نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله مدارس دوره صفویه

اختصاصی از نیک فایل دانلود مقاله مدارس دوره صفویه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مدرسه ملاعبدالله
در ابتدای بازار قیصریه و در زیر چهارسوی زیبایی که در دوران صفویه چهارسوی شاه نامیده می شد مدرسه ملاعبدالله قرار دارد. این مدرسه به دستور شاه عباس اول صفوی ساخته شد و به تدریس حاج ملا عبدالله شوشتری که یکی از روحانیون برجسته آن عهد بود اختصاص یافت.
مدرسه ملاعبدالله در دو طبقه ساخته شده که در هر دو طبقه حجره های طلاب واقع شده اند. پشت بغل های بالا و پایین مدرسه با تزئینات کاشیکاری معّرق آراسته شده اند. مدرسه ملاعبدالله تاریخ ساخت مشخص ندارد،‌ اما با توجه به نحوه کاشیکاری معرق و منابع و مآخذ موجود قطعاً در زمان شاه عباس اول ساخته شده است.
در ایوان جنوبی مدرسه لوحی از سنگ پارسی نصب شده که به خط نستعلیق برجسته به تاریخ 1088 هجری قمری نوشته شده است. مفاد این کتیبه حاکی از این است که شخص نیکوکاری موقوفاتی برای مدرسه تعیین کرده است. کتیبه سر در مدرسه ملاعبدالله نیز به خط ثلث سفید بر کاشی خشت لاجوردی مورخ به سال 1218 هجری قمری است.
در این کتیبه به تعمیراتی اشاره شده است که در زمان حکمرانی محمدحسین خان صدر اصفهانی بر اصفهان در این مدرسه انجام گرفته است. مدرسه ملاعبدالله درزمان حیات ملاعبدالله از مدارس پر رونق و باشکوه اصفهان بوده که بسیاری از دانشمندان و روحانیون برجسته اصفهان از آن فارغ التحصیل شده اند.
مدرسه جده بزرگ
در بازار بزرگ اصفهان و در نزدیکی بازار زرگرها دو مدرسه از زمان شاه عباس دوم باقی مانده که از مدارس بزرگ و باشکوه دوران صفوی است. این دو مدرسه در طول دهها سال حیات خود، دانشمندان و روحانیون برجسته ای را در خود پرورش داده اند. این دو مدرسه به جده بزرگ و جده کوچک معروف هستند.
مدرسه جده بزرگ که در دو طبقه ساخته شده در بازار اصلی اصفهان واقع است و نهر آبی از میان آن می گذرد. وجه تسمیه آن به این علت است که جده بزرگ شاه عباس آن را ساخته است. کتیبه ای که در سر در مدرسه است با خط ثلث با کاشی معرق بر زمینه کاشی لاجوردی است. تاریخ از 1058 هجری قمری و خطاط آن محمدرضا امامی است.
در این کتیبه به نام شاه عباس دوم و جده او اشاره شده است. تزئینات داخل مدرسه جده بزرگ کاشیکاری است. در ضلع شرقی صحن مدرسه لوحه کوچکی است که با خط نستعلیق مشکی تاریخ تعمیر مدرسه را به سال 1334 ذکر کرده است.
مدرسه جده کوچک
مدرسه جده کوچک در بازار بزرگ اصفهان واقع شده است. این محل به نام (بازار قهوه کاشی‌ها) معروف است. همانگونه که از نام این مدرسه مشخص می شود جده کوچک شاه عباس دوم بانی آن بوده است. کتیبه بزرگی که بر یک لوح سنگ مرمر بر دیوار یکی از غرفه های شمالی مدرسه نصب شده است و با خط ثلث برجسته تاریخ 1057 هجری قمری را نشان می دهد بیانگر این مطلب است که جده شاه عباس دوم به نام (دلارام خانم) بانی ساختمان این مدرسه بوده است. عمارت مدرسه جده کوچک دو طبقه است و حجره ها مخصوص اقامت طلاب علوم دینی است.
پشت بغل های نمای اطراف سر در این ساختمان تزئینات کاشیکاری دارد. کتیبه ای که به خط ثلث سفید معرق بر زمینه کاشیکاری لاجوردی رنگ به تاریخ 1056 هجری قمری نوشته شده به نام شاه عباس دوم و پدر او شاه صفی اشاره کرده است. این کتیبه را محمدرضا امامی خوشنویس مشهور عصر صفوی نوشته است. مدرسه جده کوچک از مدارس بسیار نفیس اصفهان است که از مدرسه جده بزرگ مساحت بیشتری دارد.

مدرسه سلیمانیه
در گوشه جنوب غربی مسجد امام مدرسه سلیمانیه واقع شده است. این مدرسه قرینه مدرسه (ناصری) و برخلاف آن فاقد حجره برای طلاب است. این مدرسه با یک در ورودی به خارج از مدرسه و مسجد راه دارد. این در ورودی که به کوچه پشت مسجد باز می شود دارای کتیبه ای است که به خط ثلث سفید بر زمینه کاشی لاجوردی نوشته شده است. خطاط این کتیبه محمدرضا امامی و تاریخ آن 1078 هجری قمری است. در این کتبیه به سلطنت شاه سلیمان اشاره شده است. در یکی از دو مدخلی که مدرسه را به صحن مسجد وصل می کند دو لوح سنگی از زمان فتحعلیشاه قاجار به سال 1212 و ناصرالدین شاه قاجار به سال 1268 هجری قمری است.
سنگ شاخص معروف مسجد که محاسبه و نصب آن بوسیله شیخ بهائی دانشمند بزرگ عصر صفویه صورت گرفته است در قسمت پایین یکی از جرزهای صحن این مدرسه تعبیه شده است. مدرسه سلیمانیه به شیوه دو ایوانه ساخته شده که یکی در جنوب غربی و دیگری در شمال شرقی مدرسه واقع شده است. تزئینات مدرسه عبارتند از کاشیکاری، مقرنس کاری، حجاری و کتیبه که به بهترین شیوه در این مدرسه انجام شده اند.
مدرسه آقا کافور
مدرسه آقا کافور یکی دیگر از آثار دوران شاه عباس دوم می باشد که بوسیله آقاکافور یکی از خواجه های حرم شاه عباس در مجاورت بازار توپچی باشی و محمد امین ساخته شد.
به نوشته مؤلف کتاب "گنجینه آثار تاریخی" از این مدرسه جز کتیبه سر در آن که بر یک لوح سنگ مرمری نوشته شده و در یکی از غرفه های مسجد خان نگاهداری می شود اثری بر جای نمانده است. در این کتیبه نفیس که به خط بسیار زیبای نستعلیق برجسته بر سنگ مرمر حجاری شده به نام شاه عباس دوم صفوی اشاره شده، اما آقا کافور، را حاجی کافور نوشته شده است. نویسنده این کتیبه محمدرضا امامی و تاریخ آن 1069 هجری قمری است.

 

مدرسه میرزا حسین
یکی از مدارس قدیمی اصفهان مدرسه میرزا حسین است. این مدرسه که در نزدیکی مسجد سید و در محله بید آباد واقع شده از آثاری است که در زمان شاه سلیمان صفوی ساخته شده است.
سال ساخت مدرسه به موجب کتیبه سردر، سال 1099 هجری قمری است. این کتیبه که به خط نستعلیق سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی است حاوی اشعاری است که مصراع آخر آن سال 1099 هجری را بیان می دارد. در این اشعار به نام بانی مدرسه و شاه سلیمان صفوی اشاره شده است. سنگاب نفیس مدرسه نیز به خط نستعلیق برجسته بر سنگ پارسی تاریخ 1275 هجری قمری (زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار) را با نام نویسنده برخود دارد. مدرسه میرزا حسین 4 ایوانه است و حجرات طلاب در یک طبقه ساخته شده اند.
مدرسه کاسه گران
مدرسه کاسه گران از بناهائی است که در آخرین سال سلطنت شاه سلیمان و آغاز حکومت شاه سلطان حسین صفوی در نزدیک مسجد جامع اصفهان در بازار ساخته شد، بانی مدرسه امیرمحمد مهدی حکیم اردستانی است. مدرسه کاسه گران در دو طبقه و بصورت دو ایوان در جناح های شمال شرقی و جنوب غربی ساخته شده است. حجره ها در یک حیاط مرکزی به شکل 8 گوش نامنظم ساخته شده اند.
کتیبه سر در مدرسه به خط ثلث با کاشی سفید معرق بر زمینه لاجوردی به تاریخ 1105 هجری قمری به قلم "عبدالله رجال" است. در این کتیبه به نام شاه سلیمان صفوی و حکیم الملک اردستانی اشاره شده است. بر سکوهای طرفین سر در مدرسه نیز با خط بنائی آیات قرآن به تاریخ 1103 هجری قمری نوشته شده است. در اشکال مربع طرفین سر در مدرسه هم،‌ با خط نستعلیق و خط بنائی و خط ثلث ضمن اشعاری نام " محمد مومن بنا اصفهانی" و"محمد ابراهیم اصفهانی" با تاریخ 1103 نوشته شده است.
در اطراف ایوان شمالی مدرسه کاسه گران کتیبه ای به خط ثلث سفید بر روی زمینه قهوه ای گچبری شده است. این کتیبه طولانی که روایتی از حضرت رسول (ص) است به خط جعفر بن عبدالله نوشته شده است. تاریخ این کتیبه نیز 1103 هجری قمری است.
در اطراف سردر داخلی مدرسه کاسه گران کتیبه ای بصورت قرینه کتیبه ایوان شمالی وجود دارد که آن نیز ثلث لاجوردی بر زمینه سفید نوشته شده است. به نوشته منابع و مآخذ مختلف، حکیم الملک اردستانی که از اطباء حاذق بوده است به هندوستان رفته و پس از مدتی به ایران مراجعت می نماید و بنای مدرسه را آغاز می کند. بنابراین این مدرسه در ابتدا شمسیه و سپس به حکیمیه معروف می شود.
به هرحال مدرسه کاسه گران به دلیل در برداشتن تزئینات گچبری و خطوط بنائی در عداد آثار بسیار زیبای دوره صفویه به شمار می آید.
مدرسه نیم آورد
یکی از مدارس قدیمی اصفهان مدرسه نیم آورد است که در بازار اصفهان و در یکی ار محلات شهر که به همین نام معروف است قرار دارد. وجه تسمیه مدرسه دقیقاً معلوم نیست اما آنچه مسلم است اینکه این مدرسه را یکی از زنان نیکوکار زمان شاه سلطان حسین صفوی به نام زینب بیگم در سال 1117 بنا کرده است. این زن همسر حکیم الملک اردستانی بانی مدرسه کاسه گران بوده است.
مدرسه نیم آورد به صورت 4 ایوانه بنا شده و از نظر تزئینات کاشیکاری و گچبری بی نظیر است. کتیبه سردر مدرسه نیم آورد به خط ثلث سفید بر زمینه کاشی لاجوردی شامل آیات قرآنی است. تاریخ این کتیبه 1349 هجری قمری است و به نظر محققین از بنای دیگر به این مدرسه منتقل شده است. خطوط بنائی موجود در سردر مدرسه نیز شامل آیاتی از قرآن و احادیث است. در داخل مدرسه نیم آورد نیز قطارهای گچبری به خط نستعلیق مشکی اشعاری نوشته شده که کاتب آنها ابوالفتوح گلستانه است.
مدرسه نیم آورد علاوه بر شهرتی که از نظر تزئیناتی دارد به لحاظ وجود بزرگان و علماء و فضلائی نام آور است که در طول دهها سال در آن به کسب علم و یا تدریس مشغول بوده اند. بطوری که مدرسه نیم آورد یا نم آورد اصفهان با نام بزرگانی همچون مرحومین ملاحسن نائینی و آقا سید محمدباقر درچه ای و آقا عبدالکریم جزی و... همراه است. در زمان معاصر نیز اسوه های علم و دانش همچون آیت الله بروجردی و مرحوم جلال همائی در این مدرسه حجره داشته اند و سالها در این مکان به کسب علم و دانش مشغول بوده اند.
مدرسه جلالیه
مدرسه جلالیه در اواخر عصر صفوی در زمان شاه سلطان حسین به سال 1114 هجری قمری بنا گردیده است. این مدرسه که به وسیله جلال الدین محمد حکیم (طبیب شاه سلطان حسین) ساخته شده در محله احمد آباد واقع شده است.
کتیبه سردر مدرسه جلالیه سال 1114 هجری قمری را بیان می دارد اما برخی از محققین سال اتمام بنا را 1115 هجری قمری ذکر می کنند. مدرسه جلالیه با دو ایوان در شمال و جنوب و حجره هائی که در جناح های ساختمان انسجام یافته اند با کتیبه هائی که با خط ثلث و کوفی نوشته شده اند و تزئینات کاشیکاری و معقلی و مقرنس کاری و گچبری در عداد بناهای جالب توجه اواخر دوره صفویه به حساب می آید. در ایوان شمالی مدرسه جلالیه بانی مدرسه (جلال الدین محمد حکیم) دفن شده است.
مدرسه ناصری
در گوشه جنوب شرقی مسجد امام (مسجد شاه) مدرسه ای است که بنای آن را به اواخر دوره شاه عباس اول یا اوائل دوره شاه صفی نسبت می دهند. اما با توجه به کتیبه هائی که به دست آمده است تزئینات کاشیکاری و کتیبه های مدرسه مربوط به زمان شاه عباس دوم است.
در ایوان جنوبی مدرسه ناصری کتیبه هائی است که یکی از آنها به خط ثلث مشکی بر زمینه زرد به قلم محمدرضا امامی، صلوات بر 14 معصوم را با امضاء محمدرضا امامی و تاریخ 1077 هجری برخود دارد. در اطراف محراب این ایوان نیز آیات قرآن با همان تاریخ و امضاء همان خطاط آمده است.
کتیبه داخل محراب در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی به خط ثلث سفید بر روی زمینه کاشی لاجوردی نوشته شده است. این کتیبه شامل روایاتی از حضرت رسول (ص) با تاریخ 1095 و امضاء محمد حسن امامی است. علت اینکه این مدرسه را ناصری هم می نامند این است که در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار تعمیر و مرمت شده است. این مدرسه دارای حجره هائی است که در ضلع جنوب شرقی مدرسه قرار دارند. مدرسه دارای دو ایوان در شمال شرقی و جنوب غربی است. تزئینات به کار رفته در مدرسه کاشیکاری، مقرنس کاری، حجاری و خط نوشته است.
مدرسه سلیمانیه
در گوشه جنوب غربی مسجد امام مدرسه سلیمانیه واقع شده است. این مدرسه قرینه مدرسه (ناصری) و برخلاف آن فاقد حجره برای طلاب است. این مدرسه با یک در ورودی به خارج از مدرسه و مسجد راه دارد. این در ورودی که به کوچه پشت مسجد باز می شود دارای کتیبه ای است که به خط ثلث سفید بر زمینه کاشی لاجوردی نوشته شده است. خطاط این کتیبه محمدرضا امامی و تاریخ آن 1078 هجری قمری است. در این کتبیه به سلطنت شاه سلیمان اشاره شده است. در یکی از دو مدخلی که مدرسه را به صحن مسجد وصل می کند دو لوح سنگی از زمان فتحعلیشاه قاجار به سال 1212 و ناصرالدین شاه قاجار به سال 1268 هجری قمری است.
سنگ شاخص معروف مسجد که محاسبه و نصب آن بوسیله شیخ بهائی دانشمند بزرگ عصر صفویه صورت گرفته است در قسمت پایین یکی از جرزهای صحن این مدرسه تعبیه شده است. مدرسه سلیمانیه به شیوه دو ایوانه ساخته شده که یکی در جنوب غربی و دیگری در شمال شرقی مدرسه واقع شده است. تزئینات مدرسه عبارتند از کاشیکاری، مقرنس کاری، حجاری و کتیبه که به بهترین شیوه در این مدرسه انجام شده اند.
مدرسه صدر بازار
یکی از آثار بسیار نفیس و مشهور دوران قاجار در اصفهان مدرسه صدر است که در بازار بزرگ اصفهان واقع شده است. این مدرسه که از زمان احداث تا کنون پیوسته دائر بوده و در هر زمان محل تدریس علماء و دانشمندان طراز اول اسلام بوده است. از آثار مرحوم حاج محمد حسین خان صدر اصفهانی است.
صدر اصفهانی از رجال بزرگ و نیکنام اوائل عصر قاجار است که در زمان حکومت اصفهان و در دورانی که صدر اعظم ایران بود به دلیل علاقه بسیار به شهر اصفهان و میراث های فرهنگی علاوه بر تعمیر و مرمت بناهای زمان صفویه و نجات بسیاری از آنها از انهدام و نابودی قطعی؛ در اصفهان آثاری ساخت که یکی از آنها به مدرسه صدر بازار معروف است.
ساختمان مدرسه و تزئینات نمای خارجی مدرسه به علت فوت مرحوم صدر ناتمام مانده است اما پس از اتمام به دلیل وجود درختان سر به فلک کشیده و ساختمان جالب، پیوسته در بین طلاب طرفداران فراوان داشته است.
در قسمت فوقانی سر در مدرسه صدر با خط نستعلیق سفید بر زمینه مشکی معرق جمله "بسم الله الرحمن الرحیم" و عبارات دیگر مذهبی نوشته شده است. خطاط این کتیبه عبدالجواد خطیب است. در سر در مدرسه نیز اشعاری به خط نستعلیق سفید بر زمینه مشکی معرق نوشته شده که تاریخ آن 1342 هجری قمری است. سراینده این اشعار مرحوم جلال همائی است. بر سنگاب نفیس و زیبای مدرسه نیز کتیبه ای به خط نستعلیق برجسته با تاریخ 1275 هجری قمری وجود دارد که برآن نام واقف سنگاب نوشته شده است. در سر در کتابخانه نیز با خط نستعلیق سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی نام بانی کتابخانه، آیت اله خراسانی و تاریخ 1364 هجری قمری نوشته شده است.
علاوه بر آن، اشعاری اثر طبع مرحوم جلال همائی و نام استاد کاشی ساز آن نوشته شده است. آنچه مدرسه صدر را در عداد مدارس معروف اصفهان معرفی می کند علاوه بر معماری زیبای دوران قاجار وجود دانشمندان بزرگی همچون مرحوم جهانگیرخان قشقایی و آیت اله دهکردی و آیت اله شمس آبادی و دیگر روحانیون برجسته ای است که در این نهاد عظیم دینی و فرهنگی به تدریس اشتغال داشته اند.
ذکر این نکته مناسب است که مدرسه صدر در زمانی در اصفهان ساخته شد که شهر اصفهان پس از حملات افعانها و تغییر پایتخت از عظمت دوران صفوی عاری گردیده بود بطوری که ساخت مساجدی همچون مسجد سید و مسجد حاج محمد جعفر آباده ای و مدارسی مانند مدرسه صدر شروع مجدد عظمت اصفهان به شمار می رود.
مدرسه امامی
مدرسه امامی از مدارس بسیار قدیمی و زیبا و معروف اصفهان است که در مجاورت مقبره بابا قاسم واقع شده است. ساختمان بنا دو طبقه است که با نقشه چهار ایوانی برای سکونت و درس طلاب علوم دینی ساخته شده است. مدرسه امامی دارای تزئینات کاشیکاری بسیار زیبا است و قسمت هائی از ایوان و طاقهای آن با کاشی های معرّق و 7 رنگ پوشانده شده است.
این مدرسه با نقشه 4 ایوانی ساخته شده که این ایوان های 4 گانه با کتیبه هائی به خط بنائی تزئین شده است. این کتیبه ها شامل سوره هائی از قرآن مجید، مطالبی درباره اصحاب حضرت رسول (ص) و احادیث مذهبی است. مهمترین بخش این مدرسه از نظر کاشیکاری، ایوان و گنبد جنوبی آن است. نام کاشیکار این قسمت، شیخ محمد عمر نوشته شده است. محراب مدرسه زیباترین بخش این بنا را تشکیل می داده که با کاشی های رنگی تزئین شده بود. که در حال حاضر در مدرسه نیست. این مدرسه به نام مدرسه بابا قاسم و امامیه نیز نامیده می شود.باباقاسم یکی از عرفای اصفهان بود که یکی از مریدان او این مدرسه را برای تدریس او ساخت.
مدرسه سلطانی
اوج ظرافت در کاشی کاری و تناسب در هنر معماری
معروف به: مدرسه سلطانی، مدرسه مادرشاه، مدرسه امام جعفرصادق(ع)
موقعیت: خیابان چهارباغ عباسی
سال تاسیس: 1116 هجری (دوره شاه سلطان حسین صفوی)
آخرین بنای با شکوه عهد صفویه است که برای تدریس و تعلیم طلاب علوم دینی ساخته شده است. درختهای چنار کهنسال و نهر آبی که در آن جریان دارد بر زیبایی تزئینات نفیس کاشیکاری این بنا افزوده است.
قسمتهای دیدنی مدرسه عبارت است از:
معماری و طرح زیبای کاشیکاری گنبد مدرسه
درب مجلل تزئین شده با طلا و نقره
محراب با شکوه
منبر یک پارچه مرمری
حجره مخصوص شاه سلطان حسین
کاشیکاری بی نظیر مدخل مدرسه
خطوط نستعلیق کتیبه ها و پنجره های آلت بری شده
در ضلع شرقی خیابان چهارباغ بنای باشکوه و نفیسی است که می توان آن را آخرین بنای مهم و با عظمتی دانست که در عصر صفویان در اصفهان ساخته شد.
این مدرسه که «مدرسه سلطانی» و «مدرسه مادر شاه» نیز نامیده می شده در زمان سلطنت شاه سلطان حسین آخرین حکمران سلسله صفوی احداث گردید.
تاریخ شروع عمارت 1116 هجری قمری و سال اتمام آن 1126 هجری قمری است. هیچ یک از آثار موجود در اصفهان به اندازه مدرسه چهارباغ، (کلکسیون کاشیکاری ایران) جهانگردان و سیاحان و بازدید کنندگان خارجی را تحت تأثیر جاذبه های خود قرار نداده است.
این مطلب را نوشته ها و خاطرات آنان تأیید می کند. بطوریکه برخی از آنها مدرسه را با عبارتی همچون سحر آمیز، جذاب و دلپذیر توصیف کرده اند.
از جمله این سیاحان: اوژن فلاندن، دیولافوا، کنت دوگوبینو هستند که مدرسه چهارباغ را شاهکار مسلم معماری دوران صفوی به حساب آورده اند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 19   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مدارس دوره صفویه

