آیا می دانید مصرف کشمش سرخ حافظه را تقویت می کند.
این جزوه دارای فرمت WORD ودارای 1 صفحه می باشد.
عوامل تغذیه ای موثربرتقویت حافظه وعوامل فراموشی
آیا می دانید مصرف کشمش سرخ حافظه را تقویت می کند.
این جزوه دارای فرمت WORD ودارای 1 صفحه می باشد.
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه22
فهرست مطالب
« گزینش وظیفه »
آنالیز داده های متغیر :
« الگو های معادله ساختاری »
حافظه فعال و هوش :
بحث آکرمن ، بیر و بویل ( 2005 ) در مورد همبستگی و ارتباط مابین هوش و حافظه فعال
کلوس آبرر : دانشگاه پوتسدام – اولیور ویلهلم : هامبولت برلین - رالف شوانر : دانشگاه ویلهلمز - مارتین – هنز : دانشگاه ماگ برگ .
بر اساس یک آنالیز داده های متغیر منطقی ، همبسته های جفت مابین عملکرد های حافظه فعال و اندازه گیری های توانایی شناختی قرار دارند .
پی . ال . آکرمن – ام – ای . بیر و ام . او بویل ( 2005 )
بیان می دارند که حجم حافظه فعال (WMC ) در کمتر از %25 از آن واریانس مرتبط با هوش عمومی و همراه با توانایی استدلالی سهیم می باشند . در این بحث محققان در این مورد می گویند که این داده های متغیر به سبب کمبود های متعدد شیوه شناختی و تعصبان خاص کمتر ارزیابی می شوند .
یک آنالیز دوباره از گزارش آکرمن از شیوه های آماری بر شرح g وWMC که به نحوه خیلی زیادی به هم همبسته می باشند استفاده می کند . در یک سطح ادراکی ، نویسندگان متذکر می شوند که WMC باید به عنوان یک ساختار توضیحی برای توانایی های ذهنی مورد بررسی قرار گیرد . نظر های حافظه فعال مدعی نمی شوند که WMC یک شکل همسانی را با عوامل هوش تشکیل دهند . اما آن یک پیشبینی کننده بسیار قوی ا توانایی استدلالی می باشد و جریان سیال هوش را به طور کلی پیش بینی می کند . آکرمن ، بایر و بویل سعی دارند تا تلاش بی باکانه خودشان در کسب جمع آوری یک مجموعه ای از یافت ها که مابین اندازه گیری های حجم حافظه فعال ( WMC ) و تستهای توانایی شناختی همبسته می باشند ستایش کنند . با وجود این آنالیز ها و تفسیر این یافته ها نسبتاً ناقص می باشد و نسبتاً بر پایه تعصب می باشد . ما استفاده می کنیم
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:13
فهرست مطالب
:حافظه ها
ROM
DRAM
SRAM
SDRAM
DDR SDRAM
RDRAM
ماجول های حافظه
SIMMها و DIMM ها و RIMMها
عیب یابی حافظه
حافظه ها
ROM
حافظه فقط خواندنی یا ROM ،نوعی از حافظه است که میتواند به طور دائمی داده ها را نگاه دارد. زیرا نوشتن در آن غیرممکن است .معمولا به ROM ، حافظه غیرفرار هم گفته می شود زیرا داده های ذخیره شده در RAM حتی با قطع برق کامپیوتر نیز در آن باقی می مانند. ROM به تنهایی یک مکان ایده آل برای قرار دادن دستورالعمل های شروع به کار PC می باشد به عبارت دیگر نرم افزاری می باشد که سیستم راه اندازی می کند.
در واقع ROM را میتوان زیر مجموعه ای RAM کامپیوتر در نظر گرفت. در بعضی از سیستم های شرکت مخابرات شهرستان کرج نوعی از ROM به نام EEPROM (حافظه فقط خواندنی قابل پاک شدن الکتریکی) بکار می برند که شکلی از حافظه Flash می باشد. Flash، یک حافظه کاملا غیرفرار است که قابل نوشتن مجدد می باشد و به کاربر امکان می دهد تا به راحتی ROM را ارتقا دهد.
DRAM
RAM پویا نوعی از حافظه می باشد که در بخش اعظم حافظه اصلی یک PC جدید بکار می رود. مزایای اصلی DRAM اینست که بسیار فشرده است به عبارت دیگر تعداد زیادی بیت در یک تراشه بسیار کوچک جا می دهیم و به دلیل این که ارزان است مامی توانیم مقادیر بزرگی از حافظه را بخریم.
خانه های حافظه موجود در یک DRAM خازن کوچکی هستند که برای نشان دادن یک بیت دارای یک شارژ می باشند.
دکتر سید عبدالعظیم امیر شاه کرمی، استاد سازه و ژئوتکنیک دانشگاه امیر کبیر، معتقد است که بزرگ ترین مشکلات صنعتی ما ناشی از یک نوع آلزایمر است. آلزایمری که فراموشی ریاضی در صنعت و فراموشی تاریخ در فرهنگ را به دنبال داشته و به تبع آن حافظه تاریخی ما را از بین برده است و این بی خبری از گذشته و ریشه های فرهنگی که رازهای صنعت را در خود نهفته دارد، ما را به گرداب صنعت ترجمه ای کشانده و مشکلات و وضعیت فعلی صنعت را ایجاد کرده است. او راه رهایی از این گرداب را در بازخوانی حافظه تاریخی و فرهنگی و ترجمه ریاضی رازهای فرهنگی موجود به عنوان ابزاری مناسب برای خلق صنعتی توانا می داند.
* فرهنگ و صنعت متعالی شامل چه عناصری است؟
_ آنچه اهمیت دارد امتزاج و ارتباط بین فرهنگ و صنعت است که برای بررسی آن ابتدا باید تعریف روشنی از خود فرهنگ و صنعت داشت. این دو مقوله هر دو مقوله هایی غیر خطی هستند به همین دلیل هیچ تعریفی درباره آنها، تعریف نهایی نیست و هر چه گفته می شود حاصل آزمون و خطاست. با این فرض تعریف خود را ارایه می کنم. صنعت مجموعه ای از یک سری عناصر هماهنگ است که اگر آن را به شکل یک هرم در نظر بگیریم در راس این هرم، شی و ابزار و خلاقیت یا صنع قرار دارد و در مراتب پایین تر طرح، آنالیز و تحلیل، مدل و شناخت و انگیزه. که نبود هر یک از این لایه ها در هرم صنعت باعث ناکارآمدی ساختار خواهد شد. درست مثل اتومبیلی که یک چرخ نداشته باشد. الان همین وضعیت در دانشگاه های ما اتفاق افتاده و ما تنها به یک سری المپیادهای نمایشی اکتفا کرده ایم. فرهنگ نیز می تواند مانند صنعت به شکل یک هرم تصور شود که خود صنعت نیز از عناصر تشکیل دهنده آن محسوب می شود. در قاعده این هرم، تاریخ قرار دارد که حاوی تجارب است و در یک بستر تاریخی زمان مند و مکان مند اتفاق می افتد. در مراتب بالاتر، دانش و در لایه بعدی علم قرار دارد که دانش گسترده تری را شامل می شود. بالاتر از علم دانایی است، سپس هوشیاری که این ها در قالب تاریخ زنده جای می گیرند. تاریخ خود حافظه ای است که فرهنگ را می آفریند. با این وصف فرهنگ موجودی است زنده، که شامل عناصری مثل خلاقیت، فکر، دانش و ... است.
