نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله رهبر فرهمند

اختصاصی از نیک فایل دانلود مقاله رهبر فرهمند دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


مقدمه:
سخن معروف (کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته) به معنای همگی شما مسوول هستید و همگی مسوول زیردستان خود می‌باشید که از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده است نگاه هر مدیر و تصمیم گیرنده مسلمان را به خود جلب می کند. ماباشنیدن کلمه ی رهبریارهبران چه نوع شخصیتی رادرذهن خود تجسم می کنیم؟فردی دیکتاتور،فردی آرام، فردی پرکاروپرتلاش،فردی سرپرست و...به طورکلی باشنیدن اسامی چون هیتلر،ماهاتماگاندی،مائوتسه یانگ و...خواه ناخواه ذهنمان به سمت چه کلمه ای درخورشخصیت این افراد می رود؟ حال بحث راباطرح سوالی دیگر ادامه می دهیم آیا رهبری امری فطری وذاتی است؟ درپاسخ به این سوال باید بگوییم که هر چیزی از رهبری آغاز و به رهبری ختم می شود و نطفه رهبری در درون هر کــس قرار دارد. اگر بزرگی مقام رهبری رادر درون خود بدست آوریم، دربیرون ازوجود خود نیز می توانیم هــمان رهبری باشیم که خود می خواهیم. عده ای ازما پیروی خواهند کرد واز عهده ی خیلی از کارها در این دنیا بر خواهیم آمد. چه چیزی مردم را وادار می کند که رهبری کسی را بپذیرند؟ چه چیزی باعث می شود که شخصی رهبری موفق باشد حال آن که شخص دیگری درهمان موقعیت ناموفق باشد؟چرا مردم در پذیریش رهبری یک نفر اکراه دارند اما پشت سر آن یکی تا آن سر دنیا می روند؟ وجه تمایز این چنین رهبرانی که کارایی موفقی را در میدان عمل به نمایش می گذارند با رهبرانی که از چنین کارایی برخوردارنیستند چیست؟چه عاملی باعث می شود که افرادی چون هیتلر وناپلئون و ...سرنوشت هزاران ومیلیون هانفر راتحت کنترل وسیطره ی خود درمی آورند حال آن که عده ای دیگر ازهمین نفرات نمی توانند ؟چطور ممکن است که نفری همیشه رییس ومدیر است ولی دیگری نیست؟پاسخ همه ی این هاراباید درخصوصیات شخصی افراد جستجو کرد. رسیدن به مرتبه ی رهبری زمان می برد. قانون فرآیند
The Law of Process می گوید: کسی یک شبه رهبر نمی شود.ظهور رهبری به شروع زندگی اجتماعی ایران بازمی گردد.وقتی دویاچند نفر تشکیل یک گروه اجتماعی رامی دهند وبایکدیگر رابطه برقرار می کنند تاثیری که افراد گروه روی یکدیگر می گذارند یکسان نیست بلکه بعضی ازافراد نقش فعال تری به خود گرفته وتاثیر بیشتری روی دیگران می گذارند وبیشترمورد توجه دیگران قرار می گیرند.واین اولین گام در آغاز رهبری است.با تثبیت موقعیت فرد درگروه نفوذ فرد درگروه زیاد شده وبه تدریج به عنوان رهبر درگروه ظاهر می شود ونفرات گروه رابه ترغیب مشتاقانه درجهت نیل به هدف های گروه مجبورمی کند. رسیدن به مقام رهبری حاصل از آموختن قانون های رهبری است،تا فوت و فن این کار را یاد بگیرد. اما باید بدانیم که فهمیدن فوت و فن رهبری با عمل کردن به آن دو چیز جداگانه است.
بعد ازاین مقدمه بحث راباتعاریفی ازرهبری ومدیریت ادامه می دهیم. واژه رهبری بیشتر شبیه واژه های آزادی، عشق و صلح است ولی هر کسی شروع به تعریف رهبری می‌کند بلافاصله درمی‌یابد که رهبری تعاریف مختلفی دارد در پنجاه سال گذشته بیش از
شصت و پنج طبقه بندی سیستمی مختلف برای تعریف موازین رهبری ارائه شده است.در پیشینه ی مطالعات حدود 130تعریف مختلف ازرهبری وجوددارد.که دراینجا به ذکرتعدادی ازاین تعاریف اشاره می کنیم.

 


