نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود پاورپوینت رویکرد بالینی به درمان اعتیاد - 32 اسلاید

اختصاصی از نیک فایل دانلود پاورپوینت رویکرد بالینی به درمان اعتیاد - 32 اسلاید دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود پاورپوینت رویکرد بالینی به درمان اعتیاد - 32 اسلاید


دانلود پاورپوینت رویکرد بالینی به درمان اعتیاد - 32 اسلاید

 

 

 

 

 

نمونه ای از اسلایدهای این پاورپوینت را در زیر می بینید:

  تخمین زده می شود که 7/4% از جمعیت جهانی 15 تا 64 ساله یا 184 میلیون نفر مواد غیر مجاز در سال استفاده می کنند.
 

برای دانلود کل پاپورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:


دانلود با لینک مستقیم


دانلود پاورپوینت رویکرد بالینی به درمان اعتیاد - 32 اسلاید

تحقیق در مورد غلامرضا تختی

اختصاصی از نیک فایل تحقیق در مورد غلامرضا تختی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد غلامرضا تختی


تحقیق در مورد غلامرضا تختی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه23

 

فهرست مطالب

 

افتخارات تختی

غلامرضا تختی

غلامرضا تختی از بزرگ‌ترین کشتی‌گیران دوران معاصر ایران است.

زندگی

غلامرضا تختی در روز پنجم شهریور ماه ۱۳۰۹ در خانواده‌ای متوسط در محلهٔ خانی‌آباد تهران به دنیا آمد. " رجب خان" (پدر تختی) غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همهٔ آنها از غلامرضا بزرگ‌تر بودند. " حاج قلی"، پدر بزرگ غلامرضا، فروشندهٔ خوار و بار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعریف می‌کنند که حاج قلی در دکانش بر روی تخت بلندی می‌نشست و به همین سبب در میان اهالی خانی آباد به حاج قلی تختی شهرت یافته بود. همین نام بعدها به خانواده‌های رجب خان منتقل شد و به " نام خانوادگی" تبدیل شد. رجب خان با پولی که از ماترک پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه‌آهن زمینی خریده و یک یخچال طبیعی احداث کرده بود واز همین راه مخارج زندگی خانوادهٔ پرجمعیت خود را تأمین می‌کرد نخستین واقعه‌ای که در کودکی غلامرضا روی داد و ضربه‌ای بزرگ و فراموش نشدنی بر روح او وارد کرد، آن بود که مرحوم پدرش برای تأمین معاش خانوادهٔ ناچارشد خانهٔ مسکونی خود را گرو بگذارد. شادروان تختی به لحاظ مشکلات خانوادگی فقط ۹ سال در دبستان


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد غلامرضا تختی

دانلودمقاله ادبیات و تصویرگری کتاب کودک

اختصاصی از نیک فایل دانلودمقاله ادبیات و تصویرگری کتاب کودک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


ادبیات و تصویرگری کتاب کودک

 

ما مردم جهان مصمم به حفظ نسل های آینده از بلای جنگ هستیم . و ایمان خود را مجدداً مورد تأکید قرار می دهیم … و برای نیل به این اهداف دگرپذیری و زیستن صلح آمیز دیگران را مد نظر داریم . در شرایط کنونی جهان و بنا به تجربة مردم جهان برای دفع جنگ و خشونت ، به عنوان یک امر حیاتی ، امکان شناخت معنای دگرپذیری و مدارا او یا چگونگی رفتارهای تند و خشونت دار فراهم آمده است هیچ یک از این مفاهیم قابل شناخت نیست . مگر آنکه به معنای متضاد خود قیاس شود به عبارتی درک معنای این مفاهیم به درک سرگذشت تاریخی ملت ها بستگی دارد . تاریخ پرماجرا و سراسر تشنج اجتماعی سیاسی ایران ، به تهاجم بیگانگان و درگیری و جنگ های خونین اعتراض و مرگبار مستبدان خودکامه آغشته بوده است . خاطرة‌ اعمال زور و خشونت در حافظة جمعی مردم ما از زمان هجوم اقوام ترک و سلجوقی ، حملة عرب ها و هجوم اقوام ترک و سلجوقی ، حملة‌ خانمانسوز – مغول ها و ویرانگری تیمور ، گسترده اسکندر مقدونی ، و دیگر مصیبت ها ، نقش بسته است . حاصل این تهاجم و خشونت ها چون یک ارثیة شوم برای مردم ایران باقی مانده و این که مردم ایران چگونه در تنهایی و غربت به این همه فجایع را از سر گذارنده و موجودیت خود را حفظ کرده اند . بحثی قابل تأ مل است ، اما بحث های ما روی بازتاب ابعاد آن پریشانی ها و خوف ها و خشونت ها در بخش ادبیات کهن فارسی ، در بخش کودک و نوجوان نیز مربوط می شود . متمرکز است . کوشیده ایم مفاهیم خاص را با توجه به اصول دگر پذیری کمیسیون ملی یونسکو و اصول پذیرفته شده حقوق اساسی بشر و کنوانسیون حقوق کودک ، در روایات و حکایات ادبیات کهن فارسی نشا دهیم .
ناگفته نماند که در حیات فرهنگی مردم ایران ، عامل بسیار مهم و مؤثر در مقابل تهاجمات و فرهنگ خشونت قرار گرفته که در تعدیل آن پریشانی های بسیار مؤثر واقع شده آن عامل ، مفهوم نیرومند ‹‹ عشق ›› بود که بخش بزرگی از ادبیات کهن فارسی ( شفاهی و رسمی ) به شرح و توضیح آن اختصاص یافته است . آدمی زادة طرفه معجونی است کز فرشتهسر شانه و ز شیطان گررود سوی این شود کم از این ورود سوی آن شود به از آن .
در نتیجه ، ضرورت دارد برای مهار دیو درون او نیرویی به میان آید تا روح و جسم او را از پلیدی ها بر حذر دارد ، بنا براین بر مبنای جملة احوال عالم بر محبت ›› و عشق نهاده اند و اولین قدم برای رسیدن به عشق را بردباری و مدارا دانستند .
فرد بردباری بود چو تندری کن تن به خواری . فردوسی
تقدیم به کودکان یتیم ومادران آبرومند .
و گر بی پدر کودکانند نیز از آن کس که دارد نخواهند چیز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیش گفتار :
نگاهی به نقاشیهای ‹‹ علی اکبر صادقی ››
مصور کردن آثار کودکان در ایران ، عمری کوتاه دارد . با پیشرفت صنعت چاپ رنگی ، در ابتدا تصاویری که در این حوزه ارائه شده بود ، رنگ و بوی تقلید داشت و اکثراً کلیشة کامل تصاویر آثار ترجمه شده بود ، و شاید این خود دلیل کشش مصوران آثار کودکان به سوی تصاویری از آنگونه شد . اگر نگاهی گذرا به مجموعة انتشارات کتابهای طلایی و یا نقاشیهایی که اوایل در کیهان بچه ها چاپ شده بیندازیم ، دور بودن مصوران و دست اندر کاران آفرینش کتابهای تصویری را از اندیشه ها و طرحهای مستقل در می یابیم . می توان ادعا کرد که با تأسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و برداشتن گامهای اساسی در جهت تولید ( تألیف ، ترجمه ، چاپ و نشر ) آثاری در حوزة ادبیات و خواندیهای کودکان و نوجوانان این سرزمین ، نقاشان و تذهیبگران نیز در کنار نویسندگان ، شاعران ، مترجمان و علاقه مندان این حوزه حضور یافتند و در مواردی نه چندان کم کارهایی کارستان انجام دادند .

