نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق و بررسی در مورد زندگی نامه آیت الله سید حسن مدرس

اختصاصی از نیک فایل تحقیق و بررسی در مورد زندگی نامه آیت الله سید حسن مدرس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 21

 

زندگی نامه آیت الله سید حسن مدرس

فقیه مجاهد و عالم پرهیزگار آیه الله سیدحسن مدرس یکى از چهره هاى درخشان تاریخ تشیع بشمار مى رود که زندگى و اخلاق و رفتار و نیز جهت گیرى هاى سیاسى و اجتماعى وىبراى مشتاقان حق و حقیقت نمونه خوبى است . او موقعیت خود را سراسر در راه اعتلاى اسلام نثار نمود و در جهت نشر حقایق اسلامى و دفاع از معارف تشیع مردانه استوار ماند.

همان گونه بود که مى گفت و همانطور گفت که مى بود. سرانجام به موجب آنکه با عزمى راسخ چون کوهى استوار در مقابل ستمگران عصر به مقابله برخاست و سلطه گرى استعمارگران را افشا نمود جنایتکاران وى را به ربذه خواف تبعید نمودند و در کنج عزلت و غریبى این عالم عامل و فقیه مجاهد را به شهادت رسانیدند.

این نوشتار اشاره اى کوتاه به زندگى ابرمردى است که بیرق مبارزه را تنها در تنگنا به دوش کشید و شجاعت تحسین برانگیزش چشم بداندیشان و زمامداران خودسر را خیره ساخت و بیگانگان را به تحیر واداشت . اگر ما به ذکر نامش می پردازیم و خاطره اش را ارج مى نهیم بدان علت است که وى پارسایى پایدار و بزرگوارى ثابت قدم بود که لحظه اى با استبداد و استعمار سازش نکرد و در تمامى مدت عمرش ساده زیستى ، تواضع ، قناعت و به دور بودن از هرگونه رفاه طلبى را شیوه زندگى خویش ساخت و از طریق عبادت و دعا و راز و نیاز با خدا، کمالات معنوى را کسب کرد.

 ولادت و تحصیلات

شهید سیدحسن مدرس بر حسب اسناد تاریخى و نسب نامه اى که حضرت آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تنظیم نموده از سادات طباطبایى زواره است که نسبش پس از سى و یک پشت به حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام مى رسد. یکى از طوایفى که مدرس گل سرسبد آن به شمار مى رود طایفه میرعابدین است این گروه از سادات در دهکده ییلاقى ((سرابه )) اقامت داشتند. سید اسماعیل طباطبائى (پدر شهید مدرس ) که از این طایفه محسوب مى گشت و در روستاى مزبور به تبلیغات دینى و انجام امور شرعى مردم مشغول بود، براى آنکه ارتباط طایفه میرعابدین را با بستگان زواره اى قطع نکند تصمیم گرفت از طریق ازدواج پیوند خویشاوندى را تجدید و تقویت کرده ، سنت حسنه صله ارحام را احیا کند. بدین علت نامبرده دختر سیدکاظم سالار را که خدیجه نام داشت و از سادات طباطبایى زواره بود به عقد ازدواج خویش درآورد. ثمره این پیوند با میمنت فرزندى بود که به سال 1278 ق . چون چشمه اى پاک در کویر زواره جوشید. پدر وى را حسن نامید. همان کسى که مردمان بعدها از چشمه وجودش جرعه هایى نوشیدند. پدرش غالبا در ((سرابه )) به امور شرعى و فقهى مردم مشغول بود ولى مادر و فرزند در زواره نزد بستگان خویش بسر مى بردند تا آنکه حادثه اى (1) موجب شد که پدر فرزندش را که شش بهار را گذرانده بود در سال 1293 به قمشه نزد جدش میرعبدالباقى ببرد و محله فضل آباد این شهر را به عنوان محل سکونت خویش برگزیند. این در حالى بود که میرعبدالباقى قبلا از زواره به قمشه مهاجرت کرده و در این شهر به فعالیتهاى علمى و تبلیغى مشغول بود.(2) سیدعبدالباقى بیشترین نقش را در تعلیم سیدحسن ایفا نمود و او را در مسیر علم و تقوا هدایت کرد و به هنگام مرگ در ضمن وصیت نامه اى سیدحسن را بر ادامه تحصیل علوم دینى تشویق و سفارش نمود زمانى که سیدعبدالباقى دارفانى را وداع گفت مدرس چهارده ساله بود.(3) وى در سال 1298ق . به منظور ادامه تحصیل علوم دینى رهسپار اصفهان گردید و به مدت 13 سال در حوزه علمیه این شهر محضر بیش از سى استاد را درک کرد.(4) ابتدا به خواندن جامع المقدمات در علم صرف و نحو مشغول گشت و مقدمات ادبیات عرب و منطق و بیان را نزد اساتیدى چون میرزا عبدالعلى هرندى آموخت . در محضر آخوند ملامحمد کاشى کتاب شرح لمعه در فقه و پس از آن قوانین و فصول را در علم اصول تحصیل نمود. یکى از اساتیدى که دانش حکمت و عرفان و فلسفه را به مدرس آموخت حکیم نامدار میرزا جهانگیرخان قشقایى است .(5) مدرس در طول این مدت در حضور آیات عظام سیدمحمد باقر درچه اى و شیخ مرتضى ریزى و دیگر اساتید در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسید و در اصول آنچنان مهارتى یافت که توانست تقریرات مرحوم ریزى را که حاوى ده هزار سطر بود، بنگارد. شهید مدرس چکیده زندگینامه تحصیلى خود را در حوزه علمیه اصفهان در مقدمه شرح رسائل که به زبان عربى نگاشته ، آورده است . وى پس از اتمام تحصیلات در اصفهان در شعبان 1311 ق . وارد نجف اشرف شد و پس از زیارت بارگاه مقدس نخستین فروغ امامت و تشرف به حضور آیه الله میرزاى شیرازى در مدرسه منسوب به صدر سکونت اختیار نمود و باعارف نامدار حاج آقا شیخ حسینعلى اصفهانى هم حجره گردید. مدرس در این شهر از جلسه درس آیات عظام سیدمحمد فشارکى و شریعت اصفهانى بهره برد و با سید ابوالحسن اصفهانى ، سیدمحمد صادق طباطبائى و شیخ عبدالکریم حائرى ، سید هبه الدین شهرستانى و سیدمصطفى کاشانى ارتباط داشت و مباحثه هاى دروس خارج را با آیه الله حاج سید ابوالحسن و آیه الله حاج سیدعلى کازرونى انجام مى داد. مدرس به هنگام اقامت در نجف


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق و بررسی در مورد زندگی نامه آیت الله سید حسن مدرس

تحقیق در مورد مدرس 20 ص

اختصاصی از نیک فایل تحقیق در مورد مدرس 20 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 21

 

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع تحقیق

شهیدایت الله سیدحسن

مدرس

معلم مربوطه:جناب آقای دهباشی

تهیه کنندگان :امیر حاج عبدالپور

فهرست:

1.ولادت وتحصیلات ............................................. 3

2.دوران تدریس ....................................................4

3.در عرصه پژوهش ............................................. 5

4.مدرس دیانت درعرصه سیاست …......................... 6

5.باتلاق استعمار .................................................. 7

6.تیرگی وتباهی ................................................... 8

7.شهادت ........................................................... 9

8.سخنان ........................................................... 10

9.تألیفات ........................................................... 10

10.حکایت هایی از زبان سرخ مدرس ...................... 10

ولادت و تحصیلات

شهید سیدحسن مدرس بر حسب اسناد تاریخى و نسب نامه اى که حضرت آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تنظیم نموده از سادات طباطبایى زواره است که نسبش پس از سى و یک پشت به حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام مى رسد. یکى از طوایفى که مدرس گل سرسبد آن به شمار مى رود طایفه میرعابدین است این گروه از سادات در دهکده ییلاقى ((سرابه )) اقامت داشتند. سید اسماعیل طباطبائى (پدر شهید مدرس ) که از این طایفه محسوب مى گشت و در روستاى مزبور به تبلیغات دینى و انجام امور شرعى مردم مشغول بود، براى آنکه ارتباط طایفه میرعابدین را با بستگان زواره اى قطع نکند تصمیم گرفت از طریق ازدواج پیوند خویشاوندى را تجدید و تقویت کرده ، سنت حسنه صله ارحام را احیا کند. بدین علت نامبرده دختر سیدکاظم سالار را که خدیجه نام داشت و از سادات طباطبایى زواره بود به عقد ازدواج خویش درآورد. ثمره این پیوند با میمنت فرزندى بود که به سال 1278 ق . چون چشمه اى پاک در کویر زواره جوشید. پدر وى را حسن نامید. همان کسى که مردمان بعدها از چشمه وجودش جرعه هایى نوشیدند. پدرش غالبا در ((سرابه )) به امور شرعى و فقهى مردم مشغول بود ولى مادر و فرزند در زواره نزد بستگان خویش بسر مى بردند تا آنکه حادثه اى (1) موجب شد که پدر فرزندش را که شش بهار را گذرانده بود در سال 1293 به قمشه نزد جدش میرعبدالباقى ببرد و محله فضل آباد این شهر را به عنوان محل سکونت خویش برگزیند. این در حالى بود که میرعبدالباقى قبلا از زواره به قمشه