تعریف رهبری
رهبری فرایندی ازنفوذ بین یک رهبروعده ای پیروان اوبرای رسیدن به هدف های گروهی ویا سازمانی.
رهبری عبارتست از هنر یاعلم نفوذ دراشخاص به طوری که بامیل وخواسته ی خوددرجهت حصول به هدف های تعیین شده گام بردارد.
رهبری فرایندی است که می تواند توسط همه آموخته شود وبرای همه قابل دسترسی است.
رهبری عبارتست از ارتباط بین گروهی از افراد که در آن یک نفر می‌کوشد تا دیگران را به سمت هدف معینی سوق دهد.
عده ای رهبری را نفوذ بر زیردستان تعریف نموده اند.
تعریف مدیریت
هیچ گاه نباید مدیررابارییس اشتباه بگریم واین واژه هارامترادف به کارببریم.معمولاخیلی ها مدیر یا رئیس را کسی می داننــــد که دستور می دهد و دستور او لازم الاجرا است.در فرهنگ لغت معین، مدیر، اداره کننده کاری و در فرهنگ لغت المنجد، رئیس، سرور و سالار و بزرگ و پیشوا تعریف شده است.درتعریف مدیریت می توانیم بگوییم:
مدیریت عبارتست از:نفوذ دردیگران جهت کسب اهداف سازمان
مدیریت عبارتست از:مهارتی برای ترغیب کارکنان بدون تهدیدویازور تادستورکارمدیران رابپذیرند.ودرجهت آن سخت بکوشند وکاری رابا کیفیت بالا عرضه کنند.
مدیریت عبارتست از:
افرادراباهدف رسیدن به کیفیت مطلوب اداره کردن
آن چه که درتعریف رهبری ومدیریت به آن اشاره کردیم توجه به واژه ی نفوذ دردیگران می باشد.امروزه هرشرکت ومؤسسه وسازمانی دوره های آموزشی رهبری ومدیریت رادایرمی کنند تاقابلیت های رهبری رادرافرادخود پرورش دهند.ومدیران رابا فنون رهبری آشنا کنند.بارها شنیده ایم که مطبوعات درزمینه ی عدم کفایت مدیران خود شکایت دارند.شاید بتوان این عامل رابه عدم تاثیرگذاری ونفوذ دردیگران دانست.امااین سوال که می توان این تنها ویژگی راشرط لازم وکافی برای احرازمقامی چون رهبری دانست یانه؟ویااینکه عوامل دیگری دراین امر دخیل هستند؟
جواب:مسلما نمی توان این تک خصیصه ی رهبری رابرای رسیدن به مقامی چون رهبری برای افرادی به عنوان رهبر وافرادی به عنوان پیروان دانست. پس بایستی به دنبال دیگر ویژگی های رهبری بپردازیم که جادارد دراینجا به بعضی از خصیصه هاوویژگی های رهبری ومدیریت اشاره کنیم.
ویژگی های رهبری
هوش:رهبران معمولا باهوش ترازپیروان خودهستند زیراکار رهبری نیازمند تجزیه وتحلیل مشکلات ومسایل پیچیده است.
بیان رساوشیوا:هررهبری برای ترغیب پیروان خودبه به اطاعت باید بیانی رساوشیواداشته باشد.
رشداجتماعی ووسعت نظر:ظرفیت فکری ونفسانی رهبر بایدبه گونه ای باشد که ازلحاظ روحی مغلوب ناکامی هایامغروراز موفقیت هانشود ازاین روباید درمقابل تلخی هاوموانع قدرت تحمل زیادی داشته باشد ودشمنی وعداوت بادیگران رادرکاررهبری دخالت ندهد.
جاذبه :رهبران کاریزما می توانند مردم رابه ساختن وخراب کردن ومتحدشدن وبه جوش آوردن احساسات مردم، وتاثیردررفتاروعمل خودشان وادارکنند.
آموختن - صریح و قاطع باشد- بامردم بتواند ارتباط برقرارکند.شجاعت – قدرت تشخیص – گذشت وبزرگواری –ابتکار – گوش دادن – آینده بینی وقوه ی تشخیص – خدمت گذاری - مسئولیت
ویژگی های مدیریت
ساخت شخصیتی: اشاره به عواملی چون شجاعت، اعتمادبه نفس،سخنوری،رهبری،آراستگی ظاهر و...دارد وبه سلامتی روانی وجسمی مدیر تاکیددارد وبحث آشنای هنرمدیریت بودن مطرح است.
ساخت تخصصی: مدیربایددررشته ی مدیریت ،دانش وآگاهی لازم وتحصیلات دانشگاهی وسواد مدیریت داشته ودرکارش متخصص باشد.بحث آشنای علم مدیربودن مطرح است.
قدرت: قدرت یک مدیردریک گروه یاسازمان اجتماعی ازمنابع مختلفی سرچشمه می گیرد.که هریک ازآن هامی توانند درنوع وشکل مدیریت تاثیر بگذارند.مثل قدرت پاداش وقدرت تنبیه – قدرت مرجعیت: قدرتی است که برمبنای آن پیروان خواهان تغییر ازرش هاورفتارهای خود براساس خواسته های مدیر هستند.قدرت قانونی:قدرتی است که براساس ارزش هایی شکل گرفته است که به پیروان دیکته می شود. – قدرت مهارت:قدرتی است که برمبنای آن پیروان اعتقاددارند رهبران دارای مهارت ودانش تخصصی هستند.
حال بعدازذکراین ویژگی هابه ارائه ی نظریه هایی درمورد رهبری می پرذدازیم.سه نظریه دراین خصوص مطرح است.
نظریه ی بزرگمرد:great man))
این نظریه براین مدعی است که مردان بزرگ تاریخ رامی سازند .به عبارتی ساده رویدادها واتفاقات مهم ملی وجهانی همیشه
تحت تاثیر افرادی هستند که دربه وجود آوردن آن هادخالت دارند.یک رهبر می تواند سرنوشت یک ملت راتغییر بدهد به عنوان مثال اگر هیتلری نبود جنگ جهانی دومی وکشته شدن بیش از 54 میلیون نفر نیز اتفاق نمی افتاد وسرنوشت این ملت ها این گونه رقم نمی خورد.این مثال تاکید آشکاری بر این دارد که رهبران کارگردانانی هستند که نقش های متفاوتی رابنا به خواست واراده ی خود به زمان می دهند.حال این فکر که درست است که رهبران قوی ودرکل نوابغ هرکجا که باشند نفوذ خودرا عملی می کنند وسبب شکوفایی کشوری می شوند ولی درعین حال می توان تصور کرد که یک محیط نیز می تواند موجب شکوفاشدن وبرخاستن رهبرانی قوی ازمیان آن کشورهاشود پس دراین جامابه نظریه ی دیگری تحت عنوان جبراجتماعی یاروح زمان درپاسخ به این نظریه ارائه می کنیم .
نظریه ی روح زمان یا جبرتاریخی:zeitgeist
این نظریه براین مدعی است تاریخ سازنده ی مردان بزرگ است. درواقع دیدگاهی مخالف نظریه ی بزرگمرد ونقطه ی مقابل آن
می باشد.طبق این نظریه تغییرات ،جنبش های اجتماعی ،عوامل اجتماعی وزمان هستند که مردان بزرگ رامی سازند به طوری که شخصیت کاریزمای شخص درمقابل نیروهای اجتماعی زمان ضعیف است ورهبران بازیگرانی هستند که نقش هایی راکه زمان برای آن هادرنظرگرفته اند بازی می کنند.حال سوالی که به ذهن انسان خطور می کند این است که کدام یک ازاین دونظریه ی گفته شده به واقعیت نزدیک تراست؟
جواب: باید بگوییم هیچ نظریه ای به تنهایی پاسخگوی همه ی سوالات نیست هرنظریه ای درپاره ای ازموارد ممکن است درست باشد ودرپاره ای ازموارد دیگرغلط .نه رهبران ونه زمان هیچ کدام ساکن وغیرقابل تغییر نیستند بلکه رفتارهررهبری متناسب با تقاضای زمان باید تغییرکند.به عبارتی ساده تربین زمان ورهبران بزرگ باید تعاملی متقابل وجود داشته باشدزیرا رهبران زمانی می توانند نقش کاریزماوتعیین کننده ای داشته باشند که موقعیت های تاریخی زمان اجازه ی ایجاد تفکری جدید رابدهند.