 

نو بودن پدیدة آفرینش آثاری برای کودکان و نوجوانان ایرانی میدان را برای تجربه باز کرد و در نتیجه شماری از مصوران و نقاشان با استفاده از امکانات کانون و بعضی ناشران دیگر ، دست به تجربیاتی در این زمینه زدند که توفیقاتی را نیز در برداشت ؛ هر چند باید گفت که کانون و مصورانش کرده بودند . برخی از مصوران و نقاشان با همکاری فیلمسازان ، از امکانات ‹‹ انیمیشن ›› را نیز در دستور کار فرد قرار دادند و در این حیطه نیز درخشیدند در این میان بعضی از نقاشان و تصویر گران به شیوه های خاصی پرداختند و آنچه همان سبک و سیاق خاص ارائه کردند ، حتی درانیمیشنها ، با تحول همراه بود .
علی اکبر صادق ، نقاش و تذهیبگر ایرانی که بررسی آثار نقاشی و تذهیبهای وی برای کتابهای کودکان و نوجوانان موضوع این نوشته است از جملة هنرمندان فوق الذکر است . با مروری در آثار در می یابیم که او شیوة خاصی در نقاشی برای کودکان و نوجوانان پرداخته است . سبک صادقی نمادی و مینیاتور است و به گفتة خودش ترکیبی از مینیاتور سنگی و نقاشی قهوه خانه ای است . دلایل انتصاب و تأکید بر این سبک در گفتگویی که در خاتمه آمده است ، بیان شده . در اینجا لازم می دانم به ناتوانی خود در نقد نقاشی و تصویر گری اشاره کنم . نگارنده در جنبه های هنری آثار ، صاحب سبک نیست بلکه تلاشی دار برای راهیابی در این مسیر !
آنچه در این برسی مد نظر قرار خواهد گرفت بیشتر بیان نقاط قوت و یا ضعف سبک نقاشی علی اکبر صادقی در کتابهای کودکان و نوجوانان ، و اشاره به پذیرش این آثار از سوی مخاطبان اصلی و میزان نزدیکی وی به هدفش در این زمینه است .نظریه هایی چند پیرامون تصاویر کتابهای کودکان و نوجوانان :

 

برای ورود به بحث ، نخست باید مطالبی را بیان کرد تا در قبل تکلیف نهایی تا حدودی روشن باشد . در ابتدا به ذکر یک سئوال می پردازیم چه ضرورتی دارد که به چنین نقد و بررسیهایی دست زده شود ؟
یکی از بهترین راهها برای نگهبانب از ادبیات کودکان ، این است که به نقد آن بپردازیم ، آن را توسعه دهیم و در این راه ، هر چه بیشتر صاحب نظران را تشویق کنیم . لذا اطمینان به اهمیت ادبیات باید در بالاترین جای ذهنمان قرار گیرد . این نه فقط به خاطر بهره بری کودکان است که این آثار را می خوانند بلکه دقیقاً به خاطر بقای فرهنگی است که در آن زندگی می کنیم . اضافه می کنم این فرهنگ فقط در ادبیات خلاصه نمی شود ، بلکه می تواند در مورد کل اجزایی که در کنار ادبیات کودک حرکت می کنند ، تعمیم داده شود . با این حساب دیگر نگرانی نداریم . می دانیم که غرض از نقد ، چوب تر با تأکید زدن بر کسی نیست . بلکه هدف بالاتر از اینهاست . سئوال دیگر این است : چرا علی اکبر صادقی ؟ آیا انتخاب این نقاش از بین نقاشان اتفاقی است ؟

 

باید بگویم در درجة اول ، علت اصلی ، علاقة شخصی نگارنده به کارهای این هنرمند است و در ثانی اشاره به این نقل قول است . از میان آثار مقصود آثاری است که به همین مصوران براتیسلاوا در ایران ارائه شده . بیش از همه به کار علی اکبر صادقی ( مقصود کتاب پیروزی – آفرین اثر وی بوده است ) توجه شده بود و آن را از نظر تجسم و رنگ قوی تشخیص داده بودند ، پیام اثر را گرفته بودند ولی معتقد بودند که آنچه خوانندة نوجوان در این اثر دریافت می کند به نوعی با دنیای ما و اندیشة انسانی سازگار نیست و … ) و از سویی آنچه دربارة ضرورت و کیفیت تصویر در آثار کودکان و نوجوانان بیان شده به شرح زیر است :
1. تصاویر باید قدرت خلاقیت کودکان و نوجوانان را برانگیزاند .
2. تصاویر باید از کیفیت هنری قابل ملاحظه ای برخوردار باشند .
3. تصاویر باید با در نظر گرفتن قدرت درک خوانندگان تهیه شده باشند .
4. تصویر ، کلیدی باشند تا به درک بهتر مطلب کمک کنند .
همچنین برخی از صاحبنظران بر این عقیده اند که تصاویر باید به پرورش هنر خوب دیدن عنایت داشته باشد و انگیزة زیباشناسی را در این حوزة هنری ، تقویت و تربیت کند . شناخت دادن و نفوذ در تلفیق رنگها ، درک کیفیت این ترکیبها و احساس لطافت یا خشونت در رنگ و تصاویر نیز می تواند از رسالتهای هنرمندی باشد که در حوزة تهیة آثاری برای کودکان و نوجوانان تلاش می کند . دراشاره ای دیگر چنین می خوانیم در تصویرگری کتابهای کودکان و نوجوانان همواره دو بعد خود را حفظ کرده است بدین معنی که هر تصویر به خودی خود لازم است در حدی باشد که بتوان به عنوان یک کار هنری آن را در موزه جهان مورد استفاده میلیونها خانواده قرار گیرد و حتی از نسلی به نسل دیگر انتقال یابد .

تا اینجا نظرات صاحب نظران و منتقدان ادبیات کودکان و نوجوانان و گاه اشارات نگارنده ذکر شد . اکنون جا دارد نقطه نظر های چند تن از نقاشان و مصوران را نیز در این زمینه نقل کنیم .
خانم ژانت چنین می گویند در تهیة نقاشی و تصویر گری برای کودکان آنگونه و آنطور که منطبق و فراخور دنیای شاد و درخشان کودکان باشد زیاد آسان نیست ، دراین کار تجربه و لمس دنیای کودکانه نقش ویژه ای دارد .
باید دید چه نکات و خصوصیاتی جلب نظر کودک را می کند . تصور من اینست که البته خطوط ساده و به کا بردن رنگهای شاد و زنده بیشتر مورد توجه کودکان است . علاوه بر اینها نقاشی کوکان باید دارای طنز کودکانه و سرشار از محبت و مهربانی باشد تا احساسات لطیف و ظریف کودکان را خدشه دار نکند … .
آقای عقیده دارند ‹‹ … درنقاشی برای کودکان ، رنگ مهمترین مسأله است زیرا کودکان در مرحلة اول ببه کمک رنگ است که با تصویر ارتباط برقرار می کنند . اگر رنگها حالت خوشایند بود ، کنجکاو می شوند که روی تصویر نیز تعمق کنند . مدت زمان بیشتری با نقاش باشند ، خاطره آن کار را در ذهن نگهدارند و در مورد آن با دوستان و همسن و سال های خود صحبت کنند ، رنگها اگر به صورت تخت و بدون حجم باشند بهتر است . در مورد پرسپکتیو هم رعایت آن چندان برای کودکان لازم نیست … ››
حالا با توجه به مطالب عنوان شده بهتر می توانیم به بررسی آثار نقاش و تصویر گری کتاب کودکان بپردازیم .
به عنوان مثال آقای صادقی حوزة نقاشی ، تذهیب و نقاشی و نقاشی متحرک ‹ انیمیشن ›
کار می کند . ما در این بررسی به دو حوزه از کارهای ایشان که مربوط به کتاب کودک و نوجوان می شود می پردازیم ، تذهیب و نقاش برای ادبیات کودکان و نوجوانان برای اینکه معتقدم در سینمای نقاشی متحرک › یکی از حوزه های است که اختصاصاً با توجه به نیاز کودکان و نوجوانان پیدا شده و زایشش را مدیون خواست این گروه از جامعه است ، اما به خاطر محدود کردن بررسی و جلوه گری از بحث طولانی از ورود به بحث در این مورد خودداری می نمایم .

 

 

 

تذهیب در نقاشی کودکان ( در تصویر گری کتاب کودک )
شاید به علت باقی ماندن بعضی ار آثار خطی قدیمی ظاهر آنها بوده است که احتمالاً بر محتوا پیشی داشته اما باید گفت با توجه به امکانات چاپ ، ضرورت حفظ و ماندن اثر مطرح نیست ، بلکه ضرورت آشنایی با این هنر به ویژه به این سبب که در حوزة ادبیات می تواند یاوری خوب در ارائه مطالبی از جمله اندرزها ، کلمات قصار و پندهای بزرگان و از این گونه باشد ، مطرح است .
علی اکبر صادقی از معدود کسانی است و حتی می توان ادعا کرد تنها کسی است که کار تذهیب برای آثار ادبیات و خواندنیهای کودکان و نوجوانان را به صورت جدی آغاز کرده است .
کودک و نوجوان ایران نیاز دارد با آثار قومی خود آشنایی پیدا کند . این آشنایی می تواند از کاشی کاری مساجد و مدارس و تکایا و آب انبارها و امامزاده ها شروع شود ؛ اما غالباً برخورد کودکان با آن سطحی است . ولی وقتی تذهیب درحاشیة کتابهاب متعلق به آنان پیدا شود ، بیشتر جلب توجه می کند البته جلب توجه و هماهنگی بین متن و تذهیب نکته قابل توجهی است ؟ یعنی هر متنی را نمی شود تذهیب کرد . در چند اثر این هنرمند این هماهنگی کملاً احساس می شود . نکته دیگر در این زمینه ارائة هنر ‹‹ خط – نقاشی ›› است با توجه به زمان ارائه این آثار باید گفت تلاش ایشان گاهی لازم بوده و صد حیف که ادامه آن مشاهده نمی شود . با توجه به اینکه هنر خطاطی و تذهیب با خطوط یک از علایق کتابسازان و صحافان ونقاشان این مرز و بوم بوده است .
و سابقه ای قدیمی دارد چنانچه رسالت تذهیب و حاشیه سازی در آثار کودکان و نوجوانان امروز را بخشی از آشناسازی نسل جوان با داشته ها و امکانات هنری آن قوم بدانیم ، ادامه این روش در برخی آثار مربوط به احادیث و کلمات قصار کاملاً بجاست به هر حال آنچه مربوط به این نگاه می شود این است که کار تصویر برای آثار کودکان و نوجوانان ( بالاخص نوجوانان ) قابل تقدیر است علی اکبر صادقی در این حوزه موفق بوده است .
نقاشی برای کودکان و نوجوانان از دیدگاه هنرمندان بالاخص علی اکبر صادقی
نقاشی های صادقی به ظاهر شکل و بوی سنتی دارد و وفاداری وی ، رعایت اصول به این شیوه و تلاش در ارائه هر چه بیشتر این آثار باتوجه به ویژگیها و نیازهای نوجوانان ملموس و آشکار است . آنچه در این آثار چشمگیر است دخل و تصرفهای صادقی در این سبک و پرداختها و نوآوری ها و نونگری های اوست . او در سال 1348 برای اولین بار در اوج گرایش نقاشی کتابهای کودکان به مدرنزیم و تقلید از هنر مدرن غربی ، آن طور که در آثارش مشخص است بر اصالت کار هنری برای نوجوانان تأکید داشت . اشارة این نکته لازم است که کارهای غیر کتابی وی فرا واقعیتگرایی نیز به کمک همان شیوة مینیاتوری نقاشی می شود . در ادامة مطالب ، نگارنده قصد ندارد وارد این بحث شود که امروز مینیاتور چه جایگاهی می تواند در نقاشی داشته باشد با رسالت نقاشان این سبک چه چیز می تواند باشد این ، بحث مکتبی در نقاشی کودک نیست . نگارنده این باور را قبول دارد که نوجوانان در کتابهای متعلق به آنها استفاده می شود ، سبکهای مینیاتور ، نقاشی قهوه خانه ای و چاپ سنگی را نیز ببینند و بشناسند زیرا ارتباط مستقیم با هنر قومی ملی آنان دارد .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   30 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله ادبیات و تصویرگری کتاب کودک

دانلودمقاله حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی

اختصاصی از نیک فایل دانلودمقاله حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