دانلود مقاله تاثیر عوامل سازمانی بر کیفیت زندگی کاری کارکنان

اختصاصی از نیک فایل دانلود مقاله تاثیر عوامل سازمانی بر کیفیت زندگی کاری کارکنان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه:
پر واضح است که شناسایی اسیب های سازمانی و عوامل پیش برنده و اثر گذار سازمانی،سازمان را قادر می سازد تا با رفع موانع تغییر و تحول سازمانی و تقویت عوامل اثر بخش و مثبت سازمان بستر رشد و شکوفایی استعداد های انسانی و بهبود سیستم های مدیریتی را فراهم اوردو در راستای ارتقای کیفیت زندگی کاری کارکنان گام بر دارد. در فصل یک تحقیق سعی می شود طرح کلی ‍‍‍ تعریف و ترسیم شود
.در این فصل ابتدا مساله و موضوع پ‍زوهش بیان می شود و این که ایا بین عوامل اثر گذار سازمانی و بهبود کیفیت زندگی کاری در سازمان رابطه وجود دارد یا خیر؟
هم چنین اهمیت و ضرورت پژوهش مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت هدف ها، فرضیه ها ، ادبیات و پیشینه ی تحقیق و متغیر های پژوهش مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
1-2 بیان مساله
بررسی و شناخت عوامل موثر در محیط داخلی سازمان ها همواره یکی از ضرورت ها و دغدغه های مدیران و کارکنان در راستای تحقق هدف های سازمانی بوده است. پر واضح است که شناسایی عامل های اثر گذار در محیط درونی سازمان و کیفیت تعامل این عوامل با همدیگر و متقابلا با عوامل محیط خارجی ،سازمان را قادر می سازد تا در عرصه رقابت و رشد شتابان تکنو لوژی اطلاعات و فناوری های تولید و خدمات به رشد ، بالندگی و بقای خود کمک رسانیده و موجبات تغییر اینده سازمان را فراهم اورند. در این تحقیق سعی شده است این عوامل در قالب مدل شش بعدی وایز بوردا مورد مطالعه قرار گرفته و نقش هر یک از انها در پویایی و ارتقاء فرهنگ سازمانی یاد اوری شود.
در عصر جدید سازمان هایی قادرند از طریق افزایش کیفیت زندگی کاری کارکنان به ارتقاء جو و فرهنگ سازمانی،افزایش میزان اثر بخشی و کارایی و ایجاد بهره وری بپردازند که توانسته باشند عوامل درون سازمانی خود را شناسایی و با تقویت نقاط قوت و برطرف نمودن ضعف های سازمانی به این مهم دست یابند. تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد ژاپن ازطریق ارتقاء کیفیت زندگی کاری توانسته است 40% بهره وری سازمان ها را افزایش دهد.
امروزه لازمه تحقق بخشیدن به هدف های سازمان، شناخت اسیب های سازمانی و عوامل اثر گذار درون سازمانی نظیر:
1هدف ها .
2ساختار.
3ارتباطاط.
4پاداش.
5رهبری.
6مکانیز های سازمان.
می باشد و در واقع مساله اصلی ما در این تحقیق است که انتخاب موضوع پژوهش چه مشکلی از مسایل سازمان را می تواند حل کند و چه راه حلهایی را برای تقویت عوامل درون سازمانی و افزایش کیفیت زندگی کاری کارکنان می تواند ارئه دهد و مفید مؤثر واقع شود. از انجا که یکی از مهم ترین مسائل و مشکلاتی که سازمان های امروزی را با چالش مواجه نموده است عوامل باز دارنده و اسیب شناسی سازمانی است که بر روی زندگی کاری کارکنان اثر می گذارد. ما در این تحقیق به دنبال پاسخ دادن به این سوال هستیم که:
ایا بین قدرت و ضعف عوامل شش گانه درون سازمانی و کیفیت زندگی کاری کارکنان رابطه وجود دارد یا خیر؟
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش
یکی از دلایل انتخاب موضوع تحقیق ، جست و جو و شناسایی عوامل پیش برنده و باز دارنده درون سازمانی که هم می تواند بستر شکوفایی و ارتقاء توانمندی ها و اثر بخشی سازمان را فراهم نموده و با اثر گذاری بر روی کیفیت زندگی کارکنان به این مهم دست یابد و بالعکس در صورت عدم شناسایی ضعف ها و اسیب های سازمانی و بی توجهی به نقاط قوت ،موجبات کاهش کیفیت زندگی کاری کارمندان و مدیران را به دنبال اورد . عوامل شش گانه سازمانی به دو صورت مثبت و بازدارنده قادرند بر اجزاء عمده کیفیت زندگی کاری اثر گذار باشند:
در اهمیت نظری تحقیق می توان گفت که نتایج و دستاوردهای تحقیق می تواند مورد بهره برداری و استفاده مدیران قرار گرفته و از این طریق به تقویت نقاط قوت و بر طرف کردن نقاط ضعف سازمان و افزایش زندگی کاری کارکنان بپردازد.
در اهمیت کاربردی تحقیق می توان گفت که نتایج، دستاوردها و پیشنهادهای ارائه شده تحقیق ، سازمان را قادر می سازد تا با استفاده کاربردی و عملی موجبات کاهش اسیب های سازمانی را فراهم اورده و با افزایش کیفیت زندگی کاری کارکنان و مدیران ، زمینه های کارامدی سازمان، افزایش رضایت مردم و کارکنان را بهتر از گذشته تهمید کند
1-4 اهداف پژوهش
هدف اصلی:تعیین رابطه بین عوامل سازمانی و کیفیت زندگی کارکنان
هدف فرعی:
1:تعیین رابطه هدف و کیفیت زندگی کارکنان
2:تیین رابطه ساختار و کیفیت زندگی کارکنان
3:تعیین رابطه ارتباطات و کیفیت زندگی کارکنان
4:تعیین رابطه پاداش و کیفیت زندگی کارکنان
5:تعیین رابطه رهبری و کیفیت زندگی کاکنان
6: تعیین رابطه مکانیزم ها و کیفیت زندگی کارکنان
5-1 فرضیه های پژوهش
فرضیه اصلی: بین متغیر ها و عوامل درون سازمانی و کیفیت زندگی کاری کارکنان رابطه و همبستگی مستقیم وجود دارد
فرضیه های فرعی:
1-بین هدف و کیفیت زندگی کاری رابطه مستقیم وجود دارد
2-بین ساختار و کیفیت زندگی کاری رابطه مستقیم وجود دارد
3-بین ارتباطات و کیفیت زندگی کاری رابطه مستقیم وجود دارد
4-بین پاداش و کیفیت زندگی کاری رابطه مستقیم وجود دارد
5-بین رهبری و کیفیت زندگی کاری رابطه مستقیم وجود دارد
6-بین مکانیزم ها و کیفیت زندگی کاری رابطه مستقیم وجود دارد
6-1 متغیر های پژوهش
1) متغیر مستقل : عوامل سازمانی
2)متغیر وابسته : کیفیت زندگی کاری
3) متغیر های تعدیل کننده: جنسیت کارکنان، سوابق خدمتی،تجربه،تحصیلات، مهارت و تخصص کارکنان
4) متغیر های کنترل: جنسیت،تجربه،سابقه و تخصص مدیران
تعاریف متغیر ها
تعاریف تئوریک عوامل سازمانی
• هدف : سازمان ها برای کسب مؤفقیت و ایجاد مزیت رقابتی و شایستگی های منحصر به فرد وخلق ارزش برای مشتریان خود نیازمند به هدف گذاری دقیق و این که در جه وضعیتی هستیم؟ فلسفه و دلیل وجودی سازمان چیست؟ به کجا باید برسیم؟ و چگونه به هدف های سازمان دست یابیم اقدام به تعیین هدف های کوتاه مدت ،میان مدت وبلند مدت و هدف های استراتژیک می کنند به هر میزانی که هدف ها شفاف ، روشن و قابل وصول باشد و کارکنان نیز هدف های سازمان را به نفع خویش بدانند سازمان قادر است برای تحقق هدف گام بر دارد
ساختار:
ساختارهای سازمانی متاثر از هدف ها و استراتژی، تکنولوژی و اندازه سازمان می باشد.به هر میزانی که ساختار تشکیلاتی و منابع انسانی و سلسله مراتب سازمانی مر تبط با استراتژی ، ماموریت ها و ابعاد تکنولوژی و اندازه سازمان طراحی و اجرا شده باشد ، سازمان را قادر می سازد تا برای تحقق هدف و تامین رفاه و اسایش کارکنان گام بر داشته و کیفیت زندگی کارکنان را ارتقا بخشیده و بستر افزایش اثر بخشی و کار امدی و بهره وری منابع انسانی و سازمانی را فراهم اورد.
ارتباطات:
در هر سازمان و گروهی ، ارتباطات چهار نقش اساسی را از قبیل کنترل( از طریق سلسله مراتب اختیار) ، ایجاد انگیزه( از طریق شفاف نمودن شیوه های انجام کار و روش بهبود عملکرد)، ابراز احساسات ( از طریق تخلیه افراد از استرس ها و فشار های روانی )
و اطلاعات ( ارایه اطلاعات برای تصمیم گیری مناسب و ارا‍‍‍‍ئه راه حل) ایفا می کند .
پاداش:
برقراری سیستم عادلانه و مطلوب پرداخت به عنوان یک سازو کار یک پارچه کننده اساسی که از طریق ان تلاش های واحد های فرعی مختلف و کارکنان ان ها به سمت تحقق هدف و رشد کیفیت زندگی کاری کارکنان و تحقق هدف های استراتژیک سازمان تلقی شده و به فعالیت ها جهت داده می شود .
رهبری :
سبک های رهبری و مدیریتی در هر سازمانی می تواند در صورتی که اعتقاد به مشارکت و دخالت دادن کارکنان در تصمیم گیری ها و بر مبنای تفویض اختیار و مشورت با کارشناسان داشته باشد سازمان را به سمت هدف های خود به پیش برد و از همه مهم تر تولید انگیزش و نفوذ در بین کارکنان قادر است تا روحیه و انگیزه کاری کارکنان را افزایش داده و موجبات ارتقاء کیفیت زندگی کاری کارکنان را فراهم اورد.
مکانیزم ها :
هر سازمانی باید ابتدا از خود سؤال کند ایا ما از تکنولوژی ها مناسب و جدید برای ایجاد هماهنگی بین واحد های سازمانی و کارکنان خود برخورداریم یا خیرو به چه میزانی کارکنان سازمان با این تکنولوژی ها اشنا بوده و برای بهره برداری و خلق ارزش افزوده اموزش دیده اند وایا سرعت،دقت و صحت انجام کارها مرتبط با تکنولوژی سازمان می باشد یا خیر.
ب) تعاریف تئوریک یک عناصر کیفیت زندگی کاری
کیفیت زندگی کار کارکنان هر سازمانی می تواند از عناصر زیر تشکیل شود و مجموعه ای که این عناصر و برایند نقطه نظر کارکنان و دید گاه ها و نگرش مدیران و هم چنین وضعیت عوامل داخلی سازمان و تغییرات محیط داخلی قادر است کیفیت زندگی کاری سازمان را شکل دهد.
1- نظام پرداخت حقوق و دستمزد .
2- سیستم مزایا و به وی‍ژه مزایای خدامات پرسنلی.
3- داشتن شانس انتخاب شغل دیگر در سازمان .
4- انیت شغلی و اعتماد به نفس .
5- نداشتن تنش و استرس کاری .
6- برخورداری از مدیریت تعارض .
7- مشارکت در فرایندهای تصمیم گیری و تصمیم سازی.
8- دموکراسی در محل کار و ازادی فردی در روش های انجام کار
9- سهیم بودن در سود و منافع سازمان .
10- وجود نظام کارامد بیمه و بازنشستگی.
11-امکانات رفاهی و ارتباطات خانوادگی.
12-چهار یا پنج روز کار در هفته و سایر موارد.

