویشان، فضیلت و قناعـت، فواید خـاموشی، عـشق و جـوانی، ضعـف و پـیری، تاًثـیر تربـیت و آداب صحـبت.فوت سعـدی : وفات سعـدی را در ماًخـذ گـوناگـون به سال های ” 694 - 695 ” و ” 690 - 691 ” نوشته اند.
سعدی ، ناقدان و پیروان
قوم ایرانی در هر رشته از علم و حکمت و ادب هنرهای دیگر فرزندان نامی بسیار پرورانده ولیکن اگر هم به جز شیخ سعدی کسی دیگر نپرورده بود. تنها این یکی برای جاوید کردن نام ایرانیان بس بود.
سعدی در آئینه ادب معاصر
۱. دلتمرد، فلسفه شناس و ادیب برجسته ایرانی، محمدعلی فروغی (۱۳۲۱- ۱۲۵۶) درباره سعدی شیرازی(سده هفتم قمری، سده سیزدهم میلادی) یکی از چهار چهره برتر شعر کلاسیک فارسی و در همان حال، مهم ترین نثر نویس تاریخ ادبی ایران چنین اعتقاد دارد:
«قوم ایرانی در هر رشته از علم و حکمت و ادب هنرهای دیگر فرزندان نامی بسیار پرورانده ولیکن اگر هم به جز شیخ سعدی کسی دیگر نپرورده بود. تنها این یکی برای جاوید کردن نام ایرانیان بس بود. مداحی از شیخ سعدی را زبان و بیانی مانند زبان و بیان خود او باید، اما هیهات که چشم روزگار دیگر مانند او ببیند».۱ با آنکه فروغی از ذهنیتی تجدد خواه بهره داشت، اما مشکل بتوان رأی او را نمونه داوری ادیبان و شاعران متجدد ایران در سده بیستم میلادی نسبت به سعدی دانست. البته باید پذیرفت که همه آنان درباره سعدی، رأی و داوری نوشته شده ای ندارند. با این همه شاید، با جست و جوی ردپاهایی از برخی نظرهای مخالف را در لا به لای آثار ادبی و فرهنگی معاصر بیابیم.