  (حدود ۳۲۹ تا حدود ۴۱۰ هجری قمری)، شاعر حماسه‌سرای ایرانی و گویندهٔ شاهنامهٔ فردوسی است که مشهورترین اثر حماسی فارسی است و طولانی‌ترین منظومه به زبان فارسی تا زمان خود بوده است. او را از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌گو دانسته‌اند.
زندگی
در مورد زندگی فردوسی افسانه‌های فراوانی وجود دارد که چند علت اصلی دارد. یکی این که به علت محبوب نبودن فردوسی در دستگاه قدرت به دلیل شیعه بودنش، در قرن‌های اول پس از پایان عمرش کمتر در مورد او نوشته شده است، و دیگر این که به علت محبوب بودن اشعارش در بین مردم عادی، شاهنامه‌خوان‌ها مجبور شده‌اند برای زندگی او که مورد پرسش‌های کنجکاوانهٔ مردم قرار داشته است، داستان‌هایی سرِهم کنند
تولد
بنا به نظر پژوهشگران امروزی، فردوسی در حدود سال ۳۲۹ هجری قمری در روستای باژ در نزدیکی طوس در خراسان متولد شد.
استدلالی که منجر به استنباط سال ۳۲۹ شده است شعر زیر است که محققان بیت آخر را اشاره به به قدرت رسیدن سلطان محمود غزنوی در سال ۳۸۷ قمری می‌دانند:
بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت نوان‌تر شدم چون جوانی گذشت
[...]
فریدون بیداردل زنده شد زمین و زمان پیش او بنده شد
و از این که فردوسی در سال ۳۸۷ پنجاه و هشت ساله بوده است نتیجه می‌گیرند او در حدود سال ۳۲۹ متولد شده است.
تولد فردوسی را نظامی عروضی، که اولین کسی است که دربارهٔ فردوسی نوشته است، در ده «باز» نوشته است که معرب «پاژ» است. منابع جدیدتر به روستاهای «شاداب» و «رزان» نیز اشاره کرده‌اند که محققان امروزی این ادعاها را قابل اعتنا نمی‌دانند. پاژ امروزه در استان خراسان ایران و در ۱۵ کیلومتری شمال مشهد قرار دارد.
نام او را منابع قدیمی‌تر از جمله عجایب المخلوقات و تاریخ گزیده (اثر حمدالله مستوفی) «حسن» نوشته‌اند و منابع جدیدتر از جمله مقدمهٔ بایسنغری (که اکثر محققان آن را بی‌ارزش می‌دانند و محمدتقی بهار مطالبش را «لاطایلات بی‌بنیاد» خوانده است) و منابعی که از آن مقدمه نقل شده است، «منصور». نام پدرش نیز در تاریخ گزیده و یک منبع قدیمی دیگر «علی» ذکر شده است. محمدامین ریاحی، از فردوسی‌شناسان معاصر، نام «حسن بن علی» را به خاطر شیعه بودن فردوسی مناسب دانسته و تأیید کرده است. منابع کم‌ارزش‌تر نام‌های دیگری نیز برای پدر فردوسی ذکر کرده‌اند: «مولانا احمد بن مولانا فرخ» (مقدمهٔ بایسنغری)، «فخرالدین احمد» (هفت اقلیم)، «فخرالدین احمد بن حکیم مولانا» (مجالس المؤمنین و مجمع الفصحا)، و «حسن اسحق شرفشاه» (تذکرة الشعراء). تئودور نولدکه در کتاب حماسهٔ ملی ایران در رد نام «فخرالدین» نوشته است که اعطای لقب‌هایی که به «الدین» پایان می‌یافته‌اند در زمان بلوغ فردوسی مرسوم شده است و مخصوص به «امیران مقتدر» بوده است، و در نتیجه این که پدر فردوسی چنین لقبی داشته بوده باشد را ناممکن می‌داند.
کودکی و تحصیل
پدر فردوسی دهقان بود که در آن زمان به معنی ایرانی‌تبار و نیز به معنی صاحب ده بوده است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۷۲) که می‌توان از آن نتیجه گرفت زندگی نسبتاً مرفهی داشته است. در نتیجه خانوادهٔ فردوسی احتمالاً در کودکی مشکل مالی نداشته است و نیز تحصیلات مناسبی کرده است. بر اساس شواهد موجود از شاهنامه می‌توان نتیجه گرفت که او جدا از زبان فارسی دری به زبان‌های عربی و پهلوی نیز آشنا بوده است. به نظر می‌رسد که فردوسی با فلسفهٔ یونانی نیز آشنایی داشته است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۷۴).
جوانی و شاعری
کودکی و جوانی فردوسی در دوران سامانیان بوده است. ایشان از حامیان مهم ادبیات فارسی بودند.
با وجود این که سرودن شاهنامه را بر اساس شاهنامهٔ ابومنصوری از حدود چهل سالگی فردوسی می‌دانند، با توجه به توانایی فردوسی در شعر فارسی نتیجه گرفته‌اند که در دوران جوانی نیز شعر می‌گفته است و احتمالاً سرودن بخش‌هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر اساس داستان‌های اساطیری کهنی که در ادبیات شفاهی مردم وجود داشته است، شروع کرده است. این حدس می‌تواند یکی از دلایل تفاوت‌های زیاد نسخه‌های خطی شاهنامه باشد، به این شکل که نسخه‌هایی قدیمی‌تری از این داستان‌های مستقل منبع کاتبان شده باشد. از جمله داستان‌هایی که حدس می‌زنند در دوران جوانی وی گفته شده باشد داستان‌های بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو، و داستان سیاوش است.
فردوسی پس از اطلاع از مرگ دقیقی و ناتمام ماندن گشتاسب‌نامهاش (که به ظهور زرتشت می‌پردازد) به وجود شاهنامهٔ ابومنصوری که به نثر بوده است و منبع دقیقی در سرودن گشتاسب‌نامه بوده است پی برد. و به دنبال آن به بخارا پایتخت سامانیان («تختِ شاهِ جهان») رفت تا کتاب را پیدا کرده و بقیهٔ آن را به نظم در آورد. (سید حسن تقی‌زاده حدس زده است که فردوسی به غزنه که پایتخت غزنویان است رفته باشد که با توجه به تاریخ به قدرت رسیدن غزنویان، که بعد از شروع کار اصلی شاهنامه بوده است، رد شده است.) فردوسی در این سفر شاهنامهٔ ابومنصوری را نیافت ولی در بازگشت به طوس، امیرک منصور (که از دوستان فردوسی بوده است و شاهنامهٔ ابومنصوری به دستور پدرش ابومنصور محمد بن عبدالرزاق جمع‌آوری و نوشته شده بود) کتاب را در اختیار فردوسی قرار داد و قول داد در سرودن شاهنامه از او حمایت کند.
سرودن شاهنامه
مقاله اصلی: شاهنامهٔ فردوسی
شاهنامه مهم ترین اثر فردوسی و یکی از بزرگ ترین آثار ادبیات کهن فارسی می باشد.
فردوسی برای سرودن این کتاب در حدود پانزده سال بر اساس شاهنامهٔ ابومنصوری کار کرد و آن را در سال ۳۸۴ قمری پایان داد. فردوسی از آنجا که به قول خودش هیچ پادشاهی را سزاوار هدیه کردن کتابش ندید («ندیدم کسی کش سزاوار بود»)، مدتی آن را مخفی نگه داشت و در این مدت بخش‌های دیگری نیز به مرور به شاهنامه افزود.
پس از حدود ده سال (در حدود سال ۳۹۴ هجری قمری در سن شصت و پنج سالگی) فردوسی که فقیر شده بود و فرزندش را نیز از دست داده بود، تصمیم گرفت که کتابش را به سلطان محمود تقدیم کند از این رو تدوین جدیدی از شاهنامه را شروع کرد و اشاره‌هایی را که به حامیان و دوستان سابقش شده بود، با وصف و مدح سلطان محمود و اطرافیانش جای‌گزین کرد. تدوین دوم در سال ۴۰۰ هجری قمری پایان یافت (به حدس تقی‌زاده در سال ۴۰۱) که بین پنجاه هزار و شصت هزار بیت داشت. فردوسی آن را در شش یا هفت جلد برای سلطان محمود فرستاد.
به گفتهٔ خود فردوسی سلطان محمود به شاهنامه نگاه هم نکرد و پاداشی را که مورد انتظار فردوسی بود برایش نفرستاد. از این واقعه تا پایان عمر، فردوسی بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه اضافه کرد که بیشتر به اظهار ناامیدی و امید به بخشش بعضی از اطرافیان سلطان محمود از جمله «سالار شاه» اختصاص دارد. آخرین اشارهٔ فردوسی به سن خود یکی به حدود هشتاد سال است («کنون عمر نزدیک هشتاد شد/امیدم به یک باره بر باد شد») و یکی به هفتاد و شش سال («کنون سالم آمد به هفتاد و شش/غنوده همه چشم میشار فش»
مرگ و آرامگاه
اولین منبعی که به سال مرگ فردوسی اشاره کرده است مقدمهٔ بایسنغری است که آن را در سال ۴۱۶ هجری قمری آورده است. این مقدمه که امروز نامعتبر شناخته می‌شود به منبع دیگری اشاره نکرده است. اکثر منابع همین تاریخ را از مقدمهٔ بایسنغری نقل کرده‌اند، به جز تذکرة الشعراء (که آن هم بسیار نامعتبر است) که مرگ او را در ۴۱۱ قمری آورده است. محمدامین ریاحی، با توجه به اشاره‌هایی که فردوسی به سن و ناتوانی خود و آثار پیری کرده است، نتیجه گرفته است فردوسی حتماً قبل از سال ۴۱۱ مرده است.
پس از مرگ، جنازهٔ فردوسی اجازهٔ دفن در گورستان مسلمانان را نیافت و در باغ خود وی یا دخترش در طوس دفن شد. منابع مختلف علت دفن نشدن او در گورستان مسلمانان را به دلیل مخالفت یکی از دانشمندان متعصب طوس (چهار مقالهٔ نظامی عروضی) دانسته‌اند. عطار نیشابوری در اسرارنامه این داستان را به شکل نماز نخواندن «شیخ اکابر، ابوالقاسم» بر جنازهٔ فردوسی آورده است و حمدالله مستوفی در مقدمهٔ ظفرنامه این شخص را شیخ ابوالقاسم کُرّکانی دانسته است که مریدان زیادی داشته است. در بعضی منابع دیگر نام این فرد «ابوالقاسم گرگانی» یا «جرجانی» نیز آمده است که احتمالاً مسخ نام کُرّکانی است. ریاحی انتصاب این مسئله به کُرّکانی صوفی را تهمت دانسته است و از آنجا که او در هنگام مرگ فردوسی حدود سی سال داشته است از نظر تاریخی نیز این مسئله را ناممکن گرفته است.