 

مثال: وجود قاره ی آمریکابه عنوان( یک عامل بیرونی محیطی) ووجود رهبری بزرگ چون آمریکو وسپوس به عنوان (یک عامل شخصیتی) هردو باهم منجربه کشف قاره ی آمریکا ونام گذاری آن به نام آمریکو وسپوس شد.
دراینجا لازم است به نظریه ی دیگری که فرض خود رابرتعامل بین موقعیت وویژگی های شخصیتی رهبری قرارمی دهد اشاره کنیم.این نظریه ،نظریه ی اقتضایی فیدلرFiedler اشاره کنیم.

 


نظریه ی اقتضایی فیدلرFiedler:
این نظریه به ویژگی های شخصیتی رهبرومساعد بودن شرایط وموقعیت برای رهبری اشاره داردوبر تعامل بین موقعیت وویژگی های شخصیتی رهبر تاکید دارد.وبه این اشاره دارد که یک رهبر ممکن است دریک موقعیت موفق باشد ودرموقعیت دیگری ناموفق.یک رهبری خوب مستلزم جورشدن شخصیت رهبربا واقعیت های موقعیت است.ممکن است این سوال به ذهنتان خطورکند که اگر رهبریامدیری کاری،ویااهل کارنباشد اوراچه بایدکرد؟آیا راهی هست که یا موقعیت راتغییردهیم ویامدیرورهبر راتغییر دهیم تاکارایی گروه وپیروان بالارود؟
جواب: درپاسخ به این سوال، فیدلر معتقد است که بایستی محیط تغییرکند تا سبک وشخصیت رهبری.این گفته ی فیدلر ازاین لحاظ جای انتقاداست که تغییرمحیط ممکن است تاثیر روی ویژگی های شخصیتی رهبران ومدیران بگذارد زیرا رهبر ومدیردرمواجه با موقعیتی به علت ناشناخته گی به شخصیت رهبری ورفتاری اوتاثیر بگذاردوذکراین نکته که رهبران تاثیرزیادی درگروه هاوسازمان هادارند وگروه هاوسازمان هادررهبران بی تاثیر یاتاثیر جزئی دارند مطروداست.
آیااین تصوردرست است که رهبران همیشه علت رویدادها ورخدادهای تاریخی اند؟
جواب: درپاسخ به این سوال باید بکییم که ماهمیشه شخصیت یک رهبر رادرکاری که دارد جلوه داده وتغییرشرایط رادخیل درکاررهبران می دانیم وسراغ آن هامی رویم این چنین تصوری ازرهبران درذهن مردم ممکن است باعملکرد واقعی این رهبران ربطی نداشته باشدامامردم معمولا ازروی افکاروگفته های مشاهده کنندگان رفتاروعملکرد رهبران رامی سنجند انتقاد واردبراین گفته هااین است که درسرراه هررهبری موانع بیشماری برسرراه ثمربخشی آنان وجوددارد.واین عوامل به نوبه خود ممکن است تاثیرزیادی روی عملکرد یک رهبر بگذارد وتمام نشانه هاراروی یک رهبر متمرکز نکند.
آیارهبر ورهبرشدن با جنس انسان درارتباط است ؟ورفتاررهبران ازنظرجنسیت متفاوت است؟
جواب: درسراسر تاریخ انسان اغلب رهبران سیاسی ومذهبی وتجاری مردان بودند و معمولادرذهن مردم زنان نفوذ کمتری نسبت به مردان دارند وزنان درذهن مردم به عنوان ییروی کنندگان قویتری نسبت به مردان هستند.ومعمولا سطح انتظارات مردم اززنان کمترازمردان بوده است .وبه این خاطراکثرا مردان بیشتر مورد سرزنش هاوانتقادها شدیدوسرخوردگی هانسبت به زنان درنزدمردم قرار می گیرند.اما درجواب به این گفته هابایا بگوییم که چنین تفکراتی امروزه جایگاهی نداشته واین امرتنها درتفکرات کاری وذهنی مردان است نه درواقعیت ها.وقتی ماباوربه تساوی بین این دوجنس باشیم .وقتی ما درمورد توانایی های زنان بیشترافکار مردم راروشن کنیم .وقتی مازنان رابه این باوربرسانیم که ازچه پتانسیل هاوظرفیت هایی برخوردارند. وقتی ماتعداد پست های مدیریت رابرای زنان ایجادکنیم. می بینیم که رهبرشدن ربطی امروزه به نوع جنسیت ندارد.
آیارهــبــران قوی که مدیرانی ضعیف باشندوجــوددارد؟

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 24   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله رهبر فرهمند

تحقیق انــقلاب, پدیده اى غربى یا جهانى؟

اختصاصی از نیک فایل تحقیق انــقلاب, پدیده اى غربى یا جهانى؟ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق انــقلاب, پدیده اى غربى یا جهانى؟