* چه توصیفی از وضعیت صنعتی و فرهنگی کشور در این روند تاریخی می توان ارایه داد؟
_ تا دلتان بخواهد شواهد عینی در صنعت داریم، اما در بعد قرائت های تاریخی از این شواهد بسیار ضعیف عمل می کنیم و شواهد نوشتاری مان در این زمینه بسیار محدود است. مثلا شواهد عینی ای مانند آبشارهای شوشتر، کتیبه بیستون، منار جنبان و پل خواجو را در نظر بگیرید. وجود چنین آثاری موید وجود صنعت در کشور ما بوده اما قرایت های تاریخی در این صنعت به چشم نمی خورد. نتیجه این می شود که الان وقتی از مجموعه صنعتی شوشتر صحبت می کنیم آن را آبشار می نامیم که این قرائت کاملا غلطی است. آبشار شوشتر در واقع یک نیروگاه بوده، یک مرکز انرژی آفرینی که سازنده آن زمین، جغرافی و زمان را خوب می فهمیده و ریاضی را خوب می دانسته. با محاسباتی دقیق آب رودخانه را 20 متر بالا آورده و برای شرب و کشاورزی از آن استفاده می کرده. حتی با هدایت آب در مجراهای تحت فشار از انرژی اش برای صنعت بهره می برده. پس در واقع این جا یک نیروگاه و یک مجتمع صنعتی وجود دارد که ما به غلط آن را آبشار می نامیم و تنها بهره ای که از آن می گیریم این است که از آن به عنوان تفریحگاه استفاده می کنیم و از شناخت آن غافلیم و به جای این که به چنین منابعی برای غنای صنعتی رجوع کنیم دست به دامن صنعت ترجمه ای شده ایم. هر صنعتی را که دستمان می آید ترجمه می کنیم و مورد استفاده قرار می دهیم.
درباره قرائت های کتیبه بیستون هم وضع همین است. دو سال است که من این کتیبه را مطالعه می کنم و تعداد قرائت های موجود درباره آن برایم جالب است. در این کتیبه تصویر دوازده انسان وجود دارد که برخی ها می گویند نه نفری که در یک طرف با دست های بسته قرار دارند اسیران داریوش اند و در طرف دیگر داریوش و دو نفر از ملازمانش قرار دارند، در قرائتی دیگر این دوازده نفر را حواریان مسیح دانسته اند، محلی ها هم آن کتیبه را نه درویش می نامند که مریدانی هستند در مقابل مراد خود. برخی دیگر آن را تصویر قبایل اسراییلی و برخی الهه نامیده اند. برخی هم گفته اند که تصویر داریوش با حکام کشورهای فتح شده در این کتیبه ها حک شده است. مقصودم از این مثال نشان دادن این بود که ما قرائت درستی از آنچه داریم، نداریم. یعنی نرم افزارمان نسبت به سخت افزارمان بسیار ضعیف است. در حالی که این ضعف در نرم افزار قبلا وجود نداشته. ما قبلا نرم افزار داشته ایم و دلیلش هم وجود سخت افزار است که نمی تواند در خلا ایجاد شده باشد. ما این نرم افزار را الان در دانشگاه نمی بینیم. دانشجوی ما تعریف واقعی ندارد و فاقد آن جویندگی است که در اسمش وجود دارد. علم ما، صنعت ما و همه چیز ما با ابتلا به فراموشی اسیر ترجمه شده، صنعت ما بی گذشته نیست و شاهد آن بنایی مثل منار جنبان و پل خواجوست. منار جنبان یک سازه صنعتی بسیار غنی است و در دنیا نظیر ندارد. نمی توانیم بگوییم چون ما کار صنعتی نداشتیم کار دینامیک تابع زمان سرعت و شتاب نداشتیم. ما از وقتی قنات داشتیم قرقره را می شناختیم و متعاقب آن امکانات نقشه برداری را کسی که به عمق 140 متری زیر زمین می رفته، به نوری که استفاده می کرده، به ابزاری که برای جهت یابی به کار می برده، به همه و همه اشراف داشته.
شامل 77 صفحه فایل word