نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

نیک فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود ۷ کتاب آموزش طراحی سایت با فریم ورک گتنا‎

اختصاصی از نیک فایل دانلود ۷ کتاب آموزش طراحی سایت با فریم ورک گتنا‎ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود ۷ کتاب آموزش طراحی سایت با فریم ورک گتنا‎


دانلود ۷ کتاب آموزش طراحی سایت با فریم ورک گتنا‎

فرمت: pdf 

تعداد صفحات:40

حجم:1.01 mb

فریم ورک گتنا‎

کتاب آموزش طراحی سایت با فریم ورک گتنا‎

بخشی از محتوای کتاب:

فریم ورک گتنا از بهترین فریم ورک های ایرانی است که دارای شناسنامه و تاییدیه شورای عالی انفورماتیک کشور است. این فریم ورک متن باز است و کتابخانه های فراوانی جهت سرعت بخشیدن به طراحی سایت و اپلیکیشن های تحت وب دارد. از بهترین مزیت این  فریم ورک می توان به مقابله آن با اسکنرها و ربات ها اشاره کرد، همان طور که میدانید برای تشخیص ربات ها از کد های کپچا استفاده می شود ولی این فریم ورک با یک روش نوین و بدون برنامه نویسی کاری کرده است که فرمها را بدون کد کپچا ایجاد کنید و از امنیت آن خیالتان راحت باشد. همچنین دارای راهنمای فارسی است که هر چند وقت یک بار آپ دیت و منتشر می شود. از اصلی ترین اهداف این فریم ورک قرار دادن لایه هوش مصنوعی و ایجاد گزارش به سبک جدید به زبان های محاوره ای می باشد.

این فریم ورک برای افرادی طراحی شده است که قصد دارند خیلی سریع و آسان پروژه های خود را در حد متوسط پیش ببرند. البته گتنا (گروه تخصصی نت افزار) قصد دارد در آینده ی نه چندان دور، قابلیت های گسترده ای را به این فریم ورک اضافه کند. اکنون در حال بررسی و تحقیق بر روی هوش مصنوعی و ترکیب آن با این فریم ورک می باشیم. اگر بخواهیم به توانایی های آن اشاره کنیم، یکی از ساده ترین فریم ورک ها از لحاظ یادگیری است. شما تنها در یک روز می توانید با کلیه ی متدهای آن آشنا شوید و پروژه های خود را به وسیله ی آن طراحی کنید.

 

نویسنده: هادی منصوری راد

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود ۷ کتاب آموزش طراحی سایت با فریم ورک گتنا‎

دانلود پاورپوینت بررسی کتاب ریاضی دوم ابتدایی (فصل دوم).

اختصاصی از نیک فایل دانلود پاورپوینت بررسی کتاب ریاضی دوم ابتدایی (فصل دوم). دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود پاورپوینت بررسی کتاب ریاضی دوم ابتدایی (فصل دوم).


دانلود پاورپوینت بررسی کتاب ریاضی دوم  ابتدایی (فصل دوم).

پاورپوینت بررسی کتاب ریاضی دوم  ابتدایی (فصل دوم)

فرمت فایل: پاورپوینت 

تعداد اسلاید: 21

 

 

 

 

بخشی از متن

—علاوه بر دسته های نی که بچه ها برای یکی ده تایی روی میز خود قرار داده اند،با مقوا هم دستههای ده تایی درست کرده و به تختهی کلاس می چسبانیم. نی ها را یکی یکی در حالی که بچه ها می شمارند بر می داریم . وقتی به شماره ی ده رسید می پرسیم چکار کنم؟ ببندید چون به ده رسید .حالا یک دسته ی ده تایی داریم . ده تا تده تا با بچه ها می شماریم تا 90

—از دانش آموزان سوال می کنیم چه چیزهایی میبینید؟

—دسته ی ده تایی را با خط کش نشان داده و سوال میکنیم این دسته یعنی چندتا؟

—یک دسته ی ده تایی یعنی چند تا؟

—دو دسته ی ده تایی یعنی چند تا؟

—و اینگونه تا ۹۰ دسته های ده تایی را ادامه می دهیم.