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد مدرس 20 ص

دانلودمقاله شرح حال سید حسن مدرس

اختصاصی از نیک فایل دانلودمقاله شرح حال سید حسن مدرس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


مقدمه:
افتخار هر ملت و کشور به چهره های علمی و شخصیتهای برجسته آن است درخشیدن اختران فروزان در آسمان تاریخ و فرهنگ هر جامعه نشان استعداد ها توانمند ها و بالندگی هایی است که در جوهره و نهاد آن جامعه و مردمش نهفته است این گنجه هایی پنهان و ذخیره های نهفته در سیای مفاخر علمی و مولفان و مصلحان جلوه می کد با این حساب بازنگری به اینگونه شخصیت ها توجه به گنجینه های گران قیمت و پشتوانه های فرهنگی یک امت است و چه چیزی جز این نگاه و شناخت می تواند فرزندان این آب وخاک وارثان یک مکتب و میهن و (غنای شخصیت) و (اعتماد به نفس) بخشد و آنان را در مسیر ایستادن در برابر طوفان های مهاجر و سیلابهای خانمان برانداز به مقاومت و مرزبانی و دفاع از (هویت مستقل) خویش فرا خواند؟ راستی.... دریع نیست که از چهره های افتخار آفرین خویش که (گذشته) تاریخ و علوم فرهنگی اسلامی ما را به (امروز) پیوند بدهند بیگانه باشیم. اینک باغرور و سر بلندی (داشته) های خود را در(بازارجهانی فرهنگ و اندیشه) عرضه می کنیم و دیگر آنچه را (خود) داریم از بیگانه تمنا نمی کنیم و به گوهرهای خویش می نازیم و می بالیم و در پی گم شدگان لب دریا نیستم بر این نعمت بزرگ خدای را سپاس فراوان.
سخن گفتن از تاریخ معاصر ایران حوادث و رویداد ها و تحولات و تغییرها و شرح احوال و بررسی آراء و اعمال رجال و شخصیتهای آن از جمله شهید مدرس بدون در نظر داشتن خطوط اصلی آن چه بر آن سامان حداقل از دوران تاج گذاری فتحعلی شاقاجار (1212ق) مصادف است با تشدید رقابتهای مستعمراتی دولتهای اروپایی و کشیده شدن آن به مرزهای ایران و فروافتادن کشور در دایره سیاست بین الملی و منارعات آن ناممکن می نماید.

 

 

 

ولادت...
سید حسن مدرس با شرح حال مختصری از خود در سن 60 سالگی بنا به خواسته یکی از روزنامه های عصر تحریر فرمود. و در همان روزنامه به چاپ رسیده است وی در سال 1287 ه.ق در قریه سرابه کچو از توابع اردستان دیده به جهان گشود. پدرش سید اسماعیل، جدش میر عبدالباقی از طایقه میر عابدین از سادات طباطبائی و در اصل از اهالی زواره اصفهان مهاجرت کرده و نزد جد پدری خود میر عبدالباقی، جهت فراگیری معلومات اولیه و کسی تربیت دینی سکونت گزید. هشت سال بدین منوال گذشت و مقارن با چهارده سالگی برحسب وصیت پیشین جد خود جهت تحصیل علوم دینی عازم اصفهان شد، مدت سیزده سال درآن شهر سکونت نبوده و در این مدت از قریب سی نفر از استاتید ادبیات عرب، مفقول (فقه و اصول) و معقول (فلسفه) استفاده کرد. از جمله اساتید او در اصفهان، مرحوم میرزا عبدالعی هرندی، جهانگیر خان قشقائی و آخوند ملامحمد کاشانی بودند که مدرس نزد شخص نهضت منقول و نیز دو نفر اخیر علوم معقول را فراگرفت وی هر سه نفر را به ریاضت و زهد توصیف می کند. بعد از واقعه تنباکو، در سال 1272 به عتبات عالیات مهاجرت نموده، به محضر آیت اهلد حاج میرزا حسن شیرازی، مصدر فتوای سیاسی و حرمت تنباکو، شریف حاصل کرده محضر اکثر بزرگان آن سامان را نیز درک کرد و عمدتا از دو استاد بزرگ آن عصر ملامحمد کاظم خراسانی (اصول معروف و مولف کنایه الاصول) و آیت اهل سید محمد کاظم یزدی (فقیه عالیقدر و مولف عروه الوثقی) استفاده کرد وی در این مدت از همسر و فرزندان خود دور بود. در سال 1289 که مقرر شد.
نظارت پنج نفر از علمای طراز اول بر مصوبات مجلس شورا اعمال شود، عده ای با تأیید علمای نجف انتخاب و معرفی شدند و مدرس نیز یکی از ایشان بود، مدرس پس از قبول این سمت، دریافت که دیگر احتیاجی به خانه موروثی خود در اطراف اصفهان ندارد. آنرا به ساختن حمامی برای اهالی روستای محل سکونت فرزندان خویش اختصاص داد.
در سال 1294 در پی بروز جنگ بین المللی اول و اشغال ایران توسط دول بیگانه در حالی که مدرس به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس سوم خدمت کرده قشون روسها قصد اشغال تهران را داشت. احمدشاه پیشنهاد کرد پایتخت به جای دیگری منتقل شود. اما پذیرفته نشد. سرانجام با پیشنهاد مدرس و موافقت مجلس قرار شد یک دولت سایه در کنار دولت اصلی تشکیل شود، تا پس از سقوط احتمالی دولت مرکزی زمام امور را به دست گیرد. این دولت سرانجام کابینه مهاجرت را تشکیل داد که از سوی متحدین حمایت می شد و مدرس در این دولت که ریاست آن به عهده نظام السلطنه باقی بود و جمعا هفت عضو ثابت داشت پست وزارت عدلیه را عهده دار شد. عضویت در این کابینه در آن موقعیت که اشغالگران با آن مخالف بودند، خاطرات بسیاری داشت، و چون از ابتدا دولت مذکور به این منظور تشکیل شد که در مخارج تهران به صورت سیار و بدون اقدام، منتظر احاله مسئولیت باشد، سرنوشت آن از اول با دربدری و احیانا جدال با نیروهای اشغالگر رقم زده شد. در نتیجه پس از حرکت مهاجران به همراهی عده ای از وکلا و آزادی خواهان قشون روس ایشان را تعقیب کرد در قم کمیته دفاع ملی تشکیل شد و مدرس به عنوان یکی از چهار نفر هیأت رئیسه آن قبول مسئولیت کرد. در قریه رباط کریم نزدیک قم بین مهاجران و اشغالگران برخورد سختی روی داد، مهاجران شکست خوردند و گروهی از ایشان به تهران بازگشتند. مدرس برای جمع آوری پول و امکانات جنگی با جمعی به اصفهان رفت و بدون آنکه توفیقی حاصل کند با مشقت بسیار خود را به باقیمانده مهاجران در کرمانشاه رسانید و عضویت کابینه را که در آنجا رسمیت یافته بود رسما قبول کرد.
بعد از اقدام مهاجران و استقرار در تهران، دولت وثوق الدوله که آزدایخواهان از جمله مدرس او را با مشخص در حضرت عبدالعظیم به جای دولت صمصام السلطنه بختیاری انتخاب کرده بودند تا پریشانیها و نابسامانیهای بعد از جنگ را ترمیم کند، به مردم خیانت کرد و با همکاری نصرت الدوله و مادام الدوله در حالی که هر یک مبالغی از دولت انگلستان رشوه گرفته و قرار داد 1919 را با دولت انگلیس منعقد ساخت.
که این قرار داد سرانجام با مخالفت غالب افراد از جمله مدرس شکست خورد. دوره پنجم مجلسی در 22 بهمن 1302 گشایش یافت. زمزمه تغییر رژیم از مشروطه به جمهوری از اواخر دوره چهارم مجلس به راه افتاده بود و مدرس و یارانش که در مجلس پنجم در اقلیت بودند به این نکته توجه داشتند و از ابتدا مخالفت با اعتبار نامه ها را وسیله قرار دادند تا وقت را بگذرانند و در سال 1302 قبل از طرح مساله جمهوری در مجلس به پایان برسد در ماجرای جمهوری مدرس در مجلس سیلی خورد، اما پایان قضایا نشان داد که سیلی واقعی را رضاخان خورده است . از این جهت به انواع وسایل از جمله تظاهر به اهتمام و ارتباط با علما در تحکیم موقعیت خود کوشید و واقع غم انگیز ارسال تمثال مبارک مولای متقیان به رسم هدیه از سوی علمای نجف برای رضاخان در همین زمان صورت گرفت، مدرس و یارانش که خود را ضعیف و حریف را در طریق وصول به مقصد می دیدند چاره کار را در استیضاح دولت دیدند، و در حاشیه اقداماتی مثل مدیران جرائد در مجلس، مخالفت با حکومت و نطق مفصل و تاریخی، در مجلس و نطق حائری زاده در پی آن سرانجام در جلسه مورخ دوم اسفند 1303 برگه استیضاح را به مجلس تقدیم کردند و مدرس صحبت کوتاهی در این زمینه ایراد کرد. در ماجرای استیضاح بین مدرس و رضاخان در مقابل مجلس برخورد علنی پیش آمد.

 

مدرس سوانح ایام:
مدرس توسط آخوند ملامحد کاظم خراسانی و ملاعداهلد مازندرانی، نامه ای مورخ سوم جمادی الاول 1328 جزو بیست نفر عالمان دینی ولایات مختلف جهت انتخاب پنج نفر به عنوان هیأت طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی می شود، پس از چندین بار رأی گیری بالاخره در جلسه شعبان به حکم قرعه، جز و هیأت طراز اول انتخاب می گردد، در مورخ 28 ذیحجه در مجلس حاضر و 19 محرم 1329 پس از شنیدن توضیحات مسئولین امور مملکتی مبنی برموازنه مثبت تجارت ایران با روسیه برای جلوگیری از مقابله به مثل آن دولت به اتفاق امام جمعه (خویی) تلگرافی به آخوند خراسانی و مازندرانی خواستار توقف حکم تحریم روسی می شود.

 

مدرس در مجلس دوم:
دوره دوم قانونگذاری در تاریخ دوم ذیقعده شروع به کار کرد و در تاریخ 29 ذیحجه 1329 اندکی پس از انقضای قانون دوره دوم به پایان رسید. مدرس در 28 ذیحجه 1328 در مجلس شورای ملی حضور یافت و مراسم تحلیف را بجای آورد. اولین نطق مدرس در مجلس به تاریخ 19 محرم1329 ایراد گردید و آخرین سخنان او در جلسه علنی مجلس در تاریخ 24 دیقعده 1329 صورت پذیرفت. با استقصاء در صورت جلسات مجلس دوره دوم روشن می شود که مشارالیه در 56 جلسه به ایراد سخن و اظهار نظر و تذکر نکاتی پرداخته است. سیاحه نکات مهم مطروحه از سوی مدرس در جلسات مذکور کهنشانگر خطوط اصلی بینش تفکر و مواضع او می باشد، به شرح ذیل می توان شماره کرد.
1- برخی از ویژگیهای نماینده، قوع مقننه، حدودمجلس، التزام به قانون، و تفکیک قوا.
2- دعوت به اتحاد در غرض، و تکثیر و تقلیل نیروها و هنچنین تحمل یکدیگر و پرهیز از مبانیت که موجب فساد است.
3- تذکر این نکته که مصوبات مجلس شورای می باید محالف با شرع نباشد، نه موافق شرح.
4- دعوت به آوردن معلم خارجی در عوض فرستادن دانشجو به خارج
5- ضرورت امنیت، مالکیت و بهره مند شدن افراد از حاصل کار خود در صورتی که خواهان آبدی کشور باشند.
6- درباده روابط خارجی ایران

 

مدرس در مجلس سوم:
مجلس سوم پس از سه سال در روز یکشنبه، هفده محرم 1333 افتتاح و با کشیده شدن جنگ جهانی اول به ایران در روز پنجشنبه 25 ذیحجه همان سال پایان گرفت، در این دوره علی رغم کوتاهی مدت آن و تزلزل دولتها و اشتغالات دیگر مدرس از جمله امر تدریس و شرکت در جلسات، تهیه و تنظیم قانون مجازات وی در بحث لوایح و قوانین مطروحه در مجلس حضور فعال داشته و با بیان آرای و افکار خود و دفاع از قانون و منزلت آن و حقوق مردم و کشور و دفاع از افزایش عایدات و تقلیل خارج از مخالفت با:
استقراض خارجی و تمرکز اختیارات در ید واحد و تجزیه نیروی ملت و توجه دادن نمایندگان به مسائل اسامی سیاست خارج مانع از افتتاح مجلس گردید تا در غیاب مجلس با کودتای سوم اسفند 1299 مواد قرار داد مذکور را عملی سازد، پس از تثبیت رضاخان میرپنج در قدرت و کنار رفتن یکی از مهره های بازی به نام سیدضیاء الدین طباطبایی و روی کار آمدن قوام السلطنه، مجلس جهارم پس از 6 سال در تاریخ 15 شوال 1339 افتتاح شد.
ورود مدرس در مجلس چهارم مرهون تغییرات در جو سیاسی کشور بود که به دنبال سقوط دولت وثوق الدوله و پاره ای حوادث اتفاق افتاد. در غیر این صورت مقدمات به گونه ای فراهم آمده بود تا برای نمایندگان واقعی و فهیم و شجاع و آزاده و مستقل، امکان حضور در این مجلس فراهم نباشد. مجلس چهارم در تاریخ اول تیر 1300 افتتاح و پس از برگذاری 294 جلسه علنی در تاریخ 31 خرداد 1302 به کار خود پایان داد. مدرس در این دوره بسیار فعال بود و در 199 جلسه آن به اظهار نظر و رأی و ارائه پیشنهاد و ایراد سخن پرداخت.
مدرس در آغاز کار مجلس چهارم با توحه به وقوع حادثه کودتا و عواقب مترتب برآن می رفت تا به عنوان نقطه عطفی در تاریخ ایران ثبت گردد، خود را موظف می دید جبهه ای وسیع در برابر کودتاچیان پدید آورد و در راه تحقق این مهم مجبور به برخی اعماض ها بود اما اصول و مشی سیاسی خود را فراموش نکرد و هنگام طرح اعتبار نامه ای نماندگان از جمله به سه اقدام مهم پرداخت.
1- افشای ماهیت قرار داد 1919 و دلایل محالفت با آن قرار داد.
2- مخالفت با اعتبار نامه نمایندگان بدوم موکل
3- افشای کودتای سوم اسفند و محالفت با عوامل دخیل و شریک در دولت کودتا
4- تصویر ایران پس از مشروطیت
5- انتقاد از تزلزل دولتها و دفاع از تداوم و ثبات دولتها به عنوان ابزاری برای خروج از بحران.
6- پیشنهاد اظهار خصوصیت نسبت به دول اسلامی در سیاست خارجی کشور

 

مدرس و گنهکاران سیاسی:
رابطه مستمر مدرس با بعضی از گنهکاران سیاسی و چشم پوشی او از گناه بعضی دیگر در مقاطع خاص از جمله اقدامات سیاسی اوست. که در بسیار جاها مطرح شده و فضاوتهایی همراه با افراط و تفریط را به دنبال داشته است. مهم ترین افرادی که از این جهت دیده شده اند، نصرت الدوله قوام السلطنه و وثوق الدوله هستند. نصرت الدوله و قوام از هم پیمانان رسمی مدرس نبوند، اما مدرس ای دو نفر را مجری سیاستهای خود می دانست و معمولا از کابینه هایی که ایشان به طرفی در آن شرکت داشتند، طرفداری می کرد و همین امر در مجلس چهارم در جریان کابینه مستوفی که به جای کابینه قوام عهده دار امور مملکت می شد مایع گفتگو گردید، مدرس با نصرت الدوله بیشتر نزدیک بود، ولی قوام گوئی خود را شخصیتی در ردیف مدرس می دانست وآن قدر نزدیک می شد تا اطرافی و حاشیه نشین مدرس شمرده شود. وثوق الدوله پس از رسوایی قرارداد 1919 نتوانست در ایران بماند و به خارج رفت، اما پس از برقراری سلطنت رضا شاه به ایران بازگشت و در اولین کابینه عضویت یافت، مدرس با وزارت وثوق الدوله در این کابینه موافقت کرد. اما در اینجا جرو بحث سیاسی دیگری به راه افتاد. وثوق علاوه بر سازش با انگلیسیها در عقد قرار داد ننگین 1919 متهم بود که مبلغ سنگینی از این بابت رشوه گرفته است و اتهامات دیگری مهم داشت.
نصرت الدوله در عقد قرار داد 1919 و اتهام اخذ رشوه باوثوق الدوله شریک بود و نیز متهم بود مبلغ کلانی حدود120 هزار لیره به عنوان خرج مسافرت سیاسی به اروپا از دولت گرفته است و صورت مخارج را تحویل نداده است. قوام رسوائی سیاسی ویژه و بی گفتگویی نداشت، اما روی هم رفته به عنوان سیاستمداری و دیکتاتوری اهل زد و بند شناخته می شد. او از جمله صدر اعظمهایی است بیش از تمام رجال سیاسی هم عصر خود به تهمت ارتجاع متهم شده است و سوسیالیستها مهم ترین گروه مخالف او بودند و او را با هر بهانه ای مرتجع می خواندند.

 

استیضاح از رضاخان:
استیضاح تاریخی مدرس و شش نفر از افراد اقلیت از رضا خان در واقع گویای یک موضوع سیاسی مهم و آشکار علیه سیاست روز است، استیضاح که در تاریخ سه شنبه هفتم اسد 1303 مقارن، بیست و هشتم ذیحجه در جلسه چهل و دوم مجلس تقدیم شد در واقع یک موضوع جدید نیست.
بلکه عکس العملی است که توسط اعمال دولت و در پناه اکثریت مجلس نسبت به مدرس و یارانش اعمال می شد.
شرح این جریان مستمر در کلیه تواریخ آمده و داستان ویژه روزبرگذاری استیضاح نیز خود دلیل زنده ای برحقانیت استیضاح کنندگان بود.
در این روز مدرس، حائری زاده و کازرونی هنگام ظهر پس از خروج از مجلس مضروب شدند و استیضاح به دلیل عدم تأمین که توسط بهاریه ما اعلام گردیده بود علنی شد.

 

داستانهای مدرس:
شهید آیت اهله مدرس در سنین جوانی به مقامی اجتهاد رسید و در توصیف مقام فقهی اش همین بس که در نجف اشرف هم مباحثه او و هم ردیفش آیت اهلا سید ابولحسن اصفهانی بود که به مقام مرجعین رسید مرحوم آیت اهلس العظمی، مرعشی نجفی(ره) مدرس را از اجله علمای عصر و رجال نامی ادوار اخیر معرفی می کند، علامه سید محسن امین در کتاب، گرانسنگ «اعیان الشیعه» او را مردی دانشمند فاضل، با شهامت، نترس معرفی می کند. مدرس با شهامت ترین مردان در مجلس و پایدارترین افراد در پیمان خویش بوده در میان فقها و مجتهدین که امام خمینی(ره) به تعظیم و تکریم آنها پرداخته است، از هیچکس به اندازه مدرس تجلیل ننموده و آنچنان عظمتی، برای این انسان والامقام قائل است که دستور احداث زیاردگاهی باشکوه برای وی می دهد.
یکی از برجسته ترین ویژگیهای شهید مدرس، قناعت و ساده زیستی او بود. خصوصیتی که کمتر در افرادی که همچون او به مقام برجسته و سیاسی رسیده اند روش زندگی قرار می گیرد. او از ابتدای زندگی تا انتهای عمر پر برکتش از ساده زیستی دست برنداشت و این عامل او را در مبارزه پیگیریا استعمار و استبداد موفق می ساخت، غزت و قناعت و اعراض از مظاهر دنیوی هر گونه بیم و هراس از قلب پاک و باصفای وی زدوده بود. مناعت طبع و بی اعتنایی مدرس برامکانات دنیایی از همان فقری حکایت می کند که باعث فخر پیامبر اسلام (ص) بود و می فرمود: الفقد فخری، همان فقری که عین بی نیازی و تانگری بود. یکی از ویژگیهای آن مجتهد ژرف اندیشیدن و شجاعت معنوی بود. این قدرت روحی او از توجه قلبی وی به ساحت قدس پروردگار و راز و نیاز او با خداوند و توسل به پیشگاه مقدس اهل بیت عصمت و طهارت منشأ می گرفت. او نه تنها از تعلقات مادی وارسته بود، بلکه خود را از تعلقات روحی هم نجات داده و از آنچه غیرخدا بود، دل کنده بود، دل روشن او به نورایمان، حکمت و معرفت را برایش به ارمغان آورده بود. شهید مدرس در پیش بینی حوادث آینده قدرتی قوی داشت و با درک نتیجه آنها بسیاری از دردهای سیاسی را درمان می کرد و در پایان اندیشه خردمندانه خویش را که منطقی و مستدل بود ابراز می داشت. او در تحلیل مسائل اجتماعی تاریخی و سیاسی دارای صاعقه برق آسای فکری بود. به همین جهت در دوران تحصیل و حتی در سنین جوانی به مسائل پیرامون خویش توجه داشت و وقتی احساس کرد، آسمان اصفهان باابر تیره آلوده شده با مبارزه با وی برخاست و درمیدان نقش جهان برعلیه او سخنرانی نمود. مدرس بخاطر آنکه تسلیم ظلم و جور نگردید، سالها در تبعیدگاه خواف به سر برد، و این موقعیت مشقت زا را برسازش با کژی و ناراستی برتری داد.
«پای در زنجیر پیش دوستان به که با بیگانگان در بوستان»
مجموعه داستانهای نوشته شده در این کتاب که از 270 قصه متجاوز است، علاوه بر آنکه نکات پند آموز و عبرت انگیزی را دارد، خواننده را با بخشی ازتاریخ معاصر و نیز پرتوی از سیمای شهید آیت اهلا مدرس و بسیاری از یاران و همراهانش آشنا می سازد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  37  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله شرح حال سید حسن مدرس

دانلود مقاله آیه الله سیدحسن مدرس

اختصاصی از نیک فایل دانلود مقاله آیه الله سیدحسن مدرس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