 

 

 

مقدمه فصل 2 :
در این فصل سعی می شود مروری بر پیشینه پژوهش شامل مفاهیم و تعاریف عوامل شش گانه سازمانی و کیفیت زندگی کاری کارکنان داشته باشیم . ویژگی ها و ابعاد عوامل سازمان مورد بحث قرار گرفته و مفاهیم و نظریه های ی مرتبط با عوامل سازمانی مورد بحث قرار می گیرد . هم چنین در این فصل به مطالعات پیشینه پژوهش ناظر بر عوامل داخلی سازمان در داخل و خارج از کشور اشاره می شود.
هدف های سازمان
پیتر سنگه اهداف نظام بهسازی منابع انسانی را در سه دسته خلاصه کرده است او در تحقیقات خود پیرامون نظام سازمان های یاد گیرنده بر روی ارتقاء فرهنگ سازمانی و روند تغییر پذیری و تحول خواهی سازمان چنین می گوید:
دسته اول هدف های سازمانی :
تامین اهداف استراتژیک سازمان ایجاب می کند که قابلیت ها و مهات های که برای انجام وظایف محوله و ایفای نقش انها لازم است به تناسب نیاز و ضرورت تقویت گردد.علاوه بر مهارت ها و تخصص ها و مهارت های مورد نیاز ، ایجاد روحیه تعاون ،کار مشترک و دسته جمعی ،پذیرفتن اگاهانه قوانین و مقررات ، شیوه ها ی رهبری اداری ،مدیریت،از جمله ویژهگی های است که در تامین اهداف سازمانی کمک می کند
دسته دوم اهداف کارکنان:
وحدت و تناسب بین شخصیت افراد و مسؤلیت های واگذاری به انها و دانش و مهارت توانایی انجام کار در وجود انسان ایجاد رضایت می کند. به عبارت دیگر انسان هر چه بهتر بتواند کاری را انجام بدهد از خود و نتیجه کار خود راضی تر است. کاردانی نه تنها به استحکام و اتکای به خود می افزاید بلکه به عنوان یک سرمایه ارزنده حرفه ای و تخصصی ،اطمینان بخش زندگی مطلوب تر در اینده است . به عبارت دیگر هر قدر نظام اموزش بهتر و بیشتر بتواند توانایی های بالقوه افراد را به بالفعل در اوردنه تنها انسان در خود اعتبار و ارزش والاتر می بیند،بلکه جامعه نیز به او ارج بیشتری می نهد و این خود از هر جهت تقویت کننده روح و روان انسان است.
دسته سوم اهداف اجتماعی:
اهداف اجتماعی سمت دهنده اصلی برنامه ها و عملیات مؤسسات و سازمان های مختلف می باشد. توجه به اهداف مزبور مدیران و کار کنان را قادر می سازد تا بر مبنای ایدئولوژی، فرهنگ، نظام اقتصادی ، شعائر ملی ،اهداف و نحوی حرکت به سوی آنها ر در ارگان های مربوطه ترسیم و با تنگن های محیط شغلی از مواضعی مشخص و شناخته شده بر خوردار نماید. به تابیر ساده تراگر جامعه نباشد،سازمان در جامعه بی معنی است و مفهومی ندارد. طبیعی است که فرا بینشی یا درک عمیق تر مسائل اقتصادی ، اجتماعی،سیاسی که در واقع رابطهمستقیم با اهداف اجتماعی دارند، برای طراحان و تصمیم گیرندگان رده های بالا تر سازمان اهمیت بیشتری بر خوردار است(میر سپاسی،206،1384)
گفته شده که جامعه و اهداف ان ،محاط است بر کلیه ارگان های که در ان رشد و نشو و نما می کنند که در واقع ان را فرا سیستم یا نظام فراگیر نام نهاد. بنابراین اهداف اجتمایی سمت دهنده ی اصلی بر نامه ها و عملیات مؤسسات و سازمان های مختلف می باشد توجه به اهداف مزبور مدیران و کارکنان را قادر می سازد تا بر مبنای ایدئولوژی ، برنامه های اموزشی و پرورشی کارکنان و مدیران در رابطه با اهداف سازمان به حداقل باید در جهت تامین تدریجی هر دو نیاز فوق مجهز و کارکنان را به تناسب نیاز از این گونه توانایی ما را هر چه بیششتر برخوردار نماید(میر سپاسی247)
اهم مزایای نیل به اهداف سازمان: اهم مزایایی که در جهت نیل به اهداف سازمان می توان برای اموزش و بهسازی کارکنان قایل شده،به شرح زیر خلاصه می شود
الف)بهبود در نحوی انجام وظیفه و کم کیف کار.
ب)امکان جایگزین کردن متخصص ها در شرایط اضطراری
پ)امکان استفاده از منابع داخلی و کاعش هزینه ها از این راه
ت)کاهش حوادث و ضایعات
ث)ایجاد ثبات بیشتر در سازمان
ج)کاهش میزان تفاوت ها وافزایش قدرت خود کاری
د)و بالاخره با توجه به لزوم قابل انعطاف شدن نظام مدیریت منابع انسانی در راستای استراتژی ها ی سازمان،چند مهارته کردن مدیران و کارکنان سازمان.
اهمیت اهداف فردی:
درک روشن از اهداف افراد ، مستلزم شناخت سازمان هاست. از سوی دیگر در نتیجه تلاش افراد برای نیل به اهداف فردی شان ،یک سازمان تشکیل می شود سازمان وسیله ای برای انجم و نیل به اهداف است. انان که به یک سازمان می پیوندند فضمن همکاری با سازمانفمی کوشند تا از طریق سازمان به هدف های خود نیز برسند (هیکس1381،29)
هم چنانکه نیروی انسانی ،زمین و سرمایه به عنوان عامل تولید مورد استفاده قرار دارند در ساختار یک سازمان نیز به شدت مطرح اند . سارمان نیز همانند این سه عامل تولید،به عنوان چهارمین عامل ،می تواند ایجاد ارزش کند . سازمان ها ،قدرتی به افراد می دهند که به این قدرت قادرند بسیاری از امور و اقدامات را به انجام برسانند.کارکنان می توانند اهداف فردی را براورده سازندو البته براورده کردن ان بدون فعالیت های غیر سازمانی غیر عملی و یا حداقل بسیار پیچیده و دشوار خواهد بود . از سوی دیگر انتظار می رود افراد،بهره وری و مهم مشخص از مجموعه کارایی و بازدهی را برای سازمان ایجاد می کند استعداد، وقت، تلاش و پول از جمله عوامل و متغیر هایی به شمار می اید که انتظار می رود افراد به عنوان مهم مشارکت در اختیار سازمان قرار دهند.
رابطه مبادله بین فرد و سازمان: رضایت مندی حاصل از این رابطه که فرد و سازمان شکل می گیرد چگونه مستقیما به ارضای اهداف،بستگی خواهد داشت؟ چگونه اهداف فردی ارضائ شده،می تواند حدود این روابط را تعیین کند؟
به طور کلی زمانی که فرد وارد سازمان می شود ،انتظار دارد در قبال در اختیار قرار دادن نیرو و مهارت خود فاز سازمان دریافتی داشته باشد،براین اساس نوعی «بده بستان» پدید می اید که به ان رابطه مبادله می گوییم.در واقع بین فرد و سازمان ،رابطه مبادله ای پدید می ایدو فرد انتظار دارد،دریافت و پاداش هایش بیشتر از کارهایی باشد که به عهده او واگذار می شود .از سوی دیگر سازمان نیز انتظار دارد بهره وری و سهم مشارکت افراد،بیش از هزینه های و بار مالی حاصل از نگه داری ان در سازمان باشد. این رابطه زمانی مؤفقیت امیز تلقی می شود که فرد احساس کند توانایی و مهارتی که در اختیار سازمان قرار می دهند کمتر از ان حقوق و مزایایی که دریافت می شود و سازمان نیز با توجه به مخارجی که به افراد می پردازدفمنفعت قابل قبولی را به دست می اورد.

 

اهمیت افراد و اهدافشان:

 

در پایان باید پرسید«از چه نظر افراد و هدف هایشان برای سازمان اهمیت دارند ؟»پاسخی که می توان به این پرسش داد،این است که انان عامل ضروری وحیاتی در جهت تشکیل ،شکل گیری و بقای سازمان به شمار می ایند. چرا که به علت وجود نیازها ؛ اهداف و معیارها،افراد به تشکیل سازمان مبادرت می ورزند تا از طریق سازمان بتوانند به مقاصدشان دست یابند . به طور کلی ، بر اساس امال و ارزو های افرادف مشخص می شود که سازمان در حال حاضر چه وضعی داردو مؤفقیت ان در اینده چگونه خواهد بود .
بررسی و شناخت ساختار سازمانی :
اشکال سازمانی:
سازمان ها می توانند اشکال گوناگونی داشته باشند که از مبانی تقسیم کار ناشی می شود البته هیچ یک ازانها را نمی توان به عنوان بهترین چارچوب ممکن ،توجه نمود .این موضوعی است که به شرایط موجود بستگی دارد .به طورکلی شکل گیری سازمانی بر پایه هدفهای گوناگونی صورت می پذیرد و ما در اینجا می کوشیم تا انواع اشکال سازمانی را بررسی کنیم :
الف ) سازماندهی براساس وظایف ( نوع فعالیت )
ب ) سازمان بر حسب نوع محصول یا خط تولید
ج ) سازمان برحسب قلمرو جغرافیایی یامنطقه عملیات
د ) سازماندهی ماتریسی
ه )‌سازمانهای پیوندی – تلفیقی
تأثیر محیط و تکنولوژی بر ساختار سازمانی : پژوهش گران درباره قابل اجرایی بودن یا نبودن طراحی سازمانی ، کوشش خود را در جهت کشف ارتباط بین طرح های سازمانی که در عمل با ان مواجه شدند، دنبال کردند. نظریه طراحی اقتضایی ، سازمان دهی با توجه به عوامل متعدد مکانی ، زمانی ، انسانی و تکنولوژیک انجام می پذیرد.
ابعاد ساختاری و محتوای سازمان:
ابعاد سازمانی به دو دسته تقسیم می شود ( ساختاری و محتوایی) ابعاد ساختاری بیان کننده ویژگی های درونی یک سازمان هستند ، انها از مبنایی به دست می دهند که می توان بدان وسیله سازمان ها را ازریابی و با هم مقایسه کرد . ابعاد محتوایی معرف کل سازمان هستند ، مثل اندازه یا بزرگی سازمان ، نوع تکنولوژی ، محیط و هدف های ان. ان ها معرف جایگاه سازمان هستند و بر ابعاد ساختاری اثر می گذارند.
ابعاد محتوایی می تواند مهم باشند زیرا ان ها نشان دهنده ی سازمان و محیطی هستند که ابعاد ساختاری در درون ان قرار دارند
ارتباطات درون سازمانی :
تعریف ارتباطات: هیچ گروهی نمی تواند بدون برقراری ارتباطات وجود داشته باشد. ارتباطات یعنی انتقال مقصود و منظور یک عضو گروه به دیگری . تنها راه ردو بدل و انتقال مقصود و منظور خاصی به دیگران است که اطلاعات و نظریه ها منتقل شده اند ، ولی ارتباطات به چیزی بیش انتقال مقصود و منظور نیاز دارد زیرا طرف دیگر نیز باید توانایی درک ان را داشته باشد
نقش ارتباطات:
در یک گروه یا سازمان ارتباطات چهار نقش را ایفا می کند . انها عبا رتند از :
الف)کنترل
ب) ابعاد انگیزه
ج)ابراز احساسات
د)اطلاعات
نقش کنترل در ارتباطات:
ارتباطات به چندین روش ، رفتار اعضاء را بر می انگیزاند . سازمان ها ، سلسله مراتب اختیارات و دستور اعمل های رسمی دارند که کارکان و اعضاء باید ان را رعایت کنند. برای مثال ، معمولا هر یک از اعضای سازمان، باید هر نوع مساله یا شکایتی را که در رابطه به کارشان دارند ، نخست به رئیس مستقیم خود گزارش دهند . طبق شرح وظایف عمل کرده و سیاستهای شرکت را اجرا نمایند . در واقع کارها به گونه ای انجام می شود که ارتباطات ، نقش کنترل کننده را ایفا می کند .
ارتباطات غیر رسمی هم رفتار اعضا را کنترل می کند . هنگامی که اعضای گروه کسی را که زیاد تولید می کند ( و باعث می شود که دیگران بد جلوه کنند) مسخره می کنند یا به او اذار و اذیت می رسانند ، در واقع با ایجاد ارتباطات غیر رسمی در صدد کنترل رفتار او بر می ایند.
نقش انگیزشی ارتباطات:
ارتباطات از طریق روشن ساختن مطالب زیر باعث می شود که کارکنان و اعضای سازمان انگیزه ایجاد شود:
1-انچه باید انجام شود شیوه انجام کارهاو طریق بهبود عملکرد هاست(البته اگر نوع عملکرد ضعیف باشد)
2-تعیین هدف های خاص ،بازخورد نمودن نتایج عملیاتو دادن گزارش درباره میزان پیشرفت و تقویت رفتار مطلوب و مورد نظر ، موجب ایجاد انگیزهو ارتباطات می شود .
نقش ابراز احساسات در ارتباطات:
برای بسیاری از کارکنان و اعضای سازمانفگروه مهم ترین منبع ارتباطی اجتماعی (روابط متقابل با تعامل ) است. ارتباطاتی که درون گروه صورت می گیردنمایان گر ابراز نفرت، درجه استیصال یا رضایت فرد و نوع احساسات اوست. بنابراین ارتباطات موجب تخلیه انسان از فشار های روانی می شود و در راه تامین نیازهای اجتماعی به وی کمک می کند.
نقش اطلاعات در ارتباطات:
اخرین نقش ارنباطات در رابطه با تمهیداتی است که د ر زمینه تصمیم گیری به وجود می اید. ارتباطات می تواند اطلاعاتی را ارئه کند که افراد و گروه برای تصمیم گیری به انها نیاز دارند و می توانند از طریقرد وبدل کردن داده ها ، شیوه ها ی مختلف اجرایی را ارزیابی و بهترین مشق یا راه حل را ارئه نمایند .
هچ یک از این چهار وظیفه نسبت به دیگری برتری ندارد. برای اینکه گروه به شیوه ای مؤثر عمل کند ، باید بر اعضای خود نوعی کنترل نموده ، در افراد ایجاد انگیزه نماید تا انان کارها را به نحو احسن انجام دهند . هم چنین باید روشی را در پیش بگیرد که افراد انچه را در دل دارند بیرون بریزند (احساسات خود را بیان کنند )و سر انجام تصمیمات معقولی را اتخاذ کنند . تقریبا در هر نوع ارتباطی که در گروه یا سازمان
بر قرار می شود ، پدیده ارتباطات یک یا چند نقش مزبور را ایفا می کند.
اثر بخشی شبکه ها :
*ساختار سازمانی که مبتنی بر شبکه چرخشی باشد موجب ظهور یک رهبر می شود.
*اگر سازمان در پی ان باشد که رضایت اعضای خود را به میزان زیادی تامین کند شبکه ارتباطی همگانی بسیار مناسب خواهد بود.
*اما اگر وضع به گونه ای باشد که مساله دقت در کارها از اهمیت بالایی بر خوردار باشد انگاه باید از شبکه ی زنجیر های استفاد کرد.
پاداش ها و استراتژی :
استراتژی پاداس بر نحوی تهیه و طراحی برنامه ها توسط سازمان،به منظور مطمئن شدن از این که رفتار ها و عملکرد مؤثر کارکنان در تحقق اهداف تجاری سازمان مورد تقدیر قرار می گیرند ، تمرکز می کند.
تعریف استراتژی پاداش:
استراتژ ی پاداش عبارت است از به کار گیری سیستم مطلوب پرداخت به عنوان یک سازوکار و یک پارچه کننده اساسی که از طریق ان تلاش های واحد های فرعی مختلف و کارکنان ان ها را به سمت تحقق اهداف استراتژیک یک سازمان جهت داد می شود .
باید استراتژی پاداش بر پایه این اصل مهم بنا و استوار گردد که منبع نهایی ایجاد ارزش ، کارکنان سازمان اند . این امر به معنای ان است که فرایند های پاداش باید به نحوی خلاق به نیاز های کارکنان و نیاز های ازمان پاخ بدهند . مبنای این استراتژی باید به نحوی خلاق به نیاز های کارکنان و نیاز های سازمان پاسخ بدهند . مبنای این استراتژی باید الزامات سازمان به بهبود عملکرد در کوتاه مدت و بلند مدت باشد. استراتژی پاداش می تواند از تغییر حمایت کند و فعالیت سازمان را تقویت کند و رسمیت بخشد.
نقش استراتژی پاداش در تحقق اهداف سازمان:
یک استراتژی می تواند نقش مهمی در تحقق اهداف کلان سازمان داشته باشد،اگر:
الف)این استراتژی موجب انجام یک پارچه گی فرایند ها و سیاست های پاداش با استراتژی کلیدی رشد و بهبود عملکرد گردد
ب)موجب تقویت ارزش های سازمان شود ، به خصوص ارزش هایی چون خلاقیت، کار گروهی ، انعطاف پذیری،کیفیت و خدمات مشتری
ج)فرهنگ و سبک مدیریتی حاکم بر سازمان را هماهنگ کند و بهبود بخشد.
د)رفتار مطلوب را در تمام سطوح ترغیب و حمایت کند و این کار را از طریق نشان دادن رفتار های مطلوب به کارکنان و نحوی اعمال ان رفتار ها به به ان عملی سازد.
ر)استانه رقابتی لازم برای جذب و حفظ سطح مطلوب مهارت های مورد نیاز سازمان را فراهم کند.
ز)به سازمان امکان بدهد در قبال پولی که به عنوان پاداش می پردازد،ارزش مورد نظر خود را کسب کند.
برخی ویژگی های استراتژی پاداش:
استراتژی پاداش به موارد زیر می پردازد:
1-نیازهای استراتژی تجاری ،از جمله محدودیت های هزینه ای .
2- نحوه ی بهبود عملکرد تجاری از طریق تاثیر گذاری بر رفتارهای فردی و سازمانی مهم.
کمک به تحقق تغییر فرهنگی.
3-تامین اهداف به منظور اطمینان خاطر کسب کردن از این که سازمان کارکنان شایسته را جذب می کند و انها را حفظ می نماید.
4-متوازن کردن شایستگی ها ی اساسی سازمانی و فردی.
5-تقویت تغییرات سازمانی ، برای مثال، معرفی یک شیوه عملی بارای کاهش لایه های سازمانی
6-طراحی و توسعه ی ساختارهای پرداخت رقابتی .
7-تغییر این که سیستم پاداش به منظور انتقال و نشر اطلاعاتی درباره انتظارات و ارزش های سازمانی استفاده می شود.
8-دست یابی به توازنی مناسب بین پاداش های اعطایی بابتعملکرد فردی ،گروهی و سازمانی .
9-توسعه ی فرایند های پاداش جامع که در بر گیرنده ی بهترین ترکیب از پاداش های نقدی و غیر نقدی و مزایای کارکنان باشد.
10-کسب انعطاف پذیری لازم هنگام مدیریت فرایند های پاداش در سازمان های به سرعت در حال تغییر موجود در محیط های بسیار رقابتی و متلاطم.
11-متناسب کردن فرایند های پاداش با نیاز های فردی و انتظارات کارکنان باید با یک طرح عملی واقع بینانه از سیستم پاداش حمایت کرد و هم چنین ریسک های محتمل و بهره گری از طرح های جای گزین را در صورت بروز مشکل ، مورد ارزیابی و توجه قرار داد . باید برای تضمین این که نتایج حاصل شده از اجرای یک اتراتژی پاداش بر اساس اهداف ان و بودجه های عزینه ای ، مورد ارزیابی قرار می گیرد،ترتیبات لازم را اتخاذ نمود.

مطالعات صورت گرفته در داخل کشور :
بخشی از مطالعات صورت گرفته در داخل کشور توسط استادان مدیریت و محققان و پژوهش گران بیانگر این مطلب است که در سال های اخیر تحقیقات نسبتا گستردهای پیرامون ادبیات و پیشینه ی کیفیت زندگی کاری صورت گرفته است. ولی باید اذعان نمود که مطالعه ادبیات و پیشینه ناظر برکیفیت زندگی کاری توسط نظریه پردازان و محققان علم مدیریت در خارج از گشور از عمق و وسعت بیشتری نسبت به مطالعات در داخل کشور برخوردار است.
بنابراین به بررسی تعدادی تحقیقات که در داخل کشور و توسط دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در رشته مدیریت صورت پذیرفته است پرداخته می شود.
1-تحقیقاتی که محمد قاسمی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی در پایان نامه ی خود در سال 1379 در مجتمع اموزشی قم انجام داده است محقق به دنبال بررسی تاثیر کیفیت زندگی کاری بر بهره وری نیروی انسانی پرداخته است در این تحقیق پژوهشگر در صدد شناسایی و کشف رابطه بین متغیر نیروی کار بر متغیر بهره وری نیروی انسانی برامده است
محقق برای این منظور دو سازمان را بر گزیده که مطالعات مقدماتی در یکی به طور نسبی کیفیت زندگی کاری نسبتا مؤفق و جلوه گر بوده است . نتایج مربوط به همبستگی متغیر ها در تحقیق فوق به شرح زیر بوده است:
نتایج به دست امده حکایت از ان دارد که بین کیفیت زندگی کاری و بهره وری نیروی انسانی رابطه مستقیم و معنا داری وجود دارد. یعنی هر چه در ایجاد سیستم کیفیت زندگی کاری سرمایه گذاری شود بر بهره وری سازمان افزوده خواهد شد با توج به ازمون های همبستگی ملاحظه می شود که هریک از شاخص ها ی رضایت شغلی ، کاهش نرخ ورود و خروج، تولید سرانه و خلاقیت و نواوری به ترتیب ضریب (99%،99%،99%،74%،) را به خود اختصاص داده اند به عبارت دیگر سه شاخص اول بیشترین همبستگی را به خود اختصاص داده اند و خلاقیت و نو اوری دارای همبستگی کمتری می باشد.
2- مطلعه بعدی را محمد سجاد نصیری دانشجوی رشته ادبیات در دانشگاه خلیج فارس پیرامون بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی کارکنان سازمان ها و ادارات دولتی بوشهر و بهبود کیفیت ان انجام داده است محقق ضمن بررسی عوامل و علل مؤثر بر کیفیت زندگی کاری به ارائه فرضیه هایی در ضمینه علل سطوح مختلف کیفیت زندگی کاری پرداخته است . محقق در پژوهش خود به این نتایج رسیده است:
* که به هر میزانی که در محیط کار از قبیل ساعات کاری انعطاف پذیری وجود داشته باشد بر بهبود کیفیت زندگی کاری افزوده می شود.
*به هر میزانی که به بعد انسانی سازمان توجه شود و جنبه های رفتاری انسان مورد توجه قرار بگیرد بر کیفیت زندگی کاری افزوده می شود.
*کیفیت زندگی کاری برای زنان بچه دار و با مسؤلیت نسبت به مردان و زنانی که چنین مسؤلیت هایی را بر عهده ندارند مهم تر جلوه می کند.
3- تحقیق دیگر توسط مریم نیرویی دانشجوی رشته روانشناسی عمومی پیرامون بررسی رابطه نظام ارزشی و کیفیت زندگی کاری با ریسک پذیری و تعهد سازمانی در شرکت نفت جنوب انجام داده است در این تحقیق از 9 فرضیه اصلی و 36 فرضیه فرعی استفاده کرده است.
محقق نتایج زیر را به دست اورده است
*بین ارزش هنری و سیاسی با ریسک پذیری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد.
*بین ارزش مذهبی با ریسک پذیری رابطه منفی وجود دارد .
*بین کیفیت زندگی کارکنان با تعهد سازمانی ،عاطفی و تعهد هنجاری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد.

 

ب)مطالعات صورت گرفته در خارج از کشور
1-کاست در سال1985 پیرامون کیفیت زندگی کاری تحقیق نسبتا جامعی را انجام داده است چکیده این پژوهش به شرح زیر است :
شواهد تجربی و کارکردی تحقیق بر دو پایه استوار است
الف) تصور بر اینکه تاثیر کار بر افراد به همان اندازه بر اثر بخشی و کارایی سازمان مؤثر است
ب)ایده مشارکت دادن افراد در تصمیم گیری و حل مشکلات
برای افزایش زندگی کاری مدیران اید در جست و جوی پاسخ به سؤالات زیر باشند .
چگونه می توان به افراد کمک کرد که مسیر شغلی خود را توسعه داده و به انها توان تشخیص استعدادهای بالقوه افراد داده می شودو هم زمان با ان می توان نیازهای کوتاه مدت و بلند مدت افراد در سازمان را ارضاء نمود؟
استراتژی مورد استفاده سرپرستان در جهت افزایش کیفیت زندگی کاری چیست و محدودیت های ان چیست؟
اساسا برنامه های کیفیت زندگی کاری دارای دیدگاه مثبتی درباره افراد و توانایی های انان در مشارکت سازمانی است. پایه و اساس این برنامه ها به این طرز فکر است که افراد تحت شرایط زیربه طور خلاق و کارا پاسخ خواهند داد
اگر به شخص احترام گذارده شود به این صورت که افراد در واقع ای که بر روی انها مؤثر است تاثیر می گذارند
تشویق شخص برای مشارکت و همکاری که باعث کارایی سازمانی می شود.
2- هنری مینتز برگ در تحقیق خود تحت عنوان سازمان های پنج الگوی کار ساز پیرامون کیفیت زندگی کاری مطالعاتی را انجام داده است که نتایج ان به صورت زیر است:
در طراحی شغل استدلال می شود که افرادی که نیازهای ان ها در رده های پایین سلسله مراتب مازلو جای دارد یعنی کسانی که نیازهای انان از رده های ایمنی و همانند ان فراتر نرفته است به شغل های تخصصی گرایش بیشتری دارند . در همین حال افرادی که در مراحل نیازهای بالاتر هستند گرایش بیشتری به شغل های گسترش یافته دارند .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 56   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تاثیر عوامل سازمانی بر کیفیت زندگی کاری کارکنان

دانلود مقاله ازدواج از دیدگاه اسلام و قرآن

اختصاصی از نیک فایل دانلود مقاله ازدواج از دیدگاه اسلام و قرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


طبق آمار سازمان ثبت احوال، میزان ازدواج از سال 75 تا 82، 42 درصد رشد داشته است.در همین مدت میزان طلاق 3/91 درصد افزایش یافته است.تعداد هر ازدواج به ازای یک طلاق در سال 75، 6/12درصد بوده که همین تعداد در سال 82 به 4/9 درصد کاهش یافته است.طبق همین آمار در سال 82 ،میزان ازدواج با نرخ 680934 نسبت به سال 75 رشد 42 درصدی داشته است.در همین مدت آمار طلاق از 37817 فقره در سال 75 به 72359 فقره در سال 82 رسیده است.
اما آمار رسمی طلاق نشان دهنده میزان ناکامی زوجین در زندگی زناشویی نیست. این آمار شامل افرادی که از یکدیگر جدا زندگی می کنند اما بطور قانونی طلاق نگرفته اند، نمی شود. علاوه بر آن افراد زیادی وجود دارند که از زندگی مشترک خود راضی نیستند اما به دلایل مختلف از هم جدا نمی شود. آنها نگران پیامدهای عاطفی، مالی، اجتماعی و فرهنگی طلاق هستند و ترجیح می دهند به خاطر فرزندانشان به زندگی مشترک ادامه دهند. به این ترتیب آمار رسمی طلاق در جامعه درصد ناچیزی از تعداد خانواده هایی که در شرایط “طلاق عاطفی” به سر می برند را نشان می دهد. کارشناسان معتقدند عوامل مختلف اجتماعی در افزایش میزان طلاق نقش دارد.به اعتقاد آنها به تدریج که زنان از نظر اقتصادی مستقل می شوند آمار طلاق نیز افزایش می یابد. با افزایش سطح درآمدها زنان مجبور به تحمل نارسائیهای زندگی مشترک برای تامین مایحتاج اولیه زندگی خود نیستند.
طبق اظهارات کارشناسان افزایش میزان طلاق نشان دهنده نارضایی زوجین از نفس زندگی مشترک نیست بلکه بیانگر عزم آنها برای تبدیل ازدواج به رابطه ای ثمربخش و ارضا کننده (از نظر عاطفی ، روحی و روانی و جنسی) می باشد.در واقع با افزایش سطح آگاهی افراد از حقوق انسانی و اجتماعی خود و استقلال مالی زنان ،دیگر تمایلی برای تحمل نابسامانیهای زندگی مشترک وجود ندارند.
جدایی زوجین و عبور از مرحله “با هم زیستن” به وضعیت “تنها زیستن” شرایط متفاوتی را برای آنها به همراه دارد. در بسیاری از طلاق ها(و حتی خانواده هایی که به زندگی مشترک ادامه می دهند) قبل از “جدایی فیزیکی و طلاق” یک دوره طولانی “جدایی اجتماعی و عاطفی” وجود داشته است.در حال حاضر زوجهایی که تصمیم به جدایی می گیرند مراحل مختلفی را باید سپری کنند که این مراحل عوارض و تاثیرات سوء مختلفی بر زن و شوهر و خانواده آنها دارد.
روانشناسان معتقدند پس از رسیدن زوجین به وضعیت “طلاق عاطفی” که بیانگر زوال روابط زناشویی در خانواده است آنها به مرحله “طلاق اجتماعی” می رسند که به تغییرات در دوستیها و قطع رابطه زن و شوهر با خانواده همسر منجر می شود. پس از آن آنها در وضعیت “طلاق اقتصادی” به تقسیم ثروت و دارایی های خانوادگی می پردازند و زن دادخواست مهریه به دادگاه می دهد ، در این فرصت زوجین در مورد وضعیت نگهداری از کودکان به تفاهم می رسند در غیر این صورت دادگاه در مورد حضانت کودکان تصمیم می گیرد. پس از صدور حکم طلاق و جدایی رسمی زن و شوهر ، آنها وارد مرحله “طلاق روانی” می شوند که بر اساس آن فرد باید پیوندهای عاطفی گذشته را قطع کند و با الزامات تنها زیستن رو به رو شود.این فرآیند در ایران تنش زا و زمان بر است و تاثیر مضاعفی در تخریب روحیه زوجین دارد.
به اعتقاد روانشناسان احترام و علاقه ای که زوجین نسبت به هم احساس می کنند مدتها قبل از جدایی از بین می رود و دشمنی و بی اعتمادی جای آن را می گیرد. مراحل دشوار جدایی و صدور حکم طلاق تنش فزآینده ای در زندگی زوجین ایجاد می کند که در تشدید دشمنی و تنفر آنها از یکدیگر موثر است. در این حالت آسیب اصلی به فرزندان خانواده وارد می شود.
سنجش اثرات جدایی والدین بر کودکان دشوار است. میزان ستیزه جویی پدر و مادر قبل از جدایی ، سن کودکان در آن زمان، تعداد فرزندان ، وجود عوامل تعدیل کننده ای چون پدربزرگ و مادربزرگ و عوامل بسیار دیگری در این امر نقش دارند. بر اساس اظهار نظر روانشناسان ،در خانواده هایی که والدین در وضعیت طلاق عاطفی بسر می برند کودکان بطور دائم در معرض تنش ناشی از دعوای پدر و مادر قرار دارند .در این وضعیت جدایی والدین تاثیر مثبتی بر بهبود وضعیت روانی فرزندان دارد.
در ایران بیشترین عوارض جدایی را زن خانواده متحمل می شود. به دلیل نوع نگاه جامعه به قشر زن ، محدودیتهای اجتماعی و نوع نگاه مردان به زنان مطلقه،آنها بعد از طلاق در وضعیت دشواری قرار می گیرند. در این شرایط بسیاری از زنان ترجیح می دهند به زندگی مشترک ادامه دهند و با ناامنیهای روانی و اجتماعی بعد از طلاق مواجه نشوند.
جامعه شناسان معتقدند جدا از “طلاق قانونی” ، ”طلاق عاطفی” پدیده ای فراگیر در کشور است.به دلیل محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی ،مشکلات مالی، اجبار خانواده ها و عوامل دیگری که اجازه جدایی زن و شوهر را نمی دهد، خانواده های زیادی وجود دارند که زن و مرد از نظر روانی علاقه ای به ادامه زندگی مشترک ندارند، آنها پس از یک دوره طولانی دعوا و کشمکش، از مرحله دشمنی و تنفر عبور می کنند و به وضعیت “بی تفاوتی” می رسند. به اعتقاد روانشناسان بی تفاوتی آخرین مرحله روابط بین زن و شوهر است که در آن اصل “بود و نبود” همسر فرقی برای زوجین نمی کند بلکه مسایل جنبی زندگی چون مسایل مالی، امنیت اجتماعی(زن) و غیره است که احساس نیاز به همسر را شکل می دهد در این شرایط میزان ناهنجاریهای اجتماعی افزایش می یابد و افراد ارتباطاتی خارج از چهارچوب خانواده برقرار می کنند.
دکتر “مصطفی اقلیما” آسیب شناسان اجتماعی می گوید: همانطور که ازدواج وجود دارد، طلاق نیز اتفاق می افتد. زن و مردی که به راحتی ازدواج می کنند باید بتوانند به آسانی نیز جدا شوند. اما در حال حاضر مشکلات زیادی در زمینه طلاق زوجین وجود دارد.
وی ادامه می دهد: زن و شوهری که نمی توانند به زندگی مشترک ادامه دهند باید از هم جدا شوند. براساس شرع اسلام اگر زنی مایل به ادامه زندگی مشترک نباشد و نخواهد رابطه زناشویی داشته باشد دیگر رابطه جنسی آنها از نظر شرعی درست نیست و زن به اصطلاح “بر مرد حرام می شود”.
اقلیما با بیان اینکه “دشوارترین مرحله جدایی صدور حکم طلاق در دادگاه است” خاطر نشان می کند:در حال حاضر زن و شوهر باید برای جدایی دادخواست طلاق بدهند. به دلیل عملکرد دادگاه در این زمینه و بحث و جدل هایی که در دادگاه بین زن و شوهر بیش می آید آنها از یکدیگر متنفر می شوند اما اگر افراد به راحتی بتوانند از هم جدا شوند ممکن است پس از گذشت چند ماه به دلیل تنهایی پس از جدایی مایل به زندگی دوباره با یکدیگر باشند . روند فعلی صدور حکم طلاق در ایران نه تنها چنین امکانی را از بین می برد بلکه باعث تخریب وضعیت روحی و روانی زن و شوهر می شود.
وی یادآور می شود: شاید میزان طلاق در کشورهای غربی بیشتر باشد اما آسیبی که طلاق در جامعه ما ایجاد می کند در جوامع دیگر وجود ندارد.در حال حاضر پس از طلاق زن و شوهر دشمن خونی یکدیگر می شوند و ممکن است حتی پس از جدایی کشمکش های آنها ادامه یابد.به خصوص مردان پس از جدایی برای زنان مزاحمت ایجاد می کنند که یکی از دلایل این امر مراحل دشوار صدور حکم طلاق در کشور است که زن و شوهر را از یکدیگر متنفر می کند.
این آسیب شناس در خصوص آسیب های وارده به زنان پس از جدایی می گوید: بیش از 90 درصد مردانی که از زنان خود جدا می شوند به راحتی مجددا ازدواج می کنند اما زنان مطلقه امکان کمی برای ازدواج مجدد دارند و به ناچار مجبورند با مردان تنهایی که از زن قبلی خود چند فرزند دارند ازدواج کنند.
وی ادامه می دهد:در فرهنگ ما نوع نگاه جامعه به زنان مطلقه بسیار محدود کننده است. اکثر صاحب خانه ها به زن مطلقه خانه نمی دهند و خانواده ها نیز اجازه زندگی مستقل را به زن نمی دهند. حتی دیده می شود که دوستان چنین زنانی روابط خود را با آنها قطع می کنند و حتی خواهران چنین افرادی به دلیلی ترسی که از رابطه احتمالی شوهر با خواهر مطلقه خود دارند، روابطشان را با آنها محدود می کنند.
وی می افزاید: زنان مطلقه در محل کار خود نیز با چنین مشکلاتی رو به رو هستند مردان به همکاران زن مطلقه خود به عنوان یک طعمه جنسی می نگرند و اکثرا در خواست های غیر اخلاقی از آنها دارند. حتی زنان کارمند نیز نسبت به چنین زنانی حساسند و شایعات مختلفی در مورد آنها وجود دارد.در این حالت زنان مطلقه از نظر روحی و روانی به شدت آسیب دیده و در اجتماع منزوی می شوند.زنان بازنده اصلی طلاق در ایران هستند.
اقلیما تصریح می کند: حساسیتهای که جامعه نسبت به زنان مطلقه دارد ناشی از نوع فرهنگ اجتماعی ایرانیان است. فرهنگ جامعه از نوع تفکر افراد سرچشمه می گیرد که ریشه آن به قوانین اجتماعی باز می گردد و قوانین نیز حاصل تصمیم مردان قانونگذار است که آنها نیز تمایلات مردانه را در قوانین دخالت می دهند، بنابر این در چنین وضعیتی مشخص است که فضایی برای تنفس زنان باقی نمی ماند.
این آسیب شناس اجتماعی با بیان اینکه “در کشورهای پیشرفته زنان مشکلات پس از طلاق را ندارند” می گوید: در فرهنگ کشورهای پیشرفته زنان پس از جدایی زندگی عادی خود را ادامه داده و دوباره ازدواج می کنند اما در فرهنگ ما زن مطلقه حدود 15 درصد امکان ازدواج مجدد را دارد.
وی ادامه می دهد: در این شرایط حتی یک طلاق هم فاجعه است .طلاق در ایران برای زنان یک فاجعه فامیلی محسوب می شود.در چنین مواردی آبروی پدر و مادر زن می رود و حتی اقوام زن مطلقه نیز احساس خجالت می کنند، اما اقوام مرد با افتخار از این قضیه یاد می کنند.
اقلیما در خصوص وضعیت روحی و روانی کودکان طلاق می گوید: برای کودکانی که والدین دائما در حال مشاجره اند ،طلاق نوعی موهبت است.در چنین خانواده هایی فشار روحی و روانی زیادی به فرزندان وارد می شود. در این موارد کودکان به دلیل اینکه پدر و مادر را دوست دارند و نمی خواهند آنها را از دست بدهند، دچار ناراحتی های شدید روانی می شوند.
وی ادامه می دهد: بچه های طلاق به مشکل بی اعتمادی به دیگران و ناامیدی از آینده دچار می شوند. آنها در آینده به دلیل حس بی اعتمادی که به دیگران دارند ، در ازدواج خود دچار مشکل می شوند و نمی توانند با همسرانشان به سازش برسند. خاطرات دوران کودکی و دعوای پدر و مادر دائما برای آنها زنده می شود.
این آسیب شناس در خصوص خانواده هایی که در شرایط طلاق عاطفی به سر می برند، اظهار می دارد: اگر مشکلات فعلی نباشد و خانواده ها به راحتی بتوانند از هم جدا شوند و آینده آنها تامین باشد شاید در حدود 80 درصد زوجها از یکدیگر جدا شوند. در حال حاضر عاطفه و محبت چندانی بین خانواده ها وجود ندارد و آنها اکثرا به دلایل دیگری به زندگی مشترک ادامه می دهند. این خانواده ها از نظر عاطفی از هم طلاق گرفته اند اما به اجبار فرهنگ اجتماعی ، احساس مسولیت نسبت به کودکان ،ناتوانی اقتصادی زن پس از جدایی و به دلیل احساس نگرانی نسبت به آینده فرزندان، از هم جدا نمی شوند.
وی تصریح می کند: بیشتر زنان به دلیل ناتوانی در تامین زندگی شخصی و به دلیل آنکه فکر می کنند فرزندانشان در صورت جدایی در آینده دچار مشکل می شوند ، اقدام به طلاق نمی کنند. بیشتر این زنان محکوم به ادامه زندگی مشترک هستند به همین دلیل است که دیده شده برخی از زنان متاهل با مردان دیگری رابطه جنسی دارند و غرایز خود را به گونه ای دیگر تامین می کنند .در حال حاضر در حدود 50 درصد زن و شوهرها رابطه زناشویی با یکدیگر ندارند و به اجبار به زندگی مشترک ادامه می دهند.
اقلیما با انتقاد از کسانی که با اقداماتی چون “ارایه وام ازدواج” جوانان را تشویق به ازدواج می کنند، می گوید: در جوامع پیشرفته پایه های ازدواج را قوی می کنند و دولتها سعی می کنند که با ایجاد اشتغال و افزایش سطح رفاه حداقل های لازم برای ازدواج را فراهم کنند. با توجه به آنکه ازدواج به معنای بلوغ فکری و اجتماعی است در هیچ کجای دنیا با ارایه وام جوانان را تشویق به ازدواج نمی کند، بنابر این ارائه وام برای ازدواج اقدامی غیر علمی و غلط است.
وی ادامه می دهد: در کشورهای جهان سومی، برخی دولتها برای آنکه جوانان با ازدواج درگیر مسایل زندگی مشترک شوند و نتوانند حقوق اجتماعی خود را مطالبه کنند آنها را تشویق به ازدواج می کنند. در این حالت به دلیل مشکلات زندگی مشترک ،افراد دیگر فرصتی برای دفاع از حقوق اجتماعی شان ندارند.
وی می افزاید: در حال حاضر بعضی خانواده ها دختران خود را مجبور به ازدواج می کنند و برای خلاصی از اقدامات پسران جوان خود برای آنها زن می گیرند.در مقابل نیز دختران و پسران جوان نه برای تشکیل یک زندگی، بلکه برای فرار از محدودیتهای خانه پدری و خلاصی از اخلاق و رفتار پدر و مادر ازدواج می کنند. در نتیجه پس از چند ماه و عادی شدن رابطه زناشویی و جاذبه جنسیتی، دعواهای خانوادگی آغاز می شود.
اقلیما به مسوولان توصیه می کند: دولت به جای دادن وام ازدواج با کارآفرینی و ایجاد اشتغال به اقتصاد جامعه کمک کند در این صورت جوانان نیز پس از شاغل شدن و ایفای نقش اجتماعی خود ، ارضای حس اعتماد به نفس و رسیدن به استقلال ازدواج می کنند. بنابر این به جای ترغیب جوانان به ازدواج باید زیر ساخت های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جامعه را اصلاح کرد ،در این صورت جوانان به طور طبیعی ازدواج می کنند.