دانلود با لینک مستقیم


دانلود پاورپوینت بررسی کتاب ریاضی دوم ابتدایی (فصل دوم).

تحقیق درباره کتاب و چاپ

اختصاصی از نیک فایل تحقیق درباره کتاب و چاپ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 85

 

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب به مجموعه ای از ورقه های کاغذ ، پوست آهو یا ماده ای همانند آن گفته میشود که در آن مطالبی نوشته شده باشد و با هم به نخ کشیده شده یا صحافی شده باشند و دراصل به معنی دوختن چرمی به چرم دیگر یا پیوند دادن برخی از حروف به برخی دیگر به وسیلة گفتن یا نوشتن است . بنابر آنچه در کتاب لغت و درتفسیر مجمع البیان آمده ، کتاب در اصل مصدر کتب یکتب است و به معنی پوستی را به پوستی دیگر پیوند دادن است مانند این که کسی پاره پوستی را به مشک آب پینه بدوزد ( کتب القربه ) یا لب های قاطری را با حلقه گرد آورد و به یکدیگر پیوسته گرداند ( کتب البغله ) و سپاهیان را هم که کتیبه گفته اند بواسطة آنست که به یکدیگر می پیوندند . راغب می گوید نوشته ها را هم که مکتوب می گویند برای این است که حروف و کلمات را به یکدیگر می چسبانند و از آن جمله می سازند چه روی صفحه ای نوشته شود و یا آن که ضمن گفتار باشد . بنابراین کلماتی را هم که بر زبان می آورند گاهی کتاب می گویند مانند این که گفتار خداوند را پیش از آن که نوشته شود کتاب گفته اند زیرا حروف و کلماتی را ب یکدیگر پیوند داده اند . نتیجة عزم و ارادة قطعی را هم که سر زدن کاری و یا پیش آمدی است و یا وجود شدن چیزی است کتاب گفته اند . فرمان دادن به کاری و واجب گردانیدن آن را هم کتاب گفته اند . ثابت و پابرجا گردانیدن علم و عقیده ای در قلب کسی را هم کتاب گفته اند و این آیة شریفه را می توان در این باره شاهد آورد که خداوند فرموده است : اولئک کتب فی قلوبهم الایمان ( مجادله ـ22)

در طول تاریخ ، کتاب به اشکال و انواع مختلف فراهم شده و دست و مرکب و قلم و نی درکتابت آن بکار رفته و درهر ورق آن سطوری مرکب از کلماتی مرتبط به هم و عبارات و مضامینی که مفهوم مشخصی را القاء می کند پیوند خورده است . شیوة چاپ وحروفچینی در قرن اخیر به کتاب صورتی نو و کسترشی جهانی بخشیده و تهیه و دسترسی به آنرا سهل و میسور گردانیده است و سیر آن همچون مراحل سنی انسان که شامل نوجوانی وجوانی میانسالی و پیری است مراحل علامت نگاری و مقاله نویسی و رساله نویسی را پست سر گذارده ، به صورت امروزین درآمده است .

کتاب مهمترین وسیلة انتقال حقیقت ها و سخنگوی پیشینیان و کارنامة فرهنگ و معرفت بشر و اسباب فزونی دانش و ادبیات و بیان کنندة تلخی ها و محرومیت ها و تلاش ها و کامیابی ها و پیروزی رفتگان و در مسائل علمی نشانة تسلسل تفکرات بوده ، قرن ها نقل و انتقال و گسترش دانش و هنر و نشر فرهنگ و تعمیم آموزش و پرورش و ایجاد نزدیکی ملت ها را از نقطه ای به نقطة دیگر ، عهده دار بوده است . کتاب و کتابخانه ، ضبط دانش اندیشمندان و تجربة صاحبنظران و نشر آن میان شیفتگان اندیشه های نو ، نقش اصلی و اساسی بارور کردن اذهان را به عهده داشته است .

کتاب موجب شده که گنجینه های فکری و آثار گذشتگان برای آیندگان باقی بماند و اندیشة نسل های مختلف به هم پیوند بخورد و منبع


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره کتاب و چاپ

تحقیق درباره زین العابدین مراغه ای از کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیگ 19ص

اختصاصی از نیک فایل تحقیق درباره زین العابدین مراغه ای از کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیگ 19ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 23

 

زین العابدین مراغه ای

از: سیاحت نامه ابراهیم بیک

......

باری، فردای آن روز به عزم سیاحت تبریز حاضر شدیم . رفتیم تا اسب کرایه کرده حرکت کنیم . مکاری دیده، اسب خواستیم . گفت باید چهار روز صبر کنید . ده پانزده نفر مسافر دیگر نیز هست با ایشان متفقا برویم . ناچر بیعانه داده برگشتیم، در روز موعود چارپادار آمد، دو رأس استر آورده بود . ما نیز اسباب و لوازم سفر را بار کرده رو به طرف تبریز حرکت نمودیم .... هشت روز راه در نوریده وارد تبریز شدیم ... در ورود تبریز وضع مملکت قدری دهشت انگیز به نظر آمد . در میان اهل قافله نیز همهمه بود....دکاکین همه بسته اند . احدی دیده نمی شد که احوالپرسی شود، تا این که قدری هم پیش رفتیم . از دور چند نفری را دیدیم که تند می گذشتند . یکی از آن میان پرسید که برادر در این شهر چه حادثه ای اتفاق افتاده که دکانها بسته و از هر سو آثار پریشانی نمایان است ؟ گفت معلوم است که خبر ندارید . خانه پیشکار مملکت را اهالی غارت کردند، اما خودش گریخت . گفتم پیشکار کیست ؟ گفت : حاکم . گفتم : چطور، چطور، خانه حاکم را ؟ مرد که تندی کرده گفت : من اولوم قمش قویم 1من تا حال این لفظ را نشنیده بودم، ملتفت قبح آن نشده، گفتم برادر، ترا به خدا قسم می دهم جواب بده . چه شده ؟ گفت : بابا، خانه پیشکار، یعنی حاکم مملکت را اهالی شهر چاپیدند . گفتم تاکنون در هر مملکت ایران دیده و شنیدیم که اهالی خانه آنان را می چاپیدند . حالا چطور شده است که اهالی خانه آنان را می چاپند . گفت :

چنین است آئین چرخ درشت گهی پشت زین و گهی زین به پشت

زمان هرروز طور دیگری اقتضا می کند . هر چیز در وقت خودش خوش است . این را گفته و گذشتند . حال جلودار و مسافرین را واهمه گرفت ...خلاصه همه ترسان و لرزان در همانجا که محله "هفت کچل" می گویند، جلودار در دم کاروانسرایی ما را فرود آورد. خود از دریچه داخل کاروانسرا گشته، بعد دالاندار را صدا کرده، آمده در را گشودند. ما هم داخل شدیم . باز فورا در را بست . حجره ای برای اقامت نشان دادند . رخت در آنجا فرو هشته اقامت گزیدیم ....