فقیه مجاهد و عالم پرهیزگار آیه الله سیدحسن مدرس یکى از چهره هاى درخشان تاریخ تشیع بشمار مى رود که زندگى و اخلاق و رفتار و نیز جهت گیرى هاى سیاسى و اجتماعى وى براى مشتاقان حق و حقیقت نمونه خوبى است . او موقعیت خود را سراسر در راه اعتلاى اسلام نثار نمود و در جهت نشر حقایق اسلامى و دفاع از معارف تشیع مردانه استوار ماند.
همان گونه بود که مى گفت و همانطور گفت که مى بود. سرانجام به موجب آنکه با عزمى راسخ چون کوهى استوار در مقابل ستمگران عصر به مقابله برخاست و سلطه گرى استعمارگران را افشا نمود جنایتکاران وى را به ربذه خواف تبعید نمودند و در کنج عزلت و غریبى این عالم عامل و فقیه مجاهد را به شهادت رسانیدند.
این نوشتار اشاره اى کوتاه به زندگى ابرمردى است که بیرق مبارزه را تنها در تنگنا به دوش کشید و شجاعت تحسین برانگیزش چشم بداندیشان و زمامداران خودسر را خیره ساخت و بیگانگان را به تحیر واداشت . اگر ما به ذکر نامش می پردازیم و خاطره اش را ارج مى نهیم بدان علت است که وى پارسایى پایدار و بزرگوارى ثابت قدم بود که لحظه اى با استبداد و استعمار سازش نکرد و در تمامى مدت عمرش ساده زیستى ، تواضع ، قناعت و به دور بودن از هرگونه رفاه طلبى را شیوه زندگى خویش ساخت و از طریق عبادت و دعا و راز و نیاز با خدا، کمالات معنوى را کسب کرد.
ولادت و تحصیلات
شهید سیدحسن مدرس بر حسب اسناد تاریخى و نسب نامه اى که حضرت آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تنظیم نموده از سادات طباطبایى زواره است که نسبش پس از سى و یک پشت به حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام مى رسد. یکى از طوایفى که مدرس گل سرسبد آن به شمار مى رود طایفه میرعابدین است این گروه از سادات در دهکده ییلاقى ((سرابه )) اقامت داشتند. سید اسماعیل طباطبائى (پدر شهید مدرس ) که از این طایفه محسوب مى گشت و در روستاى مزبور به تبلیغات دینى و انجام امور شرعى مردم مشغول بود، براى آنکه ارتباط طایفه میرعابدین را با بستگان زواره اى قطع نکند تصمیم گرفت از طریق ازدواج پیوند خویشاوندى را تجدید و تقویت کرده ، سنت حسنه صله ارحام را احیا کند. بدین علت نامبرده دختر سیدکاظم سالار را که خدیجه نام داشت و از سادات طباطبایى زواره بود به عقد ازدواج خویش درآورد. ثمره این پیوند با میمنت فرزندى بود که به سال 1278 ق . چون چشمه اى پاک در کویر زواره جوشید. پدر وى را حسن نامید. همان کسى که مردمان بعدها از چشمه وجودش جرعه هایى نوشیدند. پدرش غالبا در ((سرابه )) به امور شرعى و فقهى مردم مشغول بود ولى مادر و فرزند در زواره نزد بستگان خویش بسر مى بردند تا آنکه حادثه اى موجب شد که پدر فرزندش را که شش بهار را گذرانده بود در سال 1293 به قمشه نزد جدش میرعبدالباقى ببرد و محله فضل آباد این شهر را به عنوان محل سکونت خویش برگزیند. این در حالى بود که میرعبدالباقى قبلا از زواره به قمشه مهاجرت کرده و در این شهر به فعالیتهاى علمى و تبلیغى مشغول بود. سیدعبدالباقى بیشترین نقش را در تعلیم سیدحسن ایفا نمود و او را در مسیر علم و تقوا هدایت کرد و به هنگام مرگ در ضمن وصیت نامه اى سیدحسن را بر ادامه تحصیل علوم دینى تشویق و سفارش نمود زمانى که سیدعبدالباقى دارفانى را وداع گفت مدرس چهارده ساله بود. وى در سال 1298ق . به منظور ادامه تحصیل علوم دینى رهسپار اصفهان گردید و به مدت 13 سال در حوزه علمیه این شهر محضر بیش از سى استاد را درک کرد. ابتدا به خواندن جامع المقدمات در علم صرف و نحو مشغول گشت و مقدمات ادبیات عرب و منطق و بیان را نزد اساتیدى چون میرزا عبدالعلى هرندى آموخت . در محضر آخوند ملامحمد کاشى کتاب شرح لمعه در فقه و پس از آن قوانین و فصول را در علم اصول تحصیل نمود. یکى از اساتیدى که دانش حکمت و عرفان و فلسفه را به مدرس آموخت حکیم نامدار میرزا جهانگیرخان قشقایى است . مدرس در طول این مدت در حضور آیات عظام سیدمحمد باقر درچه اى و شیخ مرتضى ریزى و دیگر اساتید در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسید و در اصول آنچنان مهارتى یافت که توانست تقریرات مرحوم ریزى را که حاوى ده هزار سطر بود، بنگارد. شهید مدرس چکیده زندگینامه تحصیلى خود را در حوزه علمیه اصفهان در مقدمه شرح رسائل که به زبان عربى نگاشته ، آورده است . وى پس از اتمام تحصیلات در اصفهان در شعبان 1311 ق . وارد نجف اشرف شد و پس از زیارت بارگاه مقدس نخستین فروغ امامت و تشرف به حضور آیه الله میرزاى شیرازى در مدرسه منسوب به صدر سکونت اختیار نمود و باعارف نامدار حاج آقا شیخ حسینعلى اصفهانى هم حجره گردید. مدرس در این شهر از جلسه درس آیات عظام سیدمحمد فشارکى و شریعت اصفهانى بهره برد و با سید ابوالحسن اصفهانى ، سیدمحمد صادق طباطبائى و شیخ عبدالکریم حائرى ، سید هبه الدین شهرستانى و سیدمصطفى کاشانى ارتباط داشت و مباحثه هاى دروس خارج را با آیه الله حاج سید ابوالحسن و آیه الله حاج سیدعلى کازرونى انجام مى داد. مدرس به هنگام اقامت در نجف روزهاى پنجشنبه و جمعه هر هفته به کار مى پرداخت و درآمد آن را در پنج روز دیگر صرف زندگى خود مى نمود. پس از هفت سال اقامت در نجف و تاءیید مقام اجتهاد او از سوى علماى این شهر به سال 1318ق . (در چهل سالگى ) از راه ناصریه به اهواز و منطقه چهارمحال و بختیارى راهى اصفهان گردید.

