نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق حقوق بررسی معاونت در جرائم شامل حدود ، قصاص ، تعزیرات

اختصاصی از نیک فایل تحقیق حقوق بررسی معاونت در جرائم شامل حدود ، قصاص ، تعزیرات دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق حقوق بررسی معاونت در جرائم شامل حدود ، قصاص ، تعزیرات


تحقیق حقوق بررسی معاونت در جرائم شامل حدود ، قصاص ، تعزیرات

تحقیق حقوق بررسی معاونت در جرائم شامل حدود ، قصاص ، تعزیرات

فرمت فایل: ورد

تعداد صفحات: 85

 

 

 

 

 

 

فهرست:

مقدمه

تعریف معاونت به طور کلی

تعریف معاونت در حقوق

تعریف معاونت در حقوق جزا

تاریخچه معاونت

شرایط معاونت در جرم مستلزم کیفر

عنصر قانونی

عنصر مادی

عنصر معنوی

آیا معاونت جرم مستقل است یا غیرمستقل

فواید تمیز و تشخیص معاونت جرم از مباشر جرم ( از دیدگاه گلدوزیان)

فواید تمیز و تشخیص معاونت جرم از مباشر جرم ( از دیدگاه قانونی)

قاعده خاص معاونت در حکم مباشرت

بررسی رابطه معاونت با شرکت و تسبیب در جرم

تفاوت معاونت و شرکت در جرم

وجه افتراق و اشتراک معاونت و تسبیب در جرم

وجه اشتراک تسبیب و معاونت از نظر فقه

وجه افتراق معاونت و تسبیب در جرم از دیدگاه فقه

وجه افتراق و اشتراک از نظر مجازات

تحقق معاونت در جرم

مصادیق معاونت در قانون

معاونت در جرم در حقوق تطبیقی

معاونت در جرایم غیر عمدی

1-  معاونت در جرایم غیر عمدی در رویه ایران

2-  معاونت در جرایم غیر عمدی به صورت تطبیقی

3-  معاونت در جرایم غیر عمدی از نظر دکترین حقوق فرانسه

مجازات معاونت در جرم

تأثیر علل مشدده در میزان مجازات معاون جرم

تأثیر علل مشدده کیفیات مخففه در میزان مجازات معاون جرم

کیفیت مجازت معاون جرم

معاونت در جرایم عمدی

تعریف حدود

قصاص

تعزیرات

بارزترین مشخصه تعزیرات

معاونت در جرایم مستوجب حد و مصادیق آن

معاونت در جرایم مستوجب تعزیرات و مصادیق آن


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق حقوق بررسی معاونت در جرائم شامل حدود ، قصاص ، تعزیرات

دانلود مقاله کامل در مورد باروریهاى مصنوعى و حکم فقهى آن

اختصاصی از نیک فایل دانلود مقاله کامل در مورد باروریهاى مصنوعى و حکم فقهى آن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل در مورد باروریهاى مصنوعى و حکم فقهى آن


دانلود مقاله کامل در مورد باروریهاى مصنوعى و حکم فقهى آن

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 13

 

باروریهاى مصنوعى و حکم فقهى آن

سپاس خداوند، پروردگار جهانیان را که انسان را از نطفه اى آمیخته بیافرید و او را بیازمود و شنوا و بینایش کرد. و این پدیدار شدن از نطفه را سنتى پایدار قرارداد که هرگز در آن تغییرى یا براى آن جایگزینى نخواهى یافت.

درود و صلوات بر پیامبر خاتم و رسول گرامى او که فرمود: «نکاح سنت من است، هر که از این سنت روى برتابد از من نیست.» هم درود بر خاندان پاک و پیراسته او.

لقاح خارج رحم، یا تولید انسان بیرون از رحم، بدون آمیزش مشروع یا نامشروع و همچنین تولید درون رحمى انسان، از طریق کاشتن یا تلقیح، از مسائل نوخاسته اى است که به اقتضاى گذر زمان و دگرگونى دوران روى کرده است.

تاسیس اصل پیش از هر سخنى در این باره، باید «اصل»ى را بنیان نهاد، تا در صورت کامل نشدن دلیلى اجتهادى از کتاب یا سنت و به هنگام شک در حکم، مرجع و پناهگاه باشد.

در این باره، شاید گفته شود: از همه مباحث گوناگونى که به فروج و دماء و بلکه به نسب بر مى گردد، چنین بر مى آید که مذاق شرع مطهر، عنایت ویژه و مراقبت خاص بر فروج و دماء بى هیچ تجرى و تساهلى است، چونان که این حقیقت، از دلیلهاى نکاح، طلاق، عده، ولد ناشى از شبهه، و حدود (که در همه آنها جانب احتیاط رعایت شده) به خوبى استفاده مى شود. بر این پایه، در این جا نیز، آنچه اصل است همان «احتیاط» است و بنا بر این، اگر حکم مواردى که از آنها بحث مى کنیم، به کمک دلیلهایى روشن ثابت شد، همان را مى پذیریم و بدان خرسند مى شویم و اگر ثابت نشد، در صورتى که قائل به جایز نبودن نشویم، دست کم، احتیاط را خواهیم پذیرفت.

اما در برابر این دیدگاه، گفته مى شود: احتیاط، در بسیارى از موارد، خود خلاف احتیاط است. خداوند درقرآن کریم مى فرماید: «قل ءذالله اذن لکم ام على الله تفترون». این در حالى است که از دیگر سوى، حکم به جایز نبودن یا بازداشتن مردم از آنچه جایز و حلال است، آن هم به استناد احتیاط، مى تواند مصداقى از این آیه باشد. بر این پایه، چونان که بیشتر اصحاب نیز بر این نظرند، اصل در این جا اباحه و جواز است، تا زمانى که حرام بودن، یا جایز نبودن، ثابت شود، چه، خداوند بندگان خویش را در گشایش گذاشته و آن سان که مى دانید، دشوارى را بر آنان ننهاده است.

بیان محل نزاع در مرحله نخست، سخن از این است که آیا تهیه مواد از مرد و زن یا از مرد، جایز است یا نه، بى نیاز از توضیح مى نماید که نطفه از دو عنصر تشکیل مى یابد: یکى جزئى از منى مرد است که نام اسپرم را بر آن نهاده اند و دیگرى جزئى از زن که بدان «اوول» گویند. اسپرم به فراوانى در منى وجود دارد و همه اسپرمها براى رسیدن به جایگاهى آرام و استوار، یعنى همان که از پهلوى زن بیرون مى آید، بر یکدیگر پیشى مى گیرند. با ورود «اسپرم» به «اوول»، نطفه شکل مى گیرد و در شرایط ویژه اى از نظر حرارت، آمادگى و تغذیه، به تدریج کامل مى شود و صورت علقه و مضغه به خود مى گیرد و سپس صورتهاى بعدى، تا به شکل انسانى کامل در مى آید.

از آن جا که عناصر زنده موجود در منى، یعنى همان اسپرم، به سرعت خراب نمى شود و بیش از چهل و هشت تا هفتاد و دو ساعت مى ماند، مى توان آن را از راه آمیزش مشروع و عزل، یا به کمک دستگاههاى پزشکى و بدون نیاز به استمنا به دست آورد، همان گونه که «اوول» زن را هم مى توان به کمک همین دستگاهها بیرون آورد. از این روى، در این باب نیازى بدان نداریم که براى بازشناخت حلال از حرام سخن به درازا بکشانیم.

پس از تهیه این دو ماده، گاه سخن در خود ترکیبى است که بیرون از رحم با نزدیک کردن یا روى هم ریختن این دو در شرایط مناسب و همانند با شرایط درون رحم، شکل مى گیرد و به کمک این شرایط مساعد، فعل و انفعال میان «اسپرم» و «اوول» صورت مى پذیرد و این دو با هم ترکیب مى شوند و هسته آغازین زندگى انسان را به وجود مى آورند، گاه نیز سخن در تلقیح اسپرم در اوولى است که در رحم پدید آمده و البته خود این تلقیح، ممکن است در رحم صورت گیرد و در نتیجه نطفه در همان درون رحم، تشکیل شود و همان جا سیر کامل شدن خود را در پیش گیرد و ممکن است بیرون رحم باشد و نطفه در بیرون تشکیل شود.

آنچه از دستگاههاى پزشکى ساخته و برآمده است، همین کار یا حفظ همین مرکب و شرایط لازم براى ادامه حیات آن، تنها در چند روز اندک و پس از آن کاشتن نطفه به وجود آمده، در رحم است. اگر رحم، این نطفه را بپذیرد مراحل زندگى یکى پس از دیگرى مى گذرد و نطفه کمال مى یابد تا هنگامى که نوزادى مى شود و به دنیا مى آید، هر چه شمار روزهاى زندگى این مرکب در بیرون رحم بیشتر شود، پذیرش آن دررحم دشوارتر و برگشت دادن آن آسان تر مى شود.

در چهارچوب شناخت اسرار و رموز پنهان در نظام آفرینش، هیچ اشکالى در جایز بودن این ترکیب در بیرون رحم و پس از تهیه آن دو عنصر آغازین از زن و مرد وجود ندارد؛ چرا که هیچ کدام از عنوانهایى که در شرع حرام هستند، بر این فرایند ترکیب کردن، صدق نمى کنند، خواه آن دو عنصر از یک زن و شوهر تهیه شده باشد، خواه از یکى از آنها با فردى بیگانه و خواه از دو ازدواج نکرده بیگانه.

البته، اصل بحث در جایز بودن، یا نبودن کاشتن آن مرکب، یا آن نطفه اى که انسانى خواهد شد، در رحم یک زن براى پروراندن آن و یا در تلقیح آن مرکب در رحم است. بنا بر این، باید صورتهاى مساله را از هم جدا کرد و در هر یک جداگانه سخن گفت. گونه هایى که تصور مى شود، افزون بر ده گونه است که از ضرب احتمالهاى ممکن در مورد دو جزء نخستین و محل گرفتن آنه، در احتمالهاى ممکن در مورد محل کاشتن، یا زنى که مرکب نخستین در رحم او کاشته مى شود به دست مى آید و این افزون بر احتمالها یا صورتهاى ممکن براى تلقیح جزء گرفته شده از مرد در جزء مربوط به زن، در رحم و یا خارج رحم است. اینک به هر یک از این صورتها مى پردازیم و حکم آنها را بر مى رسیم:

گونه اول و دوم: این که آن ترکیب به دست آمده، از زن و شوهر باشد، اما از آن جایى که به سبب ضعف یکى از آنه، یا هر دوى آنه، به دست آوردن ترکیب از راه آمیزش حلال ممکن نبوده، و از آن سوى، هیچ نقصى در منشا حیات انسانى اجزاى زنده موجود در آب بیرون آمده از پشت مرد، یا پهلوى زن وجود نداشته، ماده لازم از زن و شوهر گرفته شده و سپس در لوله آزمایش ترکیبى از آنها ایجاد گردیده و همین ترکیب که در خارج رحم به وجود آمده، در رحم کاشته شده و رحم آن را پذیرفته و رشد داده است، تا به صورت نوزادى در آید. در این جا هیچ اشکال و شبهه اى در جایز بودن وجود ندارد؛ چه، نه هیچ عنوانى از عنوانهاى حرام از قبیل: زنا یا ریختن نطفه در رحم حرام و یا جاى دادن نطفه در چنین رحمى ص بر این کار صدق مى کند و نه این کار با پاکدامنى و نگاه داشتن دامن و سفارشهایى از این دست که در روایات آمده است، ناسازگارى دارد.

البته در همین جا ممکن است لوازم عمل کاشت از قبیل نگاه یا به کار بردن علاج جایز براى پزشک شمرده شود، بویژه در جایى که با بیمار خود، همجنس باشد، یا حلال بودن شرعى از ناحیه کسى که کار کاشت را انجام مى دهد وجود داشته باشد. تلقیح جزء گرفته شده از مرد در جزء به وجود آمده در رحم زن، در خارج رحم نیز همین حکم را دارد و جایز است و به همان دلیل که گفتیم در آن اشکالى نیست.

در دو گونه یاد شده، زن و مرد پدر و مادر نوزاد و او فرزند آنان است و همه احکام مترتب بر یک ولادت پاک، از قبیل: نسب، ارث و محرم بودن، در این جا نیز تحقق دارد، هر چند شکل گرفتن جنین در رحم زن از راه آمیزش طبیعى صورت نپذیرفته است. گونه سوم و چهارم: گرفتن دو عنصر لازم از زن و شوهر و ترکیب آنها در خارج و سپس کاشتن جنین در رحم غیرهمسر، به عنوان اجاره کردن آن رحم، خواه زنى که جنین در رحم او کاشته مى شود شوهردار باشد، یا بى شوهر. چنین مى نماید که این کار در هر دو صورت یاد شده، جایز است؛ چرا که هیچ کدام از عنوانهاى حرام بر فرایندى که صورت پذیرفته، یعنى گرفتن اسپرم و اوول، ترکیب آن دو در خارج و کاشتن آن در رحم، صدق نمى کند؛ چه جاى دادن جنین در رحم زنى بیگانه، نه مصداق زناست، نه مصداق ریختن نطفه در رحمى که بر مرد حلال نیست و نه مصداق جاى دادن نطفه در چنین رحمى؛ زیرا روایات رسیده در این باب تنها به آمیزش نامشروع نظر دارند.

چونان که از این مساله بحث خواهیم کرد، در هر یک از دو فرض یادشده، فرزند از آن مرد و زنى است که اسپرم و اوول از آنها گرفته شده است، نه از آن زنى که جنین را در رحم او جاى داده اند، یا از آن شوهر آن زن (در این فرض که شوهردار بوده است) و نه از آن او و مردى که اسپرم را از وى گرفته اند.

دلیل این حکم نیز آن است که ملاک نسب، حتى در موارد ولادت حرام، تنها جنینى است که از دو جزء متعلق به مرد و زن پدید آمده است. براى نمونه، فرزند زن و مرد زناکار در عرف، فرزند آنها شمرده مى شود و برخى از احکام شرعى همانند نفقه و حضانت نیز مشروط بر این که مرد معلوم و نسبت طبیعى فرزند به او نیز به طریقى همانند ارتباط نداشتن زن با غیر او، محرز باشد، بر آن مترتب شده است، هر چند پاره اى از احکام و آثار شرعى، بنا بر دیدگاهى که از نظر نگارنده حق است، بر آن مترتب نباشد. به هر روى، زنى که جنین را در رحم مى پروراند (فراش) یا مردى که به زن خرجى مى دهد، هیچ سزامند دو عنوان: «مادرى» و «پدرى» نمى شوند، مگر آن که صاحب نطفه باشند، چونان که این حقیقت امروزه در علوم تجربى ثابت شده و هم مى توان آن را از روایات باب عزل، باب عده، استبراء کنیزان (که هر دو براى پرهیز از اختلاط آبها واجب شده است) و همچنین روایات زمان همبستر شدن و تاثیر آن در سالم بودن، یا عیب و کاستى داشتن نوزاد بیرون کشید. به خواست خداوند در ادامه نوشتار، در این روایات خواهیم نگریست.

در مسالک الافهام کاظمى، در ذیل آیه: «حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و اخواتکم و عماتکم و خالاتکم و بنات الاخ و بنات الاخت.»

چنین آمده است: «این [تحریم موجود در آیه]، تحریم نسبى است و درباره آن، هیچ اختلافى میان امت نیست. این تحریم، در عقد صحیح، در نفس الامر، یا نزد فاعل و یا در صورتى که ناشى از شبهه باشد، تحقق مى پذیرد؛ چرا که از دیدگاه م، نسب ناشى از شبهه در حکم صحیح است. اگر هم نسبت ناشى از زنا باشد، همانند آن که دخترى از زنا پدید آید، اصحاب ما همه بر این اجماع دارند که آن نیز چنین حکمى دارد. ابوحنیفه هم به این دیدگاه گراییده است.

بدین لحاظ که حقیقت «دختر بودن» در این جا وجود دارد؛ چه، دختر مرد، آن است که از منى او، به وجود آمده باشد. [اگر نفى برخى احکام شرعى دختر بودن را از این فرزند اشکال آورند، گوییم:] نفى پاره اى از احکام شرعى، همانند میراث، در مورد چنین دخترى، نفى حقیقت دختر بودن او براى مرد را ایجاب نمى کند.

دلیل دیگر ظاهر آیه: «ان امهاتهم الا اللائى ولدنهم» است که «مادر» را به گونه مطلق و به صیغه حصر، تنها کسى دانسته است که فرزند را زاده است.

بر پایه این استدلال، دخترى که [از رابطه نامشروع] به دنیا آمده «دختر» [زنى که از او متولد شده و نیز دختر مردى که با آن زن آمیزش کرده است] مى باشد، بلکه حقیقت «دختر بودن»، «مادر بودن» و «خواهر بودن» در این جا [براى طرفهاى نسبت] ثابت است، هر چند که پاره اى از احکام شرعى نفى شده باشد؛ بنا بر این چنین دخترى بر مردى که نطفه از اوست و بر دیگر مردانى که در شمول آیه جاى مى گیرند، حرام مى شود. در کل، حکم این دختر، حکم دخترى است که در پى عقدى صحیح نطفه اش بسته شود. شافعى تحریم را در این صورت نفى کرده و جایز دانسته است مردى که دختر از منى او پدید آمده است، با آن دختر ازدواج کند و با او همبستر شود.

نظر مالک همین است و دلیل آن نیز این که: چنین دخترى در شرع از آن مرد نیست؛ چرا که فرمود: «الولد للفراش» و این اقتضا مى کند که نسب تنها به «فراش» منحصر باشد، در حالى که در این جا فرض این است که فراش تحقق ندارد؛ بنا بر این هیچ تحریمى میان آن دختر با آن مرد ثابت نمى شود. این حکم، در خور درنگ است؛ چه نفى برخى از احکام شرعى، ایجاب نمى کند که به حسب لغت عنوان «بنت» بر آن دختر صدق نکند، در حالى که مدار تحریم صدق لغوى عنوان است و این چیزى است که، آن سان که دانستید، [در مساله مورد بحث] ثابت است.

گونه پنجم، ششم، هفتم و هشتم: جزء نخست [اسپرم] از مرد گرفته شود و در اوولى که در رحم یک زن بیگانه و به سبب تحریک مصنوعى آن ایجاد شده است، تلقیح شود، خواه زن شوهردار و خواه بى شوهر باشد و خواه مرد معلوم و معین و خواه نامعلوم و نامعین.

شاید گفته شود: بر چنین تلقیحى، جاى دادن نطفه در رحمى که بر مرد حرام است، صدق مى کند و با پاکدامنى و نگهداشتن دامن ناسازگارى دارد و از این روى حرام است. اما دقتى بیشتر در صورت مساله این شبهه را از جان مى برد؛ چه، تلقیح در این ج، نه به ریختن منى مرد در رحم زن، بلکه به این است که منى تجزیه و از میان اسپرمهاى فراوان موجود در آن، اسپرمى که زنده و سالم و برخوردار از شرایط لازم براى ماندن است، گزینش و هر گونه میکروبى از آن زدوده و سپس همین اسپرم گزیده، در جزئى که در رحم پدید آمده است، آن هم در فضایى بیرون از رحم تلقیح شده و این، به معناى ریختن منى دررحم و جاى دادن نطفه در آن نیست، مگر این که گفته شود: «نطفه» همه و همچنین جزء به جزء اجزاى موجود در منى را بر مى گیرد و «استقرار دادن» نیز، اختصاصى به استقرار از راه طبیعى ندارد و اطلاق «من اقر نطفته فى رحم یحرم علیه» این صورت را هم در بر مى گیرد.

اما در پاسخ باید گفت: نخست آن که: اثبات چنین چیزى دشوارتر است، تا دریا را به کفچه پیمودن و دیگر آن که: این روایت، به زنا بر مى گردد و به آن نظر دارد.

از آنچه گفتیم، حکم فرزند به وجود آمده از این تلقیح نیز روشن مى شود و آن این که فرزند پاک است و پدر و مادر او، مرد و زنى هستند که اسپرم و اوول از آنها بوده است. البته این حکم مشروط به آن است که مرد معلوم و معین باشد، اما اگر معین نباشد، فرزند تنها به مادر، یعنى همان زنى که جنین را در شکم خود پرورانده و او را زاییده است، نسبت داده مى شود، نه به مردى که اسپرم را از او گرفته اند. هیچ اشکالى هم در این وجود ندارد؛ چرا که فرزند در این ج، تنها «ناشناخته پدر» است، نه آن که بى پدر، یا داراى پدر نامشروع باشد.

گونه نهم و دهم: اسپرم از مرد گرفته و با اوول یک زن بیگانه، که شوهردار است، ترکیب گردد و جنینى که از این راه شکل گرفته، در رحم همسر آن مرد [= مرد صاحب اسپرم] کاشته شود، یا همین صورت برقرار باشد، با این تفاوت که آن زن بیگانه بى شوهر و زنى که جنین را در رحم او جاى داده اند، نازا باشد.

گونه یازدهم و دوازدهم: اوول گرفته شده از زنى داراى شوهر، نازا با اسپرم گرفته شده از مردى بیگانه ترکیب شود و سپس جنین به دست آمده در رحم همان زن، کاشته شود.

این گونه هاى چهارگانه، حکم دو گونه یاد شده را دارند؛ یعنى این که کار جایز است، فرزند پاک است، فرزند به زن و مردى که اوول و اسپرم از آنها بوده است، و در صورت معین نبودن مرد، تنها به زنى که اوول از او بوده است، نسبت داده مى شود و احکام شرعى نسب بر آن اندازه از نسب که معلوم است مترتب مى گردد.

گونه سیزدهم و چهاردهم: اسپرم و اوول گرفته شده از زن و مردى معین و بیگانه با هم، با یکدیگر ترکیب و سپس در رحم زنى دیگر، شوهردار یا بى شوهر، کاشته شود. این دو گونه نیز، حکم گونه هاى پیشین را دارد، یعنى کار جایز است و فرزند به صاحب اوول و اسپرم، یا به زنى که جنین را در رحم او کاشته اند و مردى که اسپرم از اوست، نسبت داده مى شود. در این میان، گونه هاى دیگرى هم وجود دارد، همانند آن که صاحب اوول و اسپرمى که جنین از آنان ترکیب یافته است، نامعین و ناشناخته باشند و این دو از بانکهاى ویژه گرفته شده و پس از ترکیب در رحمى کاشته شود. در این فرض، پس از گذشتن از جایز بودن فرایند گرفتن اوول و اسپرم و نیز فرایند ترکیب آنها با همدیگر در لوله آزمایش، اشکالى در جایز بودن کاشتن آن نیز وجود ندارد. دلیل این حکم، همان صدق نکردن عنوانهاى حرام است که پیش تر هم از آن سخن گفتیم. در این ج، فرزند از آن زنى است که جنین در رحم او کاشته شده است و اگر وى، داراى شوهر باشد و بگوییم معناى: «الولد للفراش» چیزى جز خود فراش [یا زن و شوهر کنونى او] نیست، فرزند به شوهر آن زن نیز نسبت داده خواهد شد؛ اما اگر بگوییم معناى «الولد للفراش» آن است که فرزند از آن کسى است که آن فراش و بهره بردن از او برایش حلال است (چونان که همین نیز حق است و از روایات نیز همین بر مى آید) نتیجه آن مى شود که فرزند، به مردى که اسپرم از اوست تعلق یابد و هیچ وجهى براى نسبت دادن او به زن و همچنین شوى او نماند، مگر آن که گفته شود گرچه پدر ناشناخته است، ولى زن به آن دلیل که فرزند را در دوران جنینى پرورانده و تغذیه کرده است، از باب الحاق به باب رضاع، مادر اوست.

به هر روى، در این فرض، ولادت ولادتى پاک و فرزند هم پاک است؛ چرا که زنا و ناپاکى در این جا صدق نمى کند. اما اگر منى مرد بیگانه اى گرفته و بدون تجزیه آن و انتخاب اسپرم مناسب از آن، به رحم زن، بى شوهر یا شوهردار، ریخته شود، تا در نتیجه همچنان که در یک آمیزش حلال و طبیعى، ترکیب دو جزء در رحم صورت پذیرد، جاى سخن در جایز بودن یا حرام بودن آن خواهد بود. دور نیست که اطلاق «رجل اقر نطفته فى رحم یحرم علیه» این صورت را در برگیرد، هر چند ممکن است گفته شود، روایت به آمیزش حرام انصراف دارد و از آن جا که در این فرض، هیچ تماسى میان زن و مرد برقرار نشده، عنوان حرامى بر ریختن منى به این شکل صدق نمى کند.

به هر روى، روایاتى وجود دارد که ممکن است [براى اثبات حرام بودن] به آنها استناد شود: 1. «محمد بن یعقوب عن على بن ابراهیم عن ابیه عن عثمان بن عیسى عن على بن سالم عن ابى عبدالله(ع) قال: «ان اشد الناس عذابا یوم القیامة رجل اقر نطفته فى رحم یحرم علیه.»

سخت کیفرترین کس در قیامت، مردى است که نطفه خود را در رحمى جاى دهد که بر او حرام است. 2. «... الاصبهانى عن المنقری قال: سمعت غیر واحد من اصحابنا یروی عن ابى عبدالله(ع) انه قال: قال النبى(ص): لن یعمل ابن آدم عملا اعظم عندالله، تبارخ و تعالى، من رجل قتل نبیا او اماما او هدم الکعبة التى جعلها الله قبلة لعباده او افرغ ماءه فى امراة حراما.»

آدمى، نزد خداوند کارى گران تر از این نخواهد کرد که مردى پیامبرى یا امامى را بکشد، یا کعبه ر، که خداوند براى بندگانش قبله قرار داده است ویران کند، یا آب خویش در زنى حرام بریزد.

3. «عن الطبرسى فى الاحتجاج عن ابى عبدالله(ع) فى حدیث: ان زندیقا قال له: لم حرم الله اتیان البهائم؟ قال: کره ان یضیع الرجل ماءه و یاتى غیر شکله و لو اباح الله ذلک لربط کل رجل اتانا یرکب ظهرها و یغشى فرجها و کان فى ذلک فسادا کثیرا فاباح الله ظهورها و حرم علیهم فروجه، خلق للرجال النساء لیانسوا و یسکنوا الیهن و یکن موضع شهواتهم و امهات اولادهم.»

زندیقى پرسید: چرا خداوند، آمیزش با چهارپایان را حرام کرد؟ فرمود: خوش نداشت مرد آب خویش را تباه کند و به راهى جز آنچه رواست، حاجت خود برآورد. اگر خداوند این را مباح کرده بود، هر مرد ماده الاغى در اختیار مى گرفت، از آن سوارى مى کشید و حاجت خود را نیز به آن بر مى آورد و در این فسادى فراوان بود. پس پشت آنها را براى سوارى کشیدن بر مردم مباح و فرج آنها را حرام کرد. خداوند براى مردان زنان را آفرید، تا با آنان همدم شوند و در بر آنان آرام گیرند و آنان نهادنگاه شهوت و مادران فرزندانشان باشند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل در مورد باروریهاى مصنوعى و حکم فقهى آن

تحقیق در مورد پسر سالاری

اختصاصی از نیک فایل تحقیق در مورد پسر سالاری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد پسر سالاری


تحقیق در مورد پسر سالاری

لینک پرداخت و دانلود پایین مطلب

فرمت فایل : word

تعداد صفحه : 12

 

خشت و سرشت

بررسی باورهای جنسیتی در محتوای کتابهای درسی دوره ابتدایی

پسر سالاری در کتاب های درسی

 

خشت و سرشت

درحقوق اسلام، اصل استقلال مالی زن و شوهر در برابر یکدیگر پذیرفته شده است.
ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی در تأیید این اصل مقرر می دارد «زن مستقلاً می تواند
در دارایی خود تصرفی را که می خواهد بکند. با وجود این که زن در اسلام
باید در جمیع امور مربوط به زندگی، از شوهر تبعیت کند اما شوهر هیچ گونه
اختیار قانونی نسبت به امور مالی زن ندارد و زن نه تنها مالک اموال خود است
و در چگونگی خرج کردن مال خود اختیار کامل دارد بلکه هیچ گونه تکلیفی
در پرداخت مخارج خانه به عهده ندارد. از نظر حقوقی، زن اجباری
در تهیه و بردن جهیزیه به خانه شوهر ندارد و بردن جهیزیه به خانه شوهر به معنی انصراف از مالکیت و شریک شدن با شوهر نیست. زن هرگاه بخواهد می تواند
جهیزیه را به دیگری انتقال دهد. صمیمیت و محبت بین زن و شوهر، اغلب موجب می شود که زن اداره اموال خودرا به دست شوهر بسپارد و درآمد خود را برای شرکت در مخارج ضروری خانه و زندگی دراختیار او بگذارد. این حسن نیت ناشی از علاقه زن به همسر و خانواده است و الزام قانونی ندارد.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد پسر سالاری

دانلود مقاله کامل در مورد ایران و جامعه اطلاعاتی در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی

اختصاصی از نیک فایل دانلود مقاله کامل در مورد ایران و جامعه اطلاعاتی در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل در مورد ایران و جامعه اطلاعاتی در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی


دانلود مقاله کامل در مورد ایران و جامعه اطلاعاتی در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:268

 

ایران و جامعه اطلاعاتی در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی

بررسی و ارزیابی پیش‌بینی‌های برنامه سوم توسعه جمهوری اسلامی

در حرکت به سوی جامعه اطلاعاتی

 

سعادت آقاجانی

دانشجویی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی

مسئولان برنامه‌ریزی کشور با ارزیابی برنامه‌های توسعه پس از انقلاب (برنامه‌های اول و دوم توسعه) به این جمع‌بندی رسیدند که توسعه در ایران باید به صورت همه جانبه دنبال شود و تأکید خاص بر یک جنبه از توسعه و غفلت از جنبه‌های دیگر، موجب عدم توفیق برنامه می‌شود. حتی در جنبه خاص مورد نظر، دغدغه‌های آنان در تدوین برنامه سوم شامل «جوانی جمعیت و مشارکت خواهی آنان در عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به دلیل توسعه سطوح آموزشی، رشد شهرنشینی، گسترش ارتباطات، افزایش نرخ بیکاری و عقب ماندگی علمی و فنی کشور در عرصه‌های بین‌المللی» بوده است.

یکی از موضوعات مهم که در برنامه سوم توسعه بدان پرداخته شده، چگونگی رسیدن به «جامعه اطلاعاتی» است؛ زیرا این موضوع از شاخص‌های اصلی رشد و توسعه، تثبیت جایگاه جهانی و رهایی کشور از اقتصادی نفتی به شمار رفته و مزیت‌های نسبی کشور در بخش‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری می‌تواند روند پیشرفت به سمت جامعه اطلاعاتی را سرعت بخشد.

با این همه، روی دیگر سکه برنامه‌های توسعه نشان می‌دهد چالش‌های موجود، بر سر راه جامعه اطلاعاتی، موجب بروز تناقض‌های جدی در نظام برنامه‌ریزی کشور شده است.

عمده‌ترین چالش‌های فراروی کشور، در زمینه جامعه اطلاعاتی، چنین برشمرده می‌شود:

- ضعف نظام اداری و بورو کراتیک کشور به لحاظ نرم‌افزاری و سخت افزاری؛

- فقدان زیر ساخت‌های مناسب علمی، فنی و فن‌آورانه؛

- کمبود نیروی انسانی متخصص و ورزیده؛

- وجود نظرگاه‌های متناقض در بخش‌های گوناگون برنامه، به ویژه در بخش‌های فرهنگ و فن‌آوری‌های ارتباطی؛

- برتری و تسلط دیدگاه‌های منفی نسبت به فن‌آوری‌های نوین ارتباطی، مانند اینترنت، ماهواره و ... در برنامه سوم.

نویسنده این مقاله می‌کوشد، ابعاد گوناگون برنامه سوم توسعه را در خصوص چگونگی شکل‌گیری جامعه اطلاعاتی در ایران، چشم‌انداز‌های وضعیت فن‌آوری‌های نوین ارتباطی، سیاست‌ها یاتخاذ شده و موانع و چالش‌های موجود، مورد بررسی قرار دهد و برای تدارک برنامة چهارم توسعه، چشم‌اندازهای روشن‌تری را مطرح کند.

 

 

انقلاب اطلاعاتی و توسعه سیاسی

 

دکتر حسین حسینی

عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع)

انقلاب اطلاعاتی با ترکیب رایانة شخصی و شبکة جهانی، چهرة جدیدی از حیات را شکل داده است. (با عناوینی همچون واقعیت مجازی و فضای سایبری) که ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی بشر را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این میان تأثیر انقلاب یاد شده بر زندگی سیاسی، از اهمیت ویژه و جنبه‌های متنوعی برخوردار است که در این مقاله، تأثیر بر جنبة خاصی از زندگی سیاسی، یعنی توسعة سیاسی بررسی می‌شود.

توسعة سیاسی، مفهومی چند مؤلفه‌ای، پیچیده و با تفاسیر مختلف است. با احتراز از وارد شدن در پیچیدگی‌های این مفهوم، ما آن را مساوی با توسعة مشارکت سیاسی فرض می‌گیریم. از این نظر، توسعة سیاسی فرایندی است که در آن، شهروندان یک جامعه با سیاست درگیر می‌شوند و این درگیری، از درگیری ذهنی و نگرشی(به عنوان حداقل سطح درگیری سیاسی) شروع شده و تا نخبه‌گزینی تصدی مناصب سیاسی(به عنوان حداکثر سطح درگیری سیاسی) ادامه می‌یابد.

با توجه به دو نکتة مقدماتی، سئوال اصلی مقاله این است: انقلاب اطلاعاتی بر چه سطوحی از روند توسعة مشارکت سیاسی مؤثر است و آیا این تأثیر، ایجابی و تقویتی است یا تضعیفی و تخریبی؟

هر چند این سئوال دغدغة‌اغلب کشورهای دستخوش جریان انقلاب اطلاعاتی، از کشورهای پیشرفته گرفته تا کشورهای جهان سومی، است اما برای کشورهایی همچون ایران که توسعة سیاسی، بخش مهمی از دل مشغولی‌های ملی آنها محسوب می‌شود، اهمیت به مراتب بیشتری دارد. آنها با فقدان سابقة نهادهای مدنی و تجربة رفتارهای سیاسی مردم‌سالارانه و مشارکت‌جویانه، با دغدغه‌ها و سئوالاتی از این قبیل روبه‌رو هستند: چگونه می‌توان انگیزة مشارکت سیاسی را در مردم افزایش داد؟ چگونه می‌توان ابعاد کیفی و کمی مشارکت را تقویت کرد؟ چگونه علقه‌های ملی را جایگزین وفاداری‌های قومی و ناحیه‌ای ساخت؟ چگونه می‌توان علقه‌های ملی را جایگزین وفاداری‌های قومی و ناحیه‌ایا سخت؟ چگونه می‌توان شهروندان را به آگاهی یافتن از روندها و تحولات سیاسی ترغیب کرد؟ چگونه می‌توان شور و شوق رقابت سیاسی با نشاط و در عین حال سالم را در میان توده‌ها و نخبگان نقویت کرد؟ و...

انقلاب اطلاعاتی، به ویژه در قالب شبکة جهانی اطلاع‌رسانی(اینترنت) و لوح‌ها یفشرده با کارکردهای سیاسی ذیل، تا حدی به دغدغه‌های فوق پاسخ می‌دهند:

  1. شبکة جهانی اطلاع‌رسانی با فراهم‌آوری امکان تماس بی‌واسطه‌تر شهروندان با نهادها و شخصیت‌های دخیل در تصمیم‌گیر‌ی‌های ملی، فرصت مشارکت مستقیم‌تر و بدون میانجی‌های فیلترکنندة تقاضای سیاسی را ایجاد می‌کند واین، بیشتر مساوی با توسعة کیفی مشارکت سیاسی و جوامع مدنی متکثر است.
  2. شبکة مذکور از طریق ممکن‌سازی دسترسی بی‌سابقة شهروندان به اطلاعات(از جمله اطلاعات سیاسی)، با رهاسازی آنها از نظارت دروازه‌بان‌های خبری، باعث می‌شود آنان احساس کنند که حضوری بی‌واسطة‌تر درعرصة عمومی جامعه دارند و همچنین با افزایش آگاهی‌ها، از یک سو مشارکت عقلایی‌تر می‌شود و از سوی دیگر، این امکان فراهم می‌آورید که شهروندان قدرت بیشتری پیدا کنند و در مقابل مجموعه‌های بستة تصمیم‌گیری و نظارت‌های سیاسی، مقاومت آگاهانة بیشتری به خرج دهند.
  3. این شبکه با فراهم آوردن فضای سیاسی مجازی، در کشورهایی مانند ایران که نهادهای مدنی (مانند احزاب) رشد یافته و کارایی ندارند، با هزینة کمتر، هم امکان ارتباط‌‌گیری با اعضا و شهروندان را برای آنها ایجاد می‌کند و هم امکان مشارکت غیر فیزیکی و کم هزینه شهروندان را در فعالیت‌های حزبی و مدنی فراهم می‌سازد.
  4. شبکة مذکور با فراهم آوردن امکان انتخابات و رأگیری الکترونی، با کاهش موانع و هزینه‌های شرکت در انتخابات، معضل پایین بودن درصد تعداد رأی دهندگان و کیفیت آرا را نیز حل می‌کند.
  5. و سرانجام اینکه شبکة جهانی اطلاع‌رسانی، با فراهم آوردن امکان ارتباط دو سویه(به جای ارتباط یک سویة اغلب رسانه‌های مرسوم)، این فرصت را به شهروند داده است که بتواند برخوردی خودگزین با اطلاعات سیاسی و مطالب ارائه شده در جریان مبارزات انتخاباتی داشته باشد و بدین ترتیب، آزادی بیشتری، حتی در عرصة اطلاع‌گیری سیاسی به وجود می‌آید و شهروند در برابر تهاجم تبلیغاتی بازیگران سیاسی حرفه‌ای، مصونیت بیشتری می‌یابد. در کشورهای جهان سومی که نظام رسانه‌ای و ارتباطی کارامد و نهادینه شده ندارند و شهروندان از هنجارهای ارتباطی پیشرفته و درونی شده بی‌بهره‌اند این کارکرد شبکة جهانی اطلاع‌رسانی، احتمالا اهمیت ویژه‌ای دارد.

البته نقدهایی نیز ادعاهای مطرح شده، وارد شده است که در مقاله به آنها می‌پردازیم. از جمله اینکه فضای سیاسی مجازی، فاقد هویت فیزیکی و بنابراین فاقد محدودیت‌های دنیای واقعی سیاست است و بدون آنها، جامعة دموکراسی اینترنتی معنایی ندارد؛ و یا اینکه اینترنت باعث آزادی بیش از حد می‌شود و این نوبة خود، باعث شده تا، محلی برای مباحثة عقلانی نباشد، بلکه مکانی برای تخلیه هیجان‌های سیاسی و گفت‌گوهای غیر عقلانی باشد.

در این مقاله تلاش می‌شود تا با نگاهی بیطرفانه به دو طرف (مخالف و موافق) موضوع، جمع‌بندی نهایی، با توجه به شرایط کشور ایران ارائه شود.

 

 

انقلاب دیجیتال: فرصت‌ها و چالش‌های آن برای ایران

 

دکتر شهیندخت خوارزمی

عضو هیأت علمی سازمان مدیریت صنعتی

انقلاب دیجیتالی شدن فن‌آوری‌های اطلاعات و ارتباطات آغاز شد و به دلیل قابلیت‌های بسیار بالا، به ویژه از نظر سرعت، کیفیت و کارایی خارق‌العاده، خیلی زود فراگیر شد و باعث پیدایش روند پرشتاب دیجیتالی کردن محیط زندگی انسان گردید و اکنون به مهم‌ترین عامل توسعة کلیدی مفهوم در نظریه‌های اقتصادی نوین و توسعه پایدار تبدیل شده است. این تحول به دلیل آثار گسترده و عمیقی که بر ابعاد فردی و اجتماعی جامعه بشری دارد، به دگرگونی‌های گسست‌آفرینی منجر شده که ضمن ایجاد فرصت‌های بسیار، دغدغه‌های ویژة خود را نیز به همراه آورده است.

در طول تاریخ بشر، به ویژه با پیدایش علم تجربی و آغاز دستکاری‌های جدی انسان در محیط طبیعی، علم و فن‌آوری به دو اهرم تحول اجتماعی تبدیل شدند. از آن مهم‌تر جریان‌های موازی و گاه متعامل پیشرفت‌های علمی و فنی از نیمه دوم قدن بیستم به این سو، همواره عامل شکل‌گیری و نیروبخش تحولات اجتماعی بوده‌اند اما آنچه، به ویژه در یکی دو دهة اخیر، چشم‌گیر است همگرایی و ترکیب روندهای تحول علمی- فنی، به خصوص در چند حوزة اطلاعات، ارتباطات وراثت، زیر فن‌آوری و علوم مواد است که به توان دستکاری انسان در اطلاعات موج، ژن، ماده و انرژی، ابعاد تازه‌ای بخشیده است و انقلاب دیجیتال با تأثیرگذاری گسترده و ژرف برهمة این حوزه‌ها از یک سو، و فراهم آوردن امکانات حیرت‌انگیزی برای ترکیب قابلیت‌ها و دستاوردهای این حوزه‌های علمی فنی، از سوی دیگر، بر این اندیشه دامن زده است که انسان با انقلاب دیجیتال وارد عصر تازه‌ای از حیات خویش شده است؛ عصری که در آن بسیاری از مفاهیم و اندیشه‌ها و قواعد در همة حوزه‌ها، از جمله اقتصاد، سیاست و فرهنگ، باید از نو تعریف شوند.

با چنین فرضی است که گفتار حاضر و نوشتاری که برآن اساس تنظیم می‌شود، ارائه می‌گردد. در این گفتار، ضمن معرفی انقلاب دیجیتال و مهم‌ترین روندهی تحولی که در اثر آن به راه افتاده است، سیمای عصر دیجیتال ترسیم می شود و سپس با پرداختن به مهم‌ترین دغدغة این عصر _ یعنی شکاف دیجتال _ چالش‌ها و فرصت‌ها انقلاب دیجیتال برای جامعة ایران معرفی خواهد شد و بدین ترتیب، بحث‌ ما حول پرسش‌های زیر شکل می‌گیرد:

  1. انقلاب دیجیتال چیست و آثار تحول آفرین آن بر زندگی بشر کدام‌اند؟ سه پارة نظام اقتصاد، سیاست و فرهنگ، چگونه از این تحول تأثیر پذیرفته‌اند؟
  2. شکاف دیجیتال چیست و مهم‌ترین شاخص‌های آن کدام‌اند؟
  3. ایران، در ارتباط با شکاف دیجیتال چه جایگاهی در جهان دارد؟
  4. انقلاب دیجیتال، برای توسعة ایران چه چالش‌ها و فرصت‌هایی را در بر دارد؟

 

 

عصر ارتباطات و جهانی سازی؛ لزوم تغییر در انگاره‌های توسعه

 

سید نورالدین رضوی‌زاده

پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات روستایی وزارت جهاد کشاورزی

نیمه دوم قرن بیستم، به مثابه «دورة گذرا» در تاریخ حیات بشری است که با طرح گفتمان‌هایی چون: مدرنیته، توسعه، جهانی شدن، پایان تاریخ، برخورد تمدن‌ها و عصر ارتباطات، از دوره‌های شاخص در تاریخ تمدن بشری محسوب می‌شود.«انقلاب ارتباطات» حتی بیش از «انقلاب صنعتی» تار و پود جامعه معاصر را دگرگون نموده و جهان را دچار شرایطی از تغییر ساخته که سرعت و عمق آن بی‌سابقه بوده است.

در دورة قبل، مجموع رنسانس، روشنگری و انقلاب علمی و تجاری که در اروپا به وقوع پیوست، توانست جوامعه دموکراتیک و توسعه یافته‌ای پدید آورد که با قرار دادن فرد در کانون مسئولیت اجتماعی، نگرش قبلی را متحول کرد. همزمان با این روند، دگرگونی مشابه‌ای در ارتباطات رخ داد و صنعت چاپ، الگوی ارتباطات پیشین را متحول ساخت. در دورة کنونی رسانه‌ها یارتباطی با افزایش سرعت ارتباطات و روابط سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، به نوعی زمان و مکان را فشرده و متراکم نموده و به کوچک شدن مکان، وابستگی واحدها در همة عرصه‌های سیاسی، اقتصادی وادغام و یکپارچه‌سازی فرهنگی کمک نموده‌اند. دورة جدید، پیشرفت و گسترش رسانه‌های ارتباطی و وابستگی همة امور به ارتباطات و اطلاعات،«عصر ارتباطات» نام گرفته است.

این وضعیت در ارتباط با کارکرد و نیاز نظام سرمایه‌داری شکل گرفته است و به کلی با آنچه در عصر تمدن صنعتی ظهور یافته بود، تفاوت دارد. سرمایه‌داری عصر فراصنعتی، متکی به «ارتباطات و اطلاعات» بوده و از نوعی پویایی درونی برخوردار است که حد و مرزی بر نمی‌تابد و مدام به سمت مرزشکنی و گذر از چارچوب‌های موجود پیش می‌رود. در این شرایط، سرمایه با سرعت و حجم زیاد، از نقطه‌ای به نقطه دیگر منتقل می‌شود و نظارت‌های محلی را کم‌اثر و گاهی بی‌اثر می‌سازد.

بنابراین، شاهد شکل‌گیری یک «اقتصاد واحد جهانی» هستیم که در مقام یک واحد به هم وابسته، انواع اقدام‌های اقتصادی را در مقیاس جهانی و در یک زمان به مورد اجرا در می‌آورد. اقتصادهای ملی، منطقه‌ای و محلی نیز متکی به پویایی و ساز و کار این اقتصاد واحد جهانی هستند اما همة بخش‌های جهان و کشورها در این اقتصاد مشارکت ندارند. خصلت این اقتصاد جهانی چنان است که بخش‌ها و کشورها و افراد قوی و غنی را به یکدیگر متصل می‌سازد و سایرین را از چرخة فعال تولید، تجارت و سودآوری، به حاشیه‌نشینی وا می‌دارد.

این اقتصاد جهانی را می‌توان «اقتصاد اطلاعاتی» قلمداد نمود؛ زیرا به شدت به اطلاعات و فن‌آوری ارتباطی متکی و وابسته است و قدرت خود را برای به حاشیه نشاندن دیگران، از تسلط بر ابزار و رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتی کسب نموده است.

این شرایط سبب می‌شود تا تصمیمات اساسی سیاسی و اقتصادی در سطوح جهانی اتخاذ شود؛ تصمیاتی که بیرون از حوزة اختیار و ارادة دولت‌های ملی فاقد توانمندی‌ (ارتباطی، سیاسی و اقتصادی) گرفته می‌شوند و این دولت‌ها هیچ تأثیری بر آن ندارند اما در مقابل، آن تصمیم‌ها به شدت شرایط سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی این کشورها را متأثر می‌سازند. بنابراین، برای کشورهای در حاشیه نشستة عصر ارتباطات، اتخاذ برنامه‌ها و تصمیم‌های اساسی برای توسعه درونزا و محلی، مانند شرایط عصر صنعتی یا دورة قبل، امکان‌پذیر نیست، چرا که روند جهانی‌سازی و یکپارچه شدن شبکة تعاملات اجماعی در سطح جهانی امکان اتخاذ هرگونه خط‌مشی یا تصمیم‌گیری مستقل را در عرصه‌های سیاسی اقتصادی از این کشورها سلب می‌کند.

 

 

جامعه اطلاعاتی و زمینه‌های کاربرد فن‌آوری اطلاعات در توسعة کشاورزی و توسعة روستایی ایران

 

دکتر محمد حسین عمادی

معاون وزیر جهاد کشاورزی د رترویج و نظام بهره‌برداری

پیچیدگی عوامل انسانی و غیر منتظره بودن عوامل محیطی تأثیرگذار بر فعالیت‌های کشاورزی، از یک سو و حساسیت راهبردی امنیت غذایی و مقابله با فقر از سوی دیگر، "توسعة کشاورزی" را باچالش‌های عمیق و گسترده‌ای در این زمینه، چارچوب معادلات بازار را دگروگونی ساخته است و تمامی اجزای "صنعت کشاورزی" را نیز دستخوش تحولات اساسی و ساختاری خواهد کرد. تأثیر عوامل زیست محیطی و تغییرات آب و هوایی نیز تحولات اساسی را در کشاورزی ایجاد کرده و در آینده نزدیک یقیناً بیشترین تأثیر مخرب خود را بر فعالیت‌های کشاورزی خواهد گذاشت. با عنایت به این دو مؤلفه، در دهه آینده، سیاست‌گذاران و پژوهشگران عرصه کشاورزی به رغم عدم آمادگی، با چالش‌های فزاینده و غیر قابل پیش‌بینی مواجه خواهند بود.

افزایش توان و آمادگی سیاستگذاران، پژوهشگران ودست‌اندرکاران بخش کشاورزی، برای درک پیچیدگی‌های فراینده و ارائه راه حل‌های راهبردی، نیازمند شناختی"عالمانه" و "به هنگام" از رویدادهای جهانی و دیدگاهای نظری دیگر صاحب‌نظران است. همچنان که سرعت چشمگیر روند جهانی شدن در عرصة بازار یک چالش جدی برای بهره‌برداران بخش کشاورزی است. جهانی شدن در عرصة اطلاعات و اطلاع‌رسانی نیز یک فرصت طلایی برای پژوهشگران و سیاستگذاران به منظور کسب آمادگی و پاسخگویی به چالش‌های مذکور فراهم نموده است.

اطلاعات در عرصه کشاورزی و توسعه روستایی، نه تنها به عنوان یکی از اصلی‌ترین نهاده‌ها وسرمایه‌ها تلقی می‌گردد بلکه کاراترین"عامل ارتقای راندمان" و اثر بخشی دیگر منابع تولید و توسعه به شمار می‌آید. فن‌آوری اطلاعات، به عنوان بستر‌ساز اطلاع‌رسانی، شاید بزرگ‌ترین فرصت برای پژوهشگران و سیاستگذاران بخش کشاورزی محسوب شود. بهره‌برداری از این "فرصت" که نیازمند ابزار و دانش و مهارت است، در شرایط کنونی کشور ما یکی از اساسی‌ترین ضرورت‌ها است.

هدف اصلی این مقاله، بررسی و ارزیابی توانایی‌ها و آمادگی‌های ایران در حرکت به سوی جامعه اطلاعاتی در بخش کشاورزی و توسعه روستایی است. در این مقاله طرح استقرار شبکه نظام دانش و اطلاعات کشاورزی موسوم به نداک که به منظور بهره‌گیری از فن‌آوری اطلاعات (سخت‌افزاری و نرم‌افزاری) در فرایند توسعه کشاورزی و روستایی از سوی نویسنده ارائه گردیده و در حال اجرا است، عرضه خواهد شد.

 

 

دیدگاه‌های علمی درباره جهانی‌سازی اقتصادی،انقلاب ارتباطات و تأثیر متقابل آنها

 

دکتر علی اصغر کیاء_ دکتر رحمان سعیدی

اعضای هیأت علمی گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی

جهانی شدن امروزه یکی از مهمترین مباحث موجود در حوزة علوم انسانی ومخصوصاً علم سیاست به شمار می‌رود که اندک اندک به گفتمانی برای تجزیه و تحلیل مسائل مختلف زندگی انسان تبدیل می‌شود و تمامی امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مربوط به کشورهای جهان نیز بر اساس همین گفتمان بررسی و تحلیل می‌شوند.

در عین حال، پیشرفت خیره کنندة فن‌آوری‌های جدید ارتباطی که سبب محو عامل محدودیت زمان و مکان در مراودات انسانی و ارتباطات در سراسر کره خاکی شده است، مسئله انقلاب ارتباطات را به عنوان یک پدیدة سرنوشت‌ساز در زندگی انسان‌ها مطرح می کند.

در این مقاله، نخست به بررسی دیدگاه‌های مختلف علمی در زمینة جهانی‌سازی با تأکید بر جهانی‌سازی اقتصادی می‌پردازیم، سپس به تشریح انقلاب ارتباطات و پدیده‌های شگفت‌آوری چون رسانه‌های متعامل به عنوان فن‌آوری‌های جدید اطلاعات و ارتباطات خواهیم پرداخت، آنگاه به تجزیه و تحلیل تعامل این دو پدیده، یعنی جهانی شدن و انقلاب اطلاعات می‌پردازیم، و در پایان با توجه به امر اطلاع‌رسانی و نقش تعیین ‌کنندة ارتباطات و فن‌آوری‌های نوین ارتباطی در سرنوشت جامعة انسانی و از جمله مردم کشورمان، پیشنهادهایی در زمینة نقش و جایگاه فرهیختگان، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در مسئلة حایز اهمیت اطلاع‌رسانی واثرهای مثبت آن ارائه شده است.

 

 

بازتاب نظریه‌های توسعه در نظریه‌های جامعه اطلاعاتی با نگاهی به برنامه توسعه در ایران

 

احمد میر عابدینی

مدرس و محقق علوم ارتباطات

جامعه اطلاعاتی، با وجود تصویرهای متنوع و مختلفی که از آن ارائه می‌شود، میعادگاه نظریه‌های توسعه است و انواع و اشکال نظریه‌های توسعه اجتماعی را می‌توان در آن باز یافت. تمرکز قدرت، ثروت و دانایی، که هر یک به تنهایی محورهای اصلی نظریه‌های توسعه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را شکل داده‌اند، در جامعه اطلاعاتی، ترکیب‌ها و مرکزیت‌های جدید به وجود آورده‌اند. این مرکزیت‌های جدید که حول محورهای نظریه‌های توسعه شکل گرفته‌اند، با توجه به بی‌تمرکزی ظاهری، کار بازشناسی نظریه‌های گوناگون را، که در واقع راهبردهای اصلی حرکت جوامع اطلاعاتی به شمار می‌روند، دشوار خواهد ساخت.

جست و جو در این زمینه، با تکیه بر نظریه‌های‌ توسعه برون‌زا، که به شکل‌های جدیدی باز تولید شده‌اندف می‌تواند در بازشناسی رگه‌های نظریه‌های توسعه قبل از جامعه اطلاعاتی و شکل بازتاب آنها در نظریه‌های جامعه اطلاعاتی مفید باشد.

همچنین، نگاهی به طرح ‌های ارتباطی و اطلاعاتی در برنامه سوم توسعه در ایران، با توجه به این بحث و همراه با نتایج بررسی این نظریه‌ها بتواند برای راه‌گشایی برنامه چهارم توسعه در ایران سودمند و با توجه به برخی محدودیت‌های نظریه‌های توسعه و شریاط ویژه ایران، جای نگاهی به برنامه‌های توسعه در زمینه فضای عمومی ارتباطی واطلاعاتی در جامعه اطلاعاتی آینده ایران خالی باشد.

 

محور دوم: جامعه اطلاعاتی و آموزش نوین

 

نقش نهادهای غیر دولتی در ترویج فن‌آوری اطلاعات

 

محمدرضا شخم‌گر

مدیر بخش شبکة مدرسه بنیاد دانش هنر

فن‌آوری اطلاعات و انقلاب رایانه‌ای اینترنتی در چند سال اخیر تغییرات گسترده‌ای در جنبه‌ها یمختلف زندگی، اعم از فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی پدید آورده است و به عنوان یک پدیة قدرتمند موجب شده است تا یک فرصت استثنایی برای جبران عقب‌ماندگی‌های عصر صنعت و جهشی اساسی در ورود به عصر اطلاعات برای کشورهای در حال توسعه، نظیر ایران، فراهم ‌آورده شود. این فرصت پیش آمده، همیشگی نیست و هر روز محدودتر می‌شود چه بسا اگر چند سالی سپری شود و ما از آن استفاده نکنیم ناگزیر با تهدید ناشی از پر نشدن فاصله بین خود و کشورهای در حال توسعه روبه‌رو خواهیم شد. برای حصول نتیجه مطلوب، باید فن‌آوری اطلاعات و به خصوص ابزار به کارگیری آن را به همگان و به ویژه جوانان شناساند و مدارس را می‌توان یکی از بهترین بسترها برای این منظور به شمار آورد. به نظر می‌رسد آموزش و پرورش، به عنوان متولی آموزش در مدارس، به تنهایی توانایی رسیدگی به این مهم را ندارد و یا اینکه نیاز به حمایت و پشتیبانی سایر مؤسسات توانمند در این امر احساس می‌شود.

از همین روی بنیاد دانش و هنر (به نشانی الکترونی www.saf.ir) به جمع‌آوری کمک‌های نیکوکارانه و ایجاد مراکز رایانه‌ای در بیش از 110 دبیرستان و مراکز آموزشی در سطح کشور و علی‌الخصوص مناطق محروم و همچنین اتصال آنها به پایگاه‌های اینترنت و هدایت و رهبری دانش‌آموزان به فراگیری فن‌آوری جدید، توانسته است گام مؤثری بردارد.

در این مقاله گزارشی از فعالیت‌های بنیاد، به عنوان یک نهاد غیر دولتی، و میزان اثر‌گذاری آن ارائه می‌شود.

 این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید  

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل در مورد ایران و جامعه اطلاعاتی در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی