نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

پایان نامه ارزیابی کاندیداتوری سمعک

اختصاصی از نیک فایل پایان نامه ارزیابی کاندیداتوری سمعک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه ارزیابی کاندیداتوری سمعک


پایان نامه ارزیابی کاندیداتوری سمعک

 

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 90 صفحه می باشد.

 

فهرست
مقدمه
حد پایین کم شنوایی قابل کمک
افت تن خالص و شکل ادیو گرام
توانایی شناسایی گفتار
ناتوانی و معلولیتی که خود بیمار گزارش می کند
محیط شنیداری، ،نیازها و انتظارات
نگرانی های زیبایی شناختی
ظریف کاری و مدیریت
سن
شخصیت
اختلال پردازش شنوایی مرکزی
وزوز
فاکتورها در مجموع
مشاوره با بیمار بی میل
حد بالای کم شنوایی قابل کمک
توانایی فهم گفتار ضعیف
سمعک یا کاشت حلزون
Tactile aid سمعک یا
موارد منع پزشکی فیتینگ سمعک
اظهارات نهایی
منبع
۱. ۸ حد پایین کم شنوایی قابل کمک
تلاش های بسیاری برای یافتن میزان کم شنوایی تن خالصی که می تواند بین آن دسته از افرادی که از سمعک سود می برند و آن هایی که از سمعک بهره مند نمی شوند افتراق دهد، صورت گرفته است. همه این تلاش ها، به طور دیدنی ناموفق بوده اند. در نگاه اول، این مسئله تعجب آور به نظر می رسد. در نهایت، استنباط می شود که هر فردی با کم شنوایی شدید، از سمعک بهره بسیاری خواهد برد و فردی با شنوایی نرمال، از سمعک بهره نمی برد. بنابراین چرا غیرممکن است میزان کم شنوایی که باعث افتراق افرادی که از سمعک بهره می برند و آن هایی که بهره مند نمی شوند را پیدا کنیم؟
پاسخ این است که برای این مقادیر بینابینی کاهش، سایر فاکتورها بیشتر از ادیوگرام سودمندی از سمعک را تحت تأثیر قرار می دهند. قوی ترین این فاکتورها را می توان، انگیزه شخص برای به دست آوردن سمعک در نظر گرفت. البته، انگیزه واقعاً در نتیجة تعدادی از فاکتورهای مثبت و منفی ایجاد می شود. این فاکتورها عبارتند از :
آگاهی از افت شنوایی: آیا بیمار (واقعاً) فهمیده و (از نظر احساسی) پذیرفته که مکانیزم شنوایی اش نرمال نیست؟ آیا بیمار کاملاً از وجود نقص شنوایی آگاه است؟ مثلاً، وقتی که بیماران به سایر افرادی که زیرلبی صحبت می کنند، می گویند که این، علت مشکلشان است ممکن است عدم آگاهی از افت، یا عدم تمایل برای پذیرفتن این که افت وجود دارد را نشان دهد.
نیازها : چه مدت، بیمار در موقعیتی قرار می گیرد که نسبت به آن چه برای عملکردش به طور مؤثر نیاز است، با وضوح کمتری می شنود؟ متناوباً ، چه مدت بیمار در موقعیتی است که به تمرکز بسیار زیادی نیاز است و به سرعت از این کار خسته می شود؟ به عبارت دیگر، بیمار چه میزان ناتوانی شنوایی دارد؟ مهمتر از همه آن که، بیمار به چه میزان از ناتوانی شنوایی آگاه است؟
پیامدها: آیا ناتوانی شنوایی باعث شده که بیمار از فعالیت هایی که در صورت عدم ناتوانی دوست داشته انجام دهد، خودداری کند، یا باعث شده که بیمار احساس منفی از زندگی داشته باشد؟ به عبارت دیگر، بیمار چه میزان معلولیت شنوایی دارد؟ مهمتر از همه آن که، بیمار از این معلولیت چه احساسی دارد؟ بحث بیشتر روی تفاوت بین آسیب، ناتوانی، و معلولیت را می توانید در (۱۹۹۱)Stephens and Hetu ببینید.
دیدگاه فردی: آیا بیمار تصور می کند که با استفاده کردن از سمعک، مردم به او به دید منفی نگاه می کنند؟ وجود سمعک باعث می شود که مردم به استفاده کنندة از سمعک به عنوان یک فرد مسن و کم هوش نگاه کنند، اما مسئله مهم این است که آیا و چگونه بیمار قویاً به این مسئله معتقد است؟
استفاده کنندگان از سمعک، واقعاً دیدگاه مثبت تری نسبت به افراد دچار نقص شنوایی که از سمعک استفاده نمی کنند دارند، اگر چه مشخص نیست که آیا سمعک به طور مثبت در دیدگاه فردی مؤثر است، یا افرادی با دیدگاه مثبت محتمل تر است که از سمعک استفاده کنند. بسیاری از بیماران، ترجیح می دهد که دیدگاهشان ناکارآمدی اجتماعی باشد تا نقص شنوایی. بنابراین دیدگاه آن ها ممکن است با عدم آگاهی از افتشان بهتر حفظ شود.
سودمندی مورد انتظار: بر اساس گفته های سایر استفاده کنندگان از سمعک، کاروران پزشکی و یا مشاهده سایر افرادی که سمعک استفاده می کنند، بیمار فکر می کند که سمعکها چه سودمندی خواهند داشت؟
تأثیر سایر افراد: آیا بیمار به جستجوی بازتوانی تشویق می شود یا حتی از این کار بازداشته می شود؟ تقریباً نیمی از کاندیداهای سمعک، برای گرفتن سمعک به طور مثبت تحت تأثیر خانواده قرار می گیرند. از سوی دیگر، بسیاری از افراد از کمک به جست و جو که با صلاحدید متخصص سلامت انجام می شود، اجتناب می کنند.
ترس یا تردید: آیا بیمار انتظار دارد که برای یاد گرفتن چگونگی کار کردن با سمعک مشکل داشته باشد یا برای کارکردن با آن مهارت نداشته باشد؟ آیا بیمار کم شنوایی همراه با سن را معادل با کاهش کارآیی اجتماعی، یا حتی احساسات، و رد کردن هرگونه تجسم عینی از آن کاهش مثل سمعک می داند؟
هزینه ها: چگونه کل هزینه ها (هزینه های مالی، مزاحمت و دردسر، اثر روی دیدگاه فردی) با پی بردن به سودمندی استفاده از سمعک مقایسه می شود؟
نقص شنوایی: نهایتاً ، نقص شنوایی فیزیولوژیک بیمار در این زمینه مؤثر است، اما نه به این معنی که مشخص کننده میزان نقص، ناتوانی و معلولیتی است که بیمار معتقد است دارد. کاهش انتخاب فرکانسی و جداسازی زمانی که تقریباً وابسته به کاهش حساسیت است به وسیله ادیوگرام نشان داده می شود. علیرغم این موضوع، ادیوگرام تن خالص شاخص بسیار خوبی از میان کلی نقص فیزیکی است، اما شاخص خوبی از ناتوانی و حتی به میزان کمتر از معلولیت نیست.
عدم آگاهی بیماران از مشکلات شنوایی شان، و بنابراین میزان انگیزه آن ها برای انجام کارهایی درباره مشکلشان، به طور قوی مرتبط با این مسئله است که آنها متعاقباً چقدر سمعک را استفاده می کنند. انگیزه در یک زنجیره از مخالفت شدید با بکارگیری سمعک تا اشتیاق زیاد برای به کار بردن آن تغییر می کند. (۱۹۸۱) Goldstein and Stephens چهار نوع نگرش را که برای این زنجیره ترسیم شده ارائه دادند و اظهار کردند که نگرش های منفی ممکن است واقعاً بیان شود یا ممکن است به ذکاوت کلینیکی قابل ملاحظه نیاز داشته باشد تا شناسایی شود.
اگر انگیزه بسیار مهم است، آیا می توان آن را تغییر داد؟ حتی اگر یک بیمار نظرات غیرواقع بینانه درباره هر یک از این عوامل داشته باشد، احتمال دارد که انگیزه کلی او به سمت به دست آوردن سمعک نتیجه ای منطقی از این نظرات باشد: تغییر دادن انگیزه تنها با تغیر عقاید و نظرات اصلی امکان پذیر است متأسفانه، تحقیقات کمی وجود دارد که نشان دهد آیا نگرشها می توانند با مشاوره مناسب پیش از فیتینگ سمعک تحت تأثیر قرار گیرند. (۱۹۹۹) Nobel بررسی کرد که مشاوره می تواند منجر به پذیرش این موضوع از سوی بیماران شود که کم شنوایی شان علت مشکلاتشان است به جای این که مشکلات را به کار سایرین نسبت دهند. خوشبختانه، ما متوجه شدیم که صرف زمان برای فهمیدن نگرانی های بیماران، و دادن اطلاعات و دستورالعمل ها به آن ها، قبل و بعد از فیتینگ سمعک، میزان استفاده بیماران از سمعک را علیرغم نگرش اولیه شان افزایش می دهد.
مثال هایی از این که چگونه می توان نظرات غیرواقع بینانه و غیر مؤثر بیمار را تغییر داد در بخش ۱۲٫ ۱٫ ۸ نشان داده شده است. در ابتدا، ما نشانه هایی مبنی بر این که چه تعدادی از عوامل ، شانس استفاده یا دریافت سودمندی بیمار از سمعک را تحت تأثیر قرار می دهند، بررسی می کنیم.
هنگام خواندن این فصل، شما باید به خاطر بسپارید که افراد دچار نقص شنوایی، نه بطور محو نشدنی، بلکه به طور ناآشکار، قبل از این که به کلینیک شما بیایند به آنها برچسب کاندیدا یا غیرکاندید زده می شود. این طور نیست که کاندیداتوری از پیش تعیین شده باشد، و وظیفه متخصص بالینی این است که تشخیص دهد یک بیمار خاص جزء کدام گروه است. بنابراین اگر متخصص بالینی بررسی کند که آیا فاکتورهایی وجود دارد که از دریافت سودمندی سمعک توسط فرد کم شنوا جلوگیری کند، و اگر چنین است، برای تغییر این فاکتورها چه کاری می توان انجام داد، بیمار بهترین خدمات را دریافت خواهد کرد.
۱٫ ۱٫ ۸ افت تن خالص و شکل ادیوگرام
سودمندی که افراد از سمعک می برند و تعداد ساعاتی در روز که از سمعک استفاده می کنند، با میزان کاهش شنوایی تن خالص افزایش می یابد. متأسفانه، اگر تجزیه و تحلیل به افرادی با کم شنوایی ملایم و متوسط محدود شود، میزان کم شنوایی پیش بینی کننده ضعیفی از استفاده یا سودمندی است. یک مطالعه نشان می دهد که افرادی با ادیوگرام فلت نسبت به افرادی با ادیوگرام شیب دار بیشتر از سمعکشان استفاده می کنند، با این حال سایر مطالعات چنین اثری را نشان نمی دهد. به نظر می رسد که ناتوانی و نقص شنوایی مشخصاً بیشتر در ارتباط با آستانه های شنوایی فرکانس پایین است تا آستانه های فرکانس بالا، اگر چه هر دو محدوده فرکانسی برای شنوایی خوب مهم اند.
با این وجود، گفته شده که افرادی با افت کمتر از dBHL 25، ۳۰، ۳۵ در میانگین سه فرکانس (میانگیHz 500، ۱۰۰۰، ۲۰۰۰) از سمعک سود نخواهند برد اما افرادی با افت بیشتر سودمند خواهند شد. در این گفته، مشکلات بسیاری وجود دارد. هیچ اطلاعاتی برای این گفته وجود ندارد که افت تن خالص نشانه معتبری است از این که چه کسی سود خواهد برد، و اطلاعات کافی برای این اظهار که آن نشانه معتبری نیست، نیز وجود ندارد. مثلاً، از ۹۸ نفر با افت کمتر مساوی dBHL20 در Hz500، ۱۰۰۰ ، و کمتر مساوی dBHL35 در Hz2000، به نظر
می رسید که در ۸۵% آن ها پس از ۶ ماه استفاده، سمعک سرمایه گذاری ارزشمندی بود. این افراد همه افت کمتر مساوی dBHL 25 در میانگین سه فرکانس داشتند.
اگر آستانه های تن خالص به عنوان راهنمایی برای کاندیداتوری استفاده شود، آستانه ها در گوش با افت تن خالص بیشتر باید مورد استفاده قرار گیرد، زیرا به نظر می رسد که آن ها پیشگویی کننده بهتری از کاندیداتوری سمعک نسبت به افت در گوش بهتر، حداقل برای افرادی با افت ملایم تا متوسط در هر دو گوش، هستند. (۱۹۹۳) Haggard and Gatehouse بیان کردند که شنوایی در هر دو گوش باید به درستی محاسبه شود. برای اهداف اپیدمیولوژیکی ، آن ها یک معیار دو بخشی برای کاندیداتوری سمعک پیشنهاد کردند: افت بزرگتر مساوی dB 35 در میانگین چهار فرکانس در گوش بهتر، یا افت بزرگتر مساوی dB 45 در گوش بدتر وقتی که با یک اختلاف dB 15 تا ۳۵ بین گوشی جمع می شود. به هر حال، آن ها برای استفاده از این معیار در تصمیم گیری برای دریافت سمعک توسط فرد، احتیاط کردند.
مشکل دیگر با چنین معیاری برای کاندیداتوری، در ارتباط با جور شدن تکنولوژی در دسترس با نقص است. فرض کنید بیماری آستانه های شنوایی dBHL 0 تا KHZ 2 و افت dB 25 در KHZ 3 و ۴ دارد. در حال حاضر، افراد کمی از جمله نویسنده، در نظر گرفته اند که چنین شخصی از سمعک، سود خواهد برد. اما چرا نه؟ بیمار ناتوانی کمی برای گفتار آهسته یا در سطح متوسط که بوسیله نویز فرکانس پایین، مسک می شود دارد. چگونه کاهش کم در این ناتوانی که به وسیله سمعک ایجاد می شود، در موقعیت های خاص با معایب استفاده از سمعک مقایسه می شود؟ این معایب به طور بالقوه عبارتند از : نگرانی درباره شکل ظاهری، کاهش کیفیت اصوات فرکانس پایین و میانی، هزینه، شنیده شدن نویز داخلی، احتمال اثر انسداد یا حلقه فیدبک، و میزان دردسر کلی با استفاده از یک ابزار مصنوعی.
فرض کنید تکنولوژی در دسترس است که سمعک را قادر می سازد صوتی با کیفیت بالا بدون اثر انسداد یا فیدبک ارائه کند و به صورت یک جعبه قابل پذیرش از نظر ظاهری و با هزینه ای که برای بیمار زیاد نیست، فراهم می شود. اگر معایب حداقل باشد، بیمار ممکن است تصور کند، سمعک ارزشمند است حتی اگر سودمندی کمی هم فراهم کند. در کل، هر معیار اریومتریک باید راه حل های تکنولوژیکی موجود را نیز مورد توجه قرار دهد. انعطاف پذیری سمعک برای تطابق یافتن با اشکال افت غیرمعمول به سرعت در حال افزایش است. نوع کم شنوایی (حسی عصبی یا انتقالی) بر بهره مندی ایجاد شده توسط سمعک اثر می گذارد. هنگام شنیدن بدون سمعک در محیطهایی با سطح پایین و متوسط، شخصی با افت انتقالی توانایی تشخیص گفتار ضعیف تری نسبت به شخصی با افت حسی ـ عصبی با همان میزان کم شنوایی دارد.
با این وجود، شخصی با افت انتقالی سودمندی تشخیص گفتار بیشتری از سمعک نسبت به فرد دارای افت حسی ـ عصبی بدست می آورد. این سودمندی بیشتر تا حدی به این دلیل است که امتیاز بدون سمعک پایین تر است و تا حدی هم به این دلیل است که امتیاز با سمعک بالاتر است. عملکرد بهتر گوش دارای سمعک در افت انتقالی احتمالاً ناشی از فقدان اعوجاجی است که در حلزون و ورای آن برای افراد دارای افت حسی عصبی اتفاق می افتد. (بخش ۱٫ ۱ را ببینید). قبل از فراهم نمودن سمعک برای فرد دارای افت انتقالی جهت جبران افت، اصلاح جراحی باید مورد توجه قرار گیرد.
به طور خلاصه، اگر چه آستانه های تن خالص در ابتدا بحث شد، اما به عنوان تنها شاخص از این که چه کسی از سمعک سود خواهد برد، معتبر نیست. به استثناء افرادی با شنوایی نرمال ( که از سمعک بهره نمی برند و کم شنوایی های شدید ( که بهره ارزشمندی از سمعک می برند) برای سایر افراد با کم شنوایی در این محدوده ، بهتر است آستانه های شنوایی تنها به عنوان راهنمایی برای مسایل آینده مورد استفاده قرار گیرد.
بیمارانی با کم شنوایی متوسط قادر نخواهند بود بخش هایی از سیگنال گفتاری را در اکثر موقعیتهای شنیداری بشنوند. اگر آنها اظهار کنند که هیچ ناتوانی را تجربه نکرده اند و بنابراین نمی خواهند از سمعک استفاده کنند. این مسائل باید بررسی شود. آیا آن ها ناتوانی که دارند را انکار می کنند؟ آیا آن ها سبک زندگی و ارتباطات خود را طوری سازمان داده اند که اثر ناتوانی را به حداقل برسانند؟ اگر مورد دوم است، آیا آن ها از این که مجبور شده اند زندگیشان را تغییر دهند خوشحالند؟ به عنوان مثال، اگر شخصی با شنوایی تقریباً نرمال ناامیدانه، مشتاق به گرفتن سمعک باشد، آیا مشکلاتی که او سعی در حل آن ها دارد، با میزان کم اطلاعات گفتاری که هر فردی با چنین کم شنوایی از دست می دهد، مطابق است؟ آیا انتظاراتش از سمعک واقع بینانه است؟ مشخصاً شخص نیازهایی دارد، اما آیا آن نیازها از نوعی هستند که بتوانند با یک ابزار الکتروآکوستیک برآورده شوند؟


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه ارزیابی کاندیداتوری سمعک

پایان نامه بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه

اختصاصی از نیک فایل پایان نامه بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه


پایان نامه بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 130 صفحه می باشد.

 

فهرست مطالب
فصل اول- کلیات طرح
۱-۱ بیان مسئله ۲
۱-۲ هدفهای تحقیق ۲
۱-۳ اهمیت موضوع تحقیق وانگیزه های انتخاب ان ۲
۱-۴ سوالات فرضیه تحقیق ۳
۱-۵ روش تحقیق ۳
۱-۶قلمرو تحقیق ۳
۱-۷مشکلات تحقیق ۳
فصل دوم
۲-۱مقدمه ۵
۲-۲ زبان و ادبیات عربی وفارسی در دوره صفویه ۸
۲-۳تاریخ صفویه ۱۱
۲-۴ پادشاهان صفویه ۱۴
۲-۵ مدارس دوره صفویه ومراکز علم وتربیت ۱۴
۲-۶ مهاجرت علمای عرب زبان به ایران وتاثیر ادبی انها ۱۶
۲-۷ زبان وادبیات عرب وعلوم در اوایل قرن دهم ۱۷
۲-۸ علما ودانشمندان قرن دهم ۱۹
۲-۸-۱ الکرکی محقق الثانی ۱۹
۲-۸-۲ غیاث الدین شیرازی ۲۰
۲-۸-۳ کمال الدین اردبیلی ۲۰
فصل سوم
۳-۱ مقدمه ۲۳
۳-۲ زبان وادبیات عرب در قرن یازدهم در ایران ۲۳
۳-۳علمای اسلامی در قرن یازدهم همزمان با قرن دوم صفویه ۲۵
۳-۴ علما وادبای عربی گوی قرن یازدهم ۲۷
۳-۴-۱ الخلخالی ۲۷
۳-۴-۲ شیخ محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی ۲۷
۳-۴-۳ شیخ بهایی ۳۱
۳-۴-۴ شیخ لطف الله اصفهانی ۴۳
۳-۴-۵ میر داماد ۴۵
۳-۴-۶ ملا صدرای شیرازی ۴۶
۳-۴-۷ میر فندرسکی ۴۸
۳-۴-۸ محمد الحرفوشی عاملی ۴۹
۳-۴-۹ عبد الرزاق لاهیجی ۵۲
۳-۴-۱۰ محمد مومن شیرازی ۵۲
۳-۴-۱۱ مولا زکی الدین علی قهپایی ۵۸
۳-۴-۱۲ علامه شیروانی ۵۹
۳-۴-۱۳ شیخ جلیل عاملی مشغری جبغی ۵۹
۳-۴-۱۴ محقق سبزواری ۶۳
۳-۴-۱۵ فیض کاشانی ۶۳
۳-۴-۱۶ سید عبدالله خان موسوی ۶۶
۳-۴-۱۷ اقا حسین خوانساری ۶۶
فصل چهارم
۴-۱ مقدمه ۷۰
۴-۲ علما و ادبای عربی گوی قرن دوازدهم ۷۰
۴-۲-۱ قاضی سعید قمی ۷۰
۴-۲-۲ شیخ عبد القاهر عبادی ۷۳
۴-۲-۳ علامه مجلسی ۷۵
۴-۲-۴ سید نعمت اله جزایری ۷۸
۴-۲-۵ شیخ حر عاملی ۷۹
۴-۲-۶ میر محمد صالح خاتون آبادی ۱۰۱
۴-۲-۷ حسن لاهیجی ۱۰۱
۴-۲-۸ شیخ سلیمان ماحوزی بحرانی ۱۰۱
۴-۲-۹ اقا جمال الدین محمد خوانساری ۱۰۲
۴-۲-۱۰ میرزا محمد مشهدی قمی ۱۰۶
۴-۲-۱۱ فاضل هندی ۱۰۷
۴-۲-۱۲ سید صدر ۱۰۹
فصل پنجم
۵-۱ مقدمه ۱۱۲
۵-۲ دوره افشاریه ۱۱۲
۵-۳ دوره زندیه ۱۱۴
۵-۴ زبان وادبیات عرب در دوره افشاریه وزندیه ۱۱۴
۵-۵ علما وادبای عربی گوی قرن دوازدهم (افشاریه وزندیه) ۱۱۵
۵-۵-۱ سید قطب الدین محمد نیریزی شیرازی ۱۱۵
۵-۵-۲ محمد اسماعیل مازندرانی خواجوی ۱۱۷
۵-۵-۳ محمد نراقی ۱۱۸
۵-۵-۴ میرزای قمی ۱۱۸
۵-۵-۵ محمد مهدی الطباطبائی البروجردی البحر العلوم ۱۲۰
فصل ششم
۶-۱ مقدمه ۱۲۳
۶-۲ نتیجه گیری ۱۲۳
فهرست منابع ۱۲۷


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه

پایان نامه بررسی مسائل تاریخی خصوصاً جغرافیای تاریخی گناباد

اختصاصی از نیک فایل پایان نامه بررسی مسائل تاریخی خصوصاً جغرافیای تاریخی گناباد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه بررسی مسائل تاریخی خصوصاً جغرافیای تاریخی گناباد


پایان نامه بررسی مسائل تاریخی خصوصاً جغرافیای تاریخی  گناباد

 

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 230 صفحه می باشد.

 

فهرست
فصل اول.. ۱
مقدمه. ۲
بیان مسئله. ۵
بیان هدف.. ۶
طرح تحقیق.. ۶
وضعیت طبیعی گناباد. ۷
گناباد در منابع معتبر تاریخی و وجه تسمیه. ۷
جغرافیای سیاسی گناباد. ۲۴
گناباد در آخرین تقسیمات منطقه ای.. ۲۹
وضعیت آب و هوا ۳۰
موقعیت، وسعت، حدود و فواصل.. ۳۲
پوشش گیاهی.. ۳۴
انواع پوشش گیاهی در گناباد. ۳۶
کوههــا ۳۹
رودهــا ۴۲
راهــها ۴۴
زلـزلـه. ۴۵
فصل دوم. ۴۸
ویژگی های انسانی.. ۴۹
جمعیت و ترکیبات آن.. ۴۹
۱- جمعیِت.. ۴۹
جمعیت و پراکندگی.. ۵۱
۲- قومیت.. ۵۱
۳- ازدواج و تشکیل خانواده. ۵۳
۴- معیشــت.. ۵۴
وضعیت کشاورزی در گناباد. ۶۰
قدمت کشاورزی.. ۶۰
منابع آب در گناباد. ۶۲
الف ـ آبهای سطحی.. ۶۴
ب ـ آبهای زیرزمینی.. ۶۵
ج ـ سدهای خاکی.. ۶۶
د ـ چشمه و چاه. ۶۶
وضعیت طبیعی گناباد. ۶۸
توابع.. ۶۸
الف – کاخک… ۶۹
بیدخت.. ۷۲
بجستان.. ۷۶
بخش ۲ – ترکیب اجتماعی.. ۸۱
طبقات اجتماعی.. ۸۱
۱- کارمندان.. ۸۱
۲- کشاورزان.. ۸۳
۳- کارگران.. ۸۴
۴- دامداران.. ۸۵
۵- صنعتگران.. ۸۷
الف – سرامیک سازی و سفالگری.. ۸۷
ب – قالیبافی.. ۹۲
ج – سایر صنایع دستی.. ۹۳
د – معادن.. ۹۴
معادن در حال استخراج و آماده بهره برداری.. ۹۶
بخش ۳ – تاریخچه قنات.. ۹۸
صفحه ۸۰- قنات قصبه. ۱۰۰
فصل چهارم. ۱۰۶
آثار تاریخی گناباد. ۱۰۷
آثار تاریخی قبل از اسلام. ۱۰۸
۱- قلعه فرود. ۱۰۸
۲- قلعة شاه نشین.. ۱۱۱
۳- قلعة دختر شوراب گناباد. ۱۱۲
۴- قلعة دختر بجستان.. ۱۱۵
۵- مقبره جغتین گیسور() ۱۱۹
۶- خرابه های شهر غور. ۱۲۲
الف – امامزاده ها ۱۲۳
۱- مزار امامزاده سلطان محمد عابد(ع) در کاخک گناباد. ۱۲۳
تاریخچة مقبره. ۱۲۸
۲- مزار امامزاده سلطان احمد جوانمرد. ۱۳۳
۳ – مزار امامزاده ابراهیم بن موسی بن جعفر(ع) یا یحیی بن محمدبن موسی بن جعفر(ع). ۱۳۳
ب – مساجد. ۱۳۴
۱- مسجد جامع گناباد (مسجد جامع قصبه). ۱۳۴
الف – از نظر نقشه و طرح.. ۱۳۵
ب – از نظر فرم (وضعیت ظاهری). ۱۳۵
ج – از نظر تزئینات.. ۱۳۶
سابقة تاریخی مسجد جامع.. ۱۳۹
۲- مسجد جامع کاخک… ۱۴۳
۳- مسجد جامع بجستان.. ۱۴۴
ج – زیارتگاهها ۱۴۶
۱- مقبرة آصف برخیا() ۱۴۶
۲- قدمگاه حضرت علی(ع) دارالشفاء دلویی() ۱۴۹
د – ابنیه و آثار تاریخی.. ۱۵۱
فصل پنجم. ۱۵۶
فرهنگ عامّه در گناباد. ۱۵۷
آداب و رسوم محلّی.. ۱۵۷
الف) ازدواج و عروسی.. ۱۵۷
ب) تولد نوزاد. ۱۵۹
ج) مراسم عزاداری و سوگواری.. ۱۶۱
ج – محّرم در گناباد. ۱۶۲
ه – اعیاد و جشنها ۱۶۵
و- بازیهای محلّی.. ۱۶۷
ز – البسة مردم گناباد در گذشته. ۱۷۰
عقاید و باورهای مردمی.. ۱۷۱
گویش و لهجة مردم گناباد. ۱۷۴
اشعار عامیانه. ۱۸۱
عروسی.. ۱۸۲
به لهجه گنابادی.. ۱۸۲
«شعر از آقای منوچهر نوربخش». ۱۹۱
بی موج باش… ۱۹۱
با لهجة محلی گنابادی.. ۱۹۱
«شعر از آقای اسفندیار فیاضی». ۱۹۴
ضرب المثلها ۱۹۴
لغات و اصطلاحات.. ۱۹۷
نتیجه گیری.. ۲۲۰
منابع.. ۲۲۲

 


گناباد در منابع معتبر تاریخی و وجه تسمیه
گناباد از جمله شهرهای کهن و بسیار قدیمی ایران است که قدمت آن به چند هزار سال قبل می رسد. با نگرشی به منابع تاریخ و جغرافیای کشورمان درمی یابیم که این شهر طیّ دورانهای تاریخ به نامهای گوناگون نامیده اند که در برخی از آنها خود لفظ نشان دهندۀ معنی می باشد.
در این قسمت به برخی از اسامی گوناگون و تعابیر مختلفی که در جهت تعریف و شناساندن گناباد، در مراجع و فرهنگهای مورد مطالعه وجود دارد اشاره می شود.
در برخی از منابع آمده که : «قهستان(قوهستان) ناحیه ای از خراسان در بیابان فارس است و شهری بدین نام ندارد و قصبه ( مرکز) آن قاین و شهرهای آن ینابذ (گناباد) و طبسین است که …»
همچنین مترجم ذکر می کند:« در شاهنامۀ فردوسی نیز به لفظ کُنابَد (کُنابُد) آمده است آنجا که می گوید:
یکی سوی کوه کنابَد برفت یکی سوی ریبَد خرامید نفت»
البته مؤلف در حاشیه توضیح می دهد که «ظاهراً این محل در شاهنامه همان کوغناباد است و [محلی به غیر از] گناباد می باشد» و در صفحات بعد آمده است که : « بادغیس دارای شهرهای کوه سیم (جبل الفضّه) کوه کوغناباد، بست، … است و همین لغت در نزهةالقلوب به صورت کوه غناباد آمده است.»
نکته قابل ذکر اینکه تطبیق نقاط جغرافیایی مطرح شده در شاهنامه فردوسی (مرتبط با نبردهای حماسی ایران و توران در خراسان بزرگ و مرز توران) با گناباد فعلی واقع در جنوب خراسان، مورد تأیید اکثر محقّقین و مؤلفین می باشد.
البته در این باره برخی از محقّقین اعلام نموده اند که شاید منظور فردوسی از کَلات (محل نبرد فرود با طوس سردار کیخسرو) کلات گناباد نبوده و مثلاً کَلات مشهد یا منطقه ای واقع در ترکمنستان فعلی می باشد. البته به نظر نگارنده شواهد غیرقابل انکار و معتبری وجود دارد که نشان می دهد منظور فرودسی از کُنابَد و اعلام جغرافیایی دیگر چون کَلات، چَرَم و … گناباد واقع در جنوب خراسان فعلی است. در این مورد در بخشهای تاریخ اسطوره ای و آثار تاریخی قبل از اسلام مطالبی بیان خواهد شد.
ازگناباد علاوه بر کنابد به صورت جنابد نیز نام برده شده و در شاهنامه فردوسی چنین آمده است:
چو پیران سپه از کنابد براند بروز اندرون روشنایی نماند
و مؤلفی دیگر نیز به نقل از شاهنامه می نویسد:
«نگفتم مرو بر کَرات چَرَم مزن بر کرات جنابد قدم»
یکی از جغرافی دانان اسلامی می نویسد:« اما قاین وسعت آن را به اندازۀ سرخس و بناهای آن ازگل و دارای قهندز (کهن دژ) است … یُنابُذ(گناباد) شهری است
بزرگتر از خور، بناهایش ازگل و دارای قری و روستاهاست.»
و دانشمند دیگری در حدود نیمۀ دوم قرن چهارم هجری، در ذکر قهستان متذکر می شود که:
«قهستان از جملۀ خراسان است و بر سر حدّ بیابان فارس و کرمان و بدانجا هیچ شهر نیست بدین نام و این، نام ولایت است. شهرهای آن قاین و جُنابُد و تون، خور و خوسف، طبس کریت و طبس مسینان می باشد… و جنابذ بزرگتر از خور است و بنای ایشان از گل و آن را دیه ها و روستاها، آب ایشان از کاریز، و آن را حصار و قهندز خراب است.»
در نوشته ای از حدود قرن چهارم هجری آمده است که :«یُنابذ بزرگتر از خور است و ناحیت و روستا دارد و آب از کاریز بردارند.»
پژوهشگر دیگری ضمن اینکه شهرهای قاین را بیان می کند می نگارد که «قاین: تون، خوسف، خور، کری، طبس، رقه، یناورد (گناباد) سنّاود و طبس پایین را دارد.» و در بخش خراسان قسمت قوهستان می نویسد:« سرزمینی پهناور است که هشتاد فرسنگ سنگین در هشتاد فرسنگ است. ولی بیشتر آن را کوهها و دشتهای خشک و بی درخت فراگرفته قصبۀ آن قاین و شهرهایش تون، جنابد (بُنابد) ، طبس، …[می باشد]، و در پاورقی در توضیح ُِنابِد می نویسد:« یُنابِد = بیاوُد= نُبایُذ = و بیایُد»
مؤلف معجم البلدان در این باره می نویسد: جُنابِذ : بالضم بعد الألف باء موحدۀ مکسوره و ذالمعجَمة : ناحیه ای از نواحی نیشابور است و اکثریت مردم می گویند که آن از نواحی قهستان می باشد و آن ولایتی است که به آن کنابد می گویند و گفته شده که آبادیی است.
همانطور که مشاهده می شود مؤلف چه در این کتاب، چه در کتاب دیگر خود (مراصدالاطلاع) بر نام جنابذ و اینکه این شهر از نظر جغرافیای سیاسی متعقل به نیشابور است،تأکید کرده و متذکر گردیده که اکثریت مردم می گویند از نواحی قهستان می باشد.»
دانشمند مسلمانی چنین می نویسد:« جنابُد: در تلفظ کنابُد گویند. شهری کوچک است بهتر از خور و چند موضع و تواقع دارد او را قلعه ایست که پسر گودرز ساخته و حصار محکم دارد. چنانکه از بالای آن تل ریگ تا غایت دیهها و ولایتها مجموع در نظر باشد امّا هرگز آن ریگ در باغات نمی آید و آبش از کاریز است و چهار فرسنگ درازای کاریز است و…».
در برخی از فرهنگها آمده که «کنُابِد : بضّم کاف و کسر با نام شهریست در خراسان و کوه منسوب بدان شهر را نیز گویند. آن در اصل گَون آباد بکاف فارسی بوده و گَوَن به ترکی به معنی آفتاب است و در قدیم الایام در آن محل فیمابین سپاه ایران و توران رزمی عظیم اتفاق افتاده و جماعتی از دو سوی کشته شدند و بر آن مقرر شد که گودرز و پیران و ده مرد دیگر که کفو باشند با یکدیگر رزم ازمایند تا کار بیکسو شود و باقی سپاه از جنگ آسوده باشند و چنین کردند و همۀ پهلوانان ایران براقران و اکفای خویش غالب و مظفّر شدند و پیران سپهسالار افراسیاب نیز بدست گودرز کشته شد، این رزم را یازده رخ نام است و مقام ایرانیان کوه کنابد و محلّ تورانیان دشت ریبد بود، چنانکه حکیم فردوسی گفته:
دو سالار هر دو زکینه بدرد همــی روی برگاشتنــد از نبرد
یکی سوی کوه کنابد برفت یکی سوی ریبـد خرامید تفـت»
قابل ذکر است که ریبد همان زیبد فعلی است و آبادیی است که مرکز دهستان زیبد می باشد و در ۲۲ کیلومتری جنوب غربی گناباد (جویمند) واقع شده، در لغت نامه دهخدا در این باره چنین آمده است:» ریبد: بنابر روایات داستانی شاهنامه نام کوه یا صحرایی بوده در خراسان که تا گناباد سه فرسنگ فاصله داشته و جنگ دوازده رخ میان مردم ایران و توران بدانجا واقع شده [است].» و مؤلّف فرهنگ مزبور می افزاید که «… کنابد را معرب کرده جنابد گویند و در آن ولایت دو قریه است یکی را ولوئی و دیگری را نموئی گویند و در قریه نموئی نارونی است از غرایب اشجار عالم که هشتاد ذراع طول بالای آن است و صاف و بی اِعوجاج ببالا رفته و زیر و بالای آن در قطر اندک فرقی دارد…
مردم از اطراف، به تماشا و دیدن آن نارون به آن محل می روند.
هرکس که ندیده کشمری سرو گونارون کنابــدی بیـــن
و کنابد قریب ببلاد تون و طبس است و در کاف پارسی نگاشتن اَصح است زیرا که مخفف گوناباد است.» لازم به توضیح است که املای ولوئی و نموئی اشتباه است و در حال حاضر این دو نام، نام دو آبادی مجاور هم است که اوّلی را با دل مهمله «دلوئی» و دومی را با ثای مثلثه یا سین مهمله «ثموئی» تلفظ می کنند.
نارونی که ذکر شد در ثموئی بوده، نه در دلوئی ولی اکنون از بین رفته و محّل آن معین است… سرو کاشمر نیز در زمان خود معروف و از بزرگترین اشجار مشهور بوده که بدستور متوکّل عباسی قطع شده است.
برخی نیز نگاشته اند:« کوناباد را جنابد گویند و کبابِد نیز، امّا قول صحیح آن گیوآباد است. یعنی گیو، آباد کرده است و بعضی جن آباد گفته اند، یعنی جن آباد کرده است.»
همچنین گفته اند:« گنابدک به فتح اوّل و بای ابجد که رابع باشد و ثانی بالف کشیده و سکون آخر که دال بی نقطه باشد نام جایی و مقامی که در انجا کوهی است که گودرز سرلشکر کیخسرو فرود آمده بود و در آنجا بیژن دو سه برادر پیران را به چند مصاف کشت بعد از آن ده پهلوان دیگر از تورانیان به دست ده ایرانی کشته شدند و هم در آن روز گودرز پیران را در بالای کوه بقتل درآورد این جنگ را جنگ دوازده رخ گویند لیکن بیازده رخ شهرت دارد معرب آن جنابد باشد.»
علی اکبر دهخدا ضمن شرح مختصری در مورد تاریخچۀ گناباد می نویسد:« شهر گناباد که نام سابق آن جویمند بوده در ۲۸۶ هزار گزی [حدود ۲۹۷ کیلومتری] مشهد و ۲۱۲ هزار گزی [حدود ۲۲۰ کیلومتری] بیرجند در سه راهی زاهدان و مشهد و یزد واقع شده و مختصات جغرافیایی آن…»
و در ادامه توضیح می دهد:« دو گناباد دیگر نیز در جغرافیای ایران وجود دارد. گناباد دهی از دهستان میان ولایت بخش حومه ارداک شهرستان مشهد است و دیگری دهی است از دهستان گلمکان بخش طرقبه شهرستان مشهد که در ۳۹ هزار گزی [حدوداً ۴۰ کیلومتری] شمال طرقبه واقع است.»
مؤلفّی نیز در کتاب خود که آن را در حدود سال ۱۳۲۰ تألیف کرده گناباد را به لفظ « کن آباد» آورده و «شامل بخشهای کن آباد، بجستان، فردوس، گلشن، کاشمر دانسته است و جمعیّت کن آباد را -/۴۰۰۰۰ نفر ذکر کرده است.»
البته کاربرد برخی از اسامی چون کن آباد بسیار نادر است و وجه تسمیه صحیحی نیز برای آن بیان نگردیده است. همچنین در کتابی آمده است:« گوناباد، نام قصبه ایست در جنوب ایالت خراسان (ایران)» و توضیح می دهد « گونابد مخفف آن است یا همان اصل است و جنابد معرب آن است.»
نوشته اند:« کُنابَد چو سرآمد نام جائیست در خراسان و نزدیک آن کوهیست که جنگ یازده رخ در آن واقع شده است.»
در فرهنگی که به زبان ترکی تألیف گردیده آمده است:« جُنابِد جزئی از خراسان و متعلّق به ولایت نیشابور می باشد و قصبۀ کوچکی است.»
در جای دیگری چنین آمده که:« جنابد رستاقی [آبادیی] است از قهستان در خاک نیشابور، دارالحکومۀ آن قصبه ای است که آن را گونابد می نامند.»
در کتابی نیز نگاشته شده که:« جُنابِد : بضّم اوّل و کسر رابع معرف گوناباد است. آن یکی از نواحی نیشابور یا قهستان و یا نام دیهی از آن ناحیه می باشد.»
نویسنده ای نیز ذکر کرده که:« جُنابَذ: به ضم جیم و کسر بای موحده معرب کنابد و آن شهریست معروف که الحال کوناباد گویند…» و در قسمت کاف تازی مَعَ نون آمده است که « کَنابَد، بالفتح مقامیست که آنجا کوهیست که گودرز رد جنگ دوازده رخ آنجا فرود آمد.»
باز دیگری آن را با لفظ «جَنابَذ» نام می برد. و گفته شده: «گناباد = گوناباد، (کنابد= معرب جنابد= جنابذ) شهرستانی است در خراسان که از باختر با فردوس، از شمال با…» و ادامه می دهد که « این شهرستان از دو بخش جویمند و بجستان و از صد آبادی بزرگ و کوچک تشکیل می شود که دارای ۷۰۶۹۴ نفر جمعیت است. مرکز شهرستان گناباد، واقع در ۲۸۶ کیلومتری جنوب خاوری مشهد به طول جغرافیایی ۵۸ درجه و ۴۱ دقیقه و عرض ۳۴ درجه و ۲۱ دقیقه می باشد. جمعیت آن ۱۰۶۱۰ نفر است، نام این شهر در سابق جویمند بوده است.» نکتۀ قابل ذکر این است که آمار جمعیت ذکر شده در بالا مربوط به گذشته است. آمار جدید آن در بخش جمعیّت بیان خواهد شد و طول و عرض جغرافیایی آن نیز در بخش جغرافیای طبیعی بیان می شود.
حافظ خوافی در کتاب خود می نویسد که:« جنابد به خواف نزدیکست و قراء مشهور وی این است قریۀ مفند، قریۀ نوغاب، …» که منظور از مفند همان مَند فعلی می باشد.
ضمن بررسی کلمۀ گناباد در بسیاری از منابع معتبر متوجه این نکته می شویم که لفظ گناباد به صورتهای مختلف و متنوع بیان شده است. مانند کنابسد، جنابُذ، جُنابِذ، ینابد، کنابَذ، کبابَد، جِن آباد، کَن آباد و … که توضیح آنها گذشت. گاهی برای اینکه علت تسمیۀ آن را از نام مشخص نمایند گناباد را به صورتهای خاصی نوشته اند و بعضی از مؤلّفین در توضیح آنها مطالبی را بیان نموده اند که به برخی از آنها اشاره می گردد.
اصولاً در وجه تسمیۀ گناباد، در بین اهل لغت اختلاف است که آیا مفرد است یا مرکب ازکن و آباد در برخی از منابع به نام گیوآباد اشاره شده است. در توضیح انتخاب این نام گفته اند که چون گیوآباد کرده است بدین نام آن را خوانده اند. این وجه تسمیه اشاره به داستان اسطوره ای تاریخ تأسیس شهرستان گناباد دارد که گیو پسر گودرز یا در حین جنگ با سپاهیان افراسیاب یا حتی قبل از آن تاریخ اقدام به ساخت این شهرستان می نماید. شاهنامه در فصل پیام بردن گیو از گودرز بسوی پیران ذکری از گناباد می نماید.
«بیامد چوپیش کنابد رسید بدان دامن کوه لشکر کشید»
برخی از پژوهشگران معتقد هستند اگر ابتدای پیدایش گناباد را توسط گیو بدانیم قدمت آن (حدّاقل) به ۸ قرن قبل از میلاد می رسد.« زیرا کتیبه و آثار باستانی کشف شده تأیید کنندۀ این مطلب است، طبق اشعار فردوسی، گناباد میدان جنگ گیو و گودرز با پیران ویسه و یاران او بوده و به نام جنگ یازده رخ معروف است.»
برخی از مؤلفّین به گناباد «جن آباد [نیز] گفته اند یعنی جن آباد کرده» و در توجیه آن بعضی گفته اند:« چون ساخت قنوات گناباد با چنان عظمتی « از عهده بشر خارج است.» بنابراین انتخاب چنین نامی اشاره به تاریخچۀ اسطوره ای تأسیس قنات گناباد دارد پژوهشگری می نویسد: «استنباط صاحب بحیره با اتکاء به داستانهای اساطیری صحیح نیست، زیرا کلمه جن عربی است و زبان عربی قبل از اسلام در ایران نفوذ نداشته و لغت جن در زبان فارسی نبوده و جنابد معرف گنابد است.»
این نظریه نیز با توجه به اینکه در شاهنامه فردوسی از گناباد با لفظ کنابد سخن به میان آمده است معتبر به نظر نمی رسد. سرجان مِلکم در کتاب خود از گناباد با نام «گناه آباد» سخن به میان می آورد و در توضیح آن آمده است:« این کلمه مناسب است با آنچه بعضی در باب وجه تسمیۀ آن گفته اند که بهمن از سلاطین قدیم ایران در حال مستی دختر خود به نام همای را گرفت و او از پدر حامله شد و چون این امر در دیانت زردشت و [سنّت] قدیم ایران نیز حرام و خلاف محسوب می شد، پس از آنکه به خود آمد و متوجّه خلاف و گناه بزرگ خود شد پشیمان گردید و خود را لایق سلطنت ندید و خواست کناره گیری کند، علماء مذهب و موبدان بعد از مشاورت و تتبعات مذهبی گفتند: برای کفّارۀ آن گناه باید کار نیک مهمّی انجام دهد که خبر آن به عموم برسد و سپس کفارۀ آن را احداث قنوات در محالّ [مکانهای] بی آب برای استفاده عموم یا غرس اشجار… قرار دادند. بهمن هزار قنات در اطراف مملکت احداث کرد، از جمله قنوات مهمّۀ گناباد… که احداث آنها … بغیر کوشش و جدّیت سلاطین خیلی مشکل بنظر می رسد!»
این نظریه نیز تکیۀ آن بر روایات اسطوره ای است. برخی را عقیده بر این است که:« نام این شهر گون آباد بوده (گون گیاه خارداری است که از آن کتیرا می گیرند)» و در فرهنگ انجمن آرای ناصری چنین آمده:« کنابد نام شهریست در خراسان و … آن در اصل گون آباد بکاف فارسی بوده و گون به ترکی به معنی آفتاب است…» و این « تعبیر از آن جهت می باشد که در علم نجوم و هیئت قدیم، ربع مسکون کرۀ ارض را به هفت اقلیم تقسیم کرده اند و هر اقلیمی را منسوب به سیاره ای دانسته اند و اقلیم چهارم که ناحیۀ خراسان باشد به خورشید نسبت داده شده که بدین جهت این معنی به نظر صاحب تاریخ انجمن آرای ناصری رسیده است.»
البته این تعبیر نیز با توجه به عدم سکونت ترک زبانان در این منطقه معقول به نظر نمی رسد. بعضی هم معتقدند که بواسطۀ کانها و معادن فراوانی که در کوههای گناباد موجود بوده و می باشد به آن «کان آباد گفته اند که بر اثر کثرت استعمال تدریجاً گناباد گردیده است.»
همچنین آمده است که این کلمه جمع جنبذه می باشد و جنبذه یک کلمۀ عربی است و « معرب آن که، کلمۀ گنبد می باشد، به همان معنی است و جمع جنبذه، جنابذ می شود.» و جنبد هم ساختمانی تقریباً به شکل نیمکره است که از خشت و آجر و گچ و غیره برفراز عمارتی می سازند.
لذا این نظریه طرفداران فراوانی دارد که نام شهر ابتدا گنبدآباد بوده که بر اثر کثرت تلفّظ به گناباد بدل گردیده است و مؤلّف کتاب حبیب السیر نیز بر این عقیده صحه گذارده که در تاریخ جغرافیای گناباد این مطلب به نقل از او بیان شده است. ظاهراً این وجه تسمیه درست تر به نظر می رسد. زیرا وضعیت معماری گذشته گناباد کاملاً مؤید این نظریه می باشد. تصور اینست که این نظریه بر همه مقدم و معتبرتر باشد زیرا عربها که قهستان را به تصرف درآوردند هر جایی را بر حسب عوارض ظاهرش نامگذاری کردند مثل خود قهستان به اعتبار کوههایش و تون و طبس را به لحاظ هوای تفتیده و گرمش و گناباد را هم بخاطر گنبدهایش نامیده اند.
در حال حاضر نیز، ابنیۀ فراوانی وجود دارد که گنبدهای زیبا بر فرازشان زینت بخش آنها گردیده است.
طول و عرض جغرافیایی
زنوزی می نویسد که:« به جنابذ در تلفّظ، گناباد گویند طولش صح و عرض [آن] لدم و از قصبات قهستان [می باشد]. بیست ده و پنجاه مزرعه دارد و به خواف نزدیک است. شهر کوچکی است که پدر گودرز ساخته…»
البته با توجه به حروف ابجد حروف صح برابر ۹۸ یعنی طول آن ۹۸ درجه و حروف لدم برابر ۴۰/۳۴ یعنی عرض آن حدود ۳۵ درجه و ۴۰ دقیقه است و حال آنکه براساس آخرین محاسبات «طول جغرافیایی شرقی ۵۸ درجه و ۴۱ دقیقه و عرض جغرافیایی آن ۳۴ درجه و ۲۱ دقیقه است» البته این محاسبه مربوط به جویمند (مرکز گناباد) می باشد این اعداد در برخی از منابع کمی با یکدیگر تفاوت دارند. امّا دلیل اینکه مؤلف مزبور در محاسبه خود طول جغرافیایی را ۹۸ درجه اعلام می کند این بوده است که اختلاف ذکر شده بر حسب اختلاف متقدمین و متأخرین در مبدأ آن می باشد. زیرا متقدمین مبدأ طول را بنام جزایر خالدات گرفته اند که می گویند امروز در آب فرورفته و معاصرین مبدأ را گرینویچ می گیرند و اختلاف در ذکر عرض هم خیلی مخترص است.
