نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق وبررسی در مورد بدن انسان 11 ص

اختصاصی از نیک فایل تحقیق وبررسی در مورد بدن انسان 11 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 11

 

مقدمه:

خداوند یکتا را سپاس می گویم که توفیقی عنایت فرمود تا بتوانم چند جلد از مجموعه دانستنیهای این مرکز را برای نوجوانان عزیز که سرمایه های آینده این کشور هستند ترجمه کنم تا شاید از طریق گام بسیار کوچکی در جهت بالا بردن سطح علمی و اطلاعات عمومی این عزیزان برداشته باشم.

مجموعه دانستنیهای «باید بدانیم»، شامل اطلاعاتی دربارة انواع حیوانات، بدن انسان و غیره است. کتابی که پیش رو دارید یکی از عناوین مجموعة باید بدانیم! تحت عنوان «دربارة بدن انسان» است. مطالعه این کتاب و سایر کتاب های مربوط به دانستنیهای مختلف که به زودی در اختیار همگان قرار خواهد گرفت نه تنها برای نوجوانان مفید است بلکه بزرگسالان نیز خالی از لطف نیست.

در پایان بر خود واجب می دانم که از مدیریت محترم جناب آقای مهندس سعید سعادت و همچنین مادرم خانم خدیجه سعادت صانعی که همیشه مشوق من بوده اند و تمامی دوستانی که در تهیه و تنظیم این کتاب نقش بسزایی داشته اند تشکر کنم.

بدن انسان

از لحظه ای که به دنیا می آییم، تا آخرین لحظه ای که زنده هستیم، بدن ما ثانیه ای از کار نمی ایستد. مجموعه پیچیده بدن ما، از میلیاردها سلول زنده که شامل 200 نوع مختلف می باشد تشکیل شده است که مشتمل بر سلولهای عصبی به نام نورون و سلولهای تخصص یافته ای به نام سلولهای ترشحی هستند. سلولهای ترشحی هورمون و آنزیم ترشح می کنند که برای کارهای گوناگونی در بدن به کار می روند. هر نوع از سلولها، در بدن کار خاصی دارند. سلولهایی که کار یکسان انجام می دهند با هم بافتها مختلفی بافت عضلانی و بافت عصبی را تشکیل می دهند. بافتها نیز در کنار یکدیگر اندامها را می سازند که بخشهای مهم و اصلی بدن هستند. ششها، قلب، کبد و ملیه ها، اندامهای مهم بدن به شمار می روند که در ارتباط با هم بوده و هر کدام سیستمی را به وجود می آورند که هر سیستم کار بسیار مهمی انجام می دهد. به عنوان مثال: قلب، رگهای خونی و خون در مجموع، سیستم گردش خون را می سازند. این سیستم اکسیژن و مواد غذایی بدن را کنترل می کند. با کمی دقت در ساختار بدن و سیستمهای موجود در آن و چگونگی کار و ارتباط آنها با یکدیگر، باید اعتراف نمود که انسان پیچیده ترین و در عین حال شگفت انگیزترین مخلوق آفریدگار است.

تواناییهای بدن

بدن ما در انجام بسیاری از حرکات تعادلی و ایجاد هماهنگی، از تواناییهای فوق العاده و حیرت آوری برخوردار است. گرچه بسیاری از حیوانات، حرکاتی سریعتر و چالاکتر از انسان دارند ولی انعطاف بدن انسان خیلی بیشتر از حیوانات است. مغز بسیار پیچیده انسان، تعادل بدن را کنترل می کند و ما را قادر می سازد تا کارهای فیزیکی را به بهترین صورت انجام دهیم.

سلول

در هر ثانیه، میلیونها سلول از بین می روند و میلیونها سلول دیگر جایگزین آنها می شوند. یک سلول معمولی حدود 025/0 میلیمتر یعنی یک هزارم اینچ قطر دارد. در بدن انسان سلولهای مختلفی وجود دارد که هر کدام برای کار خاصی شکل گرفته اند. سلولهای عصبی مانند سیمهای برق، بلند و باریک هستند و پیامهای الکتریکی را هدایت می کنند.

سیستم اسکلت بدن

اسکلت و چهارچوب بدن را 206 استخوان می سازند که تعدادی از آنها توسط مفاصل انعطاف پذیر، به هم متصل شده اند به عنوان مثال: مفصل پا به انسان اجازه حرکت می‌دهد. استخوانهای دیگر مانند استخوانهای جمجمه، کاملاً به یکدیگر چسبیده اند. ستون مهره ها در بالا، از سر و در طرفین، از اندامها حمایت می کنند. این ستون همچنین کار محافظت و حمایت از نخاع را نیز بر عهده دارد.

پوست

بدن انسان توسط پوست پوشیده شده است. پوست انعطاف پذیر بوده، به حفاظت بدن کمک می کند، آب و باکتریهایی مضر را خارج و مایعات سودمند را در درون خود نگه می دارد. پوست فرسوده نمی شود زیرا دایماً سلولهای تازه ساخته می شوند و جای سلولهای قبلی را می گیرند. لایه فوقانی پوست یا اپیدرم، مدام سلولهای جدید می سازد. این سلولهای تازه ساخته شده به سطح پوست می آیند و جای سلولهای از بین رفته را می گیرند.

رشد و نمو

بدن انسان همچنان که رشد می کند، مهارتهای بسیاری هم به دست می آورد. بچه یاد می گیرد که چگونه بخندد، بنشیند، بایستد، چهار دست و پا راه برود و صحبت کند. به طور متوسط، حداکثر توانایی های فیزیکی و بدنی بین سنین 18 تا 20 سالگی به دست می آید، ولی با گذشت زمان، تغییرات بسیاری هم رخ می دهد.

از جمله، عضلات انعطاف خود از دست می دهند، استخوانها شکننده می شوند، قدرت عضلات کاسته شده، قد کوتاه تر و موها خاکستری می شوند.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق وبررسی در مورد بدن انسان 11 ص

پکیج درس 11 هدیه: عید مسلمانان

اختصاصی از نیک فایل پکیج درس 11 هدیه: عید مسلمانان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پکیج درس 11 هدیه: عید مسلمانان حاوی طرح درس (یک صفحه عکس ) ، راهنمای تدریس 1 صفحه ورد ، محتوای آموزشی پاور پوینت  و جدول ارزشیابی است.


دانلود با لینک مستقیم


پکیج درس 11 هدیه: عید مسلمانان

خواجه نصیرالدین توسی 11 ص

اختصاصی از نیک فایل خواجه نصیرالدین توسی 11 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 11

 

خواجه نصیرالدین توسی

فیزیکدان ایرانی

متولد: 30 بهمن سال 580 هجری شمسی در توس در خراسان در ایران

مرگ: 6 خرداد سال 653 هجری شمسی در کاظمین (نزدیک بغداد در عراق) در سن 73 سالگی.

مقدمه:

در یک محدوده ی زمانی نه چندان طولانی قوم ایرانی سردمدار علم شد. از جمله دانشمندان این دوره عبارتند از فردوسی، بوعلی سینا، ناصرخسرو، حسن صباح، خواجه نظام الملک، خیام، خواجه نصیرالدین توسی، زکریای رازی، رودکی و عنصری. وجود و حضور این افراد در نتیجه ی یک نوع انباشتگی ثروت و شهرنشینی و اقتدار حکومتی در ایران بود. فردوسی را می توان دانشمندی دانست که از لحاظ روانی به سپاهیان کمک می کرد و البته مردم عادی نیز اشعار او را برای موفقیتهای بیشتر در زندگی خود بکار می بردند. خیام که هم ریاضیدان بود، هم شاعر و فیلسوف و هم اخترشناس حرفه ای همراه با تیم تحقیقاتی خود موفق به تنظیم تقویم جلالی شد که دقت آن در این عصر شرقیان و غربیان را متعجب کرده که چگونه مردی در هشتصد سال پیش چنین دقت بی نظیری بکار برده است. اینک به شرح زندگی کسی می پردازیم که هشتصد سال پیش اولین مرکز تحقیقات ستاره شناسی دنیا را بنام رصدخانه ی مراغه بنا نهاد. محققی که اکنون به پاس خدماتش در نصف النهار 41 درجه ی جنوبی و مدار صفر ِ ماه منطقه ی بزرگی بنام صحرای نصیرالدین توسی نامگذاری شده است.

کسی که در کتاب ?شکل القطاع? خود، مثلثات را نه فقط به عنوان پیش زمینه ی نجوم بلکه دانشی مستقل مطرح کرده و قواعد اصلی مثلثات کروی و مسطح را عرضه کرده است. در آن زمان دانشمندان مجبور به فراگیری عربی بودند مثل امروز که همه مجبور به یادگیری انگلیسی هستند. چون علم آن زمان به زبان عربی بوده و پژوهشگران غربی هم به این زبان آشنایی داشتند. خواجه در کتاب ?تجرید الکلام? درباره ی نور و تکیه بر نظریه ی ذره بودن آن مطلب نوشته است که فوق العاده اهمیت علمی دارد. همچنین درباره ی انتشار صوت و شباهت آن به امواج آب نیز مطالبی را مورد بحث قرار داده است.

 

زندگینامه:

اسم واقعی: محمد بن محمد بن حسن توسی

تولد: 30 بهمن سال 580 هجری شمسی در توس در خراسان در ایران

مرگ: 6 خرداد سال 653 هجری شمسی در کاظمین (نزدیک بغداد در عراق) در سن 73 سالگی.

در حقیقت خواجه نصیر الدین توسی در طول زندگی خود بنامهای دیگری مثل محقق توسی، خواجه ی توسی و خواجه معروف بوده است.

 

خواجه در شرایط مستعدی پا به هستی نهاد. در آغاز تحصیل نزد دائى خود به علوم عقلیه پرداخت. ‏در این زمان بود که مغولها حمله ی سریع خود را به سمت غرب شروع کردند اما هنوز در ایران اتفاق خاصی نیفتاده بود.

 

در سال 593 هجری شمسی ، وقتی که محمد بن محمد توسی 13 ساله بود راهی شهر نیشابور شدو نیشابود در 75 کیلومتری غرب توس است و آنزمان شهر علمی و معروفی بود. در نیشابور کتاب قانون بوعلی را شبها از استاد خود فریدالدین داماد قرض می گرفت و می خواند صبح ها آنرا به او پس می داد تا استاد آنروز آنرا تدریس کند. این روش مطالعه برای توسی بسیار مفید بود چرا که شوق مطالعه ی درسهایش یعنی پزشکی، فیزیک و فلسفه را در او افزون می کرد. این پسر به همین استاد اکتفا نکرد و کتاب دیگر بوعلی  یعنی کتاب شفا را پیش یک استاد دانشگاهی دیگر بنام قطب الدین مصری یاد می گرفت.

روزی هم پدرش او را به خانقاه عطار در نیشابور (نزدیک توس) می برد تا رندی و درویشی را از عطار یاد بگیرد. (پاورقی 1) او ریاضی و نجوم و موسیقی را از ابوالفتح موسی بن الفضل معروف به کمال الدین یونس موصلی یاد می گیرد که خود کمال الدین شاگرد شرف الدین توسی بود. این استاد در مورد خواجه جمله ای می گوید که اهمیت علمی دارد و آنرا در پی نوشت این صفحه بخوانید.

محمد (خواجه نصیر) در سالهای جوانی در مؤسسات علمی و دینی موجود در اصفهان، قم، ری و بغداد درس می خواند و دوره هایی را می گذراند. جالبتر از همه اینست که دانشجویان ایران قدیم حتا در دوران اسلامی موسیقی یاد می گرفتند و با این هنر بصورت علمی آشنا می شدند. مقایسه کنید با درسهای حالای دانشگاهها.

او در جایی به شوق خود به علم اقرار می کند و می نویسد:

       ”

لذات دنیوی همه هیچ است پیش ِ من

در خاطر از تغییر ِ آن هیچ ترس نیست

روز ِ تنعم و شب ِ عیش و طرب، مرا

غیر از شب ِ مطالعه و روز ِ درس نیست

“     

خواجه نصیر الدین توسی          

 

حدود سال 599 هجری شمسی، خواجه در عراق که بخشی از ایران بود مشغول علم آموزی بود که ایران مورد هجوم قوم لشگر چنگیزخان مغول قرار گرفت. خواجه از این موضوع بی خبر بود تا موقعی که به سرزمین مادری بازگشت و توسط محتشم قهستان، حاکم ولایت قهستان، فراخوانده شد و عملا زندانی مؤدب و مورد احترام حاکم شد و تا هجوم بعدی قوم مغول، توسط هلاکوخان مغول، در خدمت خاندان اسماعیلی بود. در این مدت او مقالات متعددی نوشت و همچنین یکی از مهمترین کتابهایش را بنام ”اخلاق ناصری“ در سال 611 هجری شمسی نوشت. متنی از این متاب را در صفحه ی 3 همین بخش بخوانید.

با حمله ی بعدی، خواجه به خدمت هلاکو واداشته شد. او با هلاکو همراه شد و در بهمن سال 637 هجری شمسی بغداد را از دست خلفای عباسی نجات داد. در آن زمان المعتصم خلیفه ی بغداد بود. او از لحاظ نظامی بسیار ضعیف بود و بهمراه 300 سپاهیش بزرودی شکست خورد و بغداد بدون خونریزی بدست هلاکو افتاد.

چون خواجه روحیه ی وزیری نداشت و هلاکو از فتح بغداد بسیار راضی بود بنابراین از هلاکو درخواست کرد تا مناسب علمی به او اعطا کند. هلاکو هم وبیتکچی را وزیر خود اعلام کرد و به خواجه به دید مشاور نگاه می کرد. انها مراغه را در آذربایجان ایران بعنوان پایتخت انتخاب کردند.

 

نکته ی مهم زندگیش ?حسن استفاده از واقعیتها? است بگونه ای که برای پیشبرد فیزیک، اخترشناسی و ریاضی در ایران آنچنان انعطاف و نرمشی از خود نشان داده که اعجاب انگیز است. از خرافات مغول تا فنون دقیق ریاضی را برای پیشبرد علم ایران بکار برده است. بگذارید توضیح دهم:

 

هلاکو قصد داشت تمام کتابها و آثار علمی را آتش بزند و علماء را از بین ببرد. لذا خواجه متوجه شد که مغولها به پیشگویی از روی ستارگان بسیار علاقمندند. این بهترین نقطه ضعف بود و خواجه با این ادعا که می تواند طالع لشگریان مغول را پیشگویی کند توانست‏به هلاکو نزدیک شود و از تلف شدن آن همه کتابهاى ارزشمند و نفیس جلوگیرى نماید. او تنها در یک کتابخانه بیش از 400 هزار جلد کتاب نگهدارى مى‏کرد. مقایسه کنید با کتابخانه های امروز دانشگاههای دنیا. همچنین در اثر این تقرب، بسیارى از اهل علم و ادب را از مرگ حتمى نجات داد.

یکى از فواید دیگر نزدیک شدن به هلاکو این بود در آن چند سالى که محقق طوسى قدرت داشت ‏بعنوان یک فقیه حدود شرعیه را جارى و نماز جمعه را برپا نمود.

سپس هلاکو را راضی کرد که برای تعیین طالع بینی دقیق تر بودجه ای به او بدهد! و هلاکو بودجه ی کلانی در اختیار خواجه گذاشت و خواجه با آن پول، در سال 638 هجری شمسی، اولین مرکز تحقیقات فیزیک تجربی و اختر شناسی دنیا را در مراغه تحت نام رصدخانه ى مراغه برپا کرد.  رصدخانه ظرف سه سال ساخته شد و در سال 641 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرد. در کار ساختن این رصدخانه چینیان به ایرانیان کمک کردند. اما ابتکارات یگانه ای هم خواجه در آن بکار برد. مثلا ساختن یک دیوار 4 متری به قوس 90 درجه در ارتفاع و 90 درجه در پهنا که برای اولین بار بود ساخته می شد. سپس خواجه بعنوان رئیس مرکز دستور داد تا نسخه های تمیزی از کتابهای کتابخانه های الموت، بغداد، الجزیره، دمشق، موصل و خراسان خریداری و به مرکز تحقیقات مراغه منتقل شد.

 

اعضای هیأت علمی مرکز تحقیقاتی رصدخانه ی مراغه:

 

1- مؤید الدین عرضی، فرزند برمک فرزند مبارک عرضی دمشقی - مهندس و متخصص در علم هندسه و ساختن الات رصد، از اقران

2- نجم الدین علی، فرزند عمر فرزند علی کابتی -از علمای شافعیه

3- فخر الدین اخلاطی - مهندس و معمار و متبحر در علوم ریاضی، از تفلیس

4- فخرالدین مراغه ای - پزشک و ریاضیدان، از موصل

5- نجم الدین کاتب بغدادی، از صور

6- محی الدین مغربی، مهندس و ریاضیدان

7- قطب الدین شیرازی، بعنوان شاگرد خواجه

8- حسام الدین شامی

9- نجم الدین اسطرلابی

10- سید رکن الدین استرابادی

11- ابن الفوطی کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی

12- صدرالدین علی، فرزند خواجه

13- اصیل الدین حسن، فرزند خواجه

14- فو  من  جی   دانشمند چینی

15- ابوالفرج   بارهیراوس - شخصیت ممتاز مذهبی مسیحی

 

 

وقتی هلاکو نامهای پیشنهادی خواجه را دید توضیحاتی خواست که خواجه علت انتخابهایش را گفت و اشاره کرد که ما نباید به کیش و قوم فرقه و محل تولد اهمیت بدهیم و آنها پذیرفتند و شاید این اولین جرقه های عملکرد دانشگاههای کنونی غربیست که از تمام دنیا و هر مذهبی دانشمند استخدام می کنند. هلاکو پس اینکه عقاید خواجه راشنید به او گفت شما بروید و هر کاری که صلاح می دانید بکنید و خراجتان را از ما بگیرید.

 

 

اساسنامه ی مرکز تحقیقات رصدخانه ی مراغه:

1- ایجاد دانشکده های نجوم، زیج و تأسیس کارگاههای تولید ابزار رصد و تأسیس مرکز تحقیقات اخترشناسی در این دانشکده.

2- ایجاد مرکز ترجمه ی کتابهای وابسته به ستاره شناسی و هندسه و ریاضی.

3- تدریس دوره های لازم به پژوهشگران و علمای همکار برای ایجاد روشی واحد و علمی در تحقیق

4- نوشتن نتایج جدید در مجلات برای انتقال سریع علم جدید به دیگران.

 

توجه کنید که این بنیاد علمی هشتصد سال پیش تأسیس شد. قبل از اینکه حتا یک دانشگاه به این شکل نو در دنیا باشد.  این مرکز علمی سالها اساس ترین و دقیقترین داده های مورد نیاز دانشمندان چین و سایر ممالک اسلامی و غربی را تعیین می کرد و به داده های آن اعتماد بسیار زیادی بود.

او برای اعضای هیأت علمی خود این حقوق ها را تعیین کرد:

فلاسفه و ریاضیدانان     روزی سه درهم

پزشکان                      روزی دو درهم


دانلود با لینک مستقیم


خواجه نصیرالدین توسی 11 ص

تحقیق وبررسی در مورد خوشنویسی دوره صفویه 11 ص

اختصاصی از نیک فایل تحقیق وبررسی در مورد خوشنویسی دوره صفویه 11 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 11

 

دانشگاه علم و هنر

دانشکده هنر و معماری اردکان

مربوط به درس :

هنر در تمدن 2

موضوع تحقیق:

خوشنویسی در دوره صفویه

نام استاد:

جناب آقای اشعاری

دانشجویان:

محیا درویش نژاد

مریم هارونی

بهار88

مقدمه :

بعد از اسلام در ایران هفت نوع خط معروف وجود داشته که اگر هنرمند خوشنویسی قادر بود این هفت خط را کامل بنویسد سمت استادی داشت و او را در حد کمال و «هفت خط» می‌نامیدند.

خطهای هفت گانة اسلامی که در ایران متداول بوده و هست به ترتیب قدمت عبارت‌اند از: خط کوفی، خط محقّق و ریحان، خط ثلث، خط نسخ، خط تعلیق و دیوانی، خط نستعلیق و خط شکسته نستعلیق که رقعه را نیز باید به این جمع اضافه نمود. هر کدام از این خطها مشتقات و گونه‌های مختلف دارد.

تاریخ خط فارسی را با تاریخ تحول خط عربی همزمان می دانند زیرا با ظهور دین اسلام و گسترش آن در ایران خط عربی کوفی جایگزین خط پهلوی شد.

خط کوفی در ابتدا بدون نقطه و اعراب بود اما در سال 69 هجری قمری ابوالاسود دولی از شاگردان حضرت علی (ع) براین خط اعراب نهاد و دیگری به نام نصر بن عاصم نقطه گذاری کرد.

در اصفهان تا قرن دوم هجری خط همان خط پهلوی بود که از عهد ساسانیان رایج بود و تا سال 132 هجری قمری تغییری در خط معمول این شهر پیدا نشد.

با روی کار آمدن عباسیان و قدرت یافتن ابومسلم، برای اولین بار خط اسلامی در شهر اصفهان متداول شد و به تدریج مکاتیب عمومی از خط پهلوی به خط اسلامی تبدیل شد.

قرن پنجم و ششم زمان رواج خط کوفی در اصفهان است. از قرن هفتم هجری استقبال از این خط به شدت کاهش یافت. اما متروک نشد.

آخرین نمونه این نوع خط در کتیبه دور گنبد امامزاده جعفر است که تاریخ آن 725 هجری قمری است.

از اوائل قرن پنجم رواج خط نستعلیق که خط تحریری خاص ایرانی بود شروع شد و در قرن ششم و هفتم رواج کامل یافت بطوری که اکثر کتب فارسی و برخی از کتب عربی با این خط نوشته می شد.

چکیده :

دوره صفویان از درخشان ترین ادوار ترقی و تکامل خطوط مختلف ایرانی بویژه ثلث، (نسخ) و (نستعلیق) است.

در این زمان بیشتر شاهان و شاهزادگان و رجال و امراء صفویه خود خوشنویس بوده اند و خطاطان و اساتید خوشنویس از احترامی ویژه برخوردار شدند و مکتب خط و خطاطی در این شهر دائر شد و این شهر در حدود 4 قرن مهد بزرگترین خطاطان و خوشنویسان شد.

خط نستعلیق در دوران صفویه به آنچنان جایگاهی رسید که نه تنها در ایران و افغانستان (که در آن هنگام جزئی از ایران بود) بلکه در ممالک مجاور و دور دست همچون هندوستان و عثمانی و مصر و عربستان نیز طرفدارانی پیدا کرد و اساتید بزرگی مانند میر معزکاشی نستعلیق نویس بزرگ دوران شاه عباس اول به هند سفر کرد و این خط را در آن کشور رواج داد.

دوران صفویه زمان رونق خط ثلث نیز هست.

در ادامه مقاله بیشتر با رشد این هنر در دوره صفویه آشنا می شویم .

خوشنویسی در دوره صفویه

دوران حکومت صفویه در ایران و اصفهان زمان اوج شکوفایی هنر در سطوح مختلف بوده است. از جمله خوشنویسی به علت علاقة سلاطین این دوره به هنر خوشنویسی و گرامی‌ داشتن هنرمندان آن، بسیاری از خوشنویسان مشهور از سراسر کشور راهی اصفهان شدند تا در دستگاه صفویه ارج و قربی بیابند، همانند علیرضا عباسی و عمادالحسنی و عبدالمجید درویش طالقانی و سیداحمد نیریزی و دیگران.

با کمال تأسف، حسادت، دشمنی و سعایت بعضی از خوشنویسان نزدیک شاه عباس، باعث شهادت و کشتن بزرگترین نستعلیق نویس ایران زمین که شهرت جهانی دارد گردید، ولی عاقبت شاه عباس از این عمل ناپسند خود پشیمانگردید اما پشیمانی سودی نداشت.

ثلث نویسان و نسخ نویسان معروف اصفهانی که آثار ارزنده و زیبایی از خود به یادگار گذاشته‌اند عبارت‌اند از:

محمدرضا امامی اصفهانی: او به نام امام و پیشوای زمان خود شهرت داشته و دارای عمر طولانی بوده و همزمان با شاه عباس اوّل و شاه صفی و شاه عباس دوم و شاه سلیمان زندگی می‌کرده و کتیبه‌هایی به خط ثلث و نسخ و نستعلیق در هر دوره به یادگار گذاشته است. تعداد کتیبه‌ها به خط محمدرضا امامی در بناهای تاریخی اصفهان بیست و نه عدد می‌باشد

که بین سالهای 1038 تا 1081 هجری، رقم زده است.

محمدمحسن، فرزند محمدرضا امامی: نامبرده کتیبه‌های زیادی در بناهای تاریخی اصفهان دارد. محمدمحسن امامی اگرچه نستعلیق و نسخ را خوش می‌نوشته اما تخصّص او در خط ثلث بوده و کتیبه‌هایی که از او بر جای مانده، بیشتر به خط ثلث نوشته شده است. او در عهد شاه سلیمان صفوی و ابتدای سلطنت شاه سلطان حسین زندگی می‌کرده است.

محمد صالح اصفهانی: از خوشنویسان ممتاز و نامدار اصفهان در دوره صفویه است. در بسیاری از بناهای تاریخی آثار قلمی زیبای او مشاهده می‌شود، مخصوصاً در قسمت فوقانی محراب مسجد شاه


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق وبررسی در مورد خوشنویسی دوره صفویه 11 ص

تحقیق و بررسی در مورد سوفسطائیان 11 ص

اختصاصی از نیک فایل تحقیق و بررسی در مورد سوفسطائیان 11 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 14

 

سوفسطائیان

سوفسطائی در واژه به معنی استاد، دانشور، زبردست است. کسی که در امور زندگی هوشمند و زیرک است، خردمند.

در اواخر سده پنجم پیش از میلاد جماعتی از اهل نظر در یونان پیدا شدند که جستجوی کشف حقیقت را ضروری نمی‌دانستند‚ بلکه آموزگاری فنون را بر عهده گرفته‚ شاگردان خویش را در فن جدل و مناظره ماهر می ساختند تا در هر مقام، خاصه در مورد مشاجرات سیاسی بتوانند بر خصم غالب شوند. این جماعت به واسطه تتبع و تبحر درفنون مختلف که لازمه معلمی بود به سوفیستس (sophiste)، معروف شدند، و چون برای غلبه بر مدعی در مباحثه به هر وسیله‌ای متشبث می شدند‚ لفظ سوفیستس، که ما آنرا سوفسطایی گوئیم، علم شد برای کسانی که به جدل به پردازند و شیوه ایشان سفسطه (sophisme)، نامیده شده است. افلاطون و ارسطو در تقبیح سوفسطاییان و در مطالب ایشان بسیار کوشیده اند‚ ولیکن در میان اشخاصی که به این عنوان شناخته شده‌اند مردمان دانشمند نیز بوده اند‚ از آن جمله افرودیقوس (Priodikos) است و او از حکمای بدبین بود یعنی بهره انسان را در دنیا، درد و رنج و مصائب و بلیات یافته بود و چاره آن را شکیبایی و استقامت و بردباری و فضیلت و متانت اخلاقی می دانست. دیگری جورجیاس (Gorgias)است که با استدلالاتی شبیه به مباحثات زنون و برمانیدس، مدعی بود که وجود موجود نیست و نمونه آن این است که: کسی نمی‌تواند منکر شود که عدم، عدم است (یا به عبارت دیگر لاوجود لاوجود است). ولیکن همین که این عبارت را گفتیم و تصدیق کردیم، ناچار تصدیق کرده ایم به این که عدم موجود است، پس یکی تصدیق کرده ایم که عدم موجود است و جای دیگر ثابت کرده ایم که عدم موجود نیست؛ بنابراین محقق می‌شود که میان وجود و عدم (لاوجود) فرقی نیست، پس وجود موجود نیست. جورجیاس به همین قسم مغالطات دو قضیه دیگر را هم مدعی بود‚ یکی اینکه فرضأ وجود موجود باشد قابل شناختن نیست‚ دیگر اینکه اگر هم قابل شناختن باشد معرفتش از شخصی به شخص دیگر قابل افاضه نخواهد بود. معتبرترین حکمای سوفسطایی فروطاغورس (Protagoras)است.

از سبب سازیش من سودائی ام * وز سبب سوزیش سوفسطائی ام مولوی

با ترجمه ی متون پهلوی و اوستائی به روش علمی و درک شاهنامه با چنین مقولاتی، کم و بیش، اندیشه هائی بیرون می آیند که الهیّات زرتشتی در آنها، هزاره ها، جایسازی کرده است، که به نابودی ایران، در رویاروئی با دین اسلام کشید و امروزه به درد باز زائی و نوزائی فرهنگی ایران نیز نمی خورد و محتوایشان نیز، بیگانه از فرهنگ اصیل ایرانست. آنانکه از آثار من، به عنوان کمبود یا نبود مآخذ، تهمت غیر علمی بودن، بدان میزنند، این نکته ی تاریخی فوق العاده مهم را هم در پیش چشم داشته باشند. این مقلّدان غرب، که گرفتار مفهومی بسیار تنگ از علم هستند، دریابند که جنبشهای بزرگ غرب هم، استوار بر درک علمی یونان نبودند. آنچه « گوته و شیلر و نیتچه » از یونان گفتند و راه را برای وسعت نظر در آلمان گشودند، فرسخها از واقعیّت یونان باستان، فاصله داشتند . ترجمه های علمی زبانشناسانه از آثار افلاطون و سایر فلاسفه ی یونان، و قرار گرفتن همین « مـآخـذ »، فقط به زشت و خوارسازی « سوفسطائیان » انجامید، تا آنکه برداشت انقلابی هِگـِل از سوفسطائیان، برغم همه ی این مـآخـذ، سبب شد که راه برای شناختن سوفسطائیان به کردار « جنبش روشنگری در یونان » بازگردید و با این برداشت بود که « پروتاگوراس » سوفسطائی، با عبارت « انسان، معیار همه چیزهاست = Homo Menzura »، بنیاد گذار حقوق بشر شناخته شد. این برداشت من از فرهنگ ایران نیز، چنین نقشی را در نوزائی ایران، بازی خواهد کرد . ]

در راستای بازشکافی تفهیمی دیدگاه استاد بر این اندیشه ام که ما ایرانیها هنوز « تفاوت فلسفیدن و اندیشیدن را با پژوهشگری دانشگرایانه » نمی دانیم. به همین دلیل نیز تصوّر و به خود تلقین می کنیم که « دانش »؛ یعنی برشماریدن انواع و اقسام کتابها و مقالات و اسنادی که محکّ « آکادمیکی » خورده باشند. نخست آنکه طیف تحصیل کرده گان اجتماع ما – مهم نیست کجا مقیم باشند - هنوز در چارچوب معادلنویسیهای مکانیکی اسیر و محبوسند و در این باره نمی اندیشند که « ساینس = Science و ویسنشافت = Wissenschft و دانش و علم » در تاریخ تحوّلات فکری و فرهنگی و اجتماعی سرزمینهای باختری و خاوری از یکدیگر متفاوت هستند و همترازی و همسویی « معنایی » ندارند؛ زیرا پسزمینه های تجربی آنها یکسان نیستند. نباید از یاد برد که « ساینس و ویسنشافت و امثالهم » از محصولات و پیامدهای « فلسفیدن و اندیشیدن » می


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق و بررسی در مورد سوفسطائیان 11 ص