دوران تدریس
مدرس پس از بازگشت از نجف و اقامت کوتاه در قمشه خصوصا روستاى اسفه و دیدار با فامیل و بستگان ، قمشه را به قصد اقامت در اصفهان ترک و در این شهر اقامت نمود. وى صبحها در مدرسه جده کوچک (مدرسه شهید مدرس ) درس فقه و اصول و عصرها در مدرسه جده بزرگ درس منطق و شرح منظومه مى گفت و در روزهاى پنجشنبه طلاب را با چشمه هاى زلال حکمت نهج البلاغه آشنا مى نمود. تسلط وى به هنگام تدریس در حدى بود که از این زمان به ((مدرس )) مشهور گشت . وى همراه با تدریس با حربه منطق و استدلال با عوامل ظلم و اجحاف به مردم به ستیز برخاست و با اعمال و رفتار زورمداران مخالفت کرد.
زمانى پس از شکست کامل قواى دولت در درگیرى با نیروهاى مردمى ، اداره امور شهر اصفهان به انجمن ولایتى سپرده شد. صمصام السلطنه که به عنوان فرمانده نیروهاى مسلح عشایر بختیارى نقش مهمى در ماجراى مشروطیت داشت در راءس حکومت اصفهان قرار گرفت و در بدو امر مخارج قوا و خساراتى را که در جنگ با استبداد قاجاریه به ایشان وارد آورده بود به عنوان غرامت از مردم اصفهان آنهم با ضربات شلاق طلب نمود. مدرس که در جلسه انجمن ولایتى اصفهان حضور داشت و نیابت ریاست آن را عهده دار بود با شنیدن این خبر بشدت ناراحت شد و گفت حاکم چنین حقى را ندارد و اگر شلاق زدن حد شرعى است پس در صلاحیت مجتهد مى باشد و آنها (حاکمان قاجار) دیروز به نام استبداد و اینها امروز به نام مشروطه مردم را کتک مى زنند. صمصام السلطنه با مشاهده این وضع دستور توقیف و تبعید مدرس مبارز را صادر کرد اما وقتى ماجراى تبعید این فقیه به گوش مردم اصفهان رسید کسب و کار خود را تعطیل و به دنبال مدرس حرکت کردند. این وضع کارگزاران صمصام را بشدت نگران کرد و خشم مردم ، حاکم اصفهان را ناگزیر به تسلیم نمود و با اجبار و از روى ناچارى در اخذ مالیات و دیگر رفتارهاى خود تجدید نظر کرد و مدرس هم در میان فریادهاى پرخروش مردم که مى گفتند ((زنده باد مدرس ))، به اصفهان بازگشت . مدرس در ایام تدریس به وضع طلاب و مدارس علمیه و موقوفات آنها رسیدگى مى کرد و متولیان را تحت فشار قرار مى داد تا درآمد موقوفات را به مصرف طلاب برسانند. تسلیم ناپذیرى او در مقابل کارهاى خلاف و امور غیرمنطقى بر گروهى سودجو و فرصت طلب ناگوار آمد و تصمیم به ترور او گرفتند. اما با شجاعت مدرس و رفتار شگفت انگیز او این ترور نافرجام ماند و افراد مذکور در اجراى نقش مکارانه خود ناکام ماندند. آیه الله شهید سیدحسن مدرس در سنین جوانى به مقام رفیع اجتهاد رسید و از لحاظ علمى و فقهى مجتهدى جامع الشرائط، صاحب فتوا و شایسته تقلید بود و هر چند حاضر به چاپ رساله عملیه خود نشد، در فقه و اصول و سایر علوم دینى آثارى مفصل و عمیق از خود به یادگار نهاد و آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تاءلیفات فقهى او را ستوده و افزوده است که : از مدرس اجازه نقل حدیث داشته است . آیه الله حاج سید محمد رضا بهاءالدینى در مصاحبه اى اظهار داشته است مرحوم مدرس یک رجل علمى و دینى و سیاسى بود و این گونه فردى مهم تر از رجل علمى و دینى است زیرا این مظهر ولایت است که اگر ولایت و سیاست مسلمین نباشد دیگر فروع اسلامى تحقق کامل نمى یابد. مدرس با ورود به تهران در اولین فرصت درس خود را در ایوان زیر ساعت در مدرسه سپهسالار (شهید مطهرى کنونى ) آغاز نمود و تاءکید کرد که کار اصلى من تدریس است و سیاست کار دوم من است . وى در 27 تیرماه 1304 ش . که عهده دار تولیت این مدرسه گشت براى اینکه طلاب علوم دینى از اوقات خود استفاده بیشترى نموده ، و با جدیت افزونترى به کار درس و مباحثه بپردازند براى اولین بار طرح امتحان طلاب را به مرحله اجرا درآورد و به منظور حسن اداره این مدرسه ، نظام نامه اى تدوین کرد و امور تحصیلى طلاب را مورد رسیدگى قرار داد و براى احیا و آبادانى روستاها و مغازه هاى موقوفه مدرسه زحمات زیادى را تحمل کرد. عصرهاى پنجشنبه اغلب در گرماى شدید تابستان به روستاهاى اطراف ورامین رفته و خود قناتهاى روستاهاى این منطقه را مورد بازدید قرار مى داد و گاه به داخل چاهها مى رفت و در تعمیر آنها همکارى مى کرد و از اینکه با چرخ از چاه گل بکشد هیچ ابایى نداشت . در این مدرسه شخصیتهایى چون آیه الله حاج میرزاابوالحسن شعرانى ، آیه الله سیدمرتضى پسندیده (برادر بزرگتر حضرت امام )، شیخ محمدعلى لواسانى و ... تربیت شدند.

 

در عرصه پژوهش
مدرس در اصفهان و در سنین جوانى کتابى تحقیقى در فقه و اصول نگاشت که مقام فقهى او را به ثبوت مى رساند. از آن شهید رساله اى در فقه استدلالى به جاى مانده که اگر صاحبان فن و اهل نظر آن را بررسى کنند تصدیق مى نمایند که در صورت تکمیل ، این کتاب هم تراز کتاب مکاسب شیخ انصارى است .
مدرس اولین کسى بود که تدریس نهج البلاغه را در حوزه هاى علمیه رسمى کرد و نخستین مجتهدى بود که این کتاب را جزو متون درسى طلاب قرار داد. شخصیتى چون حاج میرزا آقاعلى شیرازى ـ استاد شهید مطهرى ـ و آیه الله العظمى بروجردى نهج البلاغه را نزد شهید مدرس آموختند. از کارهاى مهم و درخور توجه این فقیه فرزانه تدوین تفسیرى جامع براى قرآن بود که علاوه بر جمع آورى تفاسیر خطى و چاپى عده اى از دانشمندان را براى نیل بدین مقصود به همکارى دعوت نمود و در صورتى که این طرح تفصیلى جامع به اجرا در مى آمد روشى بسیار عالى و سبکى تازه و عمیق بود. مدرس مدتها فلسفه تدریس مى کرد و در عرفان مهارت داشت و در زندان خواف براى عده اى از ماءموران قلعه اى که در آن به سر مى برد مثنوى را تفسیر مى کرد.
آثار قلمى مدرس به شرح زیر است :
1. تعلیقه بر کفایه الاصول آخوند خراسانى .
2. رسائل الفقهیه که به کوشش استاد ابوالفضل شکورى بتازگى انتشار یافته است .
3. رساله اى در ترتب (در علم اصول فقه ).
4. رساله اى در شرط متاءخر (در اصول ).
5. رساله اى در عقود و ایقاعات .
6. رساله اى در لزوم و عدم لزوم قبض در موقوفه .
7. کتاب حجیه الظن (در اصول ).
8. شرح رسائل شیخ مرتضى انصارى .
9. حاشیه بر کتاب النکاح مرحوم آیه الله شیخ محمد رضا نجفى مسجدشاهى .
10.دوره تقریرات اصول میرزاى شیرازى .
11.رساله اى در شرط امام و ماءموم .
12.کتابى در باب استصحاب (در علم اصول ).
13.کتاب احوال الظن فى اصول الدین .
14.شرح روان بر نهج البلاغه .
15.اصول تشکیلات عدلیه با (همکارى دیگران ).
16.زندگینامه ((خودنوشت )) که براى روزنامه اطلاعات فرستاده است .

مدرس دیانت در عرصه سیاست
در اصل دوم متمم قانون اساسى ایران پیش بینى شده بود که قوانین مصوبه مجلس شوراى ملى باید زیر نظر هیاءتى از علما و مجتهدان طراز اول باشد. به موجب این اصل در هر بار باید حداقل پنج نفر از مجتهدان در مجلس حضور داشته و بر قوانین مجلس ناظر باشند و مفاد آن از نظر شرعى به تاءیید و امضاى آنها برسد. در دوره دوم مجلس از سوى فقها و مراجع تقلید شهید مدرس به عنوان مجتهد طراز اول برگزیده شد تا به همراه چهار نفر از مجتهدان دیگر به مجلس رفته ، بر قوانین مصوب آن نظارت داشته باشد. شهید مدرس پس از 194 جلسه که از مجلس دوم گذشت در تاریخ 28 ذیحجه 1328 ق . در مجلس حضور یافت ولى از جلسه دویستم به ایراد نطق پرداخت .وقتى که مدرس قدم به ساحت مجلس گذاشت بعضى فکر مى کردند او یک روحانى معمولى است و باور نمى کردند که این سید لاغر اندام با عصاى چوبى و لباس کرباس بزودى تمام امور را به دست گرفته ، در بحث و استدلال کسى حریفش نمى شود. موقعیت حساس ایران و بى کفایتى زمامداران و نفوذ کامل بیگانگان شرایطى را بر ایران تحمیل ساخت که با استقامت و پایدارى شهید مدرس برخى از این شرایط تحمیلى خنثى گردید. یکى از این موارد اولتیماتوم ننگین دولت روس به هم دستى دولت انگلیس بود ذیحجه 1329 که طى آن خواهان اخراج مستر شوستر (که مشغول رسیدگى به امور مالى ایران بود) گردید. شهید محمد خیابانى و شهید مدرس به مخالفت با این اولتیماتوم پرداختند. بر اثر این مخالفت و نیز تظاهرات مردم به تبعیت از روحانیون ، در مجلس موفق نشد براى جواب دادن به دولت روس تصمیمى اتخاذ کند.در گیر و دار جنگ خانمانسوز جهانى اول که هنوز از عمر مجلس سوم یک سال نگذشته بود نخست وزیر وقت و مستوفى الممالک به طور رسمى ایران را در این جنگ به عنوان دولت بیطرف اعلام کرد. ولى روس و انگلیس بیطرفى ایران را نادیده انگاشته ، مرکز حکومت ایران از سوى بیگانگان مورد تهاجم قرار گرفت به همین سبب گروهى از نمایندگان به منظور مخالفت با این حرکت و ضدیت با قواى متجاوز، مهاجرت را آغاز کردند که در حقیقت یک قیام عمومى و همه جانبه بود که رفته رفته افرادى از همه طبقات بدان پیوستند و شخصیتهاى سرشناسى چون مدرس ، حاج سیدنورالدین عراقى و حاج آقا نورالله اصفهانى در بین آنها دیده مى شدند. در شهر قم مهاجران کمیته دفاع ملى تشکیل دادند که در مصاف با روسها ناگزیر به عقب نشینى شده ، بسوى غرب کشور رفتند و در این نواحى دولت موقتى تشکیل دادند که وزارت عدلیه و اوقاف آن را شهید مدرس عهده دار بود. در این برنامه گروهى به تحریکات انگلیس و روس قصد ترور مدرس و رئیس دولت یعنى نظام السلطنه مافى را داشتند که توطئه آنان کشف و خنثى گردید. شهید مدرس به همراه عده دیگرى از رجال نامى عازم قلمرو عثمانى شد و در نهایت ساده زیستى به محض ورود به استانبول در مدرسه ایرانیان این شهر به تدریس علوم دینى پرداخت ولى پس از مدتى سلطان محمد پنجم پادشاه عثمانى از وى دعوت کرد که براى ملاقات ومذاکره در قصر او حضور یابد. مدرس در این ملاقات با استقامت و شجاعت و اعتماد به نفس شگفت انگیزى سخن گفت و از دولت عثمانى خواست تا از الحاق قسمتى از خاک آذربایجان به کشورش جلوگیرى به عمل آورد. وى در ملاقات با دیگر شخصیتهاى این کشور از وحدت مسلمین و زمینه هاى اقتدار مسلمانان و پیشرفت اسلام سخن گفت .
باتلاق استعمار
نمونه دیگرى از تجلى شجاعت و شهامت مدرس مخالفت آن فقیه بزرگوار با قرارداد استعمارى وثوق الدوله است . یادآورى مى شود که وثوق الدوله قراردادى را که هفت ماده و یک ضمیمه داشت به صورتى کاملا محرمانه با انگلستان منعقد نمود. نامبرده در زمان انعقاد این نامه ننگین (سال 1298 ش . بود) نخست وزیرى را داشت . مدرس در خصوص خطرهاى این قرارداد اظهار داشت روح این قرارداد استقلال مالى و نظامى ایران را از بین مى برد. از تلگراف سرپرسى کاکس انگلیسى به سرلرد کروزن بر مى آید که مدرس از مهم ترین عوامل ضدیت با این قرارداد بوده است . بدین نحو او با رهبرى مبارزات مجلس بزرگترین قدرت استعمارى زمان خود یعنى انگلستان را به زانو درآورد ولى با نهایت تواضع چنین افتخارى را به ملت ایران نسبت داد. حیله گران انگلیس که قدرت مبارزه و نفوذ روحانیت متعهد را به طور عینى مشاهده کردند تصمیم گرفتند به منظور کاستن از فروغ این اقتدار معنوى و استمرار سلطه خویش بر ایران ، نظامى را به وجود آورند تا ستیز با روحانیت و باورهاى دینى را اساس کار خود قرار دهد. فردى که براى اجراى مطامع و این حیله جدید استعمار انتخاب گردید سید ضیاءالدین طباطبائى مدیر روزنامه رعد بود که به انگلستان تمایل داشت و در صدد آن گردید تا با کودتاى ننگین سوم اسفند 1299 روح قرارداد وثوق الدوله را در کالبد دیگر بدمد. در همان زمان مدرس با هوش ذاتى و فراستى که داشت فهمید که حرکت وى ساخته و پرداخته انگلستان است و پس از چهل سال که اسناد وزارت خارجه انگلستان انتشار یافت پیش بینى خود را به اثبات رسانید. شخص دیگرى که در انجام این کودتا نقش مهمى بر عهده داشت رضاخان بود که بعدها به رضاخان پهلوى معروف شد. در نیمه شب سوم اسفند 1299 نیروهاى قزاق به سرکردگى این خائن خائف وارد تهران شده ، با همدستى و توافق قبلى شهربانى به دستگیرى مبارزان و افراد آزادى خواه پرداخت و بلافاصله حکومت نظامى اعلام شد. مدرس که چون خارى در چشم این خودباختگان بود، در همان لحظات اول دستگیر و روانه زندان گردید. موقعى که او را از خانه به تبعیدگاه قزوین مى بردند به درخت زردآلویى که در باغچه خانه اش بود اشاره کرد و به فرزندش گفت نگران من نباشید، با شکفتن این شکوفه ها باز مى گردم . پیش بینى او درست از آب درآمد و دوران زندانى مدرس در کابینه سیاه سیدضیاء 93 روز طول کشید که این مدت پایان عمر کوتاه این کابینه بود.

تیرگى و تباهى
یکى از حوادث اسفبار که با دوران مجلس چهارم مصادف بود طغیان رضاخان در مقام وزارت جنگ است . وى سعى داشت امور نظمیه ، بودجه و قواى نظامى را تحت اختیار خود قرار دهد. شهید مدرس بدون آنکه از تشکیلات عنکبوتى رضاخان هراسى به دل راه دهد با قدرت معنوى فوق العاده اى مبارزه با این چهره منفور را آغاز کرد و در جلسه 148 دوره چهارم مجلس که مصادف با 12 مهر 1301 بود نطقى علیه رضاخان بیان کرد و اظهار داشت : در وضع کنونى امنیت مملکت در دست کسى است که اغلب ما از دست او راضى نیستیم و باید بدون ترس و پرده بگویم که ما قدرت داریم او را عزل کرده بر کنارش کنیم ! رضاخان براى فریب مردم و عملى ساختن برنامه هاى استعمار آرزوى موهوم جمهورى خواهى را در اندیشه مخدوش خود پرورانید و با دست عوامل بیگانه آبیارى نمود. این حرکت بظاهر مردمى و در باطن ضد استقلال و هویت فرهنگى ایران بنا به تصمیم انگلستان جهت تمرکز قدرت در شخص رضاخان طرح شده بود. مدرس زودتر از همه خطر این آشوب را حس کرد و در صدد چاره برخاست . تدین که از طرفداران جدى رضاخان بود سعى کرد به هنگام سخنرانى مدرس در مخالفت با جمهورى نمایندگان طرفدار خود را از جلسه خارج کند که موفق نشد ولى در خارج جلسه و هنگام تنفس ، شخصى به نام حسین بهرامى معروف به احیاء السلطنه پس از مشاجره اى لفظى به تحریک تدین بر گونه مدرس سیلى محکمى نواخت ! صداى این سیلى که به گونه مجتهدى آگاه برخورده بود چون تندر در تهران پیچید و مانند کبریتى که به انبار باروت برسد انفجارى در شهر به وجود آورد و در واقع سیلى عظیم از مردم مسلمان را به سوى مجلس راه انداخت . طرفداران رضاخان با درماندگى رضاخان را از راهى مخفیانه از مجلس بیرون بردند و شهید مدرس با آرامش کامل به میان مردم آمد و از بیدارى و آگاهى آنان تشکر کرد. فریادهاى رعدآساى مردم همچنان استمرار داشت و رضاخان که این حرکت را شکستى مفتضحانه براى خود دید در روز 18 فروردین 1302 ش . به حالت قهر به بومهن (واقع در 40 کیلومترى تهران ) رفت . بعد از رفتن وى مزدوران رضاخان مجلس را تهدید کردند که باید سردار سپه را برگردانند و شایعه کردند در غیر این صورت کودتا مى شود. ولى شهید مدرس به نمایندگان دلدارى داد و گفت : نترسید که او نمى تواند کودتا کند! ولى اکثر نمایندگان سخن مدرس را قبول نکرده ، گروهى را برگزیدند تا سردار سپه را برگردانند و هیاءتى دوازده نفرى به سرپرستى مصدق السلطنه ماءمور اجراى این کار شدند. پس از بازگرداندن رضاخان با حیله اى که گروهى از نمایندگان تدارک دیده بودند شهید مدرس را به بهانه آنکه رضاخان مى خواهد از در دوستى درآید در منزل قوام السلطنه معطل کردند و در غیاب او مجلس با 92 راءى به سردار سپه اظهار تمایل کرد. در مجلس پنجم و در حالى که مسلمانان مبارز در توقیف و تبعید بودند و از هر سو فشارهاى زیادى به مدرس و یارانش وارد مى آمد مدرس تنها راه چاره را مطرح کردن مساءله استیضاح دانست و در هفتم مرداد 1303 با مقدمه اى ماهرانه و به دور از خشونت و جدل جنایات رضاشاه را افشا کرد و متن استیضاح را که به امضاى وى و تنى چند از یاورانش رسیده بود قرائت نمود. ولى به دلیل جنجال و هیاهویى که طرفداران رضاخان و گروهى اراذل و اوباش به راه انداختند استیضاح مطرح نشد و به وقت مناسب ترى موکول گردید. در دوره ششم مجلس مدرس ریاست سنى مجلس را عهده دار بود. در این مقطع مدرس و طرفدارانش تحت فشار بیشترى بودند و آن سید وارسته کمتر به مجلس مى رفت و بیشتر مشغول تدریس بود و وقتى مخالفان و معاندان مشاهده کردند که فریاد حق طلبى مدرس خاموش نخواهد شد تصمیم به ترور او گرفتند که این حرکت آنان نافرجام ماند و تیرهاى شلیک شده بازو و کتف مدرس را مجروح کرد و مدرس پس از 64 روز سلامتى خود را بازیافت و در 11 دى ماه 1305 در مجلس حاضر شد. با فرارسیدن دوره هفتم مجلس شوراى ملى در سال 1307 رضاخان تصمیم گرفت به هر نحو ممکن از ورود مدرس و یارانش به مجلس جلوگیرى کند و به همین دلیل انتخاباتى کاملا فرمایشى برگزار کرد. به نحوى که حتى یک راءى به نام مدرس از صندوقها بیرون نیامد به همین علت مدرس در مجلس درس خود گفت : (اگر) 20 هزار نفر از مردمى که در دوره گذشته به من راءى دادند همگى مرده باشند یا راءى نداده باشند پس آن یک راءى را که خودم به خودم دادم چه شده است !
شهادت
سرتیپ درگاهى رئیس شهربانى تهران که عداوتى خاص با مدرس داشت در پى فرصتى مى گشت تا عقرب صفت زهر خود را فرو ریزد. به همین منظور در شب دوشنبه شانزدهم مهرماه 1307 به همراه چند پاسبان مسلح به منزل مدرس رفته ، پس از مضروب و مجروح کردن اهل خانه و زیر کتک گرفتن شهید مدرس وى را سر برهنه و بدون عبا دستگیر کردند و به قلعه خواف تبعید نمودند. آن شهید والامقام دوران تبعید را على رغم اوضاع مشقت بار با روحى شاداب و قیافه اى ملکوتى سپرى کرد. آن فقیه فرزانه پس از 9 سال اسارت در قلعه خواف به دنبال اجراى نقشه رضاشاه روانه کاشمر گردید و در حوالى غروب 27 رمضان 1356 ق . مطابق با دهم آذر 1316 ش . سه جنایتکار و خبیث به نامهاى جهانسوزى ، خلج و مستوفیان نزد مدرس آمده و چاى سمى را به اجبار به او دادند و چون دیدند از اثر سم خبرى نیست عمامه سید را در حین نماز از سرش برداشته ، برگردنش انداختند و آن فقیه بزرگوار را به شهادت رساندند. مشهد این فقیه فرزانه در شهر کاشمر زیارتگاه عاشقان معرفت و شیفتگان حقیقت مى باشد. سخن را با کلامى از امام خمینى ـ قدس سره ـ درباره شهید مدرس به پایان مى بریم .
((... در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرس که القاب براى او کوتاه و کوچک است ستاره درخشانى بود بر تارک کشورى که از ظلم و جور رضاشاهى تاریک مى نمود و تا کسى آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالیمقام را نمى تواند درک کند)).

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  18  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله آیه الله سیدحسن مدرس

بررسی اندیشه‌های شهید مدرس از نظر سیاستگذاری عمومی

اختصاصی از نیک فایل بررسی اندیشه‌های شهید مدرس از نظر سیاستگذاری عمومی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

بررسی اندیشه‌های شهید مدرس از نظر سیاستگذاری عمومی


بررسی اندیشه‌های شهید مدرس از نظر سیاستگذاری عمومی

 

 

 

 

 

 

 

بخشی از متن اصلی :

 الف – مفاهیم اولیه

 سیاستگذاری عمومی یکی از رشته‌های تازه تأسیس علوم سیاسی است که در ارتباطی تنگاتنگ با سایر علوم قرار دارد و به کار تنظیم عملکرد عوامل تصمیم گیرنده در یک کشور، با هدف بهینه سازی شرایط عمومی اجرای تصمیمات و نیل به اهداف از پیش تعیین شده می‌آید. سیاستگذاری عمومی را با تعاریفی گوناگون شناسانیده‌اند که از آن میان، برخی تعاریف ساده، کوتاه، اما پر معنا همچون: ‹‹علم عمل عمومی›› یا ‹‹علم دولت در عمل1››، از جایگاهی ویژه برخوردار است. پدیده‌ی سیاستگذاری عمومی از نگاه نظری و مفهومی بر پایه‌هایی چند گانه بنا نهاده شده است. از این رهگذر، مفاهیمی همچون: مرجعیت در ابعاد کلان و غیر کلان، واسطه‌گری و واسطه‌ها و سرانجام، چرخه‌ی سیاستگذاری عمومی، از جمله ارکان اصلی در این دانش به حساب می‌آیند2

مرجعیت‌ها در واقع دلایل وجودی و اثباتی سیاست‌ها هستند و سیاست‌ها با ارجاع به آنها معنا می‌یابند و توجیه می‌شوند. بنابراین تغییر سیاست‌ها در وهله‌ی نخست، مستلزم تغییر در مرجعیت آنهاست. مرجعیت‌ها در نگاه غیر کلان، به مرجعیت یک قسمت، یک بخش یا یک حوزه‌ی خاص مثلا کشاورزی ، صنعت و نظیر آن باز می‌گردد و در نگاه کلان، مجموعه‌ی سیستم یا نظام کلی را در بر می‌گیرد. بنابراین، مرجعیت یک سیاست، به سیاستگذاری مربوط به آن، معنا می‌بخشد و به چرایی شکل‌گیری یک سیاست (به آن شکلی که وجود دارد‌) پاسخ می‌دهد.

 واسطه‌ها، از دیگر ارکان سیاستگذاری محسوب می‌شوند. اینها بازیگرانی هستند که به دلیل وجود یک سیاست یا اجرای آن، به یکدیگر مرتبط می‌شوند. واسطه‌ها در ارتباط مستقیم با مرجعیت سیاست‌ها هستند. کار واسطه‌ها، بوجود آوردن تصاویری است که درک یک مسأله از طریق گروههای موجود در یک جامعه و سپس توصیف راه‌ حل‌های مناسب آن را امکان‌پذیر می‌سازد، بنابراین واسطه‌ها با موقعیت استراتژیکی خود در نظام تصمیم‌گیری، سازندگان چارچوبی علمی هستند که بر اساس آن، بحث‌ها و گفت و گوها در مورد مسائل مختلف سیاستی صورت می‌پذیرد و در نهایت به اتخاذ یک تصمیم یا مجموعه‌ای از تصمیمات منتهی می‌شود و سرانجام، مرجعیتی برای یک سیاست تعیین گشته یا تغییر می‌نماید. بنابراین نقش واسطه‌ها در تصمیم گیری‌ها، نقشی کم بدیل و بی مانند است زیرا آنها، دیدگاه خویش را به تصمیم گیران منتقل می‌نمایند و آنگاه بر تصمیمات اتخاذ شده تأثیر می‌گذارند.

 

این فایل به همراه چکیده ، فهرست مطالب ، متن اصلی و منابع تحقیق با فرمت word در اختیار شما قرار می‌گیرد

تعداد صفحات : 15


دانلود با لینک مستقیم