اعداد اعلام شده در فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور با لغت نامه دهخدا و فرهنگ جغرافیایی ارتش و فرهنگ آبادیهای ایران کاملاً مطابقت می کند و بنابر توضیح ذکر شده در فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور «طول و عرض هر آبادی از نظر موقعیت و اعداد نسبت به شهرستانها باید در بین طول و عرض ها قرار بگیرد. زیرا در غیر این صورت اشتباه شده است که باید تصحیح شود.» سپس می نویسد کهک طول جغرافیایی خاوری ۵۹ درجه و ۰۵ دقیقه و طول جغرافیایی باختری[غربی] ۵۷ درجه و ۴۵ دقیقه و عرض جغرافیایی شمالی ۳۵ درجه و ۰۰ دقیقه و عرض جغرافیایی جنوبی ۳۴ درجه و ۰۳ دقیقه می باشد.» مؤلف به عنوان نمونه به این مورد اشاره می کند با توجه به این توضیح اختلافات جزئی در مورد طول و عرض جغرافیایی، ناشی از عدم رعایت دقیق این دستورالعمل است.
« در گناباد، طویل ترین روزهای سال در حدود ۱۴ ساعت و بیست دقیقه است.» و «گناباد طبق تقسیمات اهل هیئت قدیم از اقلیم چهارم است… ابتدای اقلیم چهارم جایی است که طول ایّام آن چهارده ساعت و ربع ساعت باشد.»
ارتفاع گناباد از سطح دریا ۱۱۰۰ متر می باشد. و در همین مورد در گزارش جهاد سازندگی گناباد آمده است که:« بلندترین ارتفاع در حوالی روستای خانیک به ارتفاع ۲۸۱۳ متر و پست ترین نقطه در اطراف مرندیزِ سردق، به ارتفاع ۸۳۶ متر از سطح دریا می باشد.
جغرافیای سیاسی گناباد
گناباد را برخی، از نواحی نیشابور و اکثر نویسندگان متأخر از نواحی قهستان دانسته اند. قبل از ذکر مواردی از این تقسیم بندی، توضیحات مختصری در مورد قهستان بیان می شود.
«قهستان (معرف کهستان ـ کوهستان) نام قدیمی ولایتی در خراسان جنوبی بین یزد و خراسان که در حقیقت مرکب از واحه های چندی در داخلۀ کویر است و جندق و بیابانک در شمال آن واقع شده…، در قدیم قهستان شامل: قائن، تون، گناباد، طبس و ترشیز بود.» برخی از فرهنگهای دیگر نیز، همین معنی و مفهوم را ارائه داده اند. همان طور که هزار سال پیش فواصل آبادی های قهستان را بیابان توصیف کرده اند. فرهنگ معین نیز آنجا را واحه ها (آبادی میان ریگستان) در داخل کویر معرفی می کند. در این صورت بدون تردید در آن ناحیه و استان کوهی وجود نداشته تا مجموعۀ آن را کوهستان یا کهستان بنامند. در ثانی هرگاه بخواهند کوهستان را معرب نمایند، تحت هیچ قاعده و موازینی به صورت قهستان درنمی آید.
نام ناحیۀ مذکور (بین یزد و خراسان) در تمام منابع نخستین فارسی و عربی به شکل قهستان ثبت شده است. قهستان یک واژه و اصطلاح کاملاً فارسی و ایرانی است و در قدیمی ترین منابع فارسی از قبیل گرشاسب نامه، تاریخ بلعمی، تاریخ بیهقی و غیره به صورت قهستان درج شده است و معنی و مفهوم آن چنین است، قه که به رسم الخط قُه، قو، کی، کهن و که هم به کار رفته است، در مناطق خشک و کویری به معنی آبی است که با وسایل مصنوعی از قبیل کندن چاه و ایجاد کاریز بدست می آید و مورد استفاده عمومی قرار می گیرد… و این اصطلاح (قهستان) اختصاص بدین نواحی دارد و آمده است که «… در سراسر قهستان رودخانه نیست و آب آن از قنات و چاه است.»
البته این مسئله قابل ذکر است که اگر به نقشه جنوب خراسان توجه شود برخی از شهرهای جنوب خراسان در میان رشته کوههای سیاه، شتران، مؤمن آباد، کاخک، گناباد و .. واقع شده اند بنابراین وجود کوههای جنوب خراسان را نمی توان نادیده گرفت.
یکی از جغرافیدانان می نویسد:« قهستان (قوهستان) ناحیه ای از خراسان در بیابان فارس است و شهری بدین نام ندارد و قصبه (مرکز) آن قائن و شهرهای آن ینابذ و طبسین که معروف به کری است و خور و طبس که معروف به طبس مسینان است، می باشد.»
دانشمند دیگری در این باره می نویسد که «قهستان… قصبۀ آن قائن و شهرهایش، تون، جنابد، طبس عناب و طبس خرما… است.»
گناباد از شهرهای بسیار قدیمی و باستانی است که در تاریخ قدیم از اقلیم چهارم و جزء شهرهای قهستان محسوب می شد و در جنوب استان خراسان واقع است.
گفته شده:« … سرزمین قهستان به معنی شهرهای کوهستانی است که بر کناره بیابانی بین نیشابور و هرات واقع است و در آن شهرهایی همچون قائن قرار دارد که بزرگترین شهرهای آنجاست و دیگر جنابذ و تون و قوهستان وطبس…»
برخی بر این اعتقادند که گناباد زمانی پایتخت کیانیان بوده است و اعلام می دارند به همین دلیل شهر کاخک در مجاورت گناباد به «کاخ کی» شهرت داشته است. برای تأیید این ادعا مدارک معتبری ارائه نشده است.
همانطور که بیان گردید در این منطقه شهری تحت عنوان قهستان نبوده است.
قبلاً ذکر شده یاقوت حموی گناباد را ناحیه ای از نواحی نیشابور دانسته و می افزاید « که اکثریت مردم زمان مؤلّف، می گویند که از نواحی قهستان و از توابع نیشابور می باشد» و توضیح می دهد منطقه ای است که به آن کنابذ می گویند. یکی دیگر از جغرافیدانان اسلامی ضمن تأکید بر مطلب فوق چنین می گوید:« قوهستان، از کوره های [ولایات] خراسان است و قوهستان، کوره ای است بر کنار بیابان فارس و مشتمل بر چند شهر و از آن جمله است قائن که قصبۀ قوهستان است و روزن وینابذ…» گناباد در حال حاضر از نظر طبیعی از قسمتهای مرکزی خراسان می باشد و از نظر سیاسی غالباً تابع حکومت مرکزی خراسان بوده و گاهی نیز تابع حکومتهای اطراف بوده چنانکه مدتهای مدیدی تابع قهستان بوده است.
حمدالله مستوفی در کتاب خود در باب بلاد قهستان و زاولستان می نویسد:« و آن هفده شهر است و هوای معتدل دارد و حدود آن تا ولایات خراسان و ماوراء و کابل پیوسته است. حقوق دیوانیش داخل مملکت خراسان است و دارالملکش شهر سیستان، و شهر تون و قائن و خوسف و جنابذ از بلاد آن …[می باشد].»
آنچه که از مطالعه کتب تاریخی و کهن نمودار می گردد این نکته است که گناباد در دورانهای تاریخی گذشته اعتبار و اهمیت خاصی داشته و بستر حوادث و رویدادهای تلخ و شیرینی بوده است. اهالی گناباد با ورود تازیان مسلمان به ایران و خراسان بزرگ علاقمندی خود را به اسلام و بعدها مذهب تشیع اثنا عشری نشان دادند و تا به حال بر اعتقاد خویش ایستاده اند. حسن صباح از رهبران فرقه اسماعیلیه در ایران این منطقه (قهستان) را که دارای ویژگیهای خاص دفاعی بوده است به عنوان مرکز مالی و آموزشی خود قرار داد. از حدود ۱۰۵ قلعه که در تصرف این فرقه بود ۷۰ قلعۀ آن در قهستان بوده است برخی از این قلاع در دوران قبل از اسلام احداث و قدمت چندین هزار ساله دارد. گناباد در دورانهای بعد از جمله دوران تیموریان، صفویان و قاجاریه نیز طرف توجه برخی از حکّام وقت بوده است. در بخش تاریخ بعد از اسلام گناباد به این مطلب اشاره خواهد شد.
در اوایل قرن سیزدهم هجری که امرای طبس از ایل شیبانی قیام کرده و با حکومت مرکزی و قاجاریه مخالف بودند، گناباد و ترشیز را هم تصرف کرده… و در سال ۱۳۱۶ خورشیدی گناباد را از نظر آنکه در سر سه راه واقع شده و اهمیت زیادتری پیدا کرده بود، « مرکز فرمانداری [انتخاب نمودند] و شهرستان بزرگی گردید که فردوس و طبس و کاشمر، بخش آن واقع شدند و بخشداران آنها بوسیلۀ فرماندار گناباد تعیین می گردید.»
بعد از شهریور ۱۳۲۰ ابتدا کاشمر و سپس فردوس از گناباد مجزا شدند و طبس هم بعد از مدّتی شهرستان مستقلی گردید.
گناباد در آخرین تقسیمات منطقه ای
گناباد طبق آخرین تقسیم بندی شامل ۲ بخش، بجستان و مرکزی است و تعداد دهستانهای آن براساس مصوبۀ ۱۰/۴/۶۶ هیئت وزیران ۷ دهستان بر طبق جدول ذیل می باشد:
مأخذ آن آرشیو گروه تقسیمات کشوری استانداری خراسان و تصویب نامه شماره ۱۹۲/۹۲۹-۲۸/۱۰/۶۶ هیأت دولت می باشد.
تعداد آبادیهای دارای سکنه شهرستان برحسب بخش به شرح ذیل می باشد:
شهرستان گناباد مجموعاً ۲۱۷ آبادی دارد که از این تعداد، در بجستان ۷۳ آبادی و در بخش مرکزی ۱۴۴ آبادی دارای سکنه می باشند.
طبق جدول منتشره در سال ۶۹ در روزنامۀ رسمی صبح پنجشنبه دهم آبان ۱۳۶۹ گناباد شامل دو بخش بجستان به مرکزیت بجستان و مرکزی به مرکزیت گناباد می باشد که بخش بجستان شامل دهستانهای بجستان، جزین، و یونسی و مرکزی شامل پس کلوت، حومه، زیبد و کاخک است.


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه بررسی مسائل تاریخی خصوصاً جغرافیای تاریخی گناباد

نرم افزار آموزش برق صنعتی

اختصاصی از نیک فایل نرم افزار آموزش برق صنعتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

نرم افزار آموزش برق صنعتی


نرم افزار آموزش برق صنعتی

نرم افزار آموزش برق صنعتی

نرم افزار آموزش برق صنعتی

نرم افزار آموزش برق صنعتی

نرم افزار آموزش برق صنعتی


دانلود با لینک مستقیم


نرم افزار آموزش برق صنعتی

تأثیر جنگ آمریکا و عراق بر آیندة اوپک

اختصاصی از نیک فایل تأثیر جنگ آمریکا و عراق بر آیندة اوپک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

در این تحقیق سعی شده به پیامدهای جنگ آمریکا و عراق و تأثیر آن برآینده اوپک با توجه به سئوال اصلی و سئوالات فرعی پرداخته شود. مساله تحقیق این است که آیا اوپک پس از حمله آمریکا به عراق نیز می‌تواند این وحدت و همگرایی را در بین اعضای خود حفظ نماید و یا اینکه با خروج عراق از اوپک یا عدم رعایت سهمیه عراق و یا دخالت آمریکا در تعیین سهمیه نفت عراق، تضعیف اوپک را شاهد خواهیم بود و آیا با ورود مصرف کنندگان انبوه جدید نفتی، معادلات نفتی به نفع کشورهای عضو اوپک رقم خواهد خورد. این تحقیق شامل هفت فصل می‌باشد:

فصل اول: طراحی پژوهش، فصل دوم: کلیات نظری، فصل سوم: تاریخچه و عملکرد اوپک، فصل چهارم: جایگاه عراق در اوپک و بحرانهای این کشور، فصل پنجم: وضعیت آمریکا در زمان حمله به عراق و دلایل آمریکا از حمله به عراق، فصل ششم: تحلیل و دیدگاه‌های اتحادیه‌ اروپا، اوپک و شاخصهای اقتصادی تولید جهانی نفت، فصل هفتم: جمع‌بندی و نتیجه‌گیری تحقیق.

نتایج تحقیق، مؤید فرضیه جانشین تحقیق است که جنگ آمریکا علیه عراق تأثیری بر روند فعلی اوپک برجای نگذاشته و این جنگ در راستای نظم نوین جهانی است و به همین منظور امنیت انرژی یکی از اهداف اصلی در این زمینه است و مسائل دیگری همچون هژمونی دلار در برابر یورو بدلیل گسترش معاملات نفتی با یورو و افزایش نرخ برابری آن در برابر دلار و همچنین بهبود شاخص‌های اقتصادی چین، اروپا و ژاپن در مقایسه با آمریکا، از دیگر اولویتهای جهانی قابل طرح آمریکا در حمله به عراق می‌باشد.


فهرست مطالب

عنوان

صفحه

              - مقدمه..................................................................................................... 1

  • طرح مسأله.......................................................................................... 2

         2-1- سئوال اصلی........................................................................................... 3

                1-2-1- سئوال فرعی............................................................................. 3

         3-1- فرضیه اصلی.......................................................................................... 4

                1-3-1- فرضیه جانشین......................................................................... 4

        4-1- متغیرهای دخیل...................................................................................... 4

        5-1- تعریف عملیاتی مفاهیم........................................................................... 4

        6-1- پیشینه تحقیق.......................................................................................... 5

        7-1- روش تحقیق........................................................................................... 9

        8-1- هدف تحقیق........................................................................................... 10

             1-8-1- هدف کلی.................................................................................... 10

             2-8-1- هدف جزیی................................................................................. 10

        9-1- قلمرو تحقیق........................................................................................... 10

       10-1- انگیزه و ضرورت تحقیق....................................................................... 11

عنوان

صفحه

         11-1- موانع و تنگناهای تحقیق..................................................................... 11

         12-1- سازماندهی تحقیق............................................................................... 11

فصل دوم: کلیات نظری

           - مقدمه نظری.............................................................................................. 14

           1-2- همگرایی............................................................................................. 15

                  1-1-2 - عوامل همگرایی اوپک.......................................................... 20

           2-2- نظام تک قطبی متقارن........................................................................ 22

           3-2- دکترین بوش، نظم نوین جهانی.......................................................... 26

           4-2- نظریه هژمونی و کاربرد آن در منطقه خاورمیانه.................................. 28

                 1-4-2- اهداف هژمونیک آمریکا.......................................................... 29

                 2-4-2- هژمونی نفتی آمریکا............................................................... 29

     فصل سوم : تاریخچه و عملکرد اوپک

          1-3- چگونگی شکل‌گیری اوپک.................................................................. 32

         2-3- اهداف و برنامه‌های اوپک...................................................................... 33

         3-3- اعضای اوپک......................................................................................... 35

         4-3- ساختار و ارکان اوپک............................................................................ 36

            1-4-3- کنفرانس........................................................................................ 36

عنوان

صفحه

                2-4-3- هیئت عامل............................................................................... 38

                3-4-3- دبیرخانه................................................................................... 38

                4-4-3- دبیر کل.................................................................................... 39

         5-3- تحولات اوپک از زمان تشکیل............................................................... 40

         6-3- آژانس بین‌الملل انرژی و نقش آن در کاهش قدرت اوپک.................... 42

         7-3- جنگ عراق علیه ایران و تأثیر آن بر اوپک............................................. 45

         8-3- جنگ عراق علیه کویت و اوپک............................................................. 47

         9-3- حمله  آمریکا به عراق (2003)............................................................... 51

        10-3- جمع‌بندی تحولات اوپک..................................................................... 53

        11-3- نوسانات نظام سهمیه بندی اوپک......................................................... 53

فصل چهارم: تحولات عراق

        1-4- پیشینه تاریخی و جغرافیایی عراق........................................................... 69

        2-4- تاریخچه نفت و عراق............................................................................. 71

        3-4- بحرانهای عراق در حوزه خلیج فارس.................................................... 74

              1-3-4- جنگ عراق علیه ایران و تأثیر آن بر نفت عراق........................... 74

              2-3-4- جنگ عراق علیه کویت............................................................... 76

              3-3-4- جنگ آمریکا علیه عراق.............................................................. 78

عنوان

صفحه

       1-5- آمریکا و خلیج فارس............................................................................... 80

       2-5- رابطه ایالات متحده در جنگ عراق علیه ایران.......................................... 82

       3-5- جنگ عراق علیه کویت و نقش ایالات متحده آمریکا............................... 85

       4-5- حمله آمریکا به عراق یک گزینه با چندین هدف...................................... 87

       5-5- افزایش وابستگی آمریکا به نفت............................................................... 90

       6-5- دلایل و اهداف آمریکا از جنگ................................................................. 92

             1-6-5- شرایط اقتصادی آمریکا در بروز جنگ.......................................... 93

             2-6-5- اهداف و دلایل داخلی آمریکا....................................................... 94

             3-6-5- اهداف و دلایل منطقه‌ای آمریکا.................................................... 96

             4-6-5- اهداف و دلایل جهانی آمریکا....................................................... 99

 فصل ششم: دیدگاه‌ها و تحلیل‌ها درباره حمله به عراق و آینده اوپک

        1-6- اتحادیه اروپا و بحران عراق..................................................................... 104

               1-1-6- موافقان حمله به عراق................................................................ 105

               2-1-6- مخالفان حمله به عراق............................................................... 106

       2-6- قطعنامه 1441 و دیدگاه‌های موافق و مخالف حمله به عراق.................... 109

              1-2-6- ادله موافقان حمله آمریکا به عراق............................................... 110

عنوان

صفحه

             2-2-6- ادله مخالفان حمله آمریکا به عراق................................................ 111

     3-6- آینده اوپک با حضور یا عدم حضور عراق.................................................. 113

             1-3-6- اگر عراق در اوپک بماند.............................................................. 113

             2-3-6- اگر عراق از اوپک خارج شود...................................................... 114

    4-6- تحلیل‌های اقتصادی عرضه و تقاضای جهانی نفت...................................... 117

          1-4-6 - شاخص‌های کمی عرضه و تقاضای جهانی نفت............................ 117

          2-4-6- تحلیل اقتصادی آمارهای 10 ساله نفت جهان.................................. 120

فصل هفتم:

نتیجه‌گیری.................................................................................................................. 126

منابع و مأخذ............................................................................................................. 132


دانلود با لینک مستقیم


تأثیر جنگ آمریکا و عراق بر آیندة اوپک