آن شب را به هزار واهمه به سر برده، سحرگاهان دیدم که خبری نیست . بازار و دکاکین شهر همه باز است و مملکت ساکت . ما نیز از آن بیغوله فراز آمده راه بازار و دکان رفیقی که داشتم ، پیش گرفته پس از پرسیدن یکی دو نقطه به دکان او رسیده سلام دادم . بعد از معرفی خود آن دوست عزیز برخاسته از سر و صورت من بوسیده و به کمال مهربانی احوال پرسی کرده ....از من پرسید پس اشیاء و اسباب شما کجاست . گفتم ما دیروز رسیدیم . شهر پر آشوب و دکانها همه بسته بود ناچار در هفت کچل به کاروانسرای فرود آمدیم . راستی برادر دیروز آن چه هنگامه ای بوده که مردم این شهر برپا کردند . گفت : آقاجان اینجا تبریز است، هرچه خواهند می کنند . بعد تفصیلش را به شما نقل می نمایم . گفتم : من در هیچ جا نشنیدم که رعیت خانه حاکم را غارت کند... گفت : در تبریز آنچه به خیال کسی نمی آید می کنند . در این اثنا آدمش را با یوسف عمو فرستاد که اسباب خورده ریز ما را از کاروانسرا به خانه اش نقل دهند . طرف عصری نیز دکان را بسته رفتیم به خانه . در اثنای راه گذار ما به کوچه ای افتاد دیدیم در دم در عمارتی چند سرباز "چماتمه" زده بقاولی ایستاده اند . پرسیدم این خانه کیست ؟ گفت خانه یک نفر تاجر است تازه از سفر آمده . حکومت احتراما سرباز فرستاده است، چاتمه زده اند . گفتم : درست نفهمیدم . مکرر گفت : گفتم بابا ، این چه معنی دارد، به احترام تاجری سرباز فرستادن و چاتمه زدن در کجا دیده و شنیده شده است . یعنی چه، تاجری تازه از سفر آمده ممکن است ، اما برای احترام آن تاجر سرباز بر در او به قراولی گماشتن چرا ؟ این شخص به حکومت مملکت نیامده ، از امرا و صاحب منصبان لشکری نیست . امری بسیار غریب است . گفت : علی الحال قاعده مملکت چنین است . آنگاه دست تأسف به همدیگر سوده گفتم : حالا شبهه ای نماند که درد این ملک و ملت بیدوا است . رعیت و تجار نیز راه بدی پیش گرفته اند . از امثال این تجار نیز برای مملکت سهل است به جهت اولادشان هم فائده ای نیست . زیرا که رندان حکومتی اینان را نیز به پاره احترامات مجعولیه به خودشان مشتبه کرده اند، پس هرچه خود و سایرین در دست دارند به سبب اینگونه بلند پروازیهای بی معنی در اندک زمانی خواهند باخت . این مردمان خانه برانداز به هر رنگی که باشد این جور تاجران را با الفاظ بی معنی بفرما، به سر مبارک شما، جنابعالی و غیره تمام خواهند کرد . بیچاره اولاد اینان که پس از عزت به انواع خواری مبتلا خواهند شد ....

چون به خانه رسیدیم دیدیم عمارت عالی و خوبی است . چند اطاق بیرونی داشت . نشستیم . چند مجموعه شیرینی و بعض میوه ها برای تشریفات ما چیده بودند . مشغول صحبت شدیم . در اثنای صحبت گفت داداش از مصر تمام احوالات شما را به من نوشته است که در غیرت و تعصب ملی سرآمد ایرانیان است . مقصود شما را از این سیاحت نوشته، ولی می گوید کاش نرفتی ایران را ندیدی . چه، می دانم که اکنون برای او خیلی بد خواهد گذشت . گفتم چه باید کرد ؟ وطن ماست بایستی ببینیم . خیال داشتم هرگاه جای را از مشهد، طهران برای اقامت مناسب یافته خانه ای خریده به وطن اصلی خود برگردم . گفت : چطور شد، جایی را پسند کردی ؟ بی اختیار آهی کشیده گفتم نه . گفت آه چرا می کشی ؟ گفتم : بی اختیار از دلم برخاست وگرنه موجب آه چیزی نیست . گفت : خوب چه دیدی ؟ گفتم : هرچه دیدنی و ندیدنی بود دیدم . تنها یک چیز ندیدم که منتهای مقصود من آن بود . گفت : مقصود شما چه بود . گفتم : دیدن مکتب که مایه تمامی سعادت و نیک بختی هاست . امروزه قوت دولت، عزت ملت و آبادی مملکت همه منوط به بودن مکتب است و بس . در این صحبت بودیم که به شام خبر کردند . رفتیم سر سفره . شام صرف شد . پس از شام باز چایی آوردند . یک پیاله خوردیم . پس از اندکی صحبت صاحب خانه گفت شما هنوز از رنج راه نیاسوده اید، قدری زودتر بخوابید تا راحت شوید . خوب هم دریافته بود . رختخواب انداختند، خوابیدیم .


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره زین العابدین مراغه ای از کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیگ 19ص