صحنه‌ای از داستان‌های شاهنامه (در آرامگاه فردوسی، توس)
از زمان دفن فردوسی آرامگاه او چندین بار ویران شد. در سال ۱۳۰۲ قمری به دستور میرزا عبدالوهاب خان شیرازی والی خراسان محل آرامگاه را تعیین کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند. پس از تخریب تدریجی این ساختمان، انجمن آثار ملی به اصرار رئیس و نایب‌رئیسش محمدعلی فروغی و سید حسن تقی‌زاده متولی تجدید بنای آرامگاه فردوسی شد و با جمع‌آوری هزینهٔ این کار از مردم (بدون استفاده از بودجهٔ دولتی) که از ۱۳۰۴ هجری شمسی شروع شد، آرامگاهی ساختند که در ۱۳۱۳ افتتاح شد. این آرامگاه به علت نشست در ۱۳۴۳ مجدداً تخریب شد تا بازسازی شود که این کار در ۱۳۴۷ پایان یافت.
افسانه‌های دربارهٔ فردوسی
افسانه‌های فراوانی دربارهٔ فردوسی و شاهنامه وجود دارد که عمدتاً به علت اشتیاق مردم علاقه‌مند به فردوسی و خیال‌پردازی نقالان به وجود آمده‌اند. بیشتر این افسانه‌ها به‌آسانی با استفاده از شواهد تاریخی یا با استفاده از اشعار شاهنامه رد می‌شوند. از این جمله است قصهٔ رفتن منبع پهلوی شاهنامه از تیسفون به حجاز و حبشه و هند بالاخره به ایران آمدنش به دست یعقوب لیث، قصهٔ راه یافتن فردوسی به دربار سلطان محمود، مسابقهٔ بدیهه‌سرایی فردوسی با سه شاعر دربار غزنویان (عنصری، فرخی، و عسجدی)، قصه‌های سفر فردوسی به غزنه یا اقامتش در غزنه، قصهٔ فرار او به بغداد، هند، طبرستان، یا قهستان پس از نوشتن هجونامه، قصهٔ اهدا کردن شاهنامه به سلطان محمود به خاطر نیاز مالی برای تهیهٔ جهیزیه برای دختر فردوسی، قصهٔ فرستادن صله‌ای که سلطان محمود به فردوسی قول داده بوده است به شکل پول نقره به جای طلا به پیشنهاد احمد بن حسن میمندی و بخشیدن آن صله به فقاع‌فروش و حمامی به دست فردوسی و پشیمانی سلطان محمود و هم‌زمانی رسیدن صلهٔ طلا با با مرگ فردوسی.

آثار فردوسی
تنها اثری که ثابت شده است متعلق به فردوسی است متن خود شاهنامه است (منهای بیت‌هایی که خود او به دقیقی نسبت داده است). آثار دیگری نیز به فردوسی نسبت داده شده است از جمله چند قطعه، رباعی، قصیده، و غزل که محققان امروزی در این که شاعر آنها فردوسی باشد بسیار شک دارند و از جمله قصیده‌ها را سرودهٔ دوران صفویان می‌دانند (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۴۵).
آثار دیگری نیز به فردوسی نسبت داده شده است که اکثراً مردود دانسته شده‌اند. معروف‌ترین آنها مثنوی‌ای به نام یوسف و زلیخا است که در مقدمهٔ بایسنغری به فردوسی نسبت داده شده است. اما این فرض توسط بسیاری از معاصران رد شده است و از جمله مجتبی مینوی در سال ۱۳۵۵ هجری شمسی گویندهٔ آن را «ناظم بیمایه‌ای به نام شمسی» یافته است. محمدامین ریاحی این نسبت را از شرف‌الدین یزدی (که ریاحی او را «دروغ‌پرداز» نامیده است) دانسته است و حدس زده است که مقدمهٔ بایسنغری را هم همین شخص نوشته باشد (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۵۱). یکی از آثار دیگر منسوب به فردوسی گرشاسب‌نامه است که مشخص شده است اثر اسدی طوسی است و چند دهه بعد از مرگ فردوسی سروده شده است.
نوشتهٔ دیگری که به فردوسی نسبت داده شده است «هجونامه»ای علیه سلطان محمود است که به روایت نظامی عروضی صد بیت بوده است و شش بیت از آن باقی مانده است. نسخه‌های مختلفی از این هجونامه وجود دارد که از ۳۲ بیت تا ۱۶۰ بیت دارند. وجود چنین هجونامه‌ای را بعضی از محققین رد و بعضی تأیید کرده‌اند. از جمله محمود شیرانی با توجه به این که بسیاری از بیت‌های این هجونامه از خود شاهنامه یا مثنوی‌های دیگر آمده‌اند و بیت‌های دیگرش نیز ضعیف‌اند نتیجه گرفته است که این هجونامه ساختگی است ولی محمدامین ریاحی با توجه به این که اشاره‌ای به این هجونامه در شهریارنامهٔ عثمان مختاری (مدّاح مسعود سوم غزنوی)، که قبل از چهار مقالهٔ نظامی عروضی نوشته شده است، آمده است، وجود آن را مسلم دانسته است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  39  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی

دانلودمقاله نگاهی گذرا بر ادوار زندگی اخوان

اختصاصی از نیک فایل دانلودمقاله نگاهی گذرا بر ادوار زندگی اخوان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

در شب چهارم شهریور 1369 اخوان ثالث درگذشت وسفینه عمر این آزاد مرد رنجور- این لولی وش مغموم- سرانجام گرفتار طوفان مرگ گردید و کمر ستبر صنوبر شعر امروز ایران دوتا گشت . با مرگ او, طومار سبک اما اصیل گونه ی شعرفارسی درهم پیچید , سبکی که پیش از این , رسالت تاریخی اما هنری آن به پایان رسیده بود .
اخوان درادب معاصر یک پدیده بود , عمر وهنری پر فراز ونشیب داشت . دغدغه های او رنگ بی قراری داشت و زمزمه هایش از زندگی و مرگ شنیدنی وتامل برانگیز است .
زندگی را دوست می دارم ;
مرگ را دشمن .
وای , اما - با که باید گفت این ؟ - من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن . (گزیده اشعار/ چون سبوی تشنه / ص 97)
و یا درجایی دیگر در قطعه ی خیامی خود چنین می گوید :
مرگ آمد و خواست جان ِ آسوده من
تابستاند کاسته و افزوده من
درکارِ طرب کرده بُدم بود و نبود
او برد همین قالب فرسوده من ( ارغنون / خیامی )
اخوان در سال 1307 ﻫ . ش در مشهد متولد شد ,همانجا درس خواند , درسال1326به تهران آمد و دراطراف ورامین (پیشوا)آموزگار دبستان شد . نیمه دوم دهه بیست اوج دموکراسی ناقص درایران بود, دوران آزادی نسبی که به دنبال انقلاب مشروطه و فعالیتهای مشقت بار دیرسال مبارزات,سیاسی وهنری در دوره رضاخوان پیدا شده بود . دهها نشریه سیاسی و هنری و ادبی منتشر می شد . مردم نمایندگانشان را کم وبیش آزادانه انتخاب میکردند . و مجلس , محل واقعی و داﺋمی تنشهای طبقاتی و تضادها و مردم - نمایندگان - پر شده از اغراض جهانی و شخصی بود.
دراین مابین فعالترین مراکز فرهنگی سفرتخانه ها , مراکز فرهنگی فرانسه وشوروی بود . عموم لیبرال ها و طرفداران فرهنگ غرب در سفارت فرانسه , وهمه هنرمندان و نویسندگان دموکرات وچپ در سفارت شوروی جمع میشدند , ودر جلسات معینی از هفته , جلسات هنری داشتند و درهمین سالها بود که دو گونه شعر نو درایران و ادبیات تازه و نوپای آن شکل گرفت : شعر نو معتدل , میانه رو یا به قول آقای نادرپور ( شعر سنت گرای جدید ) که منادیانش عمدتاﹰ لیبرال هایی چون مرحوم دکترپرویز ناتل خانلری , دکتر عبدالحسین زرین کوب , نادر نادرپور و فریدون توللی بودند , و نوآوری را فقط در حد چهار پاره و نوعی مستزاد می دانستند , و به شدت پایبند وزن عروضی و قافیه بودند , و شعر نو که در رأس همه نیمایوشیج قرار داشت . دراین میان افراطیون , نوآوری را در شکستن نظام زیبا شناسی قدیم و بنیاد نهادن نظامی نوین می دانستند. ودراین زمان , مهدی اخوان ثالث , در دهات اطراف ورامین , درحال و هوای قدمایی , غزل وقصیده می گفت و ظاهراﹰ خبر چندانی از شهر نداشت , که بعدها همین اشعارش را در کتابی با عنوان ارغنون به چاپ رسانید .
اخوان که دیری است غزل و قصیده گفته و با عشق و همتی عظیم روی به سوی قله ی عظیم شعر سنتی نهاده , و چون ماهی ای که در قسمت اعظمی از اقیانوس شعر کهن ایرانیان غوطه ور بوده , حال با اعتماد به نفس و اطمینان کامل (به قول خود) راهی از خراسان پهناور, با آن گنجینه ی عظیم وپرهیبت شعر کهن, به سوی دیار پیرمرد دریای نور ,مازندران , می زد وبه شعر نیمایی نزدیک می شد . او تازه داشت درک می کرد که نیما چه کار شگفتی کرده است . می فهمید که نیماباتکیه بر شعر سنتی نظام نوینی راپی افکنده که چندان هم آسان یاب نیست و به گفته ی استاد لنگرودی اخوان در این برهه ی زمانی بر دروازه شعر نیمایی ایستاده بود و درون عمارت هنوز تیره وتار بنظرش می رسید .
درهمین اثنا بود که گامهای قوی اما نو رًس اخوان و مردانی چون کسرایی , ابتهاج , شاملو , نادر پور, رحمانی ,. . . در گودال حقیقی اما باور ناپذیری به نام کودتای 28 مرداد 1332 می لغزد وپیچشی را احساس می کند,وانگاره ی آزادی را که گاه به سفارش خود یا حزب وگروهی سروده بودند در این پیچش ناگهانی زخمی و کبود یافتند , اکنون ناباورانه , گنگ وخوابیده , حیرت زده و شکست خورده می دیدند هرکدام از ایشان در گوشه ای افتاده اند و امیدی ندارند :
- کوهها باهم اند وتنهایند , همچو ما با همان تنهایان - ( شاملو ) . بخش عظیمی از شاعران و نویسندگان , حزبی
( یامتهم به حزبی ) دسگیر و زندانی گردیدند و شاعر ما (اخوان ثالث ) درمیان دستگیر شدگان بود.
اخوان در زندان قصر اینچنین می سراید :
خانه ام آتش گرفته است , آتشی جان سوز
هرطرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را , تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود . . .
او این شعر سمبولیزم را که یادآور شعر ( آی آدمهای نیماست ) , و به زیبایی تصویرگر کودتای28مرداد است درسال 1333 می سراید , که بنا به عقیده شعر شناسان , این شعر , هفت بنداست و هفتاد حشو :
برای مثال آتش جان سوز در شعر بالا , حشو و زاید است , چراکه خانه سوزی غیر جان سوز نداریم .و باز بنا به گفته ی استاد لنگرودی همواره نظر نخست ما به ازا, بیرونی هر تصویر است که به ذهن متبادر می شود و لازمه هنری بودن هر تمثیل , پذیرفتنی بودن ما به ازا, آن است . خانه ات که بسوزد جان سوز است چه آپارتمان باشد و چه آمال . ویا در مورد مصرع دوم و سوم می توان یادآور شد که : تارشان بی پود مگر می سوزد ؟ , واینهمه ایراد نتیجه ی همان تعلق خاطر به او به عروض قالبی و طنین قافیه قدمایی است.هر چند که این دلبستگی تا آخر عمر با او بود, ولی اوباکوشش شبانه روزی وبی وقفه خود, این ضعف رابه قدرت بدل کرد تا اینکه درسال 1334 شعر معروف زمستان رامی نویسد : شعری فخیم , استوار ومحکم , باخصوصیات سبک خراسانی, سنجیده,بی حشو و زوائد و منطبق با ارکان نظام نیمایی. او با چاپ کتاب زمستان به مقام ملک الشعرایی ملت ایران می رسد . اما ملک الشعرایی که هنوز سالها مانده تا ملت اورا بشناسند .
دهه ی سی , دهه شعر است . شعر, برآیند همه امیدها , آرزوها , شکست ها و مقاومت ها شده است . مجلات پر از شعر نو می شود . اشعار درخشانی از شاملو , نادر پور , آزاد وکسرایی منتشر می گردد . شاعرانی خوش قریحه و ذوق و سرشار از عطر شعر چون آتشی و فروغ به ظهور می رسند .
این شور وحال تا سالیان سال ادامه می یابد . آخر شاهنامه در سال 1338 و از ای اوستا در سال 1344 منتشر می شود . اخوان بسان عقابی بر قله شعر نو جای می گیرد و زبان او زبان مسلط شعر نو آن سالها می شود .
بعد از این دوره او دچار افولی غریب می گردد و دوره شکوهمند اخوان به پایان خودمی رسد و او غریبانه با بلندای شعر معاصر بدرود می گوید . اگرچه اخوان به ظاهر تا پایان عمرش , کم وبیش با همان قدرت زبانی به کار ادامه می دهد ولی واقعیت این است که فخامت زبانی , حبابی است زیبا که در پنهانش چیزی ندارد : نه اندیشه ای ژرف ,نه تصویری ناب , نه ایهام وکنایه جالب توجه و رشک برانگیزی و نه . . . . این فروپاشی و تزلزل تا بدانجاپیش می رود که گاه حتی ساده ترین تصاویرش غلط می شود . (1)

 

 هنر ثالث
در سرآغاز این بحث ابتدا باید تعریفی دقیق و شایسته , از شعر نو داشته باشیم تا اسباب نزدیکی به هدفمان , که همانا بیان کارکرد مهدی اخوان ثالث است - البته در حد توان – فراهم آوریم .
عبارت معاصر در فرهنگ سعدی به هم عصر و دوره معنا شده است , که در این صورت شعر معاصر به معنای شعری که دچار تحول و دگرگونی عصر و دوره خویش شده است . این شعر حاوی یک نوزائی و انقلاب در بطن خویش است .
درست است که به تعبیر "بورخس" چه بخواهیم وچه نخواهیم در واقعیت های زمان غسل داده شده ایم . اما با این تعریف دستاورد هنری و فرهنگی ما الزاماﹰ , نو و معاصر تلقی نخواهد شد .
نو ومعاصر بودن یک اثر ,خاصه شعر ,مشروط به درک موقعیت های زمانی- مکانی وتسلط کافی بر پدیده هایی است که در این دوره و زمان خاص - عصر - بوقوع می پیوندد , مشروط و مربوط می شود . البته باید توجه داشت منظور از این سخن این است که , معاصر بودن یک اثر صرفاﹰ ربطی به کارکرد سیاسی - اجتماعی اثر و یا القای پیام یا تصویری دراین رابطه ندارد. بلکه درک شهودی این مضمون ویا مضامین دیگر البته با حضوری جدید ونو در عرصه ی زبان باعث می شود که میزان نو ومعاصر بودن یک اثر تا حدی روشن گردد .
اکنون صرف قبول ظاهر و رویه ی شعر نیمایی و نو در شعر و پیروی غیر اصولی و حرفه ای نشان دهنده اندیشه ی پویا , مترقی و نوخواه شاعر نیست .یک شاعر حساس ولطیف نگر می تواند موضوعی پیش پا افتاده و حتی شاید قدیمی را آنگونه بیان کند , که تا آن وقت کسی از آن دریچه به آن موضوع ساده ننگریسته باشد . این جاست که مرز شعر نو , برای هر شاعری تا حد قابل توجهی مشخص میگردد. یک شاعربه تعبیر فاکنر:متعهد وملزم است که کارش را به بهترین وجه انجام دهد . که این مسئولیت و تعهد سنگین ترین بار رابر دوش آدمی میگذارد.در این موردنیما مطلبی قابل توجه دارد , او می گوید : (( شاعر باید ذهنیات را تبدبل به عینیات کند . )) بدین معنی که ذهن را از تصویر های کلیشه ای شاعران گذشته بزداید , و توجه خود را به اطراف خود معطوف کند و آنچه را می بیند , رنگ شاعرانه بزند و بیان کند. بدین گونه شعر از ذهن گرایی و کاربرد تصویر های ذهنی , نجات می یابد و معطوف به موضوعات پیرامون شاعر کشیده می شود , این بحث سرانجام به تعهد و مسئلیت شاعر کشیده می شود , به همین جهت اغلب شاعران این دوره بخصوص مهدی اخوان ثالث , هر یک به نوعی , خود را در مقابل مردم و جامعه ی انسانی مسئول می بیند و شعر به طرف بیان درد ها و رنج های موجود جامعه , یا انتقاد بر حکومت و جامعه سوق می یابد , و چون بیم جان در بیان صریح انتقادهای اجتماعی است , شعر بزرگان ادب این دوره, به نوعی رمز گرایی و سمبولیسم , متوجه میشود.و یا در بیانی ایجاز گونه و جامع تر پیامبر اکرم , خطاب به بشر و بخصوص ساکنان اقلیم هنر , اینگونه می فرماید که :
افضل الاعمالِ احمزُها : نکوترین و زیبا ترین کارها مشکلترین آنها است .
و این بیان مبشر یگانگی را بدان سبب بدانید که ترویج بینش بیداری وآگاهی بخشی - همانگونه که گفته شد -میتواندبهایی سخت گزاف در برداشته باشد, اماباید توجه داشت طبق این سخن نکوترین اعمال مطمئناﹰ سخت ترین آنها می باشد که در این مثال بیم جان میتواند سخترین تهدید برای مروج و رسول بیداری وآگاهی,یعنی شاعر , باشد.
اخوان بحق یکی از معدود کسانی بودکه دقایق شعر نیما را عمیقاﹰ شناخت و در شناساندن بدعتها و بدایع نیما چیره دستی بی نظیری را از خود به نمایش گذاشت . پس تردیدی نیست که او فلسفه تحول شعر نیمایی را بخوبی دریافته است. او با به دست آوردن رمز و راز قوالب و اسالیب , قاطعانه اعلام میکند که : من این زبان پرورده قبل از انحطاط مغول راآورده ام توی این مایه شعر و این اسالیب نو این زبان شد برای خودم پر از تازگی . تمام امکانات بلاغی قدیم را از لحاظ سادگی و سلامت و رقت , درستی و قدرت , این نیرو را دراختیار این حس وحال وتپش و تامل امروزی گذاشتم و دراین مسیر قرار دادم . اخوان ضمن اینکه ادامه دهنده سنت ریشه دار فارسی بود , چشم اندازهای نو را نیز پیش رو داشت و به طریق خودش رابطه دقیقی را بین شعرامروز و شعر گذشته ایران برقرارکرد .
بی هیچ تردیدی مهدی اخوان ثالث موثرترین شاعر در تثبیت شعرنمایی بوده است . چرا که نخست با اشعار محکم و استوار و متینش که لحن و بوی زبان شاعران بزرگ قرون چهارم و پنجم- خراسانی - را داشت, و مخالفان قصیده گوی شعر نو , خود میدانستند که قادر به بهم بستن چنین مصراعهایی نیستند . دوم با مقالاتش که سالیان دراز , در دفاع ازنیما , با اتکا‌‌ﺀ به شعرسنتی ایران نوشت .
یکی از اتهامات همیشگی نیما بی اطلاعی وی از زبان فارسی بوده است . البته زمینه این اتهام را کلام ناهموار
سنگلاخی و نحو ناآشنا و پیچیده ی نیما بوجود می آورد . آنها میگفتند که مثلاﹰ - می تراود مهتاب - غلط است . مهتاب نمی تراود . وهمینگونه است وقتی که می گوید :
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک
خواب درچشم ترم می شکند .
شکستن خواب معنا ندارد . ونیماکه به این اعتراضات پاسخ نمی داد. دشمنان , سکوت وی را دال بر صحت حرفشان می دانستند .هرچند حضور شاعران نوپردازی چون فریدون توللی و نادر نادرپور در برهه ای از زمان دشمنان را به سکوت وا می داشت ولی از اواخر نیمه دوم دهه بیست که بزعم این دوشاعر میانه رو , نیما راه افراط را پیش گرفت , عملاﹰ هیچ شاعر توانمندی که حامی نیما باشدوجودنداشت. در چنین وضعیتی است که اخوان باپشتوانه ی شعر کهن و لحن آشکار خراسانی وارد کارزار میشود . و اگر چه همان بکار بستن کلمات سنجیده در زمستان برای مجاب کردن قصیده - سرایان کافی است , ولی او با قدرت تمام وبا اطمینان کامل می گوید : چه کسی گفته است که خواب در چشم ترم می شکندنادرست است؟چه کس گفته ما در ادبیات کهن می تراود مهتاب نداریم . پس این چیست که عرفی شیرازی می گوید : زلفت به جهان فکند آشوب در دیده فتنه , خواب بشکست .
و طالب آملی می گوید: زلفت چوبی عتاب بشکست درچشم ستیزه , خواب بشکست .
و چیست که وحید می گوید : دل مراد گر آن شوخ از عتاب شکست به چشم او دل من هم زناله خواب شکست .
و مگر شانی تکلو شاعر عصر صفوی نگفته است :
می تراود غم هجران ز دلم روز وصال همچو خونابه زخمی که ز مرهم گذرد ؟
پس چگونه می تراود مهتاب نادرست است ؟ و قصیده سرایان و کهنه گرایان که تا آن روز مطمئن بودند شاعران نوپرداز از ادبیات قدیم خبر ندارند و از بی سوادی است که شعر نو و معاصر می گویند , از این پس ترجیح دادند که به فحاشی اکتفا کنند.اخوان ثالث با چنین پشتوانه و حمله غیرمنتظره ای وارد عرصه شعر نیمایی شد , وهمه نگاهها , از همه طیف ها رامتوجه خود کرد . او برآیند شعر سنتی و مدرن بود و لاجرم سنت گراها و مدرنیستها را جذب کرد .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   43 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله نگاهی گذرا بر ادوار زندگی اخوان