تحقیق انــقلاب, پدیده اى غربى یا جهانى؟

 

 

 

 

 



فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)

تعداد صفحات:34

چکیده:

پیش درآمد؛
 انقلاب، مقوله اى نوپدید در جامعه انسانى است که علل مختلف و تبعات فراوانى برای آن قابل تبیین است. تضاد اقتصادى، عدم تعادل میان ساختارها، نهادها و روابط اجتماعى و بحران در کارکرد جامعه از یکسو و نیز بسیج سیاسى، سازماندهى و رهبرى و ایدئولوژى خاص در فرصت سیاسى مناسب از دیگر سو، وضعیت یک جامعه را انقلابى مى کند و عدم مدیریت صحیح حاکمان و سیاستمداران، فضا را به سمت پیروزى انقلاب سوق مى دهد.
 در طول تاریخ سیاسی اجتماعی بشر، انقلاب از هنگامى به عنوان یک مفهوم و واقعیت اجتماعى پذیرفته شد که در فرانسه در قرن هجدهم میلادى، اکثریت مردم توانستند حکومت وقت را ساقط کنند، قانون جدیدى روى کار آورند و خود، آینده سیاسى خویش را رقم زنند. پس از آن، انقلاب ها و نهضت هاى سیاسى فراوانى در جوامع مدرن و جهان سوم روى داده است که هرکدام نقش عظیمى در خود آن جوامع و جهان پیرامون آن به جای گذاشته اند. در این میان اسلام و کشورهاى اسلامى نیز از انقلاب و نهضت هاى سیاسى مبرا نبوده اند. مصر، ترکیه، سوریه، لبنان، عراق و خصوصاً ایران تجربیاتى از دست را داشته اند و نقش دین اسلام در این وقایع غیر قابل انکار است.
 این واقعیتی غیر قابل انکار است که اسلام دینى اجتماعى و پویا است و کارکردهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بسیارى در جامعه ایفا مى کند و از همین رو بررسى جامعه شناختى انقلاب در کشورهاى اسلامى بدون توجه به اسلام و کارکردها و ایده هاى آن، ناقص به نظر مى رسد. بر همین مبنا در این مقال ابتدا ضمن تبیین مفهوم انقلاب و انواع آن، مدلهاى مختلف و نظریات متفاوت اندیشمندان سیاسى و اجتماعى درباره انقلاب تشریح شده و رابطه هرکدام با دین نیز سنجیده میشود و سپس به تحلیل وضعیت ایران، انقلاب اسلامى ایران و مقایسه تطبیقى آن با دیگر انقلاب ها پرداخته شده است؛ شاید در نهایت بتوانیم این سوال را پاسخ دهیم  که ((انقلاب پدیده ای غربی است یا جهانی؟))
 مفهوم انقلاب
 بررسى مفهوم انقلاب، در اندیشه ها و مکاتب مختلف به نتایج و تعاریف متفاوتى منجر شده است. برخى متفکرین، انقلاب سیاسى را از انقلاب اجتماعى متمایز کرده اند و در نتیجه تعاریف متفاوتى براى هرکدام قائل شده اند. برخى اندیشمندان، انقلاب صلح آمیز را از انقلاب خشونت آمیز تفکیک کرده اند. برخى دیگر به تمایز میان انقلاب های بزرگ و کوچک قائل هستند و به هرحال بر مبناى هرکسى از ظن خود شد یار من، اندیشمندان و صاحبنظران در حوزه هاى مختلف سیاسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، نظامى و بسیارى از دیگر عرصه ها، سعى کرده اند انقلاب را برمبناى آن چه مى پندارند، تعریف کرده و به تقسیم بندى آن روى آورند.
 لیکن در تعریفی نسبتا جامع می توان انقلاب را نوعى دگرگونى ساختارى و اساسى در سیاست و اجتماع و فرهنگ یک جامعه دانست که علل متفاوتى از جمله فقر، نابرابری، فساد، ظلم، مقابله با ایده های پذیرفته شده و تضاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، بحران کارکردها و ساختارهای اجتماعی و بسیج سیاسی و ایدئولوژیک و... مى تواند داشته باشد و در طول زمان، نتایج قابل پیش بینى و غیر قابل پیش بینى زیادى را به همراه خواهد داشت. نکته اساسى در انقلاب، تغییر از پایین به بالاست وگرنه تغییر از بالا به پایین و حکومتى، نوعى اصلاح محسوب شده و تغییرات انفجارى چریکى و نظامى نیز در حیطه جنبش ها و بسیج هاى سیاسى مطالعه مى شود. ابعاد مهم انقلاب، آنگونه که استانفورد کوهن ابراز کرده است شامل استحاله ارزشها، دگرگونى ساختارى، تغییر نهادها، تغییر نخبگان، تغییر کانونهاى مؤثر مشروعیت و خشونت است. اما در این بخش از مقاله سعى مى کنیم به تعاریف متفاوتى از انقلاب و تعاریف مصداقى تر از آنچه در بالا اشاره کردیم، بپردازیم.
نگاه سیاسى به انقلاب
 در نگاه سیاسى به انقلاب، بیشتر تغییر حکومت و ساختارهاى سیاسى مورد توجه است. یکى از اندیشمندان علوم سیاسى به نام «استفان والت» معتقد است انقلاب، از بین بردن یک دولت مستقل توسط اعضاى جامعه است که منجر به جایگزین کردن دولت جدید و نظام سیاسى جدید مى گردد. «ساموئل هانتینگتون» نیز در همین زمینه معتقد است که انقلاب، تحولى سریع و اساسى و خشونت بار در ارزشها و اسطوره هاى حاکم بر جامعه و نهادهاى سیاسى است.
 در این دیدگاه، انقلاب وسیله اى براى تغییر وضع موجود به وضع مطلوب است که علل مختلف سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى موجد و موجب بروز آن است. از این لحاظ انقلاب، در ارتباط تنگاتنگ با مفاهیمى چون جنبش، کودتا و نهضت است. طبق نظرات این گونه متفکرین، حکمرانان جامعه  نامتعادل از لحاظ کارکردى در هرکدام از حوزه هاى مختلف نظام اجتماعى، براى حفظ  خود دو راه را پیشه مى کند: یا سرکوب مطلق و فشار زیاد بر جامعه، که ممکن است به نوعى انفجار اجتماعى و ایجاد انقلاب منجر گردد و یا آزادى نسبى در گروه هاى مخالف پیشه می گیرند که این راهکار نیز باعث قوت گرفتن انقلابیون و نفوذ بیشترشان بر افکار عمومى و در نتیجه انقلاب مى شود. بنابراین در شرایط عدم تعادل سیاسى، وضعیت انقلابى بر جامعه حکمفرما مى شود و در اکثر مواقع این وضعیت منجر به پیروزى انقلاب خواهد شد.
نگاه اجتماعى به انقلاب
 از جنبه جامعه شناختى، انقلاب تنها تغییر دولت و نظام سیاسى نیست و مسئله مهم تر در آن، تغییر ساختها و نهادهاى اجتماعى است که در این صورت رابطه اش با تغییر دولت، عموم و خصوص من وجه است. لذا از نظر جامعه شناسی بسیار انقلاب هایى وجود دارند که با تغییر دولت به معنى واقعى کلمه همراه نبوده است گرچه تغییر حکومت را در پى داشته است. از جمله انقلاب هاى رنگى و مخملى اخیر. و از دیگرسو بسیار تغییر دولت هایى بوده که روند انقلابى را طى نکرده و از طریق جنبش ملى، جنبش قبیله اى، یا جنبش نظامى (کودتا) ایجاد شده است. البته در همین دیدگاه نیز، تفاوت  نظراتی وجود دارد؛  از یک سو چپ ها و مارکسیست ها هستند که انقلاب را داراى کارکرد فرض گرفته و جبر تاریخ را به سمت انقلاب مى پندارند و در مقابل ، کارکردگرایان می باشند که انقلاب را امرى غیر کارکردى و خلاف نظم موجود مى دانند که البته اگر به وقوع بپیوندد، آن را علت بى نظمى ها و عدم کارکرد صحیح دولت و نظام اجتماعى موجود مى دانند. اما در کل دو ویژگی مهم در انقلاب اجتماعی، انطباق تغییرات ساختار اجتماعی با شورش های اجتماعی و نیز همزمانی تغییرات سیاسی و اجتماعی با دیگر تغییرات می باشد.
 بدین ترتیب برخى جامعه شناسان، انقلاب را معلول اهمال دولت در حفظ نظم مى دانند از جمله «ویلفردو پاره تو» معتقد است: زمانى انقلاب پیروز مى شود که حکام وظیفه خود را درباره حفظ نظم به وسیله اجبار فراموش کنند. یا «آنتونى گیدنز» که سعى دارد با تلفیق سیاست و جامعه شناسى تعریفى جامع از انقلاب ارائه دهد و در کتاب مشهور خویش معتقد است که انقلاب «تصرف قدرت دولتى از طریق وسایل خشن به وسیله رهبران یک جنبش توده اى به منظور استفاده بعدى از آن براى ایجاد اصلاحات عمده اجتماعى» است.
نگاه غیر علمى به انقلاب
 علاوه بر نگاه اجتماعى و سیاسى به مقوله انقلاب، در طول تاریخ به وقایع و اتفاقات بسیار دیگرى نیز اصطلاح انقلاب اطلاق شده است. از این منظر هر تغییر محیطى، تغییر ارزشى، تغییر فرهنگى خاص و... که همراه با نوعى انفجار داخلى و تغییر سهمگین باشد، انقلاب فرض مى شود. انقلاب صنعتى، انقلاب علمى، انقلاب جمعیتى، انقلاب در ادبیات و موسیقى و... همه مقولاتى از این قبیل اند که انقلاب به معناى واقعى کلمه نیستند و نوعى تغییر شدید و ساختارى مى باشند که به علت فقر لغت، لفظ انقلاب بر چنین مفاهیمى نیز ذکر مى گردد. بنابراین آن چه در اینجا ما به عنوان انقلاب، مورد بحث و نظر  قرار مى دهیم و قصد مقایسه تطبیقى داریم، انقلاب سیاسى و اجتماعى است که از قرن 17 در فرانسه آغاز شده و تا به امروز نیز ادامه دارد و هرگز دیگر جنبه ها را در بر نمى گیرد.
انواع انقلاب
 غیر از تقسیم بندى انتزاعى انقلاب به سیاسى و اجتماعى، در عرصه عمل و واقعیت، انقلاب هاى پیروز شده در طول تاریخ بشر را مى توان در چند دسته تقسیم بندى کرد. که اندیشمند معاصر «جان فوران» به خوبى این تقسیم بندى را به صورت علمى انجام داده است.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق انــقلاب, پدیده اى غربى یا جهانى؟

دانلودمقاله کوچ نشینی عشایر

اختصاصی از نیک فایل دانلودمقاله کوچ نشینی عشایر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


مقدمه
از دیرباز زندگی بشری، شیوه ها و روش های مختلفی داشته است. از دوره ی غار نشینی تا نظام یکجانشینی و به تعقیب آن زندگی روستایی و شهری بشر به دنبال ایجاد سبک های مختلف زندگی جهت بهتر زیستن بوده است. البته تفسیر بهتر زیستن و زندگی شاد از دیدگاه افراد مختلف متفاوت خواهد بود. بدین سبب واقعاً شاید در دنیای پیچیده و شنیده ی امروز نتوانیم پاسخ درستی به این سوال دهیم. در هر صورت تفاوت در نوع زندگی افراد (که خود علل و عوامل گوناگونی داشته است) سبب شکل گیری چند سبک عمده از زندگی می گردد: شهر نشینی، روستانشینی و کوچ نشینی.
کوچ نشینی کهن ترین شیوه ی زیست بشر است که پا بر جا ماندنش تا عهد حاضر از بزرگترین جاذبه های این شیوه ی فرهنگی معیشت است. آن ها مالک زمین اند اما زمین مالک آن ها نیست و به عوض پناهندگی به دیوارها تیغ تیز و نیزه ی استوار را حصار و حافظ خویش کرده اند. هر که یک قطعه زمین را مال شود چنان است که همه ی زمین از اوست.
به جاهای خوب روند و از لطافت آن بهره برند. غذایشان گوشت و شیر و پنیر و خرماست. اخلاقشان عزت و شرف و فضیلت و مهمان نوازی و دفاع از خانواده و پناه دادن به بی پناه و ادای غرامت نزدیکان .و جانبازی در راه بزرگواری که آن ها اشراف شهر و شیران دره و آبادی دشت و مایه ی انس بیابانند. به قناعت عادت دارند و به انتقام جویی و دوری از ننگ و حمایت خاندان شهره اند.

زندگی کوچ نشینی در ایران

 

تعریف کوچ- ایل و عشیره
واژه ی کوچ از مصدر کوچیدن به معنی نقل مکان از منزلی به منزل دیر با ایل و اهل و عیال و اسباب خانه یا مهاجرت و انتقال ایل یا لشگر از جایی به جای دیگر است.
ایل که همواره با کوچ همراه می باشد واژه ای ترکی است به معنی دوست، موافق، یار، همراه، رام، مطیع، طایفه، قبیله، گروه و مخصوصاً به مردم چادر نشین اطلاق می گردد.
در متن های تاریخی واژه ی ایل نخستین بار به هنگام حکومت ایلخانان به کار برده شده است و بر اقوام کوچ نشین و نیمه کوچ نشین شبان دلالت می کنند.
عشایر که مفرد آن عشیره است، واژه ای عربی است به معنی برادران، قبیله، تبار نزدیکان خویشاوندان، دودمان و اهل خانه. در قرآن کریم به مناسباتی چند از عشیره به معنی خویشان ذکر شده است. « قل ان کان آباءکم و اخوانکم و عشیرتکم ...» و یا «انذر عشیرتک الاقربین».
به نظر می رسد افراد یک گروه کوچ گرا عمدتاً باهم دارای نسبت خویشاوندی سببی و نسبی هستند و بطور کلی یک شبکه خویشاوندی را تشکیل می دهند که در مواردی رابطه ی خویشاوندی میان آن ها پنهان است.

 

تعریف کوچ نشینی

 

تحت عنوان کوچ نشینی انواع مختلف معیشت مبتنی بر کوچ و جابجایی اقوام انسانی را می توان مطرح کرد. این پدیده تا حد زیادی مربوط به شرایطی ست که طبیعت بر انسان تحمیل می کند. می توان گفت که کوچ نشینی نوعی زندگی و معیشت انسانی است که در آن دامپروری اساس فعالیت های اقتصادی را تشکیل می دهد. ویژگی بارز این نوع زندگیتحرک مکانی و جابه جایی گروه های انسانی است.
به عبارت دیگر کوچ نشینی حرکت متناوب و سالیانه گره های انسانی است که برای تهیه وسیله ارتزاق خود بسته به نوع زندگی و تمدن شان از جایی به جای دیگر کوچ می کنند. این شیوه زندگی به اشکال مختلف از دیرباز در جهان برقرار بوده است ولی مهمترین و رایج ترین آن عبارتست از «نومادیسم شبانی» که نسبت به سایر شیوه ها پیشرفته تر می باشد و مفهوم آن عبارتست از شیوه ای از زندگی متحرک سالیانه و موسمی که گروهی از مردم همراه با چارپایان خود از محل چادر های اردوی زمستانی تا چراگاه های تابستانی انجام می دهند و مجدداً در فصل سرما به اردوگاه زمستانی باز می گردند. می توان گفت که کوچ نشینی گونه ای زندگی متحرک انسانی است که در آن نگهداری و پرورش دام و چارپا و بهره برداری از آن ها اساس فعالیت اقتصادی را تشکیل می دهد و انسان ها بنا به اقتضای معیشت و تحت تأثیر شرایط طبیعی و جغرافیایی برای تأمین غذای حیوان به دنبال منابع آب و چراگاه های طبیعی به طور دائمی یا موسمی از جایی به جای دیگر در حرکت و کوچ اند. زندگی کوچ نشینی دارای ویژگی هایی است که آن را از سایر انواع زندگی اجتماعی متمایز می سازد. مهمترین این ویژگی ها عبارتند از:
1. وابستگی انسان به حیوان
2. استفاده از چراگاه های طبیعی
3. کوچ یا جابه جایی انسان و دام به منظور بهره گیری از چراگاه های طبیعی و احتراز از سرما و گرمای شدید
هیچکدام از عوامل مذکور به تنهایی نمی تواند پدیده کوچ نشینی به معنی مورد نظر ما را تبیین کند. زیرا اولاً تنها کوچ نشینان نیستند که به حیوان وابسته اند، بلکه چه در ایران و چه در کشورهای صنعتی گروه هایی وجود دارند که زندگی خود را از طریق پرورش حیوانات تأمین می کنند، بدون اینکه زندگی کوچ گری داشته باشند. ثانیاً استفاده از چراگاه های طبیعی تنها مختص کوچندگان نیست ، بلکه روستا نشینان نیز از مراتع طبیعی استفاده می کنند. ثالثاً کوچ به تنهایی نمی تواند مفهوم زندگی کوچ گری به معنی عشایر مورد نظر را برساند، چنانچه اغلب کولی ها هم زندگی کوچ گری یا چادر نشینی دارند، بدون اینکه از مراتع بهره برداری کنند یا وابسته به حیوان باشند. کولی ها در اطراف آبادی ها چادر می زنند و با عرضه کارهای دستی و تأمین لوازم مورد نیاز مردم امرار معاش می کنند. اما کوچ نشینان که پایه اصلی معیشت آنها را دام و مرتع تشکیل می دهد، شرایط جغرافیایی در امر جابه جایی و تحرک مکانی شان بیش از هر عامل دیگر تأثیر دارد. به همین جهت قلمرو زندگی عشایر کوچ نشین محدود به محیط جغرافیایی خاصی است، در نتیجه آنها مجبور شدند که مسیر حرکت خود را طوری انتخاب کنند که به چراگاه های طبیعی دسترسی داشته باشند. غالباً سعی دارند از آبادی ها دور باشند، زیرا ممکن است بر اثر لطمه ای که دام به مزارع روستاییان وارد می آورند، بین آنها درگیری ایجاد شود.

 

پیدایش کوچ نشینی

 

در هزاره های سوم تا اول پیش از میلاد، در سرزمین کنونی ایران اقوام و قبایل متعددی می زیسته اند، که به دو گروه کوه نشین و جلگه نشین تقسیم می شوند:
در شمالی ترین نقطه ایران، در حاشیه های دریای خزر، به نام اقوامی چون سکاها (سیت ها – در جلگه های بین بحر خزر و دریاچه آرال)، کاسپیان (در حاشیه جنوب غربی و غرب بحر خزر)، کادوسیان (در کوه های جنوبی بحر خزر و حوالی رود قره سو)، گلان (در سرزمین گیلان)، امردان (در طالش)، تپوران (در مازندران) و هرکانیه (در منطقه گرگان) بر می خوریم.
در ناحیه غربی و جنوب غربی ایران، در سلسله جبال زاگرس، نیز اقوام و قبایل زاگرس نشین می زیسته اند. هوری ها (در غرب دریاچه ارومیه)، کوتی ها، لولوبی ها (در نواحی کردستان و همدان) و کاسی ها (در لرستان و ایلام) شناخته شده ترین این اقوام کوه نشین هستند.
در جنوب ایران، در جلگه حاصلخیز خوزستان، قوم عیلام وجود داشته است.
در شرق کشور، اقوامی چون ساگارتیان، پاریکانیان (که از نژاد دراویدی بوده و در بلوچستان می زیسته اند)، سارانگی ها (زرنگی ها – در سیستان و در حاشیه دریاچه هامون) برای خود رونقی داشته اند.
این اقوام و قبایل همه دارای سازمان اجتماعی قبیله ای بوده و در ساختار اجتماعی آن ها نظام عشیره ای و مناسبات خویشاوندی نقش اساسی داشته است.
تا بیش از هزاره ی دوم، شیوه زیست و معیشت اقوام کوه نشین ساکن سرزمین ایران را باید از نوع کوچ نشینی بدوی دانست، زیرا طبیعت کاوی و شکار در کنار دامداری و زراعت ابتدایی تصویر یک شیوه ی معیشت ساده و بسیط را رقم می زند. در این میان، تمدن جلگه نشینان عیلام دارای اقتصاد پیشرفته مبتنی بر زراعت مشروب ز آب رود بوده و مهم ترین تمدن ما قبل آریایی سرزمین ایران محسوب می شود. تنها در هزاره ی دوم پیش از میلاد است که تقسیم اجتماعی کار میان دامداری و زراعت آغاز می شود و قبائل کوچ نشین شبان پدید می شوند. در هزاره اول پیش از میلاد با پرورش وسیع اسب و دامداری پیشرفته مواجه هستیم. پرورش اسب با پیدایش کوچ نشینی شبانی در ارتبط مستقیم است، زیرا اسب تحرک قبائل دامدار را در پهنه های گسترده در جستجوی چراگاه میسر می سازد . از میان اقوام و قبائلی که برشمردیم، سکاها (سیت ها) در شمال و کاسی ها در جنوب غربی از این زمره اند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   18 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله کوچ نشینی عشایر

مقاله توبه

اختصاصی از نیک فایل مقاله توبه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله توبه


مقاله توبه

 

 

 

 

 

 

 


فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)

تعداد صفحات:21

فهرست مطالب:

     مقدمه  استاد مهدی دانشمند
     معنای یاد و ذکر خدا
     سرگذشت خلقت آدمی در قرآن
     از زمان صدور فرمان " اهبطوا" تا " اربعی "
     توبه و پشیمانی حضرت آدم
     موانع استجابت دعا
     زمینه های اجابت دعا
     بروبگو آمدم ...
     توبه ، بازگشتی عاشقانه
     دستورالعمل توبه
     تاخیر درتوبه ( تسویف )
     چراگناه ؟
     آثار گناه
     کوچک شمردن گناه
     کتمان گناه
     هدف آفرینش انسان

 

 

مقدمه خطیب فرزانه استاد مهدی دانشمند
به نام پروردگاری که تمامیت ایجاد را بر وجود ادمی به ودیعت نهاد و شانه او را بر مداری به ارزش تمام هستی،که مرصع شد،از یاقوت های پنج گانه ای،که درصندوقچه توحیدی با ارزش ترین و قیمتی ترین بود و هرگز سبزی آن را هیچ ملک و ملکی به خود ندیده،تزیین نمود.در حالی بر کرسی تدریس نشانده شد که تلامیذ ملکی نمی دانستند بر درس  اسما شناسی او گوش جان فرا دهند.یا چشمان دوخته بر آن مدال که درخشش هریاقوتش خورسیدی را شرمسار می نمود،مهار سازند.و با نگاه دقیق که او کیست،چه می گوید و چه دارد؟از تمامیت کلاس تدریس محروم نگردند.
آری سرشتش از گل و نور بود،اما سرنوشتش خلیفه اللهی را به اذهان سبوحیان و قدوسیان نشانه رفته بود.وی پیش از خلق جهان و مافیها و اتمام آن و ایجاد محشر و قیامت،قیامتی به پا کرد بسیار دیدنی!
هنوز اسرافیل ممات و محیی خلق نشده بود که کلام و بیان و نگاهش همه چیز را تمام شده جلوه می داد.جبرئیل پیش از معراج جسمی و روحی فرزند او به عرش،چنان از شوق تدریس پر و بالش از آتش شوق زبانه کشیدکه تمام کروبیان بوی عطر آگین بال های سوخته جبرئیل را استشمام کردند و بر سوختنش تحسین نمودند به گونه ای که عزرائیل ملک خود بر کلاس درسش قبض روح شد.
میکائیل آن صف آرای ملائک نیز چنان از خود بی خود گشت که خود عامل به هم پاشیدگی صفوف ملکوتیان گروید.لبخند ملیح عرش بر گل زیبای آدمیت چنان دلنواز و عاشقانه بود که گویی کرسی نیز از تاب و توان افتاده بود.
آری!پروردگاریعنی خالق زیبایی،عالی ترین و هنرمندانه ترین هنر های زیبایش را در نمایشگاه توحیدی به نمایش گذارده بود.آدم ابوالبشر آن پدر مهربانی که هرگز نمی خواست دل کسی را بیازارد،با معشوقه خود حوا،بر باغات بهشتی به گشت و گذار مشقول بودند؛گل می گفتند و گل می شنیدند،دل می دادند و دل می گرفتند،ناگهان افعی[ابلیس]کینه و حسد،چنان عقده حقارتش را بر نیش حیله به نوش آدم خوراند که همه جا  برای آنان سیاه گشت.
و اما آدم،چنان به خود می پیچید که ناگهان خود را در صحرایی تنها پر از وحشت و غم یافت،به گونه ای وحشت و تنهایی بر او مستولی گشت که درد و رنج نیش افعی از یادش برفت.دست حسرت بر دل زخم افتاده اش نهاد و با پای ندامت به دنبال حوا وبا فریاد الهی ‌‌‌‌‍‍«العفو»،هم سوزش ناشی از نیش را آرام و هم وحشت از تنهایی را بی رنگ می ساخت .آنقدر دراین زندان پهناور،که اولین مجرمانش آنرا تجربه می نمودند،به دنبال یار گشت که گویی ره پانصد ساله را در پیش نظر خود مجسم می نمود.
اما حوا،آن دلبر آدم،نیز وضعیت مطلوب نداشت؛چون هرگز خود را با زندگی در خانه خلقت و عروس شدن و به خانه بخت رفتن و نیز آغاز زندگی را با جدایی و فراق آماده نساخته بود و هرگز به ذهنش هم خطور نمی کرد که باید عمری را در فراق یار،یکه و تنها،در سلول تنهایی دنیا به سر ببرد.او هرگز برای تنهایی خلق نشده بود.اما لعنت بر این افعی که با شیطنت او سالها اولین لیلی و مجنون هستی،تنهایی را تجربه کردند.
آنقدر در فراق لیلی،مجنون وارگریست که بیم نابینایی او میرفت.آری اشکها مرحم زخمها بودند،اما نیش بد نیشی بود و زخم عمیق و کاری.زهر چنان وجودش را بی رمق می ساخت که تنها داروی شفا بخشی او اشک و آه بود.
اما شربت امید،که «ان شاء الله به هم خواهیم رسید»،چنان وجودش را احیا نمود که با عزم راسخ برای یافتن خود به دنبال حوا رهسپار شد.امید آدم و حوا نیز به بزرگی زندان بود.انگیزه احیاگر«دوباره زندگی اشتراکی را شروع خواهیم کرد»،جاده جستجو را هموار ساخته بود و با دیدن تابلوهایی از ردپای حوا،به آدم جانی دوباره داده بود.
گامها با توکل،زنجیری گشت تا زنجیره های  تنهایی را از هم بگسلد.لبخند ملیح با اشک شوق حوا،همراه با فریادی از حنجره پر دردش،چنان افعی لعین را لرزاند که گویی هرگز از سوراخ خانه نخوتش بیرون نخواهد آمد.
دستهای سرشار از انرژی وصال،با چشمهای بسته از جاده فراق،با سربازان امیدی که از پادگان چشمان آدم زنجیروار بر میدان رزم آرایش،صورت رمق دیده اش با صفوفی منظم،رقص شادی می کردند،ناگهان صدایی از مؤذنه حنجره اش به گوش افلاکیان رسید که گویی صدا،صدای خدا بود.حوای عزیزش را به آغوش کشید و با همه وجود و با محبت و امید،ترانه وصال را تقدیم وی نمود.آری تصمیم گرفتند،ابراهیم وار،اسمائیل هوس ها را ذبح کنند،تا بهشتی دیگر بسازند و بهشتی زندگی کنند.
مانیز تا به حال فقط اشک ندامت ریخته ایم،ولی هرگز به دنبال حوای خود نگشتیم.

معنای یاد و ذکر خدا
بزرگان گفته اند:شاید بعضی تصور کنند که مقصود از یاد خدا این است که انسان تسبیحی به دست گیرد و ذکر بگوید،ولی قطعأ مقصود این نیست،نه تنها این گونه یاد خدا بودن،انسان را به یاد خود نمی آورد و حجاب های دل را بر نمی دارد،بلکه ممکن است حجابی بر حجاب های دل بیفزاید.یاد خدا در رابطه با دفع موانع شناخت خدا به معنی حضور ذهنی و گفتاری نیست،بلکه به معنی  حضور ذهنی و گفتاری نیست،بلکه به معنی حضور عملی است.هر چند حضور ذهنی و گفتاری هم به عنوان بخشی از کردار،به ترتیبی که خواهد آمد در کنار زدن این موانع مفید و مؤثر می باشد.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله توبه