نظر اسلام درباره ازدواج و چگونگى مبارزه با مشکلات
در تبیین و روشن شدن پاسخ این پرسش شایسته است مرورى به آیات و روایات داشته باشیم. قرآن و سنت درباره ازدواج نکاتى را ذکر کرده اند عبارت است از:
1 - تشویق و ترغیب به ازدواج و نهراسیدن از تنگدستى
قرآن کریم مى‏فرماید: «افراد بى‏همسر و کنیزان و بردگان را به ازدواج یکدیگر درآورید - چرا که - اگر زن و مردى تنگ‏دست باشند خدا از فضلش آنان را بى‏نیاز خواهد فرمود».
پیامبر گرامى ‏صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: «از راه ازدواج روزى را به دست آورید».
آن حضرت در بیانى دیگر فرمود: «در اسلام هیچ چیز نزد خدا محبوب‏تر از خانه‏اى نیست که با ازدواج آباد شود».
همچنین می فرماید: «هر کس ازدواج کند نصف دینش را بازیافته است و نصف باقیمانده را - باید - از راه پرهیزگارى به دست آورد».
و نیز فرموده است: «دو رکعت نماز مرد زن‏دار از شب‏زنده‏دارى و روزه‏دارى مرد عزب – مجرد - برتر است».
2 - تشویق براى میانجیگرى
پیامبرگرامى‏ صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: «ازدواج کنید و مجردها را همسر دهید. نشان بخت بلند مسلمان این است که زنى بى‏شوهر را شوهر دهد».
امام هفتم ‏علیه السلام فرمود: «سه کس در روز قیامت که جز عرش الهى سایه‏اى نیست، در سایه عرش خدا هستند؛ کسى که برادر مسلمانش را همسر دهد، بارى از دوش او بردارد و گرهى از زندگى‏اش باز کند و راز او را نگهدارد».

 

3 - معرفى همسران و زنان شایسته و بایسته ازدواج
پیامبر گرامى‏صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: «بهترین کالاى دنیا همسر شایسته است».
حضرت على ‏علیه السلام فرمود: «بهترین زنان شما پنج دسته‏اند: عرض شد: آن ها چه کسانى هستند؟ فرمود:
سهل‏گیر، نرم خو، رام، زنى که تا خشم شوهر را فرو ننشاند آرام نگیرد و زنى که حیثیت شوهر خود را حفظ کند، این چنین زنى فرمانبر خداست و از لطف او ناامید نگردد».
4 - از ازدواج با افراد زیر خوددارى کنید
شرابخوار، بى‏دین، بدخلق، سست‏ایمان.
امام رضا علیه السلام فرمود: «مبادا به شرابخوار دختر دهید که دختر را به بدکاره‏اى داده‏اید».
تذکر: البته آدم معتاد و سربار جامعه، دست کمى از شرابخوار ندارد و باید از دادن دختر به او پرهیز شود.
پیامبر گرامى‏ صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: «کسى که نازدانه‏اش را به ازدواج بى‏دین – فاسق - در آورد روزى هزار بار لعنت بر او نازل شود».
حسن بن بشّار به امام هفتم‏علیه السلام نوشت: «یکى از بستگان، از دخترم خواستگارى کرده ولى اخلاق ناپسندى دارد، چه کنم؟ حضرت پاسخ داد: اگر بد اخلاق است به او دختر نده».
امام صادق‏ علیه السلام فرمود: «از مردم سست‏ ایمان زن بگیرید اما به آنها زن ندهید چون زن در آداب و اخلاق تحت تأثیر شوهر است و شوهر عقیده، دین و مذهب خود را بر او تحمیل مى‏کند».

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله32    صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ازدواج از دیدگاه اسلام و قرآن

دانلود مقاله انتظار بشر از دین

اختصاصی از نیک فایل دانلود مقاله انتظار بشر از دین دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

آیا باید پرسید: “انتظار بشر از دین چیست؟” یا: “انتظار دین از بشر چیست؟” چرا؟
استاد ملکیان دو پرسش “انتظار بشر از دین چیست؟” و “انتظار دین از بشر چیست؟” مانعةالجمع نیستند، تا سؤال کنیم که کدامیک از آن دو را باید پرسید .هر دو پرسش پرسیدنی‌اند و می‌توان آنها را با هم پرسید.
در همین جا و قبل از این که به جواب سایر سؤالات بپردازم، تذکار این نکته را لازم می‌بینم که، با توجه به این که همه سؤالات دوازده‌گانه شما حول محور “دین” می‌چرخد، ضرورت دارد که مراد از لفظ “دین” را تعیین کنیم .قصد ندارم که دین را تعریف کنم، که، از سویی، کاری است بسیار دشوار، بل مُحال، و، از سوی دیگر، کاری است غیرضروری، بیفایده، و حتی بیمعنا .اما عدول از تعریف دین، هر وجهی داشته باشد، به هیچ روی، ما را مُجاز نمی‌دارد که مراد خود را از لفظ “دین” تعیین نکنیم؛ چرا که این کار دوم، یعنی تعیین مراد، اگر صورت نپذیرد گفت‌وگو و دادوستد فکری ما در فضایی غبارآلود و مِه‌گرفته انجام می‌گیرد، که در آن نه هیچ اختلافِ‌نظرِ ظاهری‌ای دلالت بر اختلاف‌نظرِ واقعی دارد و نه هیچ اتفاق‌نظرِ ظاهری‌ای دال بر اتفاق‌نظرِ واقعی است؛ یعنی اصلاً گفت‌وگو و دادوستدی در میان نیست.
مراد من از “دین”، در جواب‌هایی که به سؤالات شما می‌دهم، مجموعه تعالیم و احکامی است که، بنا بر ادعایِ آورنده آن احکام و تعالیم و پیروان او، حاصل ذهن بشر نیست، بلکه، برعکس، دارای منشأ الهی است، خواه وَحیانی باشد (مانند اسلام) و خواه عرفانی (مانند آیین بودا) .بدین قرار، فی‌المثل، کمونیزم، لیبرالیزم، و امانیزم که گاهی “دین” خوانده می‌شوند، با توجه به خاستگاه و گرایش‌هایشان و این که چیزی بیش از دستاورد فکر بشر نیستند، در مواضعه و اصطلاح ما “دین” نامیده نمی‌شوند (و البته این امر هیچ چیزی را، در عالم واقع، اثبات یا نفی نمی‌کند؛ زیرا قراردادهای زبانی نفیاً و اثباتاً به عالم واقع کاری ندارند.) اگر “دین” را به این معنا اخذ کنیم ادیان بزرگ روزگار ما عبارتند از: اسلام، مسیحیت، دین یهود، آیین هندو، آیین بودا، آیین دائو، شینتو، و زرتشتی‌گری؛ و می‌توان گفت که در این سؤال و جواب‌ها بیشتر به این هشت دین ناظریم.
آیا معتقدان به حقانیت متون مقدس دینی می‌توانند جواب سؤالِ “انتظار بشر از دین چیست؟” را از متونِ مقدسِ دینی خود طلب کنند یا باید پاسخ را از غیر این طریق بجویند؟ چرا؟ اگر به غیر متون مقدس رجوع باید کرد آن غیر چیست؟
به نظر می‌رسد که معتقدان به حقانیتِ متونِ مقدسِ دینی نمی‌توانند جواب سؤال “انتظار بشر از دین چیست؟” را از متونِ مقدس دینیِ خود طلب کنند؛ زیرا، به نحوِ پَسین و از طریق رجوع به متونِ مقدسِ ادیانِ مختلف، می‌دانیم که جواب این سؤال در هیچیک از آن متون نیامده است .وانگهی، حتی اگر جواب سؤال مذکور در متن مقدس دینی‌ای هم آمده بود، باز آدمیان می‌بایست صحت و سقم آن جواب را با خویشتن‌نگری و درونبینی معلوم می‌داشتند و، در این صورت، در واقع جواب را از خود طلب می‌کردند .ظاهراً باید پاسخ را از غیرِ طریقِ رجوع به متونِ مقدسِ جُست و یافت؛ و آن غیر هم، چنانکه به اشارت گذشت، خویشتن‌نگری و درون‌بینی است: یکایک متدینان باید به خود رجوع کنند و دریابند که از تدین خود، یعنی از التزام همه جانبه به دین خود، انتظار و توقع حصول چه مطلوبی را دارند .البته از این که جواب سؤال مذکور را باید با خویشتن‌نگری و درونبینی دریافت لزوماً استنتاج نمی‌شود که انتظار بشر از دین امری است خصوصی، بدین معنا که در آن جایی برای حجت و دلیل و نیز رد و تکذیب نیست، بلکه کاملاً امکان دارد که مشاهدات و گردآوری آمارها نشان دهد که همه یا اکثریت قریب به اتفاق یا بیشتر متدینان یا انسان‌ها چشمداشتشان از دین امر واحدی است (که فعلاً با تعیین آن امر واحد کاری نداریم).
بلی، سؤال دیگری می‌توان کرد، و آن این که: آیا نمی‌توان با رجوع به متون مقدس پاسخ این پرسش را یافت که: “انتظار بشر از دین چه باید باشد؟” به تعبیر دیگر، اگر متون مقدس انتظار بشر از دین را گزارش نمی‌کنند، لااقل، به اصلاح و تصحیح آن نمی‌پردازند؟ و باز، به تعبیر سوم، آیا متون مقدس بیان نمی‌کنند که چه انتظاراتی از دین داشتن بجاست و چه انتظاراتی نابجا؟ بعید نیست که جواب این سؤال مثبت باشد، یعنی متون مقدس بیان کرده باشند که دین فقط چه انتظار یا انتظاراتی را برآورده می‌کند یا، به عبارت دیگر، چه وعده یا وعده‌هایی می‌دهد و، به عبارتی که اندکی مسامحه‌آمیز است، چه کارکرد یا کارکردهایی برای خود قائل است .اما اگر هم چنین باشد، باز، باید دانست که در صورتی بشر به دین اقبال می‌کند که وعده‌ای که دین می‌دهد در جای دیگری، به نحو بهتر یا لااقل به همان نحو، انجاز نشود.
آیا یافتن پاسخی برای پرسشِ “انتظار بشر از دین چیست؟” فقط نتیجه عملی دارد یا نتیجه نظری هم دارد؟ فی‌المثل آیا در فهم متون مقدس هم تأثیری دارد یا نه؟ اگر بلی، چگونه؟
یافتن پاسخی برای پرسش “انتظار بشر از دین چیست؟” فقط نتیجه عملی ندارد، بلکه نتیجه نظری هم دارد و، فی‌المثل، در فهم متون مقدس هم مؤثر است .اگر فهم احکام و تعالیم مندرج در متون مقدس را به معنای عام آن بگیریم که شامل علم به معنای احکام و تعالیم، علم به اهمیت نسبی هر یک از احکام و تعالیم در قیاس با سایر احکام و تعالیم، علم به علت و جهت (یا فلسفه وجودی) آنها، و تفسیر آنها بشود، با اندک تأمل، می‌توان دریافت که انتظار هر فرد از دین در فهمی که وی از متون مقدس می‌تواند داشت تأثیر تام و قاطع دارد .البته نه به این معنا که هیچ گزارة دینی و مذهبی‌ای نیست اِلا این که انتظار از دین در فهم آن اثر دارد؛ اما، به صورت موجبه‌ای جزئیه، می‌توان گفت که فهم بسیاری از گزاره‌های دینی و مذهبی بر تعیین انتظار از دین توقف دارد.
به نظر شما، انتظار ما انسان‌ها از دین چیست؟
ما انسان‌ها، در طی زندگی اینجهانی و دنیوی، همواره، خود را در اوضاع و احوالی نامطلوب می‌یابیم .این زندگی آگنده است از دردها و رنجهای جسمانی، روحی، فردی، و جمعی؛ و این واقعیت با چنان وضوح و بداهتی مشهود و معلومِ یکایکِ ما انسان‌هاست که کسی در آن چون و چرا ندارد و، در نتیجه، کسی هم خود را محتاج اقامه حجت و دلیل بر آن نمی‌بیند و حتی می‌توان گفت که هر گونه شرح و بسط و تفصیل و اطناب در باب آن نه فقط چیزی بر معلومات مخاطب نمی‌افزاید بلکه از شدتِ وضوح و ظهورِ این واقعیت همیشگی و همه‌جایی و همگانی می‌کاهد. امورِ واقعِ دردانگیز و رنج‌آور را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: یکی آن گروه از امور واقع دردانگیز و رنج‌آور که تغییرپذیر و، به تعبیری، قابلِ اِمحاءاند، و دیگری آن گروه که چنین نیستند .این که هر امر واقع دردانگیز و رنج‌آوری متعلق به کدامیک از این دو گروه باشد، البته، بستگی تمام عیاری دارد به زمان و زمانه‌ای که بشر در آن می‌زید؛ به عبارت دقیق‌تر، بستگی دارد به میزان پیشرفت علمی و فکری بشر در هر عصر .ممکن است در عصری تغییر و امحاء یک امر واقع در حدِ وُسعِ بشر نباشد، اما در عصری متأخرتر، به یُمنِ پیشرفت علوم و معارف بشری، آن تغییر و امحاء مقدور و میسور گردد. ناگفته پیداست که از این قول نمی‌توان لزوماً نتیجه گرفت که هرچه زمان می‌گذرد و پیشرفت علمی و فکری بشر، و به تَبَعِ آن فنون و صناعات و اسباب و آلات او، بیشتر می‌شود از شمار امور واقع دردانگیز و رنج‌آور می‌کاهد، زیرا ممکن است ـ و این امر امکانی به وقوع هم پیوسته است ـ که گذر زمان، از سویی، بعضی از تغییرناپذیرهای قبلی را تغییرپذیر و، طبعاً، نابود کند و، از سوی دیگر، پاره‌ای امور جدید پدید آورد که موجِبِ درد و رنج بشر گردند .و، به هر حال، همیشه آدمی گرفتار درد و رنج‌هایی بوده است، و هست، و خواهد بود که عِلَل و موجباتِ آنها را نمی‌توانسته است از میان بردارد، و نمی‌تواند، و نخواهد توانست .آدمی حقیقت‌طَلَب است و این امر که امکان دارد و بلکه بسیار محتمل است که دستخوش جهل و خطا و وهم باشد او را آزار می‌دهد؛ خیرخواه، و به تعبیری عصمت‌جو، است و این امر که ممکن و بسیار محتمل است که دچار بدکرداری و نادرستی شده باشد او را آزرده می‌کند؛ خواستار خلاقیت است و این که فرصت و مَجال بسا کارها که می‌خواهد کرد را ندارد آزرده‌اش می‌کند؛ جاودانگی‌جوست و واقعیت مرگ “جسمانی” او را می‌آزارد؛ زیاده‌طلب، و به عبارتی بی‌نهایت‌طلب، است و نقصان‌ها و محدودیت‌ها موجب درد و رنج او می‌شوند؛ تنهاست و از احساس تنهایی در رنج است؛ از این که می‌بیند که از حیث همان سرمایه‌‌‌های نخستین که با آنها پای به این جهان گذاشته است با دیگران تفاوت دارد و تُنُکمایه‌تر از آنان است رنج می‌برد و کیست آن که هیچ کس دیگری را از خود پُرمایه‌تر نبیند؟ و… اینهاست بخشی از ماندگارترین موجِباتِ درد و رنج آدمی .اما، از طرف دیگر، همین درد و رنج‌های ماندگار، که ماندگاری و پایایی‌شان معلول پایایی علل آنهاست، اگرچه نابودشدنی نیستند، ممکن است تحمل‌پذیر و هموار شوند؛ و تحمل‌پذیری و همواری درد و رنج بدین معناست که آنچه در ساحت و لایه‌ای از وجود انسان درد است و رنج در ساحت و لایه‌ای ژرفتر و والاتر متعلقِ رضا، و حتی رغبت، واقع گردد. اما این امر، یعنی تحمل‌پذیری و همواری درد و رنج‌های ماندگار، تنها در صورتی امکان وقوع دارد که درد و رنج‌ها معنا بیابند .معنایافتگی درد و رنج همان و مورد رضا و رغبت قرار گرفتنِ آن همان .فرق کسی که، فی‌المثل، خودآگاهانه و خودخواسته گرسنگی می‌کشد و کسی که نه از سرِ علم و عَمد بلکه از سر ناچاری تن به گرسنگی می‌دهد در این است که اولی برای رنج ناشی از گرسنگی‌‌اش معنایی یافته است و دومی نه؛ و هم از این روست که قدرت تحملی در اولی، متناسب با قدر و عظمت معنایی که حالت گرسنگی برای او دارد، هست که در دومی نیست.
پس از تمهید این مقدمات، می‌توان گفت که انتظار ما انسان‌ها از دین این است که دین به درد و رنج‌های ما، و به تعبیری عامتر به زندگی ما، معنا بدهد، و با معنا دادن به درد و رنج‌های ما، ما را از آنها، به تعبیری، برهاند و به اوضاع و احوالی مطلوب برساند. از این رو، بجاست اگر مدعی شویم که انتظار آدمیان از دین این است که آنان را از وضع و حالِ موجودِ نامطلوب به وضع و حالِ مطلوبِ مفقود برساند، از این راه که به زندگی معنا ببخشد و عدم مطلوبیت آن را بزداید.
در این موضع چند نکته شایان ذکر است: نخست این که: ممکن است، با توجه به این که بعضی از صاحب‌نظران در مطالعات تطبیقی ادیان گفته‌اند که نقطه شروع آیین بودا رنج است و حال آن که نقطه شروع مسیحیت گناه است و نقطه شروع اسلام و آیین هندو، یعنی جدیدترین و قدیمی‌ترین ادیان، خودِ انسان است
و نیز با توجه به تأکید آیین بودا بر راه رهایی از رنج، گمان رود که جوابی که، در اینجا، به سؤال “انتظار ما انسان‌ها از دین چیست؟”،
داده شده جوابی است موافق مشرب بودا .اما، گذشته از این که حق و حقیقت نه شرقی است و نه غربی و صرفِ انتسابِ جواب به، فی‌المثل، بودا موجب سقم یا صحت آن نمی‌شود، باید دانست که اختلاف آیین بودا با سایر ادیان بیشتر بر سَرِ خاستگاه رنج است و راه رهایی از آن، نه خودِ آن.
دوم این که نباید گمان بُرد که اگر انتظار بشر از دین این است که به زندگی معنا دهد، بسیاری از احکام و تعالیم موجود در کُتُبِ مقدسِ ادیانِ مختلف زاید و بیهوده است، چرا که به معنا دادن به زندگی ربطی ندارد؛ زیرا درست است که ادیان به پرسش‌هایی از قبیلِ ما از کجا آمده‌ایم؟ به کجا خواهیم رفت؟ در کجاییم؟ در فاصله میان زایش و مرگ چه باید بکنیم و چه باید بشویم؟ هم می‌پردازند، اما، می‌توان گفت که همه این قبیل مسائل هم تمهید مقدمه می‌کنند برای جواب آن مسأله عظیمِ معنای زندگی و درد و رنج .مثلاً نظریه تناسخ در ادیان هندی در صدد توجیه نابرابری‌های عظیمی است که انسان‌ها، به هنگام ولادت، با یکدیگر دارند: (شخصی با بدن سالم و بهره هوشی بالا به دنیا می‌آید، با پدر و مادری مهربان و دارای درآمدی سرشار، در جامعه‌ای پیشرفته و مرفه، بطوری که همه گنجینه فرهنگ بشری در اختیار کسی است که، به همین سَبَب، آزادی چشمگیری در گزینش شیوه زندگی خود دارد. شخص دیگری با بدن علیل و بهره هوشی پایین به دنیا می‌آید، با پدر و مادری نامهربان، کم‌درآمد و نافرهیخته، در جامعه‌ای که، در آن، شخص مذکور احتمال قوی می‌رود که جنایتکار شود و به مرگ زودرس و فجیع بمیرد .آیا عادلانه است که این دو شخص با سرمایه‌هایی تا این حد نابرابر به دنیا بیایند؟ اگر هر وقت که نطفه طفل جدیدی منعقد می‌شود نَفس جدیدی خَلق می‌گردد، آیا می‌توان خالق را، که سَببَ سازِ مَواهِبِ نابرابرِ همه نفوس است، مهربان دانست؟ هرچه بیشتر درباره نابرابری‌هایِ فاحشِ آدمیان به هنگام ولادت، و درباره این اصل مفروض و مسلم دینی ما غربیان که انسان‌ها را خدا با این وضع و حال‌های متفاوت آفریده است، می‌اندیشیم احتمال بیشتری می‌رود که بیعدالتی‌های عظیمی در این کار ببینیم.
(Hick, John H., Philosophy of Religion, 3rd ed., Prentice-Hall, Inc., 1983, pp.133-4)
نظریه تناسخ، برای توجیه این نابرابر‌‌ی‌های چشمگیر، می‌گوید: «ما همگی زندگی‌‌های قبلی‌ای داشته‌ایم و وضع و حال زندگی کنونی‌مان نتیجه مستقیم زندگی‌های سابق ماست .پس هیچ نوع بُلهوسی، بینظمی و اغتشاش، و بیعدالتی‌ای در نابرابرهایی سرنوشت ما آدمیان نیست، بلکه فقط علت و معلول در کار است، و اکنون چیزی را می‌درویم که خودمان در گذشته کاشته‌ایم .خودِ اصیلِ ما در طول زندگی‌های گونه‌گون می‌پاید و مُدام از نو به دنیا می‌آید یا تناسخ می‌پذیرد و چند و چون کل افعال او در هر یک از این زندگی‌های وضع و حال زندگی بعدیش را تعیین می‌کند.» (Ibid, p. 134.) فِعلاً با قدرتِ اقناعِ این راه‌حل کاری ندارم. فقط می‌خواهم نشان دهم که چگونه پرداختن به مسأله “از کجا آمده ایم؟” می‌تواند در خدمتِ معنادار ساختنِ یکی از درد و رنج‌های همیشگی ما انسان‌ها باشد، یعنی درد و رنج ناشی از مشاهده نابرابری سرمایه‌‌‌های نخستین .نظریه گناه ذاتی یا فطری در مسیحیت هم برای معنادار ساختن بعضی از درد و رنج‌های دیگر ماست.
سِدیگر آن که مراد از معنابخشیِ دین به درد و رنج‌ها و زندگی ما، چنانکه معلوم است، بخشی از مسأله معنای وجود است که به وجود و حیاتِ منِ آدمی ناظر است، نه آن بخش از این مسأله که به جهان هستی، به طور کلی، نظر دارد .به عبارت دقیق‌تر، آنچه مقصود اصلی ماست معنایافتگی زندگی خودمان است؛ و اگر احیاناً به معنا و فلسفه وجودی سایر اجزاء عالَمِ وجود هم بپردازیم به طفیل همان مقصود اصلی و به قدری است که در حل مسأله اصلی ضرورت دارد. برای تفصیل این سخن، رجوع کنید، از جمله، به:
(Britton, Karl, Philosophy and the Meaning of life, Combridge: Combridge University Press, 1971) ,Chs 1 and 9(.
و چهارم آن که یکی از وجوه تفاوت میان شأن و کارکرد دین و شأن و کارکرد علم هم از آنچه گذشت آشکار شد .از شؤون و کارکردهای علم، و فنون و صناعات و اسباب و آلاتِ زاده علم، یکی این است که کمابیش بعضی از موجِباتِ درد و رنج زندگی را از میان بردارد. اما علم نمی‌تواند به درد و رنج موجود و بالفعل و هنوز از بین نرفته معنا ببخشد و آن را قابل فهم و هضم و قبول کند .و این کاری است که، به گمان من، بشر از دین انتظار می‌برد .از سوی دیگر، بشر از دین انتظار ندارد که هرگونه درد و رنجی را، با نابود ساختن علل و موجباتِ آن، ریشه‌کن کند، لااقل بدین دلیل که، در طول تاریخ، عدم اقدام دین به این کار یا عدم توفیق دین در این کار سَبَبِ رویگردانی و اِدبارِ بشر از دین نشده است.
حقانیت یک دین به چیست؟ آیا حقانیت یک دین، برای این که آن دین پذیرفته شود، کفایت می‌کند؟ اگر نه، به چه شرط یا شروط دیگری هم نیاز هست؟ و، اساساً، چگونه می‌توان حقانیت دینی را احراز کرد؟
این سؤال که “حقانیت دین به چیست؟” ممکن است بدین معنا تلقی شود که: اساساً حقانیت دین یعنی چه؟ معنای حقانیت دین چیست؟ در جواب باید گفت که مراد از “حقانیت” یک دین گاه این است که آن دین منشأ الهی دارد و حاصل کَشف یا جَعلِ فرد یا نوع انسانی نیست، و گاه این است که آن دین مطابق با واقع، یعنی دارای صدق منطقی، است، و گاه این می‌تواند بود که آن دین انتظار یا انتظاراتی را که بشر از دین دارد برمی‌آورد .در معنای اول، دین بیشتر به چشم نوعی پیام نگریسته می‌شود که حق بودنش به این است که عین گفته یا نوشته فرستنده پیام باشد، نه این که مدعی پیام‌آوری آن را از خود برساخته باشد .معنای دوم پیشفرضش این است که همه احکام و تعالیم دینی گزاره‌هایی ناظر به واقع و حاکی از واقعیات‌اند، یعنی به اصطلاح منطقی “قضیه”اند .و در معنای سوم برای دین کارکردی قائل شده‌اند و برحسب این که دینی آن کارکرد مطلوب را داشته باشد یا نه به دین حقیقی یا “واقعی” و دین غیرحقیقی یا “بَدَلی” متصفش می‌سازند، درست مانند این که برای طلا کارکردی قائل شویم و آنگاه هرچه را به نام طلا به ما عرضه می‌کنند، برحسب وجود یا عدم آن کارکرد در آن، به طلای واقعی یا بَدَلی متصف کنیم.
اگر مرادمان از “خدا” موجودی دارای علم مطلق، قدرت مطلقه، و خیرخواهی علی‌الاطلاق باشد، می‌توان گفت که اگر حقانیت دینی، به معنای اول این اصطلاح، احراز شود این احراز کفایت می‌کند برای این که آن دین پذیرفته شود .و نیز می‌توان گفت که اگر، به معنای دوم یا سوم، حقانیت دینی احراز گردد آن دین پذیرفته خواهد شد. بلی، در باب معنای سوم “حقانیت” دین، شاید بتوان گفت که، چون برآوردن انتظار، خود، امری ذومراتب است، بعید نیست که انسان حقجو فقط به این اکتفا نکند که فلان دین انتظار یا انتظارات او را برمی‌آورد، بلکه بخواهد بداند که آیا این کار را بهتر از سایر ادیان انجام می‌دهد یا نه.
و اما این که، اساساً، چگونه می‌توان حقانیت دینی را احراز کرد سؤالی است که، چون قرابت فراوانی با سؤال دوازدهم دارد، بهتر آن است که جوابش را به هنگام جوابگویی به آن سؤال بیاوریم.
کمال یک دین به چیست؟ آیا کمالِ دین امری ذومراتب است (چنانکه تعبیرِ “کاملترین دین” به ذهن القاء می‌کند)؟ و چگونه می‌توان کمال یک دین را احراز کرد؟
اگر کمال را وصف چیزی بدانیم که غَرضی که از آن داریم حاصل آمده است، شک نیست که کمال امری ذومراتب نخواهد بود و نمی‌توان از کمال بیشتر و کمال کمتر دم زد؛ زیرا هر چیز از دو حال بیرون نیست: یا غرضی که از آن داریم حاصل آمده، که در این حال آن چیز کامل است، یا حاصل نیامده است، که در این حال کامل نیست یا ناقص است؛ پس حالِ هر چیز دائر بین کمال و عدم کمال است، نه کمال بیشتر و کمال کمتر .همچنین اگر کمال را وصف چیزی بدانیم که همه اثری که از آن مطلوب است بر آن مترتب شده است، یا آن را وصف چیزی بدانیم که هر آنچه را که بدان نیازمند است دارد، باز، کمال امری ذومراتب نخواهد بود .بنابراین، در هیچیک از این شقوق سه‌گانه نمی‌توان گفت که، فی‌المثل، دین A از دین B کامل‌تر است یا دین X کامل‌ترین ادیان است، بلکه باید گفت که دین A کامل است و دین B کامل نیست یا دین X تنها دین کامل است و سایر ادیان ناقصند.
به هر تقدیر، کمال “یک” دین به این است که انتظار یا انتظاراتی را که بشر از دین دارد برآورد، و راه احراز “و زمان احراز” آن هم، بسته به این که چه انتظار یا انتظاراتی از دین داشته باشیم، فرق می‌کند.
در عین حال، به گمان این بنده، بعید نیست که مراد از کمال دین، که در بعضی از متون مقدس دینی و مذهبی آمده است، نفیِ پیشرفتِ تاریخیِ دین (یعنی تطور استکمالی آن در طول تاریخ) باشد، به معنایی که، فی‌المثل و علی‌الخصوص، در باب علوم تجربی قائل به پیشرفتیم. در نظر آورید وضعِ مثلاً علم فیزیک امروز را، و آن را با وضع همین علم در قرن‌های نوزدهم، هیجدهم، و هفدهم مقایسه کنید .به احتمال قریب به یقین، اگر نگویم یقیناً، حاصل این مقایسه قائل شدن به پیشرفت تاریخی فیزیک است، و این پیشرفت تاریخی به این معناست که فیزیک در قرن‌های هفدهم، هیجدهم، و نوزدهم کامل نبوده است و چون، باز هم به احتمال قریب به یقین، اگر نگویم یقیناً، معتقدیم که وضع این علم در قرن بیست ویکم و قرن‌های بعدی نیز پیشرفته‌تر از وضع کنونی آن خواهد شد، بالنتیجه، فیزیک در قرن بیستم هم کامل نیست. حاصل آن که قول به پیشرفت تاریخی یک پدیده، در واقع، قول به عدم کمال آن پدیده، در هر مقطع تاریخی، است .پس قول به کمال یک پدیده قول به نفی پیشرفت تاریخی آن است، و شاید مراد از کمال دین همین نفی پیشرفت تاریخی آن باشد. البته توجه دارید که نفی پیشرفت تاریخی دین، به هیچ روی، به معنای نفی افزایش تعداد پیروان آن یا افزایش قدرت و شوکت آنان یا هر امر دیگری از این سنخ نیست.
آیا دین باید فقط مصالح و مفاسد ما انسان‌ها را ملحوظ دارد یا باید به خوشایند و بدآیند ما هم نظر کند؟ در صورت دوم، آیا جمع این دو امکانپذیر است؟ چگونه و تا چه حد؟
مراد از “مصالح” را، در این سؤال، اموری می‌گیریم که بالمال به سود انسانند و، طبعاً، مراد از “مفاسد” را اموری که بالمال به زیان انسانند. “اگرچه مقصود از “بالمال” و “سود” و “زیان” هم خالی از ابهامی نیست” .اگر مراد از ,خوشایند” یا “بدآیند” گونه ویژه‌ای از احساس “رضایت” یا “عدم رضایت” از یک وضع خاص باشد، یعنی آن گونه احساس که ناشی از عدم تأمل و تروی در باب آثار و نتایج آن وضع خاص است، باید گفت که دین مُلزم به توجه به خوشایندها و بدآیندهای ما آدمیان نیست و فقط باید مصالح و مفاسد ما را ملحوظ دارد.
اما اگر مراد از “خوشایند و بدآیند” ساحَتِ عاطفیِ روح ما، در برابر ساحَتِ علمیِ آن، باشد که، به نوبه خود، به دو بخش لذت و الم و اراده انقسامپذیر است، “هرچند بعید می‌بینم که مرادتان این باشد” باید گفت که دین چاره‌ای جز عنایت و اهتمام به این ساحت روح انسان ندارد .توضیح این که، درست به همان نحو که روح انسان چنان ساخته و پرداخته شده است که به بعضی از امور می‌تواند علم حاصل کند و به بعضی از امور نمی‌تواند، چنین نیز هست که از پاره ای از امور لذت یا الم می‌تواند بُرد و از پاره‌ای از امور نمی‌تواند و، قهراً، بسا چیزها هست که متعلَّقِ طَلب و اراده او می‌تواند بود و بسا چیزهای دیگر هست که طَلب و اراده‌‌اش به آنها تعلق نمی‌تواند گرفت؛ یعنی انسان هم در ساحت علمی روح خود محدودیت دارد و هم در ساحت عاطفی روح خود؛ نه همه چیز را می‌تواند دانست ـ البته این مطلب اخیراً مورد بحث و مناقشه‌هایی قرار گرفته است .از جمله، رجوع کنید به مقاله آیا چیزی می‌تواند فراتر از طَورِ فهم بشر باشد؟
و نه همه چیز را می‌تواند خواست .اکنون، سخن این است که دین گریز و گزیری از توجه به محدودیت‌های عاطفی روح انسان ندارد، بلکه باید از آنچه انسان، به مقتضای ساخت و کارکرد عاطفی‌‌اش، دوست می‌دارد یا نمی‌دارد تغافل نورزد و در احکام و اوامر و نواهی‌ای که متوجه انسان می‌کند ساخت و کارکرد روح او را هم ملحوظ دارد تا تکلیف مالایُطاق نکرده باشد .بدین معنا، دین باید هم مصالح و مفاسد ما را ملحوظ دارد و هم خوشایندها و بدآیندهای طَبعی و طبیعی ما را. جمع این دو هم امکانپذیر است، از این راه که تصویری از جهان هستی ارائه کند که در آن تصویر مصلحت بودنِ هر یک از مصالح و مفسده بودنِ هر یک از مفاسد روشن و نُمایان باشد تا به آستانه آگاهی ما برسد. اگر ما آگاه شویم از این که چیزی از مصالح یا مفاسد ماست، یعنی بالمال به سود یا زیان ماست بدان چیز گرایشی یا از آن چیز گریزشی می‌یابیم. این یکی از مواردی است که می‌توان گفت: تا دین انسانی نباشد انسان دینی نمی‌تواند شد.
آیا دین، اساساً، برای سعادت دنیوی آمده است یا برای سعادت اخروی یا برای هر دو؟ به چه دلیل؟ اگر به شق سوم قائلید، جمع دو سعادت را چگونه ممکن می‌بینید؟

 

واقع این است که لفظ “سعادت” وضوح معنایی ندارد تا بتوان به این سؤال جواب واحدی داد .لفظ مذکور، عادتاً، به عنوانِ معادلِ لفظِ یونانیِ eudaimonia به کار می‌رفته و می‌رود؛ و خود متفکران و فلاسفه یونانی در ایضاح مفهوم و تشخیص مصداق آن با یکدیگر وِفاق نداشته‌اند .کافی است که به آثار بازمانده از متفکرانی مانند دموکریتوس، افلاطون، ارسطو، سنکا، و فلوطین نظری بیفکنید تا چند و چون اختلافاتشان را در این باب به رأی‌العین ببینید. بعضی “مانند دموکریتوس” خَیراتِ بیرون از خودِ آدمی، مانند ثروت، را در سعادت ذی‌دخل نمی‌دانسته‌اند، و بعضی می‌دانسته‌اند. برخی “مانند افلاطون” سعادت را به “بهترین وضع ممکن در زندگی” تعریف می‌کرده‌اند، و برخی این تعریف را زیاده از حد انتزاعی و کلی‌گویانه می‌دیده‌اند. بعضی “مانند ارسطو که سعادت را به خیرِ اعلایِ عملیِ انسان‌ها تعریف می‌کرد” آن را غایت و هدف و مطلوب لذاته تلقی می‌کرده‌اند، و بعضی “مانند رواقیون” آن را آلت و وسیله و مطلوب لغیره می‌انگاشته‌اند .برخی “مانند افلاطون” زندگی عادلانه را مصداق زندگی سعادتمندانه می‌دانسته‌اند، و برخی زندگی قرین تعقل و تفکر را؛ و… .حتی پاره ای از متفکران و فلاسفه از سعادت چنان تصوری داشته‌اند که، بر طبق آن، تعبیر “سعادت اُخروی”، که در متن سؤال شما آمده است، به نظرشان تعبیری متنافی‌الاجزاء می‌آمده است .از ذکر این نکته جالب توجه هم نگذرم که، تا آنجا که این بنده باخبر است، اساساً تفکیک سعادت دنیوی و زودگذر از سعادت اُخروی و ابدی تا قبل از اگوستین قدیس در هیچیک از کُتُب و رسائل و مقالات فلاسفه نیامده است.

 

از این رو، برای پاسخگویی به پرسش شما، بهتر آن است که، بنا به قرارداد، سعادت را به “بهترین اوضاع و احوال ممکن” تعریف کنیم و آن را به دو قسم “سعادت دُنیوی” و “سعادت اُخروی” تقسیم کنیم و مرادمان از “سعادت دنیوی” بهترین اوضاع و احوال ممکنی باشد که قبل از مرگ روی می‌تواند داد و مقصودمان از “سعادت اخروی” بهترین اوضاع و احوال ممکنی باشد که بعد از مرگ رُخ می‌تواند نُمود و سعادت دنیوی را هم، به نوبه خود، به سعادت مادی و سعادت معنوی منقسم سازیم.
مرادم از “سعادت دنیوی مادی” همان چیزی است که امروزه از آن به بالاترین سطح “یا معیار” زندگی تعبیر می‌کنند. سطح زندگی شامل اموری است که به رفاه می‌افزاید .هرچه ثروت یا درآمد یا اشیای مصرفی یا خدماتی که شخص یا خانواده یا گروه اجتماعی‌ای در اختیار دارد بیشتر باشد، هرچه میزان مرگ و میر اطفال کمتر و امید زنده ماندن در حین تولد بیشتر باشد، هرچه مقدار کالری و پروتئین حیوانی مصرفی بیشتر باشد، هرچه تعداد تختخواب‌‌‌های بیمارستان‌ها و پزشکان نسبت به جمعیت بیشتر باشد، هرچه شرایط مسکن بهتر باشد، هرچه تعداد تحصیل‌کنندگان بیشتر و تعداد بیسوادان کمتر باشد، هرچه میزان پس‌انداز و قدرت خرید بیشتر شود، هر چه تعداد ساعات کار در هفته کمتر و شرائط کار بهتر شود، هرچه مصرف الکتریسیته و فولاد بیشتر باشد، و… .سطح زندگی بالاتر است .با توجه به این معنای جدید تعبیر “سطح زندگی”، می‌توان گفت که دین، اساساً، برای هرچه بالاتر بردن سطح زندگی نیامده است و شأن و کارکَردش، به هیچوجه، این نیست. در تمدن جدید، که تمدنی اینجهانی است، سطح زندگی تقریباً تنها معیاری است که در ارزیابی‌‌های‌ بجد گرفته می‌شود و بدان اهتمام و عنایت می‌ورزند؛ اما، به گمان این بنده، تمدن دینی مبنا و معنا و مقصود و مراد دیگری دارد.
مرادم از “سعادت دنیوی معنوی” عدالت، آزادی، نظم، و امنیت در ساحت جمعی و رضای باطن “شامل آرامش، امید، و شادی” در ساحت فردی است .شک نیست که سعادت دنیوی معنوی، بدین معنا، و علی‌الخصوص بخشی از آن که به احوال فردی مربوط می‌شود، یعنی رضای باطن، مورد اهتمام و عنایت دین هست، هرچند پاره‌ای از صاحب‌نظران، مانند لُرد نُرث بُورن، معتقدند که از نظرگاه دینی حتی این سعادت نیز اهمیت ثانوی دارد.
و اما سعادت اخروی، که از آن به “رستگاری”، “فَلاح”، “نجات”، “رهایی” ، و امثال اینها تعبیر می‌شود، سخت موردِ تأکیدِ ادیانِ سنتی است و همان خیر اعلی و غایت قُصوی‌ای است که این ادیان ارائه می‌کنند.
در اینجا، یکی ـ دو نکته شایان ذکر است: از آنچه درباره سطح زندگی گفته شد نباید دستخوش سوءتفاهم شد و چنین استنباط کرد که زندگی در چارچوب یک فرهنگ و تمدن دینی و سنتی مستلزم نوعی چشم پوشیدن و دست کشیدنِ ریاضت‌کشانه از مَواهِب و نعمات دنیوی است .حاشا و کلاّ .هیچ موهبت و نعمتی، از این حیث که مطبوع و لذت‌بخش است، ممنوع نیست .جان کلام این است که: اولاً: هدف دین بالا بردن هرچه بیشتر سطح زندگی، به معنایِ امروزین و جدیدِ این اصطلاح، نیست؛ و ثانیاً: اگر مواهب و نعمات دنیوی را یا به خاطر خودشان طَلب کنیم، نه از این رو که می‌توانند مقدمه حصولِ امرِ شریف‌تری باشند، یا بدان‌ها از این چشم بنگریم که گویی حق مایند، نه این که از سَرِ لطف در اختیار ما نهاده شده‌اند، و یا نپذیریم که، در ازای آنها، باید از خودگذشتگی‌هایی داشته باشیم، در هریک از این سه شق، آن مواهب و نعمات تبدیل به بُتهایی می‌شوند که ما را اسیر و برده خود می‌کنند و به جای آن که تعالی بخشند تدنی می‌دهند؛ چرا که، از نظرگاه دینی، مقدس بودن یا بُت بودن یک چیز، به هیچوجه، به صورت ظاهری آن بستگی ندارد، بلکه وابسته است به نحوه استفاده‌ای که از آن می‌کنیم و طرز تلقی‌ای که از آن داریم.
از این گذشته، هدف دین را ارتقای هرچه بیشتر سطح زندگی قلمداد کردن، در واقع، یکی از آثار و نتایجِ کاربردِ دیدگاهِ غیردینی و اینجهانی در باب دین است، و دین را به حد نوعی آرمان‌گرایی یا ایدئولوژی تنزل می‌دهد که با آرمانگرای‌های و ایدئولوژی‌های دنیوی در جهت وصول به هدف واحدی، که همان رفاه نوع بشر است، رقابت دارد و مسابقه می‌دهد .هم از این روست که، بدون مبالغه، می‌توان گفت که امروزه، غالباً، هدف دین چیزی در حد تحقق کامل آرمان‌های یک دولت ـ رفاه تصور می‌شود. به نظر می‌رسد که همه آرمانگرایی‌ها و ایدئولوژی‌های غیردینی نیک می‌دانند که دینی که هدفش تأمین رفاه انسان‌‌ها تلقی شود فلسفه وجودی خود را از دست داده است و در مواجهه با آنها، لامحاله، طعم تلخ شکست را خواهد چشید.
درآخر، به حکم “سخن از سخن شکفد”، این را نیز ناگفته نگذاریم که دو مطلب را از یکدیگر تمیز باید داد: یکی این که: آیا ارتقای هرچه بیشتر سطح زندگی را هدف اصلی قرار دادن رواست یا نه؟ دوم این که: آیا این ارتقا، هدف دین هست یا نه؟ در اینجا، ما را با مطلب اول هیچ کاری نبود و، از این رو، در باب آن مطلب نفیاً و اثباتاً چیزی گفته نشد. سخن ما یکسره درباره مطلب دوم بود .به تعبیر دیگر، مقصود، در اینجا، این نیست که میان مکاتب غیردینی و مکاتب دینی سنجش و داوری کنیم؛ مقصود صرفاً این است که مَبادی و مَقاصد این دو دسته مکتب را با هم خَلط نکنیم.
آیا تقسیم دین به قِشر و لُب یا حِجاب و لُباب یا صدف و گوهر را می‌پذیرید؟ یا همه بخش‌های دین را یکسان و هم‌ارز می‌دانید؟ اگر تقسیم را می‌پذیرید، آیا همه ادیان را، از حیث لُب، واحد و مشترک می‌بینید یا نه؟ اگر بلی، لُب همه ادیان چیست؟ و اگر نه، لااقل، لب دین اسلام را چه می‌دانید؟
شک نیست که همه بخش‌های دین یکسان و هم‌ارز نیستند. در دین، یک سلسله تعالیم، در قالبِ “عقائد” و “اساطیر”، هست که از طریق آنها در باب جهان هستی و مراتب آن، انسان و مراتب وجودی او، موجود مطلق، عوالم ماوراءطبیعت، عالم طبیعت، گذشته و آینده انسان، وضع و حال کنونی انسان و نقاط قوت و ضعف او آگاهی‌هایی ارائه می‌شود؛ و نیز یک رشته احکام، در قالبِ “اخلاقیات” و “عبادیات”، هست که به توسط آنها، در باب ارتباطات و مناسبات انسان با موجود مطلق، با خودش، با انسان‌های دیگر، و با سایر موجودات، خوب و بدها و درست و نادرست‌ها و باید و نباید‌ها و وظیفه و مسؤولیت‌ها تعیین می‌شود و افعال ظاهری و باطنی انسان مورد ارزشداوری قرار می‌گیرد. آن تعالیم و این احکام مجموعاً شأن و کارکردی دارند و در خدمت هدفی‌اند، یعنی می‌خواهند در مراتب مختلف وجود انسان “که شاید بتوان گفت، از دیدگاه دینی، چهار مرتبه‌اند: بدن، ذهن، نَفس، و روح” دگرگونی‌هایی پدید آورند .بر این اساس، می‌توان گفت که ایجاد این دگرگونی‌ها لب دین است و همه احکام و تعالیم دینی، که مقدمات و شروطِ به وجود آمدنِ این دگرگونی‌هایند، نسبت به آن لُب، در حکم قشرند .روشن است که در درونِ خودِ احکام و تعالیم نیز می‌توان به رابطه قشر ـ لُب قائل شد و بعضی از آنها را نسبت به بعضی دیگر قشر و بعض دوم را نسبت به بعض اول لُب قلمداد کرد.
و اما این که آن لُب و لُباب دین چیست و آیا همه ادیان، از حیث لُب، واحد و مشترکند یا نه مسأله‌ای است که حل آن توقف بر مطالعات و تحقیقات وسیع و عمیق در دو حوزه تاریخ ادیان و دینشناسی مقایسه‌ای دارد .حتی کسانی که لُب همه ادیان را واحد و مشترک می‌دانند، مانند هگل، فیلسوف معروف آلمانی (1831ـ1770)، شلایرماخر، عالم الهیات آلمانی (1834ـ 1768)، هاکینگ، فیلسوف امریکایی (1964ـ1873)، اتو، فیلسوف آلمانی (1937ـ1869)، و یونگ، روانشناس و روانکاو امریکایی (1961ـ 1875)، در تعیین این لب وفاق ندارند .همان طور که هاکینگ، که، به گمان بنده، روشمندانه‌تر و منطقی‌تر از سایر ذاتگرایان و قائلان به وحدت متعالی ادیان در جهت تعیین ذات و لُب ادیان و تمیز آن از اعراض و قُشور ادیان سعی کرده است، می‌گوید، کشف این که ذات واحد و مشترک ادیان چیست کار آسانی نیست؛ و باز، همان طور که وی، کاملاً بحق، می‌گوید

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 31   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله انتظار بشر از دین

دانلود مقاله مواد پرو بیوتیک و پری بیوتیک – پیشرفت و چالش ها

اختصاصی از نیک فایل دانلود مقاله مواد پرو بیوتیک و پری بیوتیک – پیشرفت و چالش ها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 چکیده :
این لحظه ای با اهمیت ویژه در تکامل تحقیقات پرو بیوتیک و پری بیوتیک است . رشد بسیار زیادی در محصولات لبنی حاوی موجودات پرو بیوتیک و پری بیوتیک وجود داشته ، و شماری از آن ها توسط مطالعات کلینیکی تایید می شوند که نشان دهنده ی سودمندی های بهداشتی هستند .
به وسیله کشف چگونگی عملکرد مداخله پرو بیوتیکی و پری بیوتیکی در بافت زنده ، امکان توسعه بیشتر کاربرد های لبنی وجود دارد که سلامت عمومی را بهبود می دهد ، و در برخی موارد مزایای ضد بیماری توام را فراهم می کند . با وجود این شایان اهمیت است که محصولات پرو بیوتیکی استاندارد های بین المللی مناسب را بر آورده کرده و حاوی ارگانیسم های ویژه و مشخص و مناسب با فرمول های دارای تاریخ مصرف پایدار است که در مطالعات کلینیکی با طراحی مناسب نشان داده اند که مزایای سلامتی معینی را برای مصرف کننده همراه دارند .
این مقاله بر پیشرفت حاصل طی سه سال گذشته در درک نقش مهم باکتری ها در سلامت متمرکز بوده ، و از مرحله حاملگی تا سن بالا تر را پوشش می دهد . مطالعات نشان می دهند که میکرو باکتری های بدن می توانند تعدیل شده و تا حدی معین ، با استفاده از مواد پرو بیوتیکی و پری بیوتیکی منجر به توسعه و آزمون محصولات با هدف ایمنی ، تنظیمی ، آلرژی ، عفونت موضع دور و روده ، بیماری قلبی عروقی و سایر بیماری های مزمن شده است .
در آینده مطالعات متابولیکی و ژنومی انسانی و میکروبی درک بهتری از مکانیسم های حاوی ارگانیسم های هم غذا و پرو بیوتیکی در سلامت انسان و حیوان به وجود می آورند . این امر صنعت لبنیات را به چالش بر انگیخته تا چگونه مزایای غذایی را مرتبط کنند که ورای دعاوی سلامت عمومی و رفاه می روند . این امر چالش ویژه ای برای خصوصیات ژنتیکی حاوی میکروب کش های موجودات دارای صفات ارثی جدید ، تنظیم کننده های ایمنی و سایر اجزای خاص بیماری اثبات می کند .
مندرجات :
1 – مقدمه
2 – موجودات پرو بیوتیکی و پری بیوتیکی برای سلامت جنین و نوزاد .
3 – عاملیت در مواضع دور و نزدیک
4 – چالش های حال و پیشرفت های آتی
5 – نتیجه گیری ها
قدردانی ها
مرجع ها
1 – مقدمه :
در زمان های اخیر ، قدردانی فزاینده ای برای نقش مهم میکروب های هم غذا در سلامت انسان و حیوان وجود داشته است ، که از طریق میانجی گری توسعه روده ای و ایمنی مادر زادی یا گوارش غذا و محافظت از میزبان در برابر بیماری می باشد .
این امر منجر به تلاش هایی جهت دستکاری یا تقویت میکروبی از طریق استفاده از مواد پرو بیوتیکی و پری بیوتیکی است . گاهی منتقدان پیشنهاد دارند که مرور های بیشتری در زمینه موجودات پرو بیوتیکی نسبت به مقالات اولیه وجود دارد ، ولی یک تحقیق منتشر شده در نوامبر 2007 نشان داد که 237 مقاله تحت عنوان " موجودات پرو بیوتیکی و لبنیات " وجود داشت که فقط 66 مورد آن ها باز بینی یا متا آنالیز بودند . با گزارش اخیر که محصولات تخمیری محرک رشد صنعت لبنیات زمان آن فرا رسیده که توسعه های اخیر در این حوزه را بررسی کنیم . در واقع ، شواهد پزشکی کلید کاربرد توسعه یافته موجودات پرو بیوتیکی و پری بیوتیکی در لبنیات هستند .
2 – موجودات پرو بیوتیکی و پری بیوتیکی برای سلامت جنین و نوزاد :
اهمیت باکتری اسید لاکتیک در زندگی شاید به بهترین شکل در رابطه با سلامت زنان و اطفال دیده شده است . زنانی که عاری از لاکتو باسیل در مهبل خود هستند نرخ موفقیت تلقیح در آزمایشگاه کاهش پیدا کرد . ممکن است دلیل آن فرآیند التهابی باشد که مانع از حرکت اسپرم یا امتزاج اسپرم و تخمک می شود ، ولی تردید اندکی وجود دارد که باکتری بر این فعالیت تاثیر دارد . هنگام حاملگی ، فقدان لاکتو باسیل در مهبل و توسعه بعدی باکتریال واژینوسیس به افزایش ریسک زایمان زود رس مربوط است . شواهد مرتبط به تاثیر باکتری ها بر رشد جنین ناشی از مطالعات اپیدمی شناسی گسترده ای است که نشان می دهد تغذیه ی مادران دارای پیامد های دراز مدت برای کودکان است .
مطالعه ای در مورد زنان حامله و نوزادان وجود دارد که حاکی از آن است که لاکتو باسیلوس رامنوسوس GG پرو بیوتیکی می تواند نرخ نوزادان مبتلا به التهاب پوستی آلرژیک را کاهش دهد . این یافته هنوز در سایر مطالعات تکرار نشده است . در یک مطالعه استرالیایی ، 178 نوزاد زنان مبتلا به آلرژی که لاکتو باسیلوس اسید و فیلوس LAVRI – AI یا دارو نمایی را طی شش ماه اول زندگی به طور روزانه دریافت کرده بودند . تفاوتی در التهاب پوستی آلرژیک نشان نداد . با وجود این ، در مدت 12 ماه ، نرخ حساسیت به طور معنی داری در گروه پرو بیوتیکی بالا تر بود که منجر شد مولفان نتیجه گیری کنند که این تیمار ریسک حساسیت بعدی به شیر گاو را افزایش می دهد .
یک آزمایش دو ترکیبی ، تصادفی ، با کنترل دارو نما از 188 مورد با بیماری آلرژیک انجام شد که در آن مادران به طور روزانه لاکتو با سیلوس ریوتری 55130 ATCC از هفته 36 ام بارداری تا هنگام وضع حمل دریافت کردند و نوزادان تا دوازده ماهگی با پرو بیوتیک ادامه دادند که نشان داد آنزیم مربوط به I g E کم تر طی سال دوم وجود دارد .
توجیهی مفهومی برای استفاده نوعی ماده پرو بیوتیکی جهت کاهش آلرژی وجود دارد ، ولی همان طور که مقالات فوق الذکر نشان می دهند واضح نیست که کدام ماده پرو بیوتیکی بهترین است .
در جمهوری چک مطالعات نوزادانی که ماده پرو بیوتیکی اشرشیا کولی دریافت کرده بودند ، پیگیری 10 و 20 ساله نشان داد که آلرژی ها و برخی عفونت های بعدی در زندگی در مقایسه با گروه کنترل قابل پیشگیری هستند . این نتایج کلینیکی حاکی از آن است که سیگنال های میزبان یا باکتری یایی در لقاح غشای جنین و مادری وجود دارد و اسید های چرب و سیتوکین های موجود در شیر مادر بر رشد نوزاد تاثیر گذار هستند .
استفاده از پرو بیوتیک ها به عنوان شیوه هایی جهت تاثیر گذاری ملاحظه شده اند که میکروب های موجود در روده و ریسک آلرژی را در پی دارند . روده محیطی پیچیده است که تا حد زیادی به وسیله مقدار میکروب تحت تاثیر قرار می گیرد ، متابولیت های باکتریایی ثانویه شامل مواد آنتی میکروبی ، تنظیم کننده های ایمنی و مولکول های حد نصاب حس کردن و به وسیله عوامل میزبان شامل ترشحات می باشند .
توانایی تغییر ترکیب میکرو باکتری به وسیله تجویز پری بیوتیک ها از شواهدی برای بسیاری از جنبه های عملکردی روده برخوردارند . تعدیل بی فیرو باکتری و لاکتو باسیلی تمرکز اصلی تحقیقات پری بیوتیکی را تا به امروز تشکیل می دهند ، ولی سایر ارگانیسم های موجود در باکتریو دیت های گرم منفی فیلا و فرمیکوت های گرم مثبت C + G کم در صد نیازمند تحقیق و بررسی هستند .
مورد بعد ، مثال خوبی از این نکته است . یک آزمایش با کنترل دارو نما ، تصادفی ، با ترکیب دوبل آتی 259 نوزاد با ریسک صفر که با بطری حاوی 8 / 0 گرم در 100 میلی لیتر پری بیوتیکی یا دارو نمای مالتو دکسترین منجر به وقوع 8 / 9 درصد التهاب در مقایسه با 1 / 23 در صد گروه کنترل شد . استفاده پری بیوتیکی مربوطه با شمار بسیار بیشتر بی فیرو باکتری چهره ای در مقایسه با گروه کنترل است ، ولی تفاوت قابل توجهی در شمار لاکتو باسیل ها وجود نداشت و آزمایش کلوستریدیوم یا سایر گونه ها انجام نشد .
شواهد دیگری وجود دارند که پرو بیوتیک ها و پری بیوتیک ها می توانند بر سلامت نوزاد تاثیر گذار باشند . با استفاده از آزمایشات دوپلکس ' 5 نوکلئاز با هدف مناطق فضا گیر درون ژنی r RNA عبارت اند از : ال – اسید و فیلوس ، لاکتو باسیلوس کاهی ، لاکتو باسیلوس دلبروچی ، لاکتو باسیلوس فرستوم ، لاکتو باسیلوس پاراکاهی ، لاکتو باسیلوس پلاتاروم ، لاکتو باسیلوس روتری و لاکتو باسیلوس رامنوسوس وجود روده ای این ارگانیسم ها پس از تغذیه به مدت 6 هفته با فرمول استاندارد ، شیر مادر یا فرمول استاندارد با مکمل گالاکتو – و فروکتو الیگو ساکارید ها به نسبت 9 به یک کشف شد .
توزیع گونه های لاکتو باسیلوس در فرمول مکمل پری بیوتیکی با نوزادان تغذیه شونده با شیر مادر قابل مقایسه بود با سطوح نسبتاً بالای لاکتو باسیلوس اسید و فیلوس ، لاکتو باسیلوس پاراکاهی ، لاکتو باسیلوس کاهی می باشد . با وجود این ، همانند بسیاری از مطالعات دیگر تاثیر دراز مدت این تیمار تکرار نشد . میکروب های مربوط به مهبل ، مدفوع ، پوست و دهان به وضوح در میکروبیوتای اولیه ی نوزاد نقش دارند ، ولی کدام یک از این میکروب های بسیار که میزبان از آن ها برخوردار است اجازه ی ماندن را داشته و چرا ؟
باکتریروس تتا یوتا میکرون و احتمالاً سایر گونه ها که احتمالاً به زودی پس از تولد از محیط می آیند در مطالعات جانوری نشان داده اند که موجب القای انگیو جنسیس می شوند و رشد امحاء سالم می شوند . اگر باکتری ها این نقش را مهم ندانند ، شواهد وجود آن در میزبان چیست ؟ اولین هسته های زندگی به وضوح بر حسب ارگانیسم هایی که به ارث می بریم اهمییت دارند . با وجود این ، درک اندکی در مورد تاثیر تولد سزارینی در مقایسه با زایمان طبیعی و شیر مادر و شیر خشک داریم .
شیر مادر نه تنها انواع مواد رشد باکتریایی را فراهم می کنند ولی همچنین واضح است که منبع برخی باکتری هایی است که ما در خود داریم که شامل گونه لاکتو با سیلوس است . هر چند این نیاز ها باید تایید شوند و توضیح داده شد با مکانیسم کشف نشده است که باکتری لاکتو باسیلی چگونه به نحوه مادرانه رسیده و اگر باکتری دیگری به این ترتیب عمل کند نتیجه نهایی این است که نوزادان به طور برجسته به وسیله ی باکتری اسید لاکتیک کلونی می شوند .
به نظر می رسد که این ارگانیسم ها مسئول تنوع میکروبی کم تری بوده و عمدتاً تولید اسید استیک و اسید لاکتیک هستند که در مقایسه با نوزادان شیر خشکی که اسید استیک و اسید پروپینیک بالا تری در مدفوع دارند ، می باشند . نقشی که اسید لاکتیک و محصولات نهایی متابولیک آن ها دارند در فرآیند های توسعه ای دارند شامل عملکرد ایمنی ، فرآوری غذا و مانع روده ای دارند باید توضیح داده شوند .
مکمل شیر با موا پروبیوتیکی دارای تاثیرات منظم ایمنی است که منجر به واکنش TH1 شده و گرایشات آلرژیک را می کاهد . همین طور افزودن موا پری بیوتیکی خاص به شیر خشک حاکی از آن است که تاثیر آن ها به میکروب های زیستی سود مند است . اولین مرحله ای که باید در صورت وجود یک میکرو باکتری بهینه آزمون و تعیین شود ، چگونگی و زمان تشکیل آن و چه مرحله ای در زندگی تغییر می کند به طور قابل توجهی می باشد . این مطالعات کاربر طاقت فرسا ضروری بوده و اکنون با کاوش مولکولی میسر می باشند .
یک آزمایش کلینیکی جالب توجه نشان داد که گالاکتو الیگو ساکارید ها و فروکتو الیگا سا کارید های پری بیوتیکی موجب تاثیر مشابهی بر فعالیت متابولیکی بر روده می شود که در نوزادان با تغذیه شیر مادر یافت می شوند . در این مورد ، افزودن بی فیدو باکنودیوم حیوانات 12 – b B تاثیر قابل کشفی بر فعالیت متابولیکی نداشت ، ولی احتمال دارد این ارگانیسم یا سایر ارگانیسم ها بر رشد ایمنی جنینی تاثیر گذاشته و لذا باید مطالعاتی به منظور بررسی پارامتر های متعدد طی زمان طرح شوند تا پس از آن کاربرد گسترده ی آن ها تولید شود .
یک مورد برای استفاده از مواد پرو بیوتیکی در اطفال تحت ریسک عفونت های کشنده ی شدید انجام شد مثل نکروز شدن انترو کلوتیسی ( C E N ) جدید ترین آن ها آزمایش کنترل 367 نوزادان کم وزن با تغذیه داخلی بالا کتوتاسیلوس اسید و فیلوس و پی فید و باکتروس اینفنتیس و با دوبار شیر مادر در روز تا هنگام ترخیص انجام شد .
مرگ یا وقوع N E C در گروه پرو بیوتیکی به طور معنا داری کم تر بود . به طور خلاصه به نظر می رسد که ممکن است پرو بیوتیک ها خطر N E C را در جنین های کم تر از 33 هفته کاهش داده ، ولی لازم است موضوعات ایمنی کوتاه و دراز مدت ، از ، مدت وقوع عوامل پرو بیوتیکی نیاز مند تحقیقات بیشتر هستند .
3 – عاملیت در مواضع دور و محلی :
برای مدتی مشخص گردید که مزایای فیزیولوژیکی می توانند در مواضعی دور از تجویز محصولات پرو و پری بیوتیکی رخ دهند . شواهد عمدتاً ناشی از مطالعات ( 1 ) دستگاه های تنفسی و سر و گردن و زبان ، ( 2 ) کبد و لوزالمعده و ( 3 ) کلیه ، مثانه و مهبل بودند .
کاهش محل کار حاصل و عفونت های تنفسی به طور مستولی می تواند به واسطه تحریک مخاطی واکنش ایمنی در روده باشد که پس از آن بر سایر مواضع لنفاوی تاثیر گذار است . در مطالعه ی 571 کودک سالم با سنین یک تا 6 سال که روزانه 260 میلی لیتر شیر حاوی لاکتو با سیلوس رامنو سوس GG دریافت می کردند ، غیبت ناشی از بیماری کم تر بود و کاهش نسبی 17 در صدی در تعداد کودکان وجود داشت که از التهاب دستگاه گوارش شکایت داشته و عفونت های مجاری تنفسی کم تر بوده و یک کاهش نسبی 19 در صدی در درمان های آنتی بیوتیکی برای عفونت دستگاه تنفسی وجود داشت .
این یافته در تاثیرات ارتقا ء یافته دستگاه تنفسی با مصرف روزانه محصولات پرو بیوتیکی توسط یک مطالعه آزمایشی کنترل شده از 360 فرد بزرگ تر که مکمل شیر لاکتو با سیلوس کاسی 4001 11 – DN را مدت 3 هفته دریافت کرده بودند ، تایید شد .
تفاوتی در میزان وقوع عفونت های زمستانی وجود نداشت ولی مدت کلیه عوامل بیماری زا در گروه تیمار به طور معنی داری کم تر بود . با وجود تفاوت طرح های مطالعاتی و گروه های تحت آزمایش به نظر می رسید که یک تاثیر کلی محصولات متفاوت پرو بیوتیکی بر سلامت دستگاه تنفسی وجود دارد .
آنفولانزا سالانه موجب 500 هزار مورد مرگ می شود . در حالی که ذات الریه مسئول مرگ 85 تا 90 در صد مرگ و میر کودکان زیر 5 سال است . بنا بر این ، شایسته است که کارایی پرو بیوتیک ها جهت پیشگیری و درمان عفونت های دستگاه تنفسی مورد کاوش بیشتری قرار گیرند .
مدت ها است که می دانیم ارگانیسم های پرو بیوتیکی قادر به تعدیل ایمنی هستند و برخی از این محصولات از تاثیرات شکوفا دهنده ایمنی بر خوردارند . با وجود این ، این امر به هیچ ترتیب اثر کلی تمام گونه ها یا خصوصیات ژنتیکی نیست و نه این که ضرورتاً یک تاثیر مطلوب برای بیمارانی باشد که ایمنی آن ها قبلاً معلوم شده است .
به علاوه ، فقط به واسطه ی این که یک ارگانیسم ایمنی خاصی را در آزمایشگاه نشان می دهد . به معنی همان تاثیر در موجود زنده نیست . اخیراً ، مطالعه ای آزمایشگاهی با استفاده از سلول های تک هسته ای خون پیرامونی ( PBMC ) نشان داد که رشته های بی فید و باکتریوم لانگوم تا حد زیادی عامل نکروز تومور سیتوکین پس التهابی و سیتوکین سرطان خون را تحریک می کنند . ولی بی فید و باکتریوم لانگوم T W . M کمکی یک ( Ths ) سیتوکین ها را تحریک می کند ، در حالی که بی فیدو باکتریوم لانگوم 889 N C I MB و 53 BIF سطوح پایین سیتوکین های 1Th و سطوح بالای 10 – IL را تحریک می کنند . رشته های لاکتو با سیلوس را منوسوس 1 – GR و لاکتو با سیلوس روتری 14 – RC از خواص تنظیم ایمنی برخوردارند و به طور نهانی نشان داده اند که تعداد 4 CD را افزایش داده و ایمنی را در افراد آلوده به ویروس HIV بهبود می بخشند .
با وجود این ، سلول های Treg و تاثیرات ضد التهابی در بیماران مبتلا به التهاب روده را افزایش می دهند . هم چنین ترکیبات پری بیوتیکی می توانند خواص تنظیم ایمنی را با یا بدون افزودن باکتری های پرو بیوتیکی داشته باشند .
مطالعه ای با استفاده از لاکتو با سیلوس رامنوسوس GG و بی فیدو باکتریوم لاکنیس 12 – Bb به علاوه ی 10 گرم اینولین غنی شده با الیگو فروکتوز افزایش توانایی P BMC ها را در تولید IFN گاما در بهبود بیماران مبتلا به سرطان روده ی بزرگ نشان داد .
مزایای گزارش شده مواد پرو بیوتیکی در عملکرد سالم کبد و لوزالمعده به وضوح به واسطه تاثیرات دور این ارگانیسم ها می باشند . جذب اشرشیا کولی فسیل 1917 پرو بیوتیکی به مدت 42 تا 84 روز عملکرد کبد را همان طور که در بیماران مبتلا به سیروس کبدی نشان داد بهبود می بخشد که احتمالاً به واسطه کاهش آزاد سازی آندو توکسین است .
طبقه بندی چایلر – پاف شیوه اندازه گیری بیلی روبین پرو ترومبین و سایر نشانگر هایی است که بیماران را در رده های بیماری شناسی قرار می دهد ، هر چند شمول آب آوردن شکم و انسلوپاتی در زخم ها مورد انتقاد قرار گرفته و منجر به یک مدل برای ضابطه بیماری مرحله نهایی کبد ( MELD ) شد .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  29  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مواد پرو بیوتیک و پری بیوتیک – پیشرفت